تهران روایت پسامذاکره را مدیریت میکند
مذاکرات هستهای در زمین خالی | آیا بازگشت به میز مذاکره معنی دارد؟ | تعلیق عامدانه یا تاکتیک دیپلماتیک؟
لحن رسمی تهران درباره مذاکرات هستهای در هفتههای اخیر آرام، حسابشده و حتی «گشوده به گفتوگو» به نظر میرسد. با این حال، واقعیت میدانی بیشتر شبیه به نوعی تعلیق عامدانه است.
به گزارش خبر فوری به نقل از وانا، رویارویی نظامی میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل در جریان نبرد ۱۲ روزه ماه ژوئن نه تنها مذاکرات جزئی سال ۲۰۲۵ را از مسیر خارج کرد، بلکه فضای دیپلماتیک را وارد مرحلهای کرد که میتوان آن را «مرحله پسامذاکره» نامید، مرحلهای که در آن همه درباره مذاکره حرف میزنند، اما هیچکس عملاً مذاکره نمیکند.
وقتی چهار ابهامی که در هفتههای اخیر برجسته شدهاند در کنار هم بررسی شوند، تصویری روشنتر از نحوه تلاش تهران برای حفظ کنترل روایت به دست میآید.
توقف مذاکرات: نه تصمیم ایران و نه ابتکار آمریکا بلکه پیامد جنگ
یک مصاحبه صریح روز چهارشنبه سید عباس عراقچی با شبکه فرانس۲۴ یک نکته کلیدی را آشکار کرد: مذاکرات در حال حاضر متوقف است، زیرا پس از حملات ماه ژوئن، ایالات متحده هیچ تمایل واقعی برای درگیر شدن نشان نداده است.
در روایت رسمی ایران، این وقفه یک تصمیم اجباری است، نه داوطلبانه. تهران استدلال میکند که پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای، واشنگتن نمیتواند انتظار داشته باشد که ایران بدون ارائه توضیحی روشن درباره رفتار نظامیاش در میز مذاکره باقی بماند. این موضع از چند جهت قابل توجه است: ایران حمله ماه ژوئن را بخشی از تاریخ مذاکرات هستهای میداند، نه یک رویداد جداگانه.
این وقفه نوعی «اعتراض ساختاری» است، نه یک حرکت تاکتیکی؛ تهران به دنبال بازتعریف این رابطه است، نه صرفاً ایجاد اصلاحاتی در چارچوب یک توافق.
به بیان ساده: ایران مذاکرات را متوقف نکرده است؛ ایران نسخه آمریکاییِ «اینکه مذاکره چگونه باید باشد» را متوقف کرده است.
اعلام آمادگی برای مذاکره: پیامی برای تثبیت داخلی، نه دعوتی واقعی
در دو ماه گذشته، مقامات ارشد ایرانی بارها اعلام کردهاند که «ایران همیشه آماده مذاکره است.» اما عراقچی چارچوب دقیقتری ارائه میدهد: ایران برای مذاکرات واقعی آماده است، نه گفتگوهایی که با پیششرطهای آمریکا آغاز میشوند.
این پیام دوگانه عمداً مبهم باقی گذاشته شده است. چرا؟ زیرا در فضای پس از جنگ، هر نشانهای از عدم تمایل به مذاکره میتواند بازارهای داخلی ایران را بیثبات کند، فشار دیپلماتیک غرب را افزایش دهد و روایتهای منطقهای علیه ایران را تقویت کند. بنابراین تهران ترجیح میدهد این تصویر را ترویج کند: «ایران آماده است؛ آمریکا نیست.»
این چارچوبسازی هم در داخل و هم در سطح بینالمللی کارکرد دارد. هم افکار عمومی داخلی را مطمئن میسازد و هم اثر روانی قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تعدیل میکند.
سفر عراقچی به فرانسه: کنفرانس منع تسلیحات شیمیایی یا مدیریت پیام سیاسی؟
با وجود ادعاهایی مبنی بر اینکه این سفر نشانهای از احیای مذاکرات هستهای است، تهران اصرار داشت که هدف سفر، شرکت در «کنفرانس منع تسلیحات شیمیایی» بوده است. با این حال، تحلیلگران اروپایی اهمیت موضوع را در جای دیگری میبینند: فرانسه تنها بازیگر اروپایی است که آشکارا نگران کنار گذاشته شدن از آینده هرگونه توافق هستهای است. پاریس میداند که در یک توافق جدید میان ایران و آمریکا، بخشهای نفت، خودروسازی و فناوری اروپا احتمالاً نخستین قربانیان خواهند بود. از این رو، در پاریس (حتی بدون ورود به مذاکره) عراقچی در حال مدیریت این پیام بود: «ایران اروپا را فراموش نکرده است، اما اروپا نیز باید نقش خود را بازتعریف کند.»
به عبارت دیگر، این سفر یک مذاکره نبود، اما خلأ ناشی از نبود مذاکره را پر کرد؛ خلائی که اروپا به شدت از آن هراس دارد.
میانجیگری عربستان: روایتی ساختگی و مناسب برای رسانههای منطقه
چند رسانه منطقهای اخیراً ایده «نقش جدید عربستان» در نزدیککردن تهران و واشنگتن را ترویج کردهاند. اما عراقچی بهصراحت توضیح داد: نامۀ رئیسجمهور ایران به محمد بن سلمان هیچ ارتباطی با مسئلۀ هستهای نداشت. ایران به عربستان اعتماد دارد. مشکل در جای دیگری است: در ایالات متحده. این نکته اهمیت دارد؛ ایران میخواهد مخاطبان بینالمللی بفهمند که مانع اصلی، نبودِ میانجی نیست بلکه خودِ رفتار ایالات متحده است. این دقیقاً همان نکتهای است که بسیاری از روایتهای رسانههای عربی از آن میگریزند.
در نتیجه، داستان «میانجیگری عربستان» برای ریاض مفید و برای رسانههای منطقه جذاب است، اما از دیدگاه تهران، نادرست است.
چرخش آرام تهران: از بازدارندگی میدانی به انعطاف دیپلماتیک
عراقچی چند موضع کلیدی را تکرار کرد: ایران در سایتهای آسیبندیده به غنیسازی ادامه میدهد؛ دسترسی به تأسیسات بمبارانشده تنها در چارچوب یک پروتکل جدید ممکن است و «توافق قاهره» اکنون بهعنوان «چارچوب تعامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی» عمل میکند و جایگزین قطعنامۀ شورای حکام شده است.
ایران یک پرسش بنیادی مطرح کرده است، پرسشی که نظام بینالملل در حال حاضر قادر به پاسخدادن به آن نیست: «چگونه میتوان یک سایت هستهای بمبارانشده را با استفاده از پروتکلهای زمان صلح بازرسی کرد؟»
این همان چیزی است که سیاست هستهای ایران در سال ۲۰۲۵ را از سالهای پیش متمایز میکند: تهران معتقد است این آژانس است که باید خود را با واقعیتهای جدید منطبق کند نه اینکه ایران با شرایط قبلی تطبیق یابد.
مذاکرات هستهای ایران در سال ۲۰۲۵ شبیه یک زمین خالی است زمینی که همه هنوز در آن میجنگند. پس از بازسازی روایتهای رسمی و رسانهای، تصویر کلی روشن میشود: ایران میگوید آماده مذاکره است اما نه زیر آتش حملات. ایالات متحده مذاکرات را ضروری میداند اما حاضر به پذیرش هزینه تغییر رفتار نیست. اروپا از کنار گذاشته شدن میترسد. رسانههای منطقهای خلأ اطلاعاتی را با داستانهای ساختگی پر میکنند و آژانس بینالمللی انرژی اتمی با بحران جدیدی روبروست: «بازرسیهای پس از جنگ.»
در چنین محیطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا مذاکرات هستهای از سر گرفته خواهد شد یا نه. پرسش مهمتر این است: اگر مذاکرات آینده همان ساختار پیشین را دنبال کنند، اساساً چه معنایی دارد که دوباره آغاز شوند؟
این چالشی است که ایران امروز به جهان ارائه میکند چالشی که هنوز هیچکس پاسخی برای آن ندارد.
خیلی وقته آمریکاییها دیگه درخواست وسیگنال هم نمیدنکه باتوجه به مامورها وتخلیه وبایری های هوایی بسیارخبرجنگ رونزدیکمیکنه
ایران سوخت عراقچی هم دیپلمات شد.
عراقچی واقعا دیپلماته؟؟؟ هروقت برف ایران اومد عراقچی هم دیپلمات میشه
مذاکره نخواستیم چرا ؟؟؟
چون وقتی سخن از پیشرفت مذاکره درمیان
باشد قیمت دلار تقریباً ثابت میماند
ولی اگر سخن از شکست مذاکره باشد دولت بهانهای برای گران کردن دلار پیدا میکند
پس همین جوری بلاتکلیف بماند بهتر است