زامبیهای رسانه زده
بشیر اسماعیلی | کارشناس سیاست خارجی
۱. مهم و حیاتی است که آحاد مردم در شرایط کنونی اخبار و تحلیل سیاسی روزانه را صرفا و به طور مدوام از شبکههای ماهوارهای دریافت نکنند. به ویژه شبکه هایی نظیر اینترنشنال؛ تماشای مکرر این شبکه میتواند از افراد به طور گستردهای «زامبی رسانهای» بسازد. تجربیات نشان داده است که شبکه اینترنشنال با مغزشویی و دستکاری ادراکی مخاطب ایرانی، او را مستعد پذیرش فاشیسم، وطن فروشی، بیگانه پرستی و خشونت میکند که میتواند در مواقع بحرانی مثل بروز جنگ داخلی، منجر به فاجعه و کشتار در حد وسیعی شود.
لازم است همگی منابع دریافت اخبار و تحلیل روزانه خود را متنوع کنند و از رسانههای داخلی و خارجی با طیف های فکری و تحلیلی مختلف و حتی متضاد استفاده کنند. ابا توجه به مشکل تسلط به زبان انگلیسی، برخی از کانال ها یا سایتها هستند که تحلیلهای افراد طراز اول سیاسی جهان را با دوبله یا زیر نویس فارسی ارایه میدهند. مرور مطبوعات ایران و جهان دست کم در حد نگاه انداختن به سرتیتر آنها بسیار موثر و مفید خواهد بود. نباید نسبت به افراد با نظرات مختلف گاردداشت و باید همه نظرات و تحلیل ها را شنید.
در آمریکا همانطور که مثلا مردم فاکس نیوز را با گرایشات راستگرا و رادیکال تماشا میکنند، نیویورک تایمز چپگرا را هم میخوانند. پدیده اعتیاد به اینترنشنال و تک رسانهای شدن افراد، موردی کم سابقه در دنیای امروز است که متاسفانه در بخشی از جامعه ما دیده میشود. اشتباه است که کل تحلیل و خبر سیاسی را از یک رسانه دریافت نمود و اگر این رسانه وابسته به دشمن ما باشد، به طریقه اولی مهلک خواهد بود، همانطور که تا کنون بوده است.
در اخبار و تحلیل ها می بایست به دنبال دریافت حقیقت بود، نه آنچه سلیقه ماست یا باعث هیجان و تشفی مقطعی میشود.
۲. به دنبال فهم تاریخ ایران و جهان از بین محتوای شبکههای اجتماعی نباید بود؛ به خصوص صفحات اینستاگرام یا برخی از محتواهای یوتیوب، این ها عموما بازنمایی غیر واقعی و مغرضانهای از تاریخ دارند. هر داده تاریخی حتما نیازمند مستندات قوی است. تاریخ تحلیلی نیز باید مبتنی بر علم و روندهای آکادمیک در تحقیق باشد. هیچ چیز جایگزین خواندن کتاب نیست و باید فرهنگ تضعیف سشده کتابخوانی را بیش از پیش گسترش داد.
دانستن تاریخ ایران و جهان به خصوص تاریخ معاصر میتواند از درافتادن ملتها در چرخه باطل و خطرناک تکرار حوادث تلخ جلوگیری کند. اما دریافت اطلاعات تاریخی نادرست، این چرخههای باطل را تشدید و بازتولید خواهد کرد. امروزه شاهد آن هستیم که اطلاعات نادرست و تحریف شده درباره تاریخ پهلوی موجب شده است تا بخشی از جامعه خریدار نوستالژی فروشی و اتوپیا سازی از آن دوران باشند. همچنین به طور مثال بی اطلاعی از تاریخچه جنگهای آمریکا در منطقه ما یا قبل تر در ویتنام، کره، پاناما و ... موجب تلقی نادرست بخشی از جامعه از آمریکا گردیده که به باور «کمک در راه است» ترامپ و تجاوز نظامی علیه کشورمان انجامید. حتی کافی است کسی تاریخچه سرخپوستان بومی آمریکا را مطالعه کند تا خیلی از مسایل را در باب آمریکا متوجه شود. هر چند محتوای تاریخی شبکههای اجتماعی را نمیتوان مطلقا نادرست دانست، اما به خاطر فقدان استناد و رفرنس علمی، غرض ورزی و جهتگیریهای پنهان، استفاده از تئوریهای توطئه و سطحی بودن و ابتذال، نه تنها برای یادگیری تاریخ قابل اتکا نبوده که نقشی مخرب دارد.
امروزه تقویت سواد رسانهای یک وظیفه اجتماعی و ملی است. کم سوادی سیاسی و رسانهای موجب آسیب زدن به خود و دیگران میشود و سرنوشت یک کشور و مردم آن را تغییر میدهد. مسایل سیاسی و تاریخی پیچیده تر از آن هستند که در سطوح مبتذل کنونی به افکار عمومی القا میشوند. به ویژه اگر جنگ روایتی با ابتذال ترکیب شود، نتیجه کار فاجعه آمیز خواهد بود.
بشیر تو زيادي زرنگی عمو
انقدر وضعیت اینترنت داغونه که برای باز کردن هر خبر در رسانه داخلی کلی باید صبر کنیم بعد شما میگی خارجی!