توافق ابراهیم فروپاشید | اسرائیل به دنبال طرح «توافق فرزندان ابراهیم»!

توافق‌های ابراهیم با هدف دستیابی به موفقیتی شکل گرفتند که دهه‌ها مذاکره نتوانسته بود آن را محقق کند.

توافق ابراهیم فروپاشید | اسرائیل به دنبال طرح «توافق فرزندان ابراهیم»!

به گزارش خبرفوری به نقل از ریسپانسیبل استیت کرفت، ایده اصلی این توافق‌ها آن بود که روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل از مسئله فلسطین جدا شود؛ رویکردی که عملا از اصل بنیادین «ابتکار صلح عربی» مصوب سال ۲۰۰۲ فاصله گرفت. آن یکی، عادی‌سازی روابط با اسرائیل را به تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ مشروط کرده بود. اما توافق‌های ابراهیم نه‌تنها تلاشی برای اصلاح یا بازنگری این اصل نکردند، بلکه آن را به‌طور کامل کنار گذاشتند.

این راهبرد آمریکا بر پایه معامله‌ای سیاسی و امنیتی استوار بود. امارات متحده عربی و بحرین در ازای عادی‌سازی روابط با اسرائیل، تضمین‌های امنیتی مورد نظر خود برای مقابله با ایران و همچنین فرصت همکاری‌های نظامی و فناوری با اسرائیل را به دست آوردند. مراکش نیز در مقابل، شناسایی حاکمیت خود بر صحرای غربی از سوی آمریکا را دریافت کرد؛ خواسته‌ای که سال‌ها برای آن تلاش کرده بود. سودان نیز مهم‌ترین هدفش خروج از فهرست کشورهای حامی تروریسم آمریکا و پایان دادن به انزوای اقتصادی و مالی بود. هر یک از این کشورها مطالبات مشخصی داشتند و واشنگتن نیز حاضر بود برای تحقق توافق، هزینه سیاسی برآورده کردن این خواسته‌ها را بپردازد.

در مقابل، کشورهایی که به این روند نپیوستند نیز دلایل روشنی داشتند. عربستان سعودی بر موضع سنتی خود تأکید کرد و اعلام داشت که بدون وجود مسیری روشن برای تشکیل کشور فلسطین، عادی‌سازی روابط با اسرائیل امکان‌پذیر نیست. ریاض به‌خوبی می‌دانست عقب‌نشینی از این موضع می‌تواند جایگاه آن را در جهان عرب و اسلام تضعیف کند.

قطر و عمان نیز محاسبات متفاوتی داشتند. این دو کشور بخش مهمی از نفوذ منطقه‌ای خود را مدیون توانایی حفظ ارتباط همزمان با بازیگران مختلف، از جمله آمریکا، ایران و دیگر قدرت‌های خاورمیانه هستند. پیوستن به توافق‌های ابراهیم می‌توانست این مزیت ژئوپلیتیکی را از بین ببرد یا دست‌کم تضعیف کند.

کویت نیز موضع خود را بر اساس تعهدات قانون اساسی و سیاست خارجی‌اش تعریف کرد و بارها اعلام کرد که آخرین کشور عربی خواهد بود که روابط دیپلماتیک با اسرائیل برقرار می‌کند.

توافق‌های ابراهیم تنها مسئله فلسطین را کنار نگذاشتند، بلکه این پیام را نیز منتقل کردند که دیگر این مسئله در اولویت اصلی منطقه نیست. هنگامی که گروه‌های فلسطینی شاهد گسترش روند عادی‌سازی از ابوظبی تا رباط بودند، این برداشت در میان آنها شکل گرفت که جهان عرب در حال حرکت به سمت نظم جدیدی است که در آن، مسئله فلسطین به حاشیه رانده شده است.

از این منظر، حمله حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ را می‌توان واکنشی به همین روند دانست. به باور نویسنده، گروه‌های فلسطینی احساس کردند تنها راه جلوگیری از حذف مسئله فلسطین از دستور کار منطقه‌ای و بین‌المللی، ایجاد شوکی بزرگ است که معادلات را بر هم بزند. اما نتیجه این اقدام، سراسر منطقه را درگیر کرد.

با این حال، این تحولات یک واقعیت اساسی را آشکار کرد؛ هر نظم منطقه‌ای که تلاش کند مسئله فلسطین را نادیده بگیرد، از بنیانی سست برخوردار خواهد بود و دیر یا زود آسیب‌پذیری خود را نشان می‌دهد. جنگ غزه دردناک‌ترین شاهد این واقعیت بود.

پس از آن، جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ و توافق‌هایی که در پی آن حاصل شد، تحول مهم دیگری را آشکار کرد. اکنون روشن شده است که تضمین‌های امنیتی‌ای که ستون اصلی توافق‌های ابراهیم به شمار می‌رفتند، به استحکام تصورشده نبودند. این جنگ نشان داد تلاش‌های گذشته برای مقابله با ایران به اهداف خود نرسیده و ایران به قدرتی تأثیرگذار در خاورمیانه تبدیل شده است که نمی‌توان آن را از هیچ سازوکار امنیتی در خلیج فارس کنار گذاشت.

به اعتقاد نویسنده، همین تحول یکی از مهم‌ترین پایه‌های راهبردی توافق‌های ابراهیم را تضعیف کرده است؛ یعنی این باور که چتر امنیتی آمریکا به‌تنهایی می‌تواند امنیت و ثبات متحدانش در منطقه را تضمین کند.

از نگاه کسانی که معتقدند صلح پایدار تنها از مسیر حل عادلانه مسئله فلسطین امکان‌پذیر است، فروپاشی این بنیان راهبردی اتفاقی غیرمنتظره نیست. به باور آنان، سازه‌ای که بر پایه‌ای نادرست بنا شده باشد، دوام نخواهد آورد. اکنون پرسش اصلی این نیست که چه چیزی از دست رفته، بلکه این است که چه کسانی از مسیر گذشته سود برده‌اند.

نویسنده در پایان با اشاره به روایت ادیان ابراهیمی می‌نویسد یهودیان و اعراب به‌ترتیب خود را از نسل اسحاق و اسماعیل، دو فرزند حضرت ابراهیم، می‌دانند. در توافق‌های ابراهیم، فرزندان اسحاق یعنی اسرائیلی‌ها پشت میز مذاکره حضور داشتند، اما فرزندان اسماعیل، یعنی فلسطینی‌ها، بیرون از این روند باقی ماندند. از دید او، این صرفا یک نقص جزئی نبود، بلکه ایرادی بنیادین بود که از همان ابتدا آینده توافق را با مشکل روبه‌رو کرد.

به باور نویسنده، اکنون زمان آن رسیده که چارچوب تازه‌ای با عنوان «توافق فرزندان ابراهیم» شکل بگیرد؛ چارچوبی که بر این اصل استوار باشد که صلح واقعی تنها زمانی پایدار خواهد بود که حقوق هر دو ملت، هم اسرائیلی‌ها و هم فلسطینی‌ها، به رسمیت شناخته شود. در این نگاه، ایجاد مسیری واقعی و قابل اعتماد برای تشکیل کشور فلسطین نه یک امتیاز سیاسی، بلکه ستون اصلی هر توافق صلح ماندگار است.

او نتیجه می‌گیرد که «توافق فرزندان ابراهیم» نباید صرفا مراسمی نمادین در کاخ سفید باشد، بلکه باید روندی سیاسی، دشوار و بلندمدت برای دستیابی به تشکیل کشور فلسطین در کنار عادی‌سازی کامل روابط با اسرائیل ایجاد کند؛ روندی که بتواند نظمی باثبات‌تر و ماندگارتر برای خاورمیانه به وجود آورد. زیرا به باور نویسنده، اگر قرار است صلحی به نام ابراهیم شکل بگیرد، باید هر دو فرزند او را در بر بگیرد.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 3
  • سعید

    خدا لعنتتون کنه شما هم چیزی از اسرائیل کم ندارین، الان ما تو جنوب برق و آب نداریم و جنگ هم برامون بوجود آوردین، خودتونم تو تهران زیر باد کولر و دور از جنگ فقط شعار می دین، ای خدا لعنتتون کنه، ای خدااااااااااا آه از دستتون آه، وا ویلا بهتون واااااااا

  • ناشناس

    بله ملت اسراییل و فلسطین هر دو باید محترم و در امنیت باشند

  • محقق متون مقدس

    طبق انجیل مقدس، حضرت ابراهیم نبی(ع)هم اکنون زنده هستند ودر بهشت تشریف دارند؛و(حضرت ابراهیم) به (برده )گفت به بهشت خوش آمدی فرزندم و تو دیگر برده فرزند ستمگر(من) نیستی چون او به دوزخ رفت..
    در قرآن کریم هم عین این مطلب آمده که عهد خدا به ظالمین نمیرسد..