شرطبندی ترامپ روی دیپلماسی بدون دیپلمات! | سیاست خارجی خانوادگی | وقتی ترامپ بحرانهای جهانی را به معاملهگران میسپارد
در طول یک سال گذشته، دولت ترامپ وارد نوعی دیپلماسی نامتعارف شده است: از دیپلماسی قایقهای جنگی گرفته تا (در حساسترین بحرانها) دیپلماسی بدون دیپلماتها.
به گزارش خبرفوری به نقل از نیویورک تایمز، در یک سال گذشته، سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ بیش از هر زمان دیگری از چارچوبهای کلاسیک دیپلماسی فاصله گرفته و به سمت الگویی نامتعارف حرکت کرده است؛ الگویی که ترکیبی از فشار نظامی، دیپلماسی معاملهمحور و در حساسترین پروندهها، کنار گذاشتن دیپلماتهای حرفهای را در بر میگیرد. این رویکرد، روز سهشنبه در ژنو به شکلی کمسابقه به نمایش درآمد؛ جایی که دو بحران بزرگ (برنامه هستهای ایران و جنگ اوکراین) تنها در یک روز و توسط یک تیم کوچک غیررسمی پیگیری شد.
در مرکز این تحرکات، دو چهره قرار دارند که نه محصول وزارت خارجهاند و نه برآمده از ساختار سنتی امنیت ملی آمریکا: استیو ویتکاف، سرمایهگذار املاک و دوست قدیمی ترامپ، و جرد کوشنر، داماد رئیسجمهور و معمار بسیاری از ابتکارات سیاست خارجی او. این دو، صبح همان روز با هیأت ایرانی وارد گفتوگو شدند و چند ساعت بعد پای میز مذاکره با روسیه و اوکراین نشستند؛ اتفاقی که بهوضوح نشاندهنده بیاعتمادی ترامپ به وزارت خارجه و شورای امنیت ملی است ؛ دو نهادی که نزدیک به ۸۰ سال محور مدیریت بحرانهای بینالمللی آمریکا بودهاند.
بیشتر بخوانید:
دیپلماسی با یونیفرم نظامی | چرا ترامپ ژنرالها را به میز مذاکره با ایران آورده است؟
ترامپ باور دارد دیپلماسی سنتی کند، پرهزینه و بیش از حد گرفتار ملاحظات بوروکراتیک است. در مقابل، ویتکاف و کوشنر با ذهنیت «معاملهگر» وارد میدان میشوند؛ ذهنیتی که ریشه در سالها فعالیت در بازار املاک نیویورک دارد. آنها کمتر درباره حقوق بشر و دموکراسی سخن میگویند و بیشتر بر منافع ملموس، بدهبستان و توافقهای سریع تمرکز دارند. همین ویژگی باعث شده کشورهایی مانند روسیه، ترکیه و برخی دولتهای عربی خلیج فارس از حضور این دو استقبال کنند؛ چرا که با تیمی روبهرو هستند که انعطافپذیرتر و کمتر ایدئولوژیک عمل میکند.
با این حال، این رویکرد بدون انتقاد نبوده است. آسلی آیدینتاشباش، پژوهشگر مؤسسه بروکینگز، میگوید اگرچه برخی کشورها از ساختار غیررسمی کاخ سفید ترامپ استقبال میکنند، اما «هیچکس واقعاً تحت تأثیر مهارتهای دیپلماتیک این تیم قرار نگرفته است». حتی در مسکو نیز نگاهها دوگانه است: منابع نزدیک به کرملین میگویند مقامهای روس از انرژی و صمیمیت ویتکاف خوششان میآید، اما او را گاهی پیامرسانی غیرقابل پیشبینی میدانند. در مقابل، کوشنر به دلیل رویکرد منظمتر و ساختارمندترش، اعتماد بیشتری جلب کرده است.
این تفاوت نگاه، به شوخیهایی هم انجامیده است. برخی روسها این دو را «ویتکاف و زیاتکاف» مینامند؛ اشارهای به واژه روسی «زیات» به معنای داماد. در ایران نیز لقب «داماد ترامپ» برای کوشنر رایج شده است؛ لقبی که بیش از هر چیز نشان میدهد جایگاه او نه از مسیر نهادهای رسمی، بلکه از نسبت خانوادگی با رئیسجمهور تعریف میشود. با این حال، رسانههای ایرانی حضور کوشنر را با دقت دنبال میکنند. احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، او را نماینده «چهرهای عملگرا و نرمتر از ترامپ» توصیف کرده است.
کوشنر پیشتر در دوره اول ترامپ، نقش محوری در توافقهای ابراهیم داشت؛ توافقهایی که روابط اسرائیل با چند کشور عربی را عادی کرد. او همچنین در مذاکرات آتشبس غزه در سال گذشته، تحسین برخی دموکراتها را هم برانگیخت. ویتکاف نیز سابقهای طولانی در معاملات بزرگ ملکی دارد. اما همین پیشینه تجاری، پرسشهایی جدی درباره تعارض منافع ایجاد کرده است؛ از سرمایهگذاریهای خارجی کوشنر در خاورمیانه گرفته تا ارتباطات تجاری خانواده ویتکاف با شرکتهای وابسته به ترامپ.
آنطور که نویسندگان تحلیل روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز ادعا کردهاند در سوی دیگر میز مذاکره، هم روسیه و هم ایران یک راهبرد مشترک دارند: زمان خریدن. در پرونده اوکراین، تحلیلگران میگویند ولادیمیر پوتین احساس میکند دست بالا را دارد و عجلهای برای توافق نمیبیند. هر روز ادامه جنگ، به باور او، اهرم فشار بیشتری ایجاد میکند. در مورد ایران نیز وقتکشی به ابزاری برای بقا تبدیل شده است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، صراحتاً گفته رسیدن به توافق با تهران دشوار است، زیرا تصمیمگیریها در ایران بیشتر ماهیت ژئوپولیتیک ندارد.
با این حال، تفاوت مهمی میان دو پرونده وجود دارد. ترامپ در قبال ایران، دیپلماسی را با تهدید نظامی تقویت کرده و تجمع گسترده ناوهای آمریکایی در دریای سرخ پیامی روشن دارد. در مقابل، در جنگ اوکراین، فشار نظامی آمریکا کاهش یافته و ارسال تسلیحات مستقیم متوقف شده است. همزمان، کاخ سفید از امکان سرمایهگذاری آمریکا در روسیه در صورت دستیابی به توافق سخن میگوید.
این تضادها، آینده مذاکرات را در هالهای از ابهام قرار داده است. آنچه روشن است، اینکه سیاست خارجی ترامپ بیش از هر زمان دیگری به افراد، روابط شخصی و منطق معامله وابسته شده ، مسیری که میتواند به توافقهای سریع منجر شود یا بحرانهایی عمیقتر از گذشته بیافریند.