آینده روابط ایران و انگلیس با تروریستی اعلام شدن سپاه و طرح تلافی‌جویانه مجلس چه می‌شود؟

تصمیم اخیر لندن برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فراتر از یک تغییر رویه حقوقی ساده، رویدادی کاملا سیاسی با زمان‌سنجی حساب‌شده است. برای درک دلایل این تصمیم در مقطع کنونی، باید سه ضلع فشار واشنگتن، محاسبات سیاست داخلی بریتانیا و تحرکات منطقه‌ای را تحلیل کرد.

آینده روابط ایران و انگلیس با تروریستی اعلام شدن سپاه و طرح تلافی‌جویانه مجلس چه می‌شود؟

در وهله نخست، «ارسال سیگنال همگرایی مطلق به واشنگتن» اصلی‌ترین انگیزه لندن است. در شرایطی که کشمکش میان ایران و ایالات متحده به نقاط حساسی رسیده، بریتانیا با این اقدام نشان داد که ترجیح می‌دهد خط‌مشی سخت‌گیرانه امریکا در قبال تهران را تقویت کند. این تصمیم به نوعی پاسخ به فشارهای طولانی‌مدت کاخ سفید و جریان‌های تندرو در کنگره امریکا برای یکپارچه‌سازی جبهه غربی علیه بدنه نظامی و منطقه‌ای ایران محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، تحولات داخلی بریتانیا و فشارهای پارلمانی نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند. دولت انگلیس طی ماه‌های گذشته تحت فشار شدید احزاب رقیب و نهادهای امنیتی داخلی قرار داشت تا در برابر آنچه «تهدیدات فراملی و فعالیت‌های برون‌مرزی سپاه» می‌خواند، موضعی قاطع‌تر اتخاذ کند. این اقدام پاسخ مستقیم دولت به این مطالبات برای ترمیم چهره امنیتی خود در داخل کشور است. زمان‌سنجی این اقدام با اوج‌گیری تنش‌های منطقه‌ای پیوند خورده است. بریتانیا با مهار بازیگری سپاه در معادلات خاورمیانه، قصد دارد هزینه‌های عملیاتی و سیاسی ایران را افزایش دهد و اهرم فشاری جدید در معادلات بازدارندگی به نفع متحدان غربی و منطقه‌ای خود ایجاد کند. لندن با این چرخش آشکار، عملیات روانی و حقوقی علیه تهران را وارد فاز تازه‌ای کرد تا وزن معادلات را پیش از هرگونه تنش‌زایی احتمالی تغییر دهد.

به دنبال بررسی طرح تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پارلمان این کشور، هیات‌رییسه مجلس شورای اسلامی طرحی متقابل و ۱۱ ماده‌ای را با هدف ایجاد بازدارندگی حقوقی و امنیتی اعلام وصول کرد. این اقدام بهارستان که با امضای جمعی از نمایندگان تدوین شده، رویکردی تلافی‌جویانه و ساختاریافته در برابر سیاست‌های مداخله‌جویانه لندن اتخاذ کرده است. بر اساس مفاد این طرح قانونی، کلیه فرماندهان، نیروهای نظامی و سازمان‌های وابسته به ارتش بریتانیا به عنوان «گروه‌های تروریستی» شناخته شده و هرگونه همکاری، تسهیلگری یا ارایه خدمات به آنها در سطح بین‌المللی جرم‌انگاری خواهد شد. طراحان این قانون تأکید دارند که هدف اصلی بهارستان، پاسخ به خطای محاسباتی لندن و پیاده‌سازی اصل «اقدام متقابل» در عرصه حقوق بین‌الملل است.

مجلس شورای اسلامی با ارایه این پیش‌نویس قاطع، این سیگنال روشن را به طرف اروپایی مخابره کرد که هرگونه تصمیم خصمانه علیه نهادهای رسمی و حاکمیتی ایران، هزینه‌های  سنگینی در حوزه امنیتی، دیپلماتیک و منطقه‌ای برای بریتانیا به همراه خواهد داشت و موازنه تقابل را وارد مرحله تازه‌ای می‌کند. اما جزییات این طرح چیست و تا چه اندازه می‌تواند پاسخی به این اقدام لندن باشد.

کالبدشکافی طرح

پاتک بهارستان به ساختار نظامی انگلستان

ابعاد و حقوق مفاد پیش‌نویس ۱۱ ماده‌ای ارایه شده به هیات رییسه مجلس شورای اسلامی، نشان‌دهنده یک چرخش راهبردی در الگوی رفتاری دستگاه قانون‌گذاری ایران در مواجهه با فشارهای غربی است. این طرح که با هدف پاسخ مستقیم به تصمیمات خصمانه لندن علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تدوین شده، صرفا یک بیانیه سیاسی یا ابراز نارضایتی دیپلماتیک نیست؛ بلکه یک چارچوب جامع حقوقی، کیفری و امنیتی است که ساختار نظامی و امنیتی بریتانیا را هدف قرار می‌دهد.

تروریستی اعلام کردن نیروهای مسلح و ارتش بریتانیا

هسته مرکزی و ماده اصلی این طرح، طبقه‌بندی رسمی کلیه نیروهای مسلح، فرماندهان، ستادها، پایگاه‌ها و نهادهای وابسته به ارتش بریتانیا به عنوان «سازمان‌ها و عناصر تروریستی» است. بر اساس این بند، وضعیت قانونی و حقوقی حضور نظامی بریتانیا - به‌ویژه در منطقه خلیج فارس و غرب آسیا- تغییر یافته و از نظر قوانین داخلی ایران، تمام نیروها و تحرکات آنها در قالب «اقدامات تروریستی» تعریف می‌شوند. این موازنه حقوقی، دقیقا بازسازی همان مدلی است که مجلس شورای اسلامی پیش‌تر در پاسخ به اقدام امریکا علیه سپاه (در قالب سنتکام) به کار گرفته بود.

 جرم‌انگاری هرگونه همکاری و تسهیل‌گری

بخش دیگری از مفاد این طرح به جرم‌انگاری گسترده هرگونه تعامل با نهادهای نظامی بریتانیا اختصاص دارد. طبق این مفاد، هرگونه همکاری اطلاعاتی، لجستیکی، مالی، تجاری یا حتی ارایه خدمات سوخت‌رسانی و پشتیبانی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی به نیروهای بریتانیایی، جرم تلقی شده و مشمول مجازات‌های سنگین کیفری و ضبط اموال خواهد بود. این بند با هدف ایجاد محدودیت عملیاتی برای شرکت‌ها و نهادهایی طراحی شده که ممکن است در مبادلات تجاری یا خدمات‌رسانی در منطقه با ارتش انگلیس تقاطع داشته باشند.

  پیگرد قضایی بین‌المللی و صیانت از بدنه خودی

در بعد حمایتی و قضایی، این طرح دولت و قوه قضاییه ایران را مکلف می‌کند که تمام ظرفیت‌های حقوقی بین‌المللی را برای پیگرد قضایی فرماندهان و مقامات بریتانیایی که در اقدامات علیه ایران یا نیروهای مسلح آن نقش داشته‌اند، فعال کنند. همچنین تمهیداتی برای جبران خسارت و صیانت از اشخاص و نهادهای ایرانی که ممکن است تحت تأثیر تحریم‌ها یا اقدامات بریتانیا قرار گیرند، در نظر گرفته شده است. بنابراین کالبدشکافی مفاد یازده‌گانه این طرح نشان می‌دهد که مجلس شورای اسلامی به دنبال ایجاد یک شاسی حقوقی محکم برای تلافی‌جویی سیستماتیک است. این قانون در صورت تصویب نهایی، به دستگاه‌های امنیتی و قضایی ایران اختیارات و صراحت قانونی لازم را می‌دهد تا با نیروهای بریتانیایی مانند متجاوزان و عناصر غیرقانونی برخورد کنند؛ اقدامی که ابزار بازی بریتانیا را در زمین حقوقی و امنیتی به‌شدت محدود و پرهزینه خواهد کرد.

رویکرد بازدارندگی پیش‌دستانه: اهرم‌سازی بهارستان برای تغییر محاسبات لندن

ارایه طرح ۱۱ ماده‌ای مجلس شورای اسلامی، پیش از آنکه صرفا یک اقدام انفعالی یا واکنشی دیرهنگام باشد، نشان‌دهنده اتخاذ الگوی «بازدارندگی پیش‌دستانه» در شطرنج دیپلماتیک و امنیتی میان تهران و لندن است. تدوین و اعلام وصول این پیش‌نویس در صحن علنی، با هدف مستقیم دستکاری در محاسبات هزینه-فایده تصمیم‌گیرندگان سیاسی و امنیتی بریتانیا انجام شده است تا پیش از تثبیت هرگونه اقدام عملی علیه سپاه پاسداران، پیامدهای سنگین آن برای لندن روشن شود. کشورهای غربی و به ویژه بریتانیا، طی سال‌های اخیر اغلب با این تصور دست به اقدامات تحریمی یا حقوقی علیه نهادهای حاکمیتی ایران زده‌اند که این تصمیمات، هزینه‌های مستقیم و عملیاتی چندانی برای آنها در پی نخواهد داشت. مجلس شورای اسلامی با رونمایی از این طرح، اصالت این تصور را به چالش کشید. هدف اصلی قانون‌گذاران ایران، تبدیل یک «تصمیم نمادین سیاسی» در لندن به یک «بحران پرهزینه عملیاتی» در منطقه غرب آسیا است. بهارستان با این پیام واضح وارد میدان شد که هرگونه اقدام حقوقی علیه رکن رسمی دفاعی ایران، به منزله باز کردن درهای تقابل همه‌جانبه حقوقی و امنیتی خواهد بود. در ادبیات روابط بین‌الملل، قانون‌گذاری‌های قاطع در پارلمان‌ها اغلب به عنوان ابزاری برای «دیپلماسی اهرمی» یا ابزار چانه‌زنی در پشت درهای بسته استفاده می‌شوند. تصویب یا حتی طرح موضوع مقابله با ارتش بریتانیا در مجلس، دست دستگاه دیپلماسی ایران را در مواجهه با طرف‌های اروپایی پرتر می‌کند. این طرح به وزارت امور خارجه ایران اجازه می‌دهد تا با موضعی محکم‌تر به طرف بریتانیایی گوشزد کند که تصمیمات آنها دیگر صرفا در قالب بیانیه‌های سیاسی پاسخ داده نمی‌شود، بلکه به الزامات قانونی سخت و غیر قابل ‌بازگشت برای دستگاه‌های نظامی و قضایی ایران تبدیل خواهد شد. زمان‌سنجی ارایه این طرح، با شرایط حساس منطقه‌ای و تنش‌های جاری میان ایران و محور غربی- امریکایی پیوند خورده است. بریتانیا ناوگان، پایگاه‌ها و نیروهای نظامی متعددی در منطقه خلیج فارس و کشورهای همجوار دارد. مجلس با مطرح کردن گزینه تروریستی اعلام کردن این نیروها، عملا خطوط قرمز جدیدی را ترسیم کرده است. این بازدارندگی پیش‌دستانه به طرف بریتانیایی یادآوری می‌کند که آسیب‌پذیری‌های لجستیکی و نظامی آنها در منطقه به مراتب بیشتر از توانایی آنها برای اعمال فشار حقوقی از فرسنگ‌ها دورتر است. رویکرد پیش‌دستانه بهارستان در تدوین این طرح ۱۱ ماده‌ای، با این نیت طراحی شده است تا به عنوان یک «ترمز حقوقی و امنیتی» برای دستگاه سیاست خارجی انگلیس عمل کند. مجلس با پیش‌دستی در طرح این واکنش، سعی دارد به لندن نشان دهد که هزینه تقابل با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، متناسب با ابعاد آن نخواهد بود و می‌تواند دامنه تنش‌ها را به حوزه‌های غیر قابل کنترلی بکشاند.

پیامدهای حقوقی و امنیتی برای نیروهای بریتانیایی در منطقه

تصویب و عملیاتی شدن طرح ۱۱ ماده‌ای مجلس شورای اسلامی، معادلات حضور نظامی و امنیتی بریتانیا در منطقه غرب آسیا و به‌ویژه حوزه خلیج فارس را با تغییراتی بنیادین و بی‌سابقه مواجه می‌سازد. تا پیش از این، نیروهای مسلح بریتانیا، ناوگان دریایی سلطنتی و ناوگروه‌های مستقر در پایگاه‌های منطقه‌ای، در چارچوب مناسبات و پروتکل‌های سنتی نظامی فعالیت می‌کردند؛ اما با خروج از این وضعیت قانونی و تغییر برچسب آنها به «گروه‌های تروریستی» از سوی قانونگذار ایرانی، تمام خطوط تماس میان ایران و بریتانیا در حوزه امنیتی وارد یک فاز پرریسک و عبورناپذیر می‌شود. از منظر حقوقی، مهم‌ترین پیامد این مصوبه، سلب منافع و مصونیت‌های عرفی و بین‌المللی است که نیروهای نظامی معمولا در راستای ماموریت‌های رسمی خود از آن برخوردارند. وقتی ارتش یک کشور در قوانین داخلی کشوری دیگر به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می‌شود، تمامی رفتارها، جابه‌جایی‌ها و فعالیت‌های ناوگان و پرسنل آن، نه یک اقدام نظامی متعارف، بلکه مصداق «تهدید تروریستی علیه امنیت ملی» ارزیابی می‌شود. این مساله به دستگاه قضایی و نیروهای مسلح ایران مجوز و مستندات قانونی لازم را می‌دهد تا هرگونه مواجهه، رصد یا تقابل در آب‌های خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان را بر پایه قوانین مبارزه با تروریسم صورت‌بندی کنند. این تغییر رژیم حقوقی، آزادی عمل ناوهای بریتانیایی را در آب‌های بین‌المللی مجاور ایران به‌شدت محدود کرده و خطر درگیری‌های محاسباتی و ناخواسته را به اوج می‌رساند. از بعد امنیتی و عملیاتی، پایگاه‌ها و نیروهای بریتانیایی مستقر در کشورهای منطقه از جمله در بحرین، عمان، قطر و امارات، عملا به اهدافی با ریسک بالا تبدیل می‌شوند. هرگونه پشتیبانی، سوخت‌رسانی، معامله تجاری یا حتی ارایه خدمات ناوبری از سوی شرکت‌های منطقه‌ای به کشتی‌ها و نیروهای بریتانیایی، طبق این قانون جرم‌انگاری شده و معامله‌کنندگان با تسلیحات و بخش‌های پشتیبانی ارتش بریتانیا ممکن است با پیگردهای سخت قضایی یا تحریم‌های متقابل ایران مواجه شوند. این امر می‌تواند زنجیره تامین و پشتیبانی لجستیکی ارتش بریتانیا را در خلیج فارس دچار اختلال کند، زیرا بسیاری از پیمانکاران محلی برای حفظ روابط و منافع خود با ایران، در همکاری با نیروهای بریتانیایی تجدید نظر خواهند کرد. علاوه بر این، پرسنل و فرماندهان ارتش بریتانیا که در عملیات‌ها یا تصمیم‌گیری‌های علیه ایران مشارکت داشته‌اند، در فهرست تعقیب قضایی و صادرکنندگان «احکام کیفری» قرار خواهند گرفت. این وضعیت، امنیت روانی و فیزیکی نیروهای بریتانیایی را حتی پس از پایان ماموریت در منطقه تحت تاثیر قرار می‌دهد، چرا که خطر پیگردهای قانونی بین‌المللی یا اقدامات تلافی‌جویانه همواره سایه‌افکن خواهد بود. مهم‌ترین پیامد عملیاتی این اقدام، از بین رفتن کامل کانال‌های مدیریت بحران و «خطوط سرخ» میان دو کشور در دریا و آسمان منطقه است. در شرایطی که نیروهای نظامی دو طرف یکدیگر را ابزارها و عناصر تروریستی قلمداد کنند، امکان هرگونه ارتباط رادیویی، تاکتیکی یا تنش‌زدایی در لحظات بحرانی از بین می‌رود. کوچک‌ترین اشتباه محاسباتی یا عبور غیرمجاز ناوهای بریتانیایی از حریم آبی ایران می‌تواند به سرعت به یک برخورد نظامی مستقیم و وسیع تبدیل شود؛ چرا که نیروهای دفاعی ایران بر اساس تکالیف قانونی جدید، مکلف به مواجهه قاطع با عناصر تروریستی در حوزه قلمرو حاکمیتی خود خواهند بود. این وضعیت، هزینه حضور نظامی لندن در منطقه را به شکلی سرسام‌آور افزایش داده و مانعی بزرگ بر سر راه سیاست‌های مداخله‌جویانه بریتانیا در خاورمیانه ایجاد می‌کند.

حمایت قانونی از نیروها و شرکای سپاه

ساخت سپر حقوقی در برابر فشارهای فرامرزی

یکی از کلیدی‌ترین و کمتر پرداخته‌شده‌ترین ابعاد طرح ۱۱ ماده‌ای مجلس شورای اسلامی، رویکرد دفاعی و صیانتی آن از بدنه نیروهای مسلح، پرسنل، اشخاص حقیقی و نهادهای حقوقی مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. اهداف بریتانیا و شرکای غربی‌اش از اعمال تحریم‌ها و برچسب‌زنی‌های حقوقی، صرفا محدود به حوزه سیاسی نیست؛ بلکه ایجاد «انسداد عملیاتی»، «ترس‌افکنی حقوقی» و «ایجاد انزوا» برای تمام اشخاص و مجموعه درهم‌تنیده‌ای است که با این نهاد حاکمیتی همکاری می‌کنند. از این رو، قانونگذار ایرانی در مفاد این طرح، ایجاد یک سازوکار صیانتی و پدافند حقوقی محکم را در اولویت قرار داده تا آثار فرامرزی تصمیمات خصمانه لندن را خنثی کرده و متقابلا برای طرف غربی هزینه‌سازی کند. این طرح با درک دقیق از مکانیزم تحریم‌های ثانویه و پیگردهای قضایی بریتانیا، ابتدا چتر حمایتی خود را  روی تمامی پرسنل، دستگاه‌های همکار و پیمانکاران طرف قرارداد با سپاه می‌گسترد. در فضای بین‌المللی، وقتی نهادی هدف تروریسم یا تحریم قرار می‌گیرد، شرکت‌ها، موسسات مالی و افراد غیرنظامی همکار با آن تحت فشارهای سنگین حقوقی قرار می‌گیرند تا روابط خود را قطعی کنند. مفاد حمایتی طرح بهارستان، دستگاه‌های دولتی، بانک‌ها و نهادهای قضایی ایران را مکلف می‌کند که متقابلا از این افراد و مجموعه‌ها حمایت‌های همه‌جانبه مالی، حقوقی و کنسولی به عمل آورند. این حمایت‌ها شامل جبران خسارت‌های احتمالی ناشی از اقدامات بریتانیا، اعطای تسهیلات ویژه حقوقی و قضایی در داخل کشور و ایجاد پوشش‌های قانونی در برابر آسیب‌های ناشی از تحریم‌های بریتانیا است. علاوه بر این، طرح مذکور به دنبال ایجاد یک «بازدارندگی قضایی» برای صیانت از شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی سپاه است. بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی غیر ایرانی که در حوزه‌های تجاری، فنی، منطقه‌ای یا مستشاری با سپاه همکاری دارند، همواره هدف تهدیدات قضایی و تحریمی دولت‌های غربی هستند. با تصویب این قانون، دولت و قوه قضاییه ایران موظف می‌شوند که در صورت صدور احکام یا اقدامات خصمانه بریتانیا علیه این افراد و مجموعه‌ها، بلافاصله اقدامات متقابل حقوقی و کیفرخواست‌های بین‌المللی علیه مقامات و نهادهای بریتانیایی دخیل در این پروسه‌ها صادر کنند. این تقابل قضایی باعث می‌شود که مجریان و طراحان سیاست‌های تحریمی بریتانیا بدانند که اقداماتشان علیه شرکای ایران بدون پاسخ قضایی و هزینه‌های شخصی یا سازمانی باقی نخواهد ماند. از سوی دیگر، این طرح ابزاری برای بی‌اثرسازی جنگ روانی و فشارهای معیشتی و رفاهی علیه پرسنل نظامی است. بریتانیا با اقدامات خود می‌کوشد تا هزینه‌های شخصی و اجتماعی عضویت یا همکاری با سپاه را بالا ببرد. ساختار حمایتی قانونی مجلس، این پیام صریح را به بدنه نیروهای مسلح و شرکای آنها می‌فرستد که حاکمیت ملی با تمام ظرفیت‌های قانونی و اقتصادی خود پشتیبان آنهاست و هیچ‌گونه اقدام تلافی‌جویانه طرف خارجی نمی‌تواند امنیت شغلی، حقوقی و مادی آنان را به خطر بیندازد. بهارستان با ایجاد این سپر قانونی، عملا استراتژی «قطع شریان‌های همکاری سپاه» را که توسط لندن دنبال می‌شود، خنثی می‌کند. این اقدام نه تنها احساس امنیت را در میان نیروها و همکاران داوطلب و رسمی افزایش می‌دهد، بلکه به طرف بریتانیایی اثبات می‌کند که ابزار تحریم و پیگرد قضایی فرامرزی، یک‌طرفه باقی نخواهد ماند.

 ارزیابی افق دیپلماتیک در شرایط تقابل تهران و لندن

تصویب و اجرای طرح ۱۱ ماده‌ای مجلس شورای اسلامی در پاسخ به تحرکات بریتانیا، نقطه‌ عطفی تعیین‌کننده در تاریخ روابط پرفرازونشیب تهران و لندن به شمار می‌رود. این تصمیم حاکمیتی اگرچه از منظر منطق بازدارندگی و دفاع از حاکمیت ملی اقدامی اجتناب‌ناپذیر و متناسب قلمداد می‌شود، اما از بعد تحلیل دیپلماتیک، چشم‌انداز روابط دو کشور را وارد دوره‌ای از انجماد عمیق و تقابل همه‌جانبه می‌کند که ابعاد آن فراتر از مناسبات دوجانبه امتداد خواهد یافت. در افق دیپلماتیک، نخستین قربانی این تقابل قانونی، کانال‌های رسمی گفت‌وگو و تعاملات دوجانبه خواهد بود. سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های دیپلماتیک که پیش از این نیز در سطحی شکننده و نیم‌بند فعالیت می‌کردند، اکنون با چالش‌های حقوقی و امنیتی بی‌سابقه‌ای روبه‌رو می‌شوند. وقتی ارتش و نهادهای رسمی یک کشور در صحن پارلمان کشور دیگر به عنوان «سازمان تروریستی» شناخته شوند، استانداردهای دیپلماتیک و پروتکل‌های مصونیت به‌شدت آسیب می‌بینند. این وضعیت عملا ابزارهای تنش‌زدایی و رایزنی‌های پشت‌پرده را از کار می‌اندازد و دیپلماسی را به رویکردی کاملا انفعالی و مدیریت بحران تقلیل می‌دهد. از سوی دیگر، این مصوبه موازنه فشار میان ایران و تروییکای اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) را دستخوش تغییر می‌کند. لندن که همواره نقش پل ارتباطی یا موتور محرک سیاست‌های سخت‌گیرانه اروپا در قبال تهران را ایفا می‌کرد با تصویب این طرح، خود به مرکز اصلی آتش تقابل حقوقی تبدیل می‌شود. این مساله می‌تواند منجر به همبستگی بیشتر کشورهای غربی با بریتانیا شده و ریسک اجماع‌سازی جدید علیه ایران در نهادهای بین‌المللی را افزایش دهد؛ اما در عین حال، به طرف اروپایی اثبات می‌کند که هزینه‌های همراهی بی‌قیدوشرط با خط‌مشی‌های تقابلی، بسیار سریع‌تر و سنگین‌تر از محاسبات اولیه آنها به صحنه عملیاتی بازمی‌گردد. در سطح اقتصادی و تحریمی، این تقابل حقوقی دیواری سخت‌تر در برابر هرگونه گشایش تجاری یا سرمایه‌گذاری متقابل ایجاد خواهد کرد. ریسک همکاری مالی و راه‌اندازی کانال‌های تجاری برای شرکت‌های چند ملیتی و نهادهای اروپایی به اوج می‌رسد، چرا که خود را میان دو قیچی قانونی-تحریم‌ها و پیگردهای قضایی بریتانیا از یک‌سو و جرم‌انگاری و مجازات‌های سخت قوانین ایران از سوی دیگر-گرفتار می‌بینند. طرح ۱۱ ماده‌ای بهارستان نشان داد که جمهوری اسلامی ایران در برابر تغییر رژیم حقوقی نهادهای رسمی و دفاعی خود، استراتژی «سکوت یا انفعال» را کنار گذاشته و به الگوی «پاسخ متوازن و پرهزینه» روی آورده است. این پیش‌نویس قانونی بیش از آنکه صرفا یک بیانیه تند سیاسی باشد، ابزاری هوشمندانه برای تغییر معادلات ریسک در محاسبات لندن است. آینده این تقابل به واکنش طرف بریتانیایی بستگی خواهد داشت؛ اگر لندن بخواهد رویکرد خصمانه خود علیه سپاه پاسداران را تثبیت کند، قانون جدید مجلس، دست دستگاه‌های نظامی، امنیتی و قضایی ایران را برای اعمال فشارهای عملیاتی در حوزه خلیج فارس و محیط بین‌المللی باز می‌گذارد. اگرچه این مسیر هزینه‌های دیپلماتیک و اقتصادی مشخصی برای هر دو طرف به همراه دارد، اما پیام اصلی بهارستان به غربی‌ها روشن است: امنیت و اعتبار نهادهای حاکمیتی ایران، خط قرمزی است که هرگونه تجاوز حقوقی به آن، با پاتک قانونی و موازنه سخت‌پیکر پاسخ داده خواهد شد.

منبع: اعتماد
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید