بزرگترین ترس نیروی دریایی آمریکا:

ناو هواپیمابر در جنگ با ایران «ممکن است از کار بیفتد»!

برای دهه‌ها، ناوهای هواپیمابر قلب تپنده قدرت دریایی نیروی دریایی ایالات متحده بوده‌اند؛ سازه‌هایی عظیم که حضورشان در هر نقطه از جهان، پیامی روشن از برتری نظامی آمریکا ارسال می‌کند.

ناو هواپیمابر در جنگ با ایران «ممکن است از کار بیفتد»!

به گزارش خبرفوری به نقل از 1945، اما تحولات فناوری نظامی و تغییر ماهیت جنگ‌های مدرن، این پرسش را به‌طور جدی مطرح کرده است که آیا این نمادهای قدرت همچنان کارآمدند یا به هدف‌هایی پرهزینه و آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند. تحلیل تازه‌ای از وب‌سایت 1945 هشدار می‌دهد که در صورت بروز جنگ با ایران، این آسیب‌پذیری می‌تواند به شکلی بی‌سابقه آشکار شود.

ویدئویی درباره ناو جرالد فورد را از اینجا ببینید:‌

 

جغرافیای خطرناک خلیج فارس

یکی از محورهای اصلی این تحلیل، محیط عملیاتی خلیج فارس و دریای عمان است؛ منطقه‌ای محدود با آبراه‌های باریک، سواحل طولانی و فاصله‌های کوتاه میان پایگاه‌های بالقوه و مسیر حرکت ناوها. برخلاف اقیانوس‌های باز، در این فضا مانور دادن برای ناوهای بزرگ دشوارتر است و زمان واکنش در برابر تهدیدها به‌شدت کاهش می‌یابد. همین ویژگی‌های جغرافیایی، مزیت سنتی ناوهای هواپیمابر را تضعیف می‌کند و آن‌ها را در تیررس تهدیدهای متنوع قرار می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

نیویورک‌تایمز: پنتاگون برای جنگ بزرگ آماده می‌شود

قُمار بزرگ روی آب | همه‌چیز درباره ناو یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد که راهی خاورمیانه شده است

موشک‌ها؛ کابوس اصلی ناوهای عظیم

به باور تحلیل‌گران، بزرگ‌ترین نگرانی نیروی دریایی آمریکا نه یک نبرد کلاسیک دریایی، بلکه توان موشکی ایران است. تهران طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی روی توسعه موشک‌های کروز و بالستیک ضدکشتی انجام داده؛ موشک‌هایی با برد بالا و دقت فزاینده که دقیقاً برای هدف قرار دادن سازه‌های بزرگ و کندی مانند ناوهای هواپیمابر طراحی شده‌اند. این تسلیحات، در کنار پهپادها و قایق‌های تندرو، می‌توانند سناریوی «حمله اشباعی» ایجاد کنند؛ حالتی که در آن سامانه‌های دفاعی ناو با ده‌ها تهدید هم‌زمان روبه‌رو می‌شوند.

غرق کردن لازم نیست؛ آسیب کافی است

نکته کلیدی این است که هدف راهبردی ایران الزاماً غرق‌کردن کامل یک ناو هواپیمابر نیست. حتی وارد کردن آسیب جدی، از کار انداختن باند پرواز یا مجبور کردن ناو به خروج از منطقه، می‌تواند دستاوردی بزرگ محسوب شود. چنین رویدادی نه‌تنها پیامد نظامی دارد، بلکه اثر روانی و سیاسی گسترده‌ای نیز ایجاد می‌کند. آسیب دیدن یک ناو هواپیمابر می‌تواند اعتماد متحدان آمریکا به توان بازدارندگی واشنگتن را خدشه‌دار کرده و پیام روشنی به رقبا ارسال کند: حتی بزرگ‌ترین ابزارهای نظامی نیز مصون نیستند.

632541125

نگاه فراتر از ایران؛ چشم‌های چین ناظر است

این نگرانی‌ها تنها به خاورمیانه محدود نمی‌شود. کارشناسان به نقش چین نیز اشاره دارند؛ قدرتی که به‌دقت تحولات منطقه را زیر نظر دارد. پکن می‌تواند از تجربه‌ها و تاکتیک‌های ایران به‌عنوان نوعی آزمایش میدانی برای توسعه راهبردهای «ضد دسترسی و محدودسازی منطقه‌ای» استفاده کند. به بیان دیگر، هر درگیری احتمالی در خلیج فارس می‌تواند پیامدهایی فراتر از این منطقه داشته و بر توازن قدرت در شرق آسیا نیز اثر بگذارد.

اعزام ناوهای بیشتر؛ راه‌حل یا تشدید ریسک؟

با وجود این تهدیدها، ایالات متحده همچنان به اعزام ناوهای هواپیمابر به خاورمیانه ادامه می‌دهد. مقام‌های آمریکایی این اقدام را بخشی از راهبرد بازدارندگی می‌دانند؛ اما منتقدان معتقدند تمرکز بیش از حد بر این سازه‌های عظیم، ممکن است ریسک را افزایش دهد. آن‌ها استدلال می‌کنند که در عصر موشک‌های دقیق و پهپادهای ارزان، اتکا به پلتفرم‌های بزرگ و گران‌قیمت می‌تواند به نقطه‌ضعف تبدیل شود، نه نقطه قوت.

پرسشی درباره آینده جنگ دریایی

در نهایت، یک پرسش بنیادین مطرح است: آیا ناو هواپیمابر همچنان ستون فقرات قدرت دریایی در قرن بیست‌ویکم است، یا نمادی از دکترین‌های قدیمی که با واقعیت‌های جدید همخوانی ندارد؟ در سناریوی جنگ با ایران، پاسخ به این پرسش صرفاً نظری نیست؛ بلکه می‌تواند سرنوشت یک درگیری بزرگ و حتی جایگاه جهانی آمریکا را تعیین کند.

آنچه روشن است این‌که معادلات جنگ دریایی در حال تغییر است. ناو هواپیمابر که زمانی نماد «مصونیت مطلق» بود، امروز بیش از هر زمان دیگری با مفهوم ریسک گره خورده است؛ ریسکی که در آب‌های بسته و پرتنش خلیج فارس، می‌تواند به بزرگ‌ترین کابوس نیروی دریایی آمریکا تبدیل شود.

منبع: خبر فوری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید