جلالی ندوشن با خبر فوری مطرح کرد؛
ترومای جوان امروز، آینده باختگی است/ دوای درد به جای صندوقچه مشاور در دست سیاستگذار است
خبرنگار: ونوس بهنوداستاد دانشگاه و روانپزشک معتقد است جدیترین مسئله حال حاضر نسل جوان ناتوانی در ترسیم افقی برای آینده است.
امیرحسین جلالی ندوشن در گفتگو با خبر فوری تصریح کرد: بر خلاف آنچه رایج شده و خطای مصطلح است، تروما در حقیقت حادثهای است که بر ما یک اثری میگذارد و این اثر ماندگار و پایدار است. روان ما این ظرفیت را دارد که بسیاری از اتفاقات بد و رنجها را سوگواری، پردازش و از آنها گذر کند.
وی افزود: بر اساس تعریفی که ذکر آن رفت با نگاهی به جمعیت جوان جامعه و بر اساس آنچه که نظرسنجیها از سال 97 به این طرف نشان میدهند، مسئله اقتصاد، گرانی و تورم در حقیقت مسئله اصلی عموم مردم است و این مسئله هرچند برای همه جامعه میتواند آزاردهنده باشد اما برای جوانان به مراتب مهمتر است.
به گفته این روانپزشک این مسئله موجب شده تا این تصور در نسل جوان به وجود بیاید که افقی برای آینده ندارد. این در حالی است که جامعهای میتواند زیر فشارهای مختلف تاب آورده و نشکند که امید داشته باشد.
جلالی ندوشن معتقد است امید به این معنی است که آن تجربه بدی که داریم به پایان میرسد و یا وضعیت نامناسب فعلی در آینده بهتر خواهد شد. اما وقتی نمیتوان آینده را تصویر کرد و دسته بزرگی از ما خیال نمیکنند آینده متفاوت باشد، آن وقت ظرفیت جامعه برای امیدواری پایین میآید و این یک عارضه منفی است.

وی در پاسخ به اینکه آیا افزایش خشونت در جامعه برآورد چنین وضعیتی است، ادامه داد: هر چیزی که جامعه را دچار انسداد هیجانی و توقف در افق و آینده آفرینی بکند میتواند هم احتمال خشونت علیه خود و هم علیه دیگران را بالا ببرد. به این معنی که خشونتهای بین فردی در خانواده و در جامعه و خشونت علیه خود در شکل خودآزاری و خودکشی افزایش یابد.
وی همچنین در پاسخ به این سوال که چرا مردم حتی با مراجعه به مشاوران روانشناس نیز نمیتوانند نتیجه معقولی بگیرند، افزود: این موضوع برساخت رسانهای است که بیشتر در فضای مجازی شکل گرفته و صرفاً هم مربوط به ایران نیست و در کشورهای مختلف مطرح میشود.
به اعتقاد این روان درمانگر در یک جامعه با ثبات که سرجمع شاخصهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نگران کنندهای ندارد این موضوع ممکن است مسئلهساز نباشد اما در جامعهای که احساسش این است که آینده باخته است، باورهای جامعه تحت تأثیر وضعیت هیجانی آن است و وضعیت هیجانی تحت تأثیر شرایط اجتماعی و اقتصادی و افقی است که افراد جامعه دارند.
به گفته جلالی ندوشن مشکلات افراد متفاوت است. افرادی اختلالهای شدیدی دارند و افرادی اختلال کمتر دارند و یا نیاز به دارو دارند و افرادی هم در شرایط جدید دچار رنج میشوند.
وی افزود: معمولاً گروهی که اختلال شدید دارند آمارشان در جامعه چندان تغییر نمیکند. این افراد مانند کسانی که اسکیزوفرنی دارند و یا دوقطبی هستند و یا افسردگیهای عود کننده که بیشتر از سنین پایین شروع میشود و جنبه وراثتی دارد. اما مسئله جدی جامعه مسئله اختلال روانی نیست بلکه مسئله اختلال سلامت روان است.
روان پزشک و استاد دانشگاه تاکید دارد که سلامت روان به منزله داشتن بیماری نیست و به معنی این است که فرد ظرفیتی برای لذت بردن، کار کردن و تولید امید داشته باشد و این وضعیت بسیار وابسته به مسائل اجتماعی است.
وی اضافه کرد: مثلاً در جامعه در پی نابرابری، تبعیض و نتیجه بخش نبودن سیاستها فرد هم نمیتواند خود را در انزوا سالم نگه دارد. شاید افرادی باشند که تاب آوری بهتری داشته باشند اما معدلی از جامعه متأثر میشوند و شاید علت اینکه در برخی مواقع مشاورهها جواب نمیدهد این است که دوای درد همواره در صندوقچه مشاور نیست و در برخی مواقع در دست سیاستگذارها است.