آیا مذاکرات پاکستان محکوم به شکست است؟ | سه سازوکار که نشان می‌دهد چرا این جنگ در برابر حل‌وفصل مقاوم است | ایران می‌داند چگونه صبر کند

در روز شنبه، مذاکره‌کنندگان ایرانی و آمریکایی در اسلام‌آباد برای نخستین گفت‌وگوی مستقیم از زمان آغاز جنگ پشت میز خواهند نشست. این دیدار که با میانجی‌گری پاکستان ترتیب داده شده، نخستین آزمون برای سنجش این است که آیا آتش‌بس ۷ آوریل می‌تواند به توافقی پایدارتر تبدیل شود یا نه؟

آیا مذاکرات پاکستان محکوم به شکست است؟ | سه سازوکار که نشان می‌دهد چرا این جنگ در برابر حل‌وفصل مقاوم است | ایران می‌داند چگونه صبر کند

به گزارش خبرفوری به نقل از ریسپانسیبل استیست کرفت، موانع پیش‌رو بسیار جدی هستند. هر دو طرف اعلام پیروزی کرده‌اند و تأکید دارند که مذاکرات باید بر اساس شروط آن‌ها آغاز شود. در همین حال، اسرائیل به بمباران‌های خود در لبنان ادامه داده است.

با اضافه شدن پاکستان به‌عنوان میانجی، اکنون چهار بازیگر در صحنه حضور دارند که هر یک به‌نوعی حق وتوی جزئی بر پایان جنگ دارند، در حالی که هیچ‌کدام درباره معنای واقعی پایان این درگیری توافق ندارند. برای درک این وضعیت، باید از نمایش دیپلماتیک این آخر هفته فاصله گرفت و به پویایی‌های عمیق‌تری نگاه کرد که مانع رسیدن به توافق می‌شوند.

مسئله چانه‌زنی

بسیاری از کارشناسان حوزه پایان جنگ‌ها معتقدند که درگیری‌ها زمانی خاتمه می‌یابند که هر دو طرف به یک توافق مذاکره‌ای برسند که آن را به ادامه جنگ ترجیح دهند گزاره‌ای که در ظاهر ساده است، اما در عمل با موانع ساختاری جدی مواجه می‌شود. سه سازوکار توضیح می‌دهد که چرا این جنگ خاص تا این حد در برابر حل‌وفصل مقاوم بوده است.

نخستین مورد، «مشکل اطلاعات» است. جنگ‌ها تا حدی برای آشکار کردن چیزهایی رخ می‌دهند که دیپلماسی قادر به روشن کردن آن‌ها نبوده است؛ از جمله میزان عزم هر طرف برای رسیدن به اهدافش و سطح هزینه‌ای که حاضر است بپردازد. شش هفته حملات مداوم تا حدی این کار را انجام داده است. اکنون هر دو طرف تصویر روشن‌تری از اراده آمریکا و توان ایران برای تحمل ضربات و ادامه مقاومت دارند.

بیشتر بخوانید:‌

کاسبی مشکوک میلیاردی از آتش‌بس ایران | زدوبندهای چندهزار دلاری چند ساعت مانده به آتش‌بس

سه کلمه گمشده در طرح آتش‌بس که می‌تواند ترامپ را رسوا کند

مشکل دوم، «تعهد» است که مانعی عمیق‌تر به شمار می‌رود. ایران پیش‌تر نیز رژیم‌های نظارتی را پذیرفته بود نمونه بارز  آن توافق هسته‌ای (برجام) است. اما آمریکا و اسرائیل در حالی این جنگ را آغاز کردند که مذاکرات همچنان در جریان بود و میانجی عمانی از نزدیک بودن یک «پیشرفت» سخن می‌گفت.

در چنین شرایطی، دیگر هیچ‌یک از طرفین نمی‌توانند به‌طور معتبر تعهد بدهند: ایران نمی‌تواند مطمئن باشد که توافق جدید از سوی دولت‌های آینده اسرائیل نقض نخواهد شد؛ و واشینگتن نیز نمی‌تواند مطمئن باشد که ایران پس از کاهش فشارها، توانمندی‌های از دست‌رفته را بازسازی نخواهد کرد. پیشنهاد ۱۵‌بندی آمریکا این مشکل را تشدید کرده، چرا که علاوه بر محدودیت‌های هسته‌ای، توقف برنامه موشک‌های بالستیک و شروطی نزدیک به تغییر نظام را نیز مطالبه می‌کند، درخواست‌هایی که ایران آن‌ها را «بسیار زیاده‌خواهانه و غیرمنطقی» دانسته و رد کرده است.

تعهدات رسمی، علاوه بر سازوکارهای اجرایی، نیازمند اعتماد به پایبندی طرف مقابل هستند. این اعتماد در ۲۸ فوریه از بین رفت، زمانی که بمباران‌ها در حالی آغاز شد که دیپلمات‌ها هنوز در حال مذاکره بودند.

سومین سازوکار، شاید بنیادی‌ترین آن‌ها باشد: «تفکیک‌ناپذیری موضوع». دانش فنی غنی‌سازی ایران قابل حذف نیست و زیرساخت‌های باقی‌مانده (هرچند آسیب‌دیده) بدون دسترسی گسترده‌ای که تهران آن را رد کرده، قابل راستی‌آزمایی کامل نیستند. یا ایران توان فنی برای جهش سریع به سطح بالاتر را دارد یا ندارد این یک وضعیت دوگانه است، نه یک موضع قابل مذاکره. همین ویژگی ساختاری، ما را به سوی پایانی مبهم و مورد مناقشه سوق می‌دهد.

اسرائیل به دنبال خروج نیست

آمریکا و اسرائیل این جنگ را در ۲۸ فوریه به‌طور مشترک آغاز کردند. اما همان‌طور که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اذعان کرده، انتخاب واقعی آمریکا نه میان جنگ و صلح، بلکه درباره نحوه ادامه مسیر بوده است؛ این محاسبات اسرائیل بود که گزینه‌های واشینگتن را تعیین کرد. وقتی یک قدرت حامی، تعهد خود را بی‌قید و شرط می‌کند، در واقع قدرت تعیین دستورکار را به شریک کوچک‌تر واگذار می‌کند. این مسئله درباره خروج از جنگ حتی پررنگ‌تر است، چرا که آغاز جنگ و پایان آن به انواع متفاوتی از قدرت نیاز دارد.

شرط پایان جنگ از سوی اسرائیل، سخت‌گیرانه‌ترین در میان همه بازیگران است: نه‌فقط تضعیف برنامه هسته‌ای ایران، بلکه تضعیف نظام سیاسی تا حدی که از نظر راهبردی بی‌اثر شود! این سطح از هدف‌گذاری هنوز محقق نشده است.

چارچوب «بازی دو سطحی» رابرت پاتنام این وضعیت را به‌خوبی توضیح می‌دهد: رهبران باید هم‌زمان رضایت شرکای بین‌المللی و افکار عمومی داخلی را جلب کنند، و زمانی که این دو در تضاد باشند، تصمیم‌گیری دچار بن‌بست می‌شود. در چنین شرایطی، مقامات می‌توانند هر توافقی را که مطابق خواسته‌هایش نیست مسدود کنند، اما لزوما نمی‌توانند شرایط تحقق آن خواسته‌ها را فراهم سازد.

آمریکا اهرم‌های سیاسی ندارد

آمریکا این جنگ را بدون هدفی مستقل و تعریف‌شده برای خود آغاز کرد؛ هدفی که هم از اهداف اسرائیل متمایز باشد و هم بر اساس منافع خود آمریکا قابل دستیابی باشد. همان‌طور که روبیو اشاره کرده، انتخاب دولت در واقع میان دو مسیر متفاوت به سوی یک درگیری یکسان بود. بدون هدف مستقل، واشینگتن نیز معیار مستقلی برای اعلام پیروزی و خروج ندارد و ناچار است معیارهای موفقیت متحد خود را بپذیرد.

در نتیجه، آمریکا به‌طور رسمی اهداف اسرائیل را پذیرفته، در حالی که هم‌زمان تلاش می‌کند در نقش میانجی با تهران وارد مذاکره شود! این همان تناقض درونی راهبرد آمریکا است: نمی‌توان هم‌زمان با یک نظام مذاکره کرد و در عین حال به‌دنبال تضعیف یا نابودی آن بود. نوسان‌های دونالد ترامپ میان تهدید به «بازگرداندن ایران به عصر حجر» و توصیف مذاکرات به‌عنوان «بسیار خوب و سازنده»، بازتاب همین عدم انسجام راهبردی است.

نظرسنجی‌ها نیز فشار داخلی را تأیید می‌کنند. تنها ۳۴ درصد از آمریکایی‌ها از این جنگ حمایت می‌کنند، کاهشی هفت درصدی از زمان آغاز جنگ. حتی در میان جمهوری‌خواهان، ۲۸ درصد مخالف‌اند و نزدیک به یک‌سوم می‌گویند اگر قیمت بنزین یک دلار افزایش یابد، این جنگ ارزشش را ندارد. فشار داخلی آمریکا به سمت خروج است و آتش‌بس اخیر نیز در همین چارچوب قابل درک است؛ آتش‌بسی که با میانجی‌گری پاکستان و بر اساس یک پیشنهاد ۱۰‌بندی ایران شکل گرفت و اسرائیل آن را با اکراه پذیرفت.

ایران می‌داند چگونه صبر کند

موضع علنی تهران نسبتا ثابت بوده، هرچند به ادعای این رسانه آمریکایی محاسبات درونی آن همچنان مبهم است. همین مسئله توضیح می‌دهد که چرا ایران پیشنهاد ۱۵‌بندی آمریکا را رد کرده است. وزارت خارجه ایران اعلام کرده: «مذاکره به هیچ‌وجه با اولتیماتوم، جنایت یا تهدید به ارتکاب جنایات جنگی سازگار نیست.» در عین حال، ایران ضمن پذیرش آتش‌بس، تأکید کرده که جنگ همچنان ادامه دارد و «دست‌ها بر ماشه» باقی مانده‌اند، پیامی که نشان‌دهنده تمایل به پرهیز از هرگونه تسلیم است.

شرایط نیز به‌تدریج به نفع ایران در حال تغییر است: فشار انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا، رکود نسبی اقتصاد جهانی و افزایش قیمت نفت، همگی واشینگتن را به سمت توافق سوق می‌دهند. تهران نیز به‌خوبی می‌داند چگونه از زمان به‌عنوان یک ابزار استفاده کند.

سه جنگ، سه پایان و یک توقف موقت

پیشنهاد ۱۰‌بندی ایران که شامل حفظ نقش این کشور در هماهنگی تنگه هرمز و لغو کامل تحریم‌ها است نشان می‌دهد که تهران از موضع ضعف وارد مذاکره نشده است.

آنچه آتش‌بس نشان می‌دهد، همان چیزی است که نظریه‌های چانه‌زنی پیش‌بینی کرده بودند: این جنگ احتمالا با یک توافق شفاف و نهایی پایان نخواهد یافت، بلکه با مجموعه‌ای از توقف‌های موقت و مورد مناقشه همراه خواهد بود. مشکلات تعهدی که در ابتدا مطرح شد، همچنان پابرجاست و یک آتش‌بس دو هفته‌ای تغییری در آن ایجاد نمی‌کند.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 27
  • ناشناس

    امیدواریم صلح برقرار بشه
    مواضع اعلامی بیشتر مصرف داخلی دارد
    قطعا نظرات دو طرف به خصوص طرف ایرانی ،تلطیف خواهد شد!
    البته امیدوارم

  • ناشناس

    کاش روسیه حمله کرده بود حداقل بعد یه ماه آتش بس نمیشد و زمینی میومد آخه بعد یه ماه آتش بس چه کوفتیه؟ دوم اسرائیل داره لبنان میزنه گفتین اگه بزنه نمیرید خواهیم دید

    نظرات شما -
    • ناشناس

      اگه طرفمون روسیه بود، همون اول کار زیرساخت‌های حیاتی رو میزد و به غیرانسانی ترین روش جنگ رو جلو می‌برد....

  • ناشناس

    تحلیل آبکی

  • ناشناس

    مانند همان مذاکره قبل از جنگ خواهد بود. 400 کیلو گرم اورانیوم می دیم و آمریکا در نفت و گاز و معادن سرمایه گذاری می کنه. احتمالا این خواهد بود. آمدن ونس این معنی را دارد؟

  • ناشناس

    این سومین دور مذاکره در کمتر از یکسال گذشته است.
    دور اول مذاکرات منجر به فاز اول جنگ در خرداد شد. دور دوم منجر به فاز دوم جنگ در اسفند شد. دور سوم مذاکرات نیز منجر به فاز سوم جنگ در اردیبهشت خواهد شد. برای کسی که عقب مانده ذهنی نیست، فهم این روند ساده است.
    الان در مقطع بین الحربین هستیم. آمریکا صرفا دنبال آتش بس مقطعی برای تجدید قوا و تکمیل آرایش نظامی و استقرار نیروهای ویژه زمینی برای آغاز فاز سوم جنگ است.
    دور چهارم مذاکرات منجر به جنگ نخواهد شد و صرفا برای امضای قرارداد تسلیم نهایی خواهد بود.

    نظرات شما -
    • ناشناس

      تحلیلتو دوست دارم، قشنگ گفتی.

  • ناشناس

    تا آخر هفته آینده این مذاکرات خوب پیش می رود ولی در اوایل هفته آینده تنش ها دوباره اوج می گیرند واسرائیل بمب باران را شروع و پست سر ارسرائیل آمریکا شروع خواهد کرد نیروهای ناتو هم تنگه هرمز را کنترل خواهند کرد .

  • ناشناس

    سلاح ما تنگه هرمز هست پس اگر بعد از آتش بس ،جنگ شروع بشه برگ‌برنده جنگ در اختیار ما خواهد بود

    نظرات شما -
    • ناشناس

      کلمه "موقت" به شدت جاش در جمله بندی شما خالیه

    • ناشناس

      سر دو تا بند سالهاست به توافق نرسیدیم، حالا 8 تا دیگه اضافه شده و قراره به نوافق برسیم. تازه 15 بند آمریکا هم بماند!

  • ناشناس

    ایرانی حق صبر نکردن نداره ؛ 47 سال که اجازه سوال پرسیدن رو نمی دیدید و بعدش دم از صبر می زنید !

  • ناشناس

    آیا مذاکرات پاکستان محکوم به شکست است؟ صد در صد. نیاز به مطالعه این متن بلند بالا هم نیست.

  • ناشناس

    وقتی پاکستان مداخله کرد اونم با بالاترین نیروهای نظامیش، یعنی فقط یک مفهوم داشت که اگر جمع نشه من مجبورم دخالت کنم برای قرارداد عربستان و قطر.

  • اسماعیل

    دو ساعت اراجیف خوندم یک کلمش نفهمیدم

    نظرات شما -
    • ناشناس

      فقط تیترها رو بخون ، فک نکنم هیچکس کل این متن های طولانی رو بخونه اگه اهل خوندن بودیم ک الان دکتری چیزی بودیم و اینجا نبودیم :))

  • ناشناس

    شرایطی که امریکا گذاشته یعنی تسلیم محض ! اگه مذاکره کننده اصلی ایران شرایط رو بپذیره باید به نفوذی بودن و گرا دادنش شک کرد !

  • ناشناس

    اتش بس به خاطر همراهی با افکار عمومی جهان و همراه کردن ناتو و دیگر کشور ها و تنفس بازارهای مالی و مهمتر از همه عدم عدول از قانون اختیارات ۶۰ روز مجوز ترامپ بدون رای کنگره برای جنگ بود والا توافق در کار نخواهد بود و بازهم وسط مذاکرات اتی غافلگیری دیگه ای جنگ شروع خواهد شد چرا که اسراییل و لابی اونها تو امریکا تنها به نابودی ایدیولوژی راضی میشن یا پوست اندازی نظام ایران که محتمل به نظر نمیرسه ، پس سیاست های انقباضی اقتصادی خودتونو ادامه بدید مواد خشک ذخیره کنید چون دنیا هم قبول نمیکنه این کشمکش اینقدر ادامه پیدا کنه و ما نه اکراین هستیم که اتحادیه ای از مون حمایت کنه و نه دوستی استراتژیکی داریم

  • ناشناس

    احمق تر از مذاکرکنندگان ایرانی فقط خودشونند . دو جنگ رو کی شروع کرد ؟ اسرائیل
    الان با کی مذاکره میکنید ؟آمریکا . مبارکه اکر هم توافق کردید با ایناست نه اسرائیل .چند ماه دیگر دوباره اسرائیل میاد میزنه کلی فرمانده و مقام رو می ترکونه روز از نو روزی از نو . یعنی تا با اسرائیل مشکلتون حل نشه حالا حالاها سرکارید.از ما گفتن بود

  • Arash

    ممکنه عراقچی بعد جلسه بیاد بگه مذاکرات مثبت در فضایی محترمانه در حال برگزاریه ولی احتمال سازش بسیار بسیار کمه

  • ناشناس

    مذاکرات فقط یک تله است

  • ناشناس

    داری ذهن مارو برای شکست مذاکره اماده میکنی؟

  • King

    سیب زمینی کیلیویی 70هزارتومان 🤪

  • دیپورت

    38سال مذاکره عمروجونی ما رفت ☹️☹️☹️

  • ناشناس

    طرف ایرانی می داند که امریکا فقط تسلیم می خواهد
    و معلوم است که بعد از چهل روز جنگ طرف ایرانی فهمیده توان ادامه نیست و باید قبل از ازدست رفتن باقی کشور پرچم سفید را تکان بدهد
    این خط و نشان کشیدن ها هم فقط به درد گول زدن کاربرهای فالس فیوز می خورد

  • وطن دوست

    به خون بچه ها خیانتدنکنید آتش‌بس فقط فرصت واسه اوناست

  • ناشناس

    ما نزدیک 20 ساله فقط یک قلم مذاکرات هسته ای رو از زمان خاتمی و احمدی نژاد تا الان نتونستیم به یک توافق جامع و محکم برسیم . فک کن حالا که جز هسته ای ، موشکی و منطقه ای و تنگه هرمز و قبول خسارت و کلی چیز دیگه هم بهش اضافه شده حداقل 2000 سال زمان نیازه