چگونه پدر شدن ذهن مردان را تغییر می‌دهد؟

پدر شدن فقط یک نقش اجتماعی جدید نیست؛ بلکه تغییرات هورمونی و عصبی عمیقی در بدن مرد ایجاد می‌کند که تأثیر مستقیمی بر سلامت و رشد فرزندش دارد. در حالی که مادران باردار از تغییرات بدن خود آگاه می‌شوند، پدران آینده معمولا هیچ ایده‌ای ندارند که مغز و بدن آنها نیز برای این نقش آماده می‌شود.

چگونه پدر شدن ذهن مردان را تغییر می‌دهد؟

به گزارش خبرفوری، اولین تحقیقات درباره تغییرات فیزیکی پدران از مشاهدات حیوانات آغاز شد. مطالعات نشان داد نرهای بسیاری از پستانداران هنگام مراقبت از نوزاد، دچار نوسانات هورمونی از جمله کاهش تستوسترون می‌شوند.

لی گتلر، انسان‌شناس دانشگاه نوتردام، این سؤال را مطرح کرد: آیا مردان با تستوسترون پایین‌تر بیشتر پدر می‌شوند، یا خود پدر شدن باعث کاهش تستوسترون می‌شود؟

او با مطالعه روی ۶۲۴ مرد در فیلیپین به این نتیجه رسید که هر دو فرضیه درست است: مردانی که پدر شدند کاهش معنادار تستوسترون داشتند و هر چه ساعات بیشتری از نوزاد مراقبت می‌کردند، این کاهش بیشتر بود. جیمز ریلینگ از دانشگاه اموری نیز کشف کرد که این تغییرات حتی چهار ماه پس از بارداری همسر شروع می‌شود و هرچه تستوسترون پایین‌تر باشد، پدران پس از تولد مشارکت بیشتری دارند.

بیشتر بخوانید:

آیا والدین واقعاً فرزند محبوب دارند؟ پژوهش‌ها می‌گویند بله

آیا استاندارد زنان درباره مردان بیش از اندازه بالاست؟

موج هورمون عشق در پدران

اکسی‌توسین که به «هورمون عشق» معروف است، تنها در مادران افزایش نمی‌یابد. در نخستین ساعات پس از تولد، وقتی نوزاد روی سینه برهنه پدر می‌خوابد، اکسی‌توسین در بدن پدر نیز بالا می‌رود. مطالعات جهانی نشان داده پدرانی که بازی و تماس بیشتری با فرزندان دارند، سطح اکسی‌توسین بالاتری نشان می‌دهند.

این هورمون غریزه پدری را تقویت می‌کند. در یک مطالعه جالب، اسپری اکسی‌توسین به بینی پدران باعث شد هنگام تعامل با نوزاد، سر خود را سریع‌تر و مشتاقانه‌تر حرکت دهند. این یک حلقه مثبت خودتقویت‌کننده ایجاد می‌کند: هورمون افزایش می‌یابد، پدر بیشتر با کودک اُخت می‌شود و این باعث افزایش بیشتر هورمون می‌شود.

نوجوانی دوم؛ بازسازی مغز پدران

داربی ساکسبی، روانشناس بالینی، بررسی کرده که آیا این تغییرات هورمونی بر مغز پدران نیز اثر می‌گذارد. تیم او با همکاری محققان اسپانیایی، مغز پدران نخست‌زاده را پیش و پس از تولد نوزاد اسکن کردند و دریافتند که تغییرات عصبی در حال وقوع است؛ مغز خود را برای تجربیات و اطلاعات جدید تطبیق می‌دهد.

ساکسبی این گذار به پدر شدن را با دوران نوجوانی مقایسه می‌کند، دوره‌ای حساس که مغز باید با چالش‌ها و محرک‌های جدید سازگار شود. مردانی که پیوند عاطفی قوی‌تری با نوزاد متولد‌نشده داشتند یا قصد مرخصی طولانی‌تری پس از زایمان داشتند، تغییرات بیشتری در مغزشان نشان دادند.

پیامدهای اجتماعی

همه کارشناسان تأکید دارند این یافته‌ها باید سیاست‌های خانوادگی را تغییر دهد. بهبود مرخصی والدین، مشارکت دادن مردان از همان ابتدا (حضور در سونوگرافی‌ها و جلسات بارداری) و تشویق تعامل فعال با همسر در دوران بارداری، همگی به فعال‌سازی این ظرفیت زیستی کمک می‌کنند.

پدران فعال و مشارکت‌جو نه تنها سلامت روان مادر را بهبود می‌بخشند، بلکه سلامت قلب فرزندان را نیز تقویت می‌کنند. مطالعه بزرگی روی ۲۹۲ خانواده نشان داد کودکانی که پدران توجه‌تری داشتند، سلامت قلب بهتری پیدا کردند، در حالی که رفتار مادر چنین تأثیری نداشت.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید