روایت نجمالدین شریعتی از دوران کودکیاش و ابتلا به لکنت زبان/ ویدئو
ویدئویی از روایت نجمالدین شریعتی از دوران کودکیاش و ابتلا به لکنت زبان را در ادامه ببینید.
نجمالدین شریعتی از تجربهی خود در دوران کودکی که دچار لکنت زبان بوده، صحبت کرد. او گفت: «من چهار سال داشتم که دچار لکنت زبان بودم و وقتی درخواست آب میکردم، «آ» که میگفتم، مادرم آب را میآورد و متوجه میشد به آب نیاز دارم.»
او افزود: «نکتهای که میخواهم بگویم این است که بعضی از ما در مواجهه با مشکلاتمان زمینگیر میشویم و تلاشی برای بهبود اوضاع نمیکنیم که این اشتباه است. به یاد دارم یکی از دکترهایی که برای درمان لکنت زبان به او مراجع کرده بودیم، گفت وقتی بیکار میشوی، جلوی آیینه بنشین و با خودت حرف بزن.»
این مجری ادامه داد: «خانه ما در کنار مسجد بود و در ایام محرم صدای سخنرانی را میشنیدم و همه حرفها را به خاطر میسپردم و همانطور که دکتر گفته بود جلوی آیینه تمرین میکردم. به خوبی در خاطرم است که عصر روز عاشورا برای مادربزرگم مَقتَل میخواندم و مادربزرگم هم گریه میکرد و من خیلی خوشحال بودم که موفق شدم. الان فکر میکنم خدا خواست من را تربیت کند. من آن روزها میتوانستم با همان لکنت زبانم گوشهگیر و منزوی شوم اما تلاش کردم و امروز میبینم که همهی شرایط جوری رقم خورد که میتوانم اینجا بایستم و صحبت کنم.»
دیدگاه ما به اطراف خیلی اهمیت دارد
مجریِ برنامهی «سمت خدا» در بخش دیگری از صحبتهایش به اینکه چطور به دنیای اطرافمان نگاه میکنیم، اشاره کرد و گفت: «موضوع دیگری که دوست دارم با شما در میان بگذارم این است که ما باید در زندگی دنبال عینک باشیم. یعنی اینکه چطور به دنیای بیرون نگاه میکنیم موضوع بسیار مهمی است. باید به دنبال عینکی باشیم که جهانبینیمان را تغییر دهد.»
شریعتی افزود: «چند شب پیش مشهد بودم و خیلی ترافیک بود، یک راننده از پشت ما مدام بوق میزد و من به رانندهی خودمان گفتم شما در ترافیک زیاد با این صحنه مواجه شدهاید، در مقابل این اتفاق راننده کامیونها را میبینیم که اصلا اینطور رفتار نمیکنند، به دلیل اینکه انقدر بالا هستند که تا انتهای خیابان را میبینند و پذیرفتهاند که راه بسته است. در زندگی هم همینطور است و بعضی اوقات مشکلاتی به وجود میآید که فکر میکنیم دیگر دنیا به آخر رسیده است.»
رسیدن به اهداف در ازای چه چیزی؟
شریعتی همچنین در بخش دیگری از صحبتهایش دربارهی زحمتهایی که افراد متحمل میشوند، گفت: «من به مرور زمان یاد گرفتم که نباید مغلوب جاذبهها شوم. در دوران نوجوانی یکی از بزرگترین تفریحاتم این بود که باغبانی کنم. گلهای باغچه را در گلدان میکاشتم و میفروختم که این کار خیلی خوشحالم میکردم.» او به خاطرهای از این کار اشاره کرد و افزود: «یکبار رفته بودیم پارک ارم؛ غرفهای دیدم و از آقای فروشنده پرسیدم قیمت گلدانهای کدو چقدر است؟ مثلا گفت ۵۰۰ تومان و گفتم میخری؟ گفت بله. برگشتم خانه و همهی کدوها را در گلدان کاشتم. وقتی به پارک ارم رفتم، دیدم اعلامیه زدهاند مادر آن آقا فوت شده است. در حالی که من پاها، دستها و شانههایم خیلی درد گرفته بود و با تعداد زیادی از گلدان کدو مانده بودم. یک نفر جلو آمد و گفت گلدانها چند است و بعد نفر بعدی آمد و به این ترتیب همهی گلدانها را فروختم. اما زمانی که دوباره به خانه برگشتم، به این فکر کردم که این همه زحمت در ازای چه چیزی بود؟ چون پول زیادی به دست نیاوردم. وقتی یک چیزی را به دست میآوریم، حساب نمیکنیم که در ازای چه چیزی آن را به دست آوردیم و حتما باید به این موضوع دقت کنیم.»
پیگیر هر چیزی باشید، از شما دور میشود
مجری برنامههای مذهبی تلویزیون در «اقیانوس آرام» خاطراتی از دوران دانشجویی خود هم تعریف کرد: «زمانی که وارد دانشگاه شدم اوقات فراغتم زیاد بود و احساس کردم باید کاری کنم؛ به همین دلیل یک درخواست نوشتم که از من تست بگیرند چون فکر میکردم خیلی آدم بزرگی هستم. به همین دلیل به ساختمان جام جم رفتم و درخواست تست صدا را به دبیرخانه دادم. بعد از مدتی از طرف دفتر معاون صدای سازمان با من تماس گرفتند و گفتند آقای دکتر خجسته میخواهد شما را ببینید. آقای خجسته گفتند چرا میخواهی به اینجا بیایی؟ گفتم چون دوست دارم. گفتند برو درست را بخوان، اگر فکر میکنی اینجا برایت فرش قرمز پهن میکنند، سخت در اشتباهی اما مینویسم که تست بدهی.»
شریعتی ادامه داد: «در نهایت هم تست دادم و وقتی پشت میکروفون قرار گرفتم متوجه شدم وضعیت موجود با تصور من خیلی متفاوت است. بعد از چند وقت که دلسرد شده بودم با من تماس گرفتند و برای برنامهی «نیمرخ» تست دادم. به این ترتیب برای اولینبار صدای من از گزارشی که برای برنامهی «نیمرخ» گرفته بودم، پخش شد. بعد از آن چون احساس میکردم کار مهمی نکردهام و فقط صدایم پخش شده، انگیزهای نداشتم. خیلیها برای دیده شدن تلاش میکنند اما من میگویم دیده شوید که چه اتفاقی بیافتد؟ چه تاثیری میخواهید در این دنیا بگذارید؟ نکتهای که متوجه شدم این است که پیگیر هر چیزی در دنیا باشید، از شما دور میشود و هر چیزی را رها کنید، به سمت شما میآید. »
در زندگی نیاز به معیار داریم
شریعتی در پاسخ به یکی از نوجوانان که پرسید چه توصیهای برای انتخاب مسیر درست دارید، گفت: «اگر با یک معیار مشخص مسیر را انتخاب کنید، درست است. در میان ازدحام افرادی که میخواهند شما را جذب خود کنند، مهمترین عامل معرفت آدمها نسبت به خودشان است. یعنی اگر ما خودمان را شناختیم و ارزش خود را دانستیم، دیگر هر کسی از ما دعوت به کاری کند، نمیپذیریم. همچنین پدر و مادر که خیلی در این مسیر موثر هستند. درواقع ما در زندگی معیار و خطکش میخواهیم، مثلا شما میخواهید یک خط را ترسیم کنید، وقتی خط طولانی شود، قطعا نیاز به خطکش دارید. در زندگی هم اینطور است، اگر خطکش نباشد ما دچار انحراف میشویم و این مساله خیلی به ما آسیب میرساند.»
او تاکید کرد: «من در زندگی یاد گرفتم که تمام آتشهای بزرگ از یک جرقهی کوچک نشات گرفته است. شما باید بدانید که در زندگی انحرافهای بزرگ از یک لحظه غفلت شروع میشود. هیچوقت اتفاقات کوچک زندگی را دست کم نگیرید چون هم میتواند نقطهی شروع باشد و هم میتواند نقطهی سقوط باشد.»
اگر هدف نداشته باشید، به بنبست میرسید
نجم الدین شریعتی در پایان، تجربهای دیگر از زندگی خود با نوجوانها به اشتراک گذاشت. او تعریف کرد: «زمانی که تلویزیون را رها کرده بودم، یک روزی در یکی از محلههای قدیمیِ تهران، همان بچههای برنامهی «نیمرخ» دوباره من را دیدند و گفتند این آدم همان است که ما به دنبالش هستیم. من خیلی راغب نبودم، اما درنهایت رفتم و در برنامهای تحت عنوان «نقطهی ب» حضور پیدا کردم که برنامهی موفقی شد و آنجا فعالیت حرفهای من در تلویزیون آغاز شد. » او بیان کرد: «بنابراین زندگیتان باید پر از نقطهگذاری باشد. اگر هدفتان مشخص نباشد، به بنبست میرسید. اگر برنامهریزی داشته باشید، خداوند کمکتان میکند که به هدفتان برسید.»
برنامه «اقیانوس آرام» محصول سازمان هنری رسانهای اوج است که ساعت ۱۸ روزهای شنبه تا چهارشنبه از شبکه دو پخش میشود. این برنامه در هر قسمت میزبان چهرههای مختلف میشود تا تجربیات دوران نوجوانی خود را با این گروه سنی به اشتراک بگذارند.