آمریکا و انگلیس چگونه پشت محمدرضا پهلوی را بعد از فرار از ایران خالی کردند؟
فرار از مردم و وطن و همین طور دل سپردن به بیگانگان یک سنت خانوادگی در دودمان پهلوی است و به یک سرنوشت مشترک میان رضا شاه و محمدرضا شاه و همین طور رضا پهلوی، شاه خودخوانده تبدیل شده است.
این دودمان به جای اینکه به جامعه ایرانی تکیه کند اما با توجه به احساس خطر نسبت به پایگاه و جایگاه محکم در بین توده مردم تنها راه چاره را افتادن به دامان غرب و آمریکا می داند و با توجه به همه ناکامی ها و سرخوردگی هایی که داشته همچنان منتظر تصمیم گیری دولتمردان آمریکایی و اسرائیلی درباره سرنوشت خود است. نمونه روشن آن دیدار رضا پهلوی با اسرائیلیها و همراهی اطرافیان و هواداران این خاندان با جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین و جنگ دوازده روزه علیه ایران است.
در جریان آشوب های اخیر هم جامعه ایرانی بار دیگر شاهد آن بود که چگونه کسی که سالها در حسرت ولیعهدی فراموش شده خود باقی مانده با توهم طرفداری قاطبه جامعه ایرانی از بازگشت دوباره سلطنت این بار نیز دست به دامان آمریکایی ها شده تا اگر اعتراضات در داخل ایران به نتیجه نرسید با حمله نظامی از سوی یک قدرت خارجی به مراکز حساس جمهوری اسلامی آرزوی برقراری دوباره پادشاهی محقق شود.
مرور دوباره تاریخ بخصوص وقایع مربوط فرار شاه از ایران و بی اعتنایی کامل دولت های غربی نسبت به وضعیت محمدرضا پهلوی بعد از خروج از کشور و در عین حال اظهارنظر مداخله جویانه درباره امور داخلی ایران بعد از خروج پهلوی دوم از کشور حاکی درس ها و عبرت های مهمی است.

همزمان با اوج گیری نهضت انقلابی مردم ایران و بویژه در سال آخر سلطنت محمدرضا شاه تلاشهایی از سوی برخی از دست اندکاران رژیم صورت گرفت بعد از رایزنیهای فراوان، شاه به این نتیجه رسید که به زعم خود برای مهار بحران به صورت موقت کشور را ترک کند و اداره امور را به دست شورای سلطنت برساند.
شاه بعد از مدتی تردید و البته بعد از راهپیمایی عظیم مردم در تاسوعا و عاشورا و اربعین در نهایت این پیشنهاد را قبول کرد. مقامات آمریکایی هم که با نگرانی تحولات ایران را رصد میکردند موافق تشکیل چنین هیاتی بودند و در همین زمینه از سوی کاخ سفید در روز 27 آذر 1357 ویلیام سولیوان آخرین سفیر واشنگتن در تهران ماموریت داده شد تا بلافاصله به دیدار شاه در کاخ نیاروان برود و پیام ایالات متحده را به وی منتقل کند که از نظر آنها او باید هر چه زودتر شورای سلطنتی تعیین و از کشور خارج شود. برای اجرایی کردن آن طرحهایی ارائه شد. ابتدا قرار بود که شورای سلطنت با عضویت امیران ارتش تشکیل شود و بعد طرحی ارائه شد که مبتنی بر آن گروهی از چهرههای میانه رو عضویت شورای سلطنت را بپذیرند و در کنار آن شورای از نظامیان هم تشکیل شود.
سولیوان آخرین سفیر آمریکا در رژیم پهلوی مینویسد: «... تغییرات، سرعت و شتاب بیشتری گرفته بود. کابینه بختیار تشکیل شده بود و مقدمات امر برای انتقال قدرت فراهم گشته بود. در همین ایام پیامی از واشنگتن دریافت داشتم مبنی بر اینکه در اولین فرصت شاه را ملاقات کنم و به او بگویم، دولت آمریکا مصلحت شخص شاه و مصلحت کلی کشور را در این میبیند که هر چه زودتر کشور را ترک گوید. من تا آنجا که میتوانستم با لحن ملایم و مهربان مضمون این پیام را به شاه ابلاغ کردم و او پس از اتمام حرفهای من با لحن کم و بیش ملتمسانهای گفت: «خیلی خوب، کجا باید باید بروم؟» در پاسخ گفتم: «دستوری در این خصوص در یافت نکردهام ... آیا میل دارید برای ارسال دعوتنامه از آمریکا اقدام کنم و ترتیب مسافرت شما را به آمریکا بدهم؟» شاه یک مرتبه از جای خود حرکت کرد و با هیجانی شبیه رفتار یک پسربچه کوچک گفت: «اوه ... شما این کار را برای من میکنید؟» ... در ملاقات من و هایزر در ۱۲ ژانویه با شاه، در واقع این خود او بود که بیشتر به موضوع مسافرت خود علاقه داشت و از گفتگو درباب مسائل دیگر طفره میرفت.» (مأموریت در ایران، ص ۱۶۴-۱۶۳)
این وقایع همزمان با رایزنی شاه و شاپور بختیار در برای نخست وزیری بود و در ادامه پهلوی دوم با مشورت با علی امینی، صدیقی و انتظام تصمیم قطعی خود را برای انتخاب اعضای شورای سلطنت اعلام کرد.
در نهایت اسامی اعضای شورای سلطنت به این شرح اعلام شد: دکتر شاپور بختیار نخستوزیر، دکتر محمد سجادی رئیس مجلس سنا، دکتر جواد سعید رئیس مجلسشورای ملی، سیدجلال تهرانی سناتور سابق مجلس سنا، محمدعلی وارسته وزیردارایی اسبق، عبدالله انتظام رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت نفت ملی، علیقلیاردلان وزیر دربار، دکتر علیآبادی دادستان سابق، ارتشبد عباس قرهباغی رئیس ستادمشترک ارتش.
در اولین جلسه این شورا که در ۲۴ دی با حضور شاه در کاخ نیاوران تشکیل شد پهلوی دوم مطالبی درباره سفر به خارج از کشور و تشکیل دولت جدید و حمایت ارتش از دولت گفت و ابراز امیدواری کرد تا دولت در خاتمه دادن به اعتصابات و اغتشاشات موفق باشد.
مخالفت قاطع امام با شورای سلطنت
امام خمینی بعد از انتشار اخباری مبنی بر تشکیل شورای سلطنت هر اقدام را که باعث بقای رژیم شاهنشاهی باشد مردود و تاکید کردند که اصل اولیه ما عبارت از رفتن شاه و این سلسله است. همچنین ایشان در ۲۵ دی در پیامی خطاب به مردم ایران از دانشگاهیان خواستند تا با سردادن شعارهای ضد رژیم فاسد و تظاهرات علیه دولت غاصب و شاه اعتراض خود را نسبت به شورای غیرقانونی سلطنت اعلام کنند. همچنین ایشان متذکر شدند: به کسانی که در شورای سلطنتی غیرقانونی به عنوان عضویت داخل شدهاند اخطار میکنم که این عمل غیرقانونی و دخالت آنان در مقدرات کشور جرم است و بیدرنگ از این شورا کنارهگیری کنند و در صورت تخلف مسئول پیشامدها هستند.
کابینه بی سرانجام ارتشبد ازهاری
در پی رایزنی شاه با برخی از مقامات آمریکایی از جمله برژینسکی مبنی بر تشکیل دولتی نظامی برای مهار خیزش انقلابی مردم در نهایت ارتشبد ازهاری که ریاست ستاد ارتش را به عهده داشت بعد از ظهر 14 آبان 1357، به کاخ نیاوران احضار شد و پس از مذاکرات مختصری، شاه به وی تکلیف نخست وزیری نمود و او نیز این مأموریت را پذیرفت.
ازهاری که یک هفته از مجموع 55 روز عمر کابینه اش بیمار بود، در روز 11 دی 1357 استعفا داد. در این روز خبرگزاری پارس و رادیو لندن از استعفای ازهاری خبرداده و اعلام کردند: «شب گذشته، ارتشبد ازهاری استعفای خود را به پیشگاه شاهنشاه آریامهر تقدیم کرد. گفته شد که به علت کسالت ارتشبد ازهاری یکی از معاونان ایشان، تا تشکیل دولت آینده، امور کشور را اداره خواهد کرد.» همزمان شاپور بختیار اعلام کرد که سرگرم مطالعه تشکیل یک دولت غیرنظامی است. وی 5 روز بعد (16 دی) به عنوان نخست وزیر جدید معرفی شد و کابینه خود را در حضور شاه در کاخ نیاوران معرفی کرد.
فرار شاه
شاه تصمیم گرفت در ۲۷دی با ملکه فرح، ایران را ترک کند. شاه تصمیم خود را به سالیوان اعلام کرد و توقع داشت آمریکا به این مسافرت جنبه نیمه رسمی بدهد و از طریق فرودگاه نظامی آندرور مسافرت کند اما آمریکاییان چنین تقاضایی را نپذیرفتند. آنها معتقد بودند این اقدام آمریکا خطر تظاهرات گروههای مخالف و درگیری را در پی دارد، بنابراین بهتر است شاه برای ورود به آمریکا فرودگاه دورافتادهای را انتخاب کند و حتیالمقدور در ساعات شب وارد آمریکا شود و سپس از این فرودگاه عازم پایگاه نیروی هوایی آمریکا در کالیفرنیا شود و از آنجا با یک هلیکوپتر نظامی به ملک شخصی آننبرگ برود. این نهایت ناجوانمردی درحق کسی بود که سالیان متمادی ازمنافع آمریکا محافظت کرده بود. آمریکاییان اصل پذیرفتن شاه را بر این تحلیل قبول کردند که فکر میکردند پناه دادن شاه مورد خشم و غضب امامآیتا... خمینی واقع نخواهد شد؛ بلکه بر عکس تصور میکردند چون موجبات تسریع خروج شاه را ازایران فراهم آوردهاند، امتیازیهم به دست خواهند آورد. سرانجام شاه تسلیم نظر آمریکاییان شد و به سالیوان گفت جزئیات مسافرت را به اطلاع سپهبد ربیعی، فرمانده نیروی هوایی میرساند.
شاه روز ۲۳دی برای اولین بار همه فرماندهان ارتش را با هم به کاخ نیاوران فراخواند. بختیار نیز در جلسه حضور داشت. شاه خطاب به اعضای جلسه گفت: «به علت وقایع اخیر کشور، خیلی خسته شدهایم و احتیاج به استراحت داریم. قبلا هم قرار بود برای معاینه مسافرتی بکنیم. حال که دولت جدید برابر قانون اساسی تشکیل شده در نظر داریم بعد از تشکیل شورای سلطنت به خارج از کشور مسافرت بنماییم لذا لازم بود که با حضور آقای نخستوزیر، دستوری به ارتش بدهیم. چون آقای نخستوزیر و دولتی که تشکیل دادهاند پشتیبان قانون اساسی است، ارتش شاهنشاهی وظیفه دارد از دولت قانونی پشتیبانی نماید.» بختیار هم قول داد که دولت از قانون اساسی پشتیبانی کند و بهزودی نظم و آرامش در کشور مستقر خواهد شد.
شاه در ۲۴دی، تلفنی به ربیعی دستور داد تا هواپیمایش حاضر و آماده رفتن باشد. ابتدا قرار شد شاه در ۲۷دی مسافرت کند ولی او برای خروج، لحظهشماری میکرد. غروب روز ۲۵دی، شاه به سپهبد بدرهای، فرمانده نیروی زمینی و گارد جاویدان گفت: مسافرت، فردا انجام خواهد شد. بدرهای به قرهباغی تلفنی اعلام کرد: «اعلیحضرت بهجای چهارشنبه، فردا روز سهشنبه صبح حرکت خواهند کرد و مسافرت خصوصی و غیررسمی است.
۲۶دی جلسه شورای امنیت ملی تشکیل شد و تصمیم گرفتند هنگام رفتن شاه با تظاهرکنندگان مدارا کنند تا با اعمال خشونت بهانه جدیدی به دست مخالفان داده نشود.لحظه موعود فرا رسید. ساعت، کمی بیشتر از ۱۰ را نشان میداد که شاه و ملکه با بالگرد سلطنتی که شش فروند بالگرد نظامی آن را اسکورت میکردند از کاخ نیاوران پرواز و در فرودگاه مهرآباد جلوی پاویون سلطنتی به زمین نشستند و از سوی ارتشبد قرهباغی رئیس ستاد مشترک، دکتر سجادی رئیس مجلس سنا و دکتر اردلان وزیر دربار مورد استقبال قرار گرفتند. شاه و ملکه وارد سالن پاویون سلطنتی شدند، در حالی که با یکدیگر صحبت میکردند قدم میزدند تا نخستوزیر و رئیس مجلس شورای ملی به آنها بپیوندند. ساعت ۱۲و۳۰دقیقه دکتر شاهپور بختیار، نخستوزیر و دکتر جواد سعید، رئیس مجلس شورای ملی با یک فروند بالگرد به فرودگاه رسیدند. بختیار از شاه عذرخواهی کرد که چون مردم بسیاری در اطراف مجلس تجمع کرده بودند نتوانستند با اتومبیل خود را به فرودگاه برسانند و مجبور شدهاند درخواست بالگرد کنند. دکتر سعید خبر رأی اعتماد مجلس به بختیار را به اطلاع شاه رساند. شاه برای رفتن عجله داشت. بلافاصله به طرف هواپیمای آماده جت ۷۲۷ شاهین حرکت کرد و در یک گفتوگوی کوتاه به خبرنگاران گفت «تهران را به مقصد آسوان در مصر ترک خواهم کرد و چند روز در آنجا به استراحت خواهم پرداخت. مدتی است که احساس خستگی میکنم و احتیاج به استراحت دارم. همانطور که قبلا گفته بودم پس از این که خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد به مسافرت خواهم رفت، این سفر امروز آغاز میشود. با رأی امروز مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شده، امیدوارم که دولت بتواند هم در ترمیم گذشته و هم در پایهگذاری آینده موفق شود. برای این کار ما مدتی به همکاری و حس وطنپرستی به اشد کلمه احتیاج داریم.» شاه در مورد مدت مسافرتش گفت: «این بستگی به حالت مزاجی من دارد و نمیتوانم آن را الآن مشخص کنم.» ملکه نیز گفت: «اطمینان دارم استقلال ملت و وحدت ملی همیشه پایدار خواهد ماند. به ملت ایران اعتقاد دارم. به فرهنگ ایران اعتقاد دارم و امیدوارم و میدانم که خداوند همیشه پشتوانه ملت ایران خواهد بود.»
شاه و ملکه در واقع میدانستند این مسافرت بیبرگشت است به همین جهت موقع سوار شدن به هواپیما، حاضران، شاه و شهبانو گریستند.شاه در خاطراتش اعتراف دارد در آن لحظات «احساس میکردم واقعه شومی در شرف وقوع است، زیرا با تجربهتر از آن بودم که درباره آنچه احتمال وقوعش میرفت، تصوری نداشته باشم. میخواستم خود را قانع کنم که رفتنم از ایران هیجانات را فروخواهد نشاند و از تنفرها خواهد کاست». نهفقط شاه که بسیاری از بدرقهکنندگان نیز میدانستند برای آنها این سفر شوم خواهد بود به همین جهت سکوت دلخراشی حکمفرما بود که جز با هق هق گریه شکسته نمیشد. شاه از پلههای هواپیمای سلطنتی بالا رفت و یکسره به کابین خلبان رفت و خود هدایت هواپیما را بهعهده گرفت. ساعت ۱۳و۱۰ دقیقه بود که شاه با خفت و خواری برای همیشه ایران را ترک گفت در حالی که تاریخ زندگی مملو از جنایات، قتلعامها، شکنجهها، زندانها و خودفروختگی او را به بیگانگان در خود ثبت کرد.
خبر خروج شاه چون رعدی در آسمان ایران پیچید. مردم به خیابانها ریختند، فریاد شادی میکشیدند. ا... اکبر سر میدادند، به امام خمینی تبریک میگفتند، همدیگر را میبوسیدند، نقل و گل میپاشیدند، عکسهای امام را به اهتزاز درمیآوردند، عکسهای شاه را پاره میکردند، مجسمههای خاندان پهلوی را به زیر میکشیدند، پایکوبی میکردند، چراغ اتومبیلها را روشن میکردند و بوق میزدند. ایران سراسر جشن بود و شادی، غریو تکبیر بود و لبخند.
به گزارش کیهان در تهران چهار میلیون نفر رفتن شاه را جشن گرفتند. دانشجویان در دانشگاه ملی و صنعتی مجسمههای شاه را ساقط کردند. مردم در شهرهای آمل، بندرعباس، دزفول، ساری، کاشان، چالوس، اندیمشک، زنجان و... مجسمههای شاه و رضاشاه را پایین کشیدند و عکسهای امامخمینی را بهجای آن نصب کردند. مردم در کرمان سه مجسمه را پایین کشیدند و پرچم ا...اکبر بهجای آن نصب کردند.
به گزارش اطلاعات، با رفتن شاه، ایران غرق در نور و گل و شادی بود. مردم در شهرها مجسمههای شاه را پایین میکشیدند و تصاویر امام خمینی را نصب میکردند.
تیتر «شاه رفت» یکی از ماندگارترین تیترهای مطبوعات دوران انقلاب ۱۳۵۷ است که در ۲۶ دی ماه در صفحه نخست روزنامه اطلاعات نقش میبندد.
عجب
تاریخ بزرگترین قاضی است
اونایی که تو اعتصاب بودن حقوقشون رو میگرفتن و ملت چندین ماه بدون اینکه کار کنن راحت زندگی کردن مقایسه نکنیم که خنده داره
تاریخ بزرگترین قاضی است
اونایی که تو اعتصاب بودن حقوقشون رو میگرفتن و ملت چندین ماه بدون اینکه کار کنن راحت زندگی کردن مقایسه نکنیم که خنده داره
مغز فندقی یک سلطنت طلب
اگه هواپیمای خریداری شده نبود معلوم نبود جنگ ایران عراق چی میشد معترضان مردمی وارد پالایشگاه تهران شدند ولی دستور داد بهشون نهار ساندویچ و نوشابه دادن
💔
کاری با مردم کردید که اگر یک نفر ولو خائـن بیاد اینترنت رو آزاد کنه و فیلتریـنگ رو برداره همه طرفدارش میشن. التماس تفکر. واقعا کی اون بالا نشسته که چنین تصمیماتی گرفته و ملتی که شاید خیلی مسائل براشون مهم نبود رو تبدیل به دشـمن خودش کرده!!!