خطر از هم گسیختگی زنجیره تامین جهانی در نتیجه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
طولانی تر شدن جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران خطر از هم گسیختگی کامل زنجیره تامین جهانی را در پی دارد.
"پیتر موریسی" اقتصاددان و استاد بازنشسته بازرگانی در دانشگاه مریلند آمریکا با نگارش مقاله ای در "واشنگتن تایمز" تاثیرات و پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را در زنجیره تامین جهانی بررسی کرده و هشدار داده در صورت متوقف نشدن جنگ، زنجیره تامین جهانی با بحران بی سابقه مواجه شده و از هم گسیخته خواهد شد.
این اقتصاددادن نوشته است: در دهههای اخیر، اقتصاد ایالات متحده کمتر مستعد رکود شده است، اما عدم اطمینان در مورد نتیجه نهایی جنگ با ایران ممکن است این مزیت را از بین ببرد.
در محیط دادهمحور امروزی، یک شوک آسیبزا برای ایجاد رکود اقتصادی لازم است: یک سیاست بیملاحظه دولت، مانند نادیده گرفتن وامهای مسکن بیقید و بند قبل از بحران مالی جهانی سال 2008 توسط تنظیمکنندگان مالی یا تعطیلیهایی که با همه گیری کووید-19 در سال 2020 همراه بود، یا یک جنگ ناموفق.
از نظر تاریخی، جنگها با جذب جوانان به ارتش و افزایش خرید در صنایع نظامی، رشد را افزایش میدهند.
با این حال، جنگ با ایران میتواند متفاوت باشد زیرا اقتصاد آسیبپذیریهای جدیدی ایجاد کرده است.
در طول اولین دورههای ریاست جمهوری ترامپ و بایدن، اقتصاد آمریکا سالانه 2.5 درصد رشد کرد و ماهانه 135 هزار شغل ایجاد کرد.
از زمان بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید، این نرخها به 2.1 درصد رشد اقتصادی و 26 هزار شغل جدید ماهانه کاهش یافته که عمده دلایل آن کاهش مهاجران جدید به آمریکا، سردرگمی ناشی از تغییر تعرفهها و اکنون عدم قطعیتهای تحمیل شده توسط جنگ علیه ایران بوده است.
یکی از نشانههای رکود اقتصادی این است که شاغلان همچنان به زندگی آبرومندانهای ادامه میدهند در حالی که بیکاران ناامیدانه در جستجوی شغل جدید هستند.
25 درصد از بیکاران در آمریکا حداقل 6 ماه است که به دنبال کار هستند که نسبت به 19 درصد در سال 2023 افزایش یافته است.
بهبود K شکل به طور فزایندهای درآمد و ثروت را در بین 20 درصد بالایی که اکنون حداقل نیمی از هزینههای مصرفکننده و سهم رو به رشدی از آنها را تشکیل میدهند و در بین سالمندان، به دلیل افزایش تعداد آنها، افزایش ارزش خانهها و افزایش ارزش سهام در حسابهای بازنشستگی معوق مالیاتی، متمرکز میکند.
هر دو گروه به شدت به سود سرمایه برای درآمد وابسته هستند. این امر باعث میشود که بازار سهام آمریکا بیشتر از اینکه صرفا شاخصی از پویایی اقتصادی باشد، محرک هزینههای مصرفکننده باشد.
بر این اساس امسال، سود شرکت Magnificent 7 باید حدود 19 درصد و سود 453 شرکت دیگر در شاخص S&P 500، حدود 14 درصد باید افزایش یابد.
معمولا این دستورالعملی برای افزایش ارزش بازار سهام است. با این حال، نگرانی در مورد جنگ، که با اظهارات متغیر و متناقض ترامپ در مورد مدت زمان جنگ تشدید شد، باعث نوسانات عمدهای در بازار سهام شد.
مورد دوم، انعطافپذیری هزینههای مصرفکننده را به چالش میکشد. سرمایهگذاری تجاری نیز به همین ترتیب متمرکز شده است.
سال گذشته، سرمایهگذاری غیرمسکونی ایالات متحده از 4 تریلیون دلار فراتر رفت، اما عملا تمام رشد در تجهیزات پردازش اطلاعات، نرمافزار و تحقیق و توسعه بود.
انتظار میرود بازیگران اصلی - آلفابت، متا، مایکروسافت، آمازون و اوراکل - امسال 660 میلیارد دلار و تا سال 2030، 3 تریلیون دلار در هوش مصنوعی هزینه کنند.
سرمایهگذاران خاورمیانه نیز حدود 2 تریلیون دلار برای کمک به این تلاشها متعهد شدهاند. با این حال، بدون حل و فصل جنگی که تنگه هرمز را برای همیشه باز کند و به تهدیدها علیه امنیت منطقهای پایان دهد، آن تامین مالی و حیات اقتصاد ایالات متحده در معرض خطر جدی قرار دارد.
هنگامی که جنگ آغاز شد، اقتصاددانان تاثیر افزایش قیمت بنزین بر هزینههای مصرفکننده را محاسبه کردند.
میانگین نظرسنجی از 50 پیشبینیکننده که توسط وال استریت ژورنال مورد بررسی قرار گرفتند، نشان داد که قیمت نفت وست تگزاس اینترمدیت باید به 138 دلار در هر بشکه افزایش یابد و 14 هفته در آنجا بماند تا خطر رکود به 50 درصد برسد.
متاسفانه، این محاسبات در نظر نمیگیرد که اقتصادهای خلیج فارس چقدر سهم حیاتی خود را در زنجیرههای تامین جهانی متنوع کردهاند.
آنها یک پنجم آلومینیوم مورد استفاده در اقتصاد ایالات متحده را تامین میکنند و تامینکنندگان اصلی جهانی کود نیتروژن و مواد اولیه تولید پلاستیک و سایر محصولات انرژیبر هستند.
قطر، هلیوم را به تایوان، که کارخانههای ریختهگری آن 90 درصد از ریزپردازندههای پیشرفته را تولید میکنند، و کره جنوبی، که حدود دو سوم تراشههای حافظه را تولید میکند، تامین میکند.
در جریان جنگ، ایران در حملات تلافی جویانه خود در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل به تاسیسات انرژی و صنعتی اش، به تاسیسات نفت و گاز همسایگان خود و صنایع ذکر شده در بالا آسیب رسانده است.
اگر تنگه هرمز بیش از چند ماه به روی ناوبری آزاد بسته بماند و حمله به زیرساختهای صنعتی ادامه یابد، آنگاه تولید ایالات متحده و جهان با کمبودهای حاد مواجه شده و زنجیره تامین جهانی از هم گسیخته خواهد شد.
این موارد، رکود عرضه را مشابه دو رکود ناشی از کمبود نفت خام در دهه 1970 تهدید میکند.
با عدم پایان جنگ علیه ایران و باز کردن تنگه هرمز، ترامپ همه این خطرات را برای بازارهای کار و سهام، چشمانداز سرمایهگذاری هوش مصنوعی، صنایع خلیج فارس و زنجیرههای تامین جهانی تشدید میکند.
به عنوان صادرکننده نفت، گاز طبیعی مایع و هلیوم، ایالات متحده ممکن است در مقایسه با اروپا و آسیا از آسیبهای ناشی از جنگ علیه ایران مصونتر به نظر برسد، اما همچنان بسیار آسیبپذیر است، به خصوص اگر ترامپ نتواند جنگ را به نتیجه موفقیتآمیزی برساند.
چین و امنیت غذایی جهانی ( مقاله "سوث چاینا مورنینگ پست")
تصمیم چین برای توقف صادرات اسید سولفوریک، همراه با شکست مذاکرات صلح بین ایالات متحده و ایران در آخر هفته گذشته در اسلام آباد، خطر افزایش قیمتها و اختلال در زنجیرههای تامین جهانی معدن و کود را که جایگزینهای کمی در دسترس دارند، به همراه دارد.
طبق گزارشها، پکن اعلام کرده که از ماه مه ارسال اسید سولفوریک را متوقف خواهد کرد، اگرچه هیچ اعلام رسمی در این مورد صورت نگرفته است. اقتصاددانان گفتند که امنیت غذایی در صدر دستور کار پکن قرار دارد و این اقدام به برخی از کشورها به ویژه ضربه سختی خواهد زد.
لین سونگ، اقتصاددان ارشد Greater China در بانک سرمایهگذاری هلندی ING، گفت: "انتظار میرود کنترلهای اداری به معنای تعلیق بالفعل صادرات اسید سولفوریک از ماه مه 2026 باشد." اگرچه او افزود که هیچ اطلاعیه رسمی از سوی سازمانهای دولتی چینی در این باره ندیده است.
این اقتصاددان گفت:" تصور میکنم هدف، تامین امنیت عرضه کود باشد که در حال حاضر به دلیل انسداد تنگه هرمز در معرض خطر است. تنگه هرمز حدود یک سوم تجارت دریایی کود و همچنین بخش زیادی از صادرات جهانی گوگرد را تشکیل میدهد."
وی افزود، برای پکن، سهم صادرات اسید سولفوریک در تولید ناخالص داخلی بسیار کمتر از هدف گستردهتر حفظ امنیت غذایی داخلی خود اهمیت دارد.
طبق گزارش رصدخانه پیچیدگی اقتصادی، چین در سال 2025 با ارزش کل 290 میلیون دلار آمریکا، بزرگترین صادرکننده اسید سولفوریک جهان بود. مقاصد اصلی این محمولهها شامل شیلی، اندونزی، عربستان سعودی، مراکش و هند بود.
در حالی که اسید سولفوریک بیشتر برای تولید کود استفاده میشود، برای صنایع شیمیایی گستردهتر نیز حیاتی است، جایی که برای فرآوری مواد معدنی و فاضلاب، تصفیه نفت و سنتز مواد شیمیایی استفاده میشود.