مادر به حرمت حضرت زینب(س) قاتل پسرش را بخشید
خانواده پسر جوانی که در یک جشن عروسی به قتل رسیده بود به حرمت حضرت زینب(س) و بهشرط دریافت دیه برای تأمین هزینههای یک هیأت مذهبی قاتل فرزندشان را پای چوبه دار بخشیدند.
شهریور سال96 درگیری مرگباری در یک جشن عروسی به پلیس شهرستان بهشهر استان مازندان اعلام شد، وقتی تیمی از مأموران راهی تالار عروسی شدند با حضور در محل با بدن نیمهجان و خونین پسر جوانی مواجه شدند و بلافاصله او به بیمارستان منتقل شد.
33 روز جدال با مرگ
وقتی مهدی به بیمارستان منتقل شد، قبل از آنکه به کما برود به خانوادهاش گفت: پدرام، مرا با چاقو زد.
با شناسایی هویت متهم 22ساله، خانواده مهدی از او شکایت کرده و پدرام بازداشت شد. مهدی 33روز در کما بود و با مرگ دستوپنجه نرم کرد، اما در نهایت تسلیم مرگ شد و پسر جوان جانش را از دست داد.
مرگ پسر 23ساله به بازپرس شهرستان بهشهر اعلام شد و اینبار پدرام به اتهام قتل عمدی در مقابل بازپرس پرونده قرار گرفت.
متهم که بشدت ابراز ندامت و پشیمانی میکرد در تحقیقات گفت: شب حادثه، مهدی و دوستانش به مراسم یکی از دوستانش رفته بودند. دوست من که خواننده و دیجی بود نیز در مراسم شرکت کرده بود. ساعت 11ونیم شب بود که دوستم با من تماس گرفت و گفت به عروسی بروم. به دوستم گفتم که مرا به جشن عروسی دعوت نکردهاند، اما او اصرار کرد و گفت همه اینجا هستند و مشکلی برای حضورت نیست.
پسر جوان ادامه داد: من هم به اصرار دوستم به مراسم عروسی رفتم تا کنارش باشم. سر یکی از میزها، مهدی با دوستانش نشسته بود. من و مهدی بچهمحل بودیم و همدیگر را چند باری دیده بودیم. ناگهان چشم تو چشم شدیم و شروع به کریخوانی کردیم. نمیدانم چه شد که دست به چاقو شدم و چند ضربه به مهدی زدم. من قصدم کشتن نبود و ناخواسته مرتکب قتل شدم.
بخشش پای چوبه دار
با اعتراف متهم و تکمیل تحقیقات در دادگاه کیفری وی پای میز محاکمه رفت. او درخواست بخشش از اولیای دم کرد اما خانواده مقتول خواهان قصاص بودند. به درخواست پدر و مادر مهدی، حکم قصاص قاتل صادر شد و پرونده پس از تأیید در دیوانعالی کشور برای اجرای حکم به دادسرا ارجاع شد.
نام پدرام در لیست محکومان برای اجرای قصاص قرار گرفت و روز اجرای حکمش فرا رسید اما خانواده مقتول به او مهلت دادند. خواهر مهدی بیان کرد: از آنجایی که روز اجرای حکم با ماه محرم همزمان شده بود ما حکم را اجرا نکردیم و به قاتل مهلت دادیم. به همین دلیل زمان دیگری برای اجرای حکم در نظر گرفته شد.
شرطی برای زندگی
او ادامه داد: وقتی مدتی بعد دوباره اسم پدرام در فهرست محکومان قرار گرفت و محکوم پای چوبه دار رفت مسئولان زندان و خانم آذر شهسواری رئیس کمیته سفیران صلح و دوستی انجمن حمایت از زندانیان کشور از پدر و مادرم خواستند که آنها قاتل را ببخشند.
مادرم که در این هشت سال خواهان قصاص قاتل بود، ناگهان از تصمیمی که داشت منصرف شد و گفت، به حرمت حضرت زینب(س) قاتل را میبخشم.
چون ایام شهادت حضرت زینب(س) بود، مادرم از قصاص گذشت کرد و پدرم نیز قاتل را بخشید. اما مادرم یک شرط برای قاتل پسرش داشت. او درخواست دیه کرد و گفت میخواهم دیه را صرف مخارج هیأتی مذهبی کنم که برادرم در آن هیأت خدمت میکرد.
با قبول این شرط از سوی پدرام، او بزودی آزاد خواهد شد و پسر جوان پس از هشت سال به زندگی برمیگردد.