هزینههای بیاحترامی ترامپ کمکم دارد خودش را نشان میدهد
یادداشت تازه فارین پالیسی استدلال میکند که سیاست خارجی دونالد ترامپ در دوره جدید ریاستجمهوری او، روابط آمریکا با متحدان سنتیاش در اروپا، کانادا و آسیا را وارد مرحلهای از تنش، بیاعتمادی و بازآرایی ساختاری کرده است.
به گزارش خبرفوری، نویسنده تأکید میکند که مسئله فقط اختلافات مقطعی نیست، بلکه نوعی «فرسایش اعتماد راهبردی» در حال وقوع است که ممکن است پیامدهای بلندمدت داشته باشد.
در نگاه نویسنده، سیاست خارجی ترامپ بر پایه یک اصل ثابت شکل گرفته است: نگاه معاملهمحور به اتحادها. در این چارچوب، متحدان نه شرکای دائمی بلکه بازیگرانی هستند که باید هزینه امنیت خود را بیشتر بپردازند یا در غیر این صورت با فشار اقتصادی و سیاسی مواجه شوند. این رویکرد باعث شده بسیاری از دولتهای متحد، نسبت به قابلاعتماد بودن واشنگتن دچار تردید شوند.
مقاله توضیح میدهد که این وضعیت بهویژه در اروپا مشهود است. کشورهای اروپایی که دههها به چتر امنیتی آمریکا متکی بودند، اکنون در حال افزایش هزینههای دفاعی و توسعه ظرفیتهای مستقل هستند. نویسنده این روند را نوعی «واکنش دفاعی به بیثباتی آمریکا» توصیف میکند، نه صرفا سیاستگذاری عادی. به بیان دیگر، اروپا در حال آماده شدن برای جهانی است که در آن آمریکا دیگر ضامن دائمی امنیت آن نخواهد بود.
بیشتر بخوانید:
ترامپ در تله تهران | جنگی که شکارچی را گروگان گرفت | چرا ترامپ دیگر راه خروج آسان ندارد؟
ترامپ تنهاتر از همیشه | تاکر کارلسون برای حمایتش از ترامپ عذرخواهی کرد
در کانادا نیز روند مشابهی در حال شکلگیری است. دولت اتاوا تلاش کرده وابستگی اقتصادی خود به بازار آمریکا را کاهش دهد و مسیرهای تجاری جدیدی ایجاد کند. این تغییر جهت نه از روی انتخاب ایدئولوژیک، بلکه بهعنوان پاسخی به فشارها و تهدیدهای سیاسی واشنگتن تحلیل میشود.
در آسیا، متحدان آمریکا با چالشهای پیچیدهتری روبهرو هستند. کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی که امنیت خود را به حضور نظامی آمریکا گره زدهاند، اکنون در شرایطی قرار دارند که همزمان باید با تهدیدهای منطقهای و عدم اطمینان نسبت به تعهدات واشنگتن مواجه شوند. مقاله اشاره میکند که برخی از این کشورها حتی به سمت تنوعبخشی در روابط انرژی و اقتصادی خود با چین و سایر قدرتها حرکت کردهاند، بدون آنکه بهطور کامل از آمریکا فاصله بگیرند.
نویسنده تأکید میکند که یکی از مهمترین پیامدهای سیاست ترامپ، «چرخش تدریجی متحدان به سمت استراتژی بیمهسازی» است. این مفهوم به معنای کاهش وابستگی کامل به آمریکا و ایجاد گزینههای جایگزین در حوزه امنیت، اقتصاد و فناوری است. به باور نویسنده مقاله، این روند ممکن است به شکلگیری نظمی چندقطبیتر منجر شود که در آن آمریکا تنها یکی از چند قطب قدرت خواهد بود، نه محور اصلی و بیرقیب.
در ادامه، مقاله به نقش چین اشاره میکند. پکن در حال بهرهبرداری از شکاف میان آمریکا و متحدانش است. هرچند بسیاری از این کشورها هنوز نسبت به چین بیاعتماد هستند، اما در عمل برای مدیریت فشارهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی، ناچار به تعامل محدود با آن شدهاند. این وضعیت به چین فرصت میدهد تا خود را بهعنوان گزینهای مکمل، نه جایگزین کامل، برای روابط اقتصادی جهانی معرفی کند.
از منظر نویسنده، مشکل اصلی فقط سیاستهای ترامپ نیست، بلکه «پیامدهای انباشته بیاعتمادی» است. حتی اگر در آینده تغییر دولت در آمریکا رخ دهد، متحدان دیگر به سادگی به سطح قبلی اعتماد بازنخواهند گشت. زیرا تصمیمهای اخیر آنها برای تنوعبخشی به روابط، اکنون در حال نهادینه شدن در ساختارهای اقتصادی و امنیتی است.
مقاله همچنین به شکاف درون غرب اشاره میکند. اختلاف نظر میان آمریکا و اروپا درباره چین، روسیه و بحرانهای منطقهای، بهتدریج به تفاوت در تعریف منافع مشترک منجر شده است. در نتیجه، مفهوم «غرب متحد» که در دهههای گذشته محور نظم بینالملل بود، اکنون در حال تضعیف است.
چ متحدی که سر بزنگاه پشتت رو خالی کنه متحد نیست دشمنه