یادداشت تفاهم امضا شد، بنزاید ماند و حوضش | معمای ابوظبی؛ چگونه با ایران نجنگد و کنار اسرائیل بماند؟
در پی جنگ اخیر ایران و آمریکا، امارات متحده عربی خود را در موقعیتی پیچیده و متفاوت نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه میبیند؛ موقعیتی که میتواند جایگاه این کشور را در نظم جدید خاورمیانه با چالشهای جدی روبهرو کند.
به گزارش خبرفوری، یادداشت تازه پایگاه ریسپانسیبل استیت کرفت، به بررسی این موضوع پرداخته و این پرسش را مطرح میکند که آیا امارات پس از پایان جنگ ایران به «بازیگر متفاوت و منزوی» خلیج فارس تبدیل شده است یا خیر.
در طول جنگ، کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر، ترکیه و پاکستان نقش فعالی در میانجیگری و ایجاد مسیرهای دیپلماتیک برای کاهش تنش ایفا کردند. این کشورها تلاش کردند از گسترش درگیری جلوگیری کرده و شرایط را برای توافق میان تهران و واشنگتن فراهم کنند. اما امارات در مقایسه با این بازیگران، وضعیت متفاوتی داشت؛ زیرا مستقیما هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفت و آسیبهای امنیتی و اقتصادی قابل توجهی را تجربه کرد.
به نوشته نویسنده، ابوظبی در سالهای اخیر تلاش کرده بود روابط خود با ایران را در چارچوبی عملگرایانه مدیریت کند. با وجود اختلافات تاریخی، دو کشور روابط اقتصادی گستردهای داشتند و هزاران شرکت ایرانی در امارات فعالیت میکردند. اما حملات اخیر ایران به اهدافی در خاک امارات باعث شد نگاه رهبران این کشور به تهران تغییر کند و نگرانیهای امنیتی آنها افزایش یابد.
بیشتر بخوانید:
شهر گناه؛ چگونه با وجود جنگ، تجارت جنسی در هتلهای دبی رونق دارد؟
مغز متفکر سفر نتانیاهو به امارات هک شد | ساموئل شای» کیست؟
در عین حال، امارات طی سالهای گذشته روابط خود را با اسرائیل نیز به شکل بیسابقهای گسترش داده است. توافقهای ابراهیم زمینه همکاریهای اقتصادی، فناوری و امنیتی گسترده میان دو طرف را فراهم کرد. اکنون برخی تحلیلگران معتقدند که پس از جنگ، همکاریهای امنیتی میان ابوظبی و تلآویو ممکن است حتی عمیقتر شود؛ موضوعی که میتواند حساسیت ایران را نسبت به امارات افزایش دهد.
با این حال، امارات نمیخواهد وارد یک رویارویی دائمی با ایران شود. اقتصاد این کشور به شدت به ثبات منطقه وابسته است. دبی و ابوظبی طی سالهای اخیر میلیاردها دلار برای توسعه بخشهای مالی، فناوری، گردشگری و سرمایهگذاری خارجی هزینه کردهاند و هرگونه بیثباتی امنیتی میتواند این برنامهها را تهدید کند. به همین دلیل رهبران امارات همزمان با تقویت توان دفاعی خود، به دنبال حفظ کانالهای ارتباطی با تهران نیز هستند.
جنگ اخیر همچنین آسیبپذیری اقتصادهای خلیج فارس را در برابر بحرانهای منطقهای آشکار کرد. بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در صادرات انرژی، نگرانیهای گستردهای در میان کشورهای عربی ایجاد کرد. امارات که بخشی از صادرات نفت خود را از مسیرهای جایگزین انجام میدهد، نسبت به برخی همسایگان وضعیت بهتری داشت، اما همچنان متحمل خسارتهای اقتصادی و تجاری شد. این مسئله باعث شده ابوظبی بیش از گذشته به دنبال تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی و کاهش وابستگی به تنگه هرمز باشد.
از نگاه نویسنده، چالش اصلی امارات در دوره پساجنگ ایجاد تعادل میان سه هدف متناقض است: حفظ روابط راهبردی با آمریکا، ادامه همکاری با اسرائیل و در عین حال جلوگیری از تبدیل شدن به دشمن دائمی ایران. تحقق همزمان این سه هدف کار آسانی نخواهد بود؛ بهویژه آنکه تهران همچنان نسبت به حضور و نفوذ اسرائیل در حاشیه خلیج فارس حساسیت بالایی دارد.
در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که نظم منطقهای پس از جنگ ایران در حال بازتعریف شدن است. بسیاری از کشورهای منطقه توانستهاند از طریق دیپلماسی جایگاه خود را تقویت کنند، اما امارات اکنون با معمایی دشوار روبهرو است: چگونه میتوان هم شریک امنیتی اسرائیل و آمریکا بود و هم از تشدید تنش با ایران جلوگیری کرد؟ پاسخ این پرسش احتمالا یکی از عوامل تعیینکننده آینده توازن قدرت در خلیج فارس خواهد بود.