ایستاده با مردم
استاندار خوزستان از میدان مدیریت تا میدان مردم؛ روایتی از بخششی که به نام «آقا سید مجتبی» رقم خورد
این روزها «سید خوزستان» همچون رزمندگان اسلام، با تلاشی مضاعف در میدان خدمت حضور دارد؛ حضوری میدانی که بسیاری از چالشها را با نظارت و پیگیری مستقیم گرهگشایی میکند. او نمادی از تحقق شعار دولت است؛ اینکه دولت، #پای_کار_مردم_ایران_و_خوزستان_است.
مثل هر روز، پس از برگزاری جلسات شورای معاونین، تنظیم بازار و مدیریت قرارگاههای یازدهگانه، استاندار خوزستان بعد از اقامه نماز ظهر و عصر برای شرکت در آیینهای بیعت مردم با ولایت، تشییع پیکر مطهر شهدای حملات ددمنشانه رژیمهای جنایتکار آمریکا و صهیونیسم و همچنین حضور در جلسات کاری از جمله شورای اداری و شورای تأمین، راهی یکی از شهرستانها میشود. روز یکشنبه ۲۴ اسفند، نوبت دشت آزادگان بود.
این بار اما سفر کاری ما پس از افطار آغاز شد. آسمان پوشیده از ابرهای سنگین و تیره بود و از بارشهای شدید و طوفانی سهمگین خبر میداد. با این حال، نه این شرایط و نه تهدیدها نمیتوانست مانع حضور مردم عاشق و استاندار پرتلاش در میدان شود.
«سید خوزستان» چفیه سبز بر سر گذاشت و عبای زغالی بر دوش انداخت و با روحیهای پرنشاط و عزمی راسخ، علیرغم مانور پهپادها و هواپیماهای دشمن در آسمان، در میان جمع پرشور مردم دشت آزادگان حاضر شد.
مردم پس از افطار و اقامه نماز، فوجفوج به میدان شهرداری آمده بودند. بیرقهای عزت و افتخار برافراشته بود و شعارهای حماسی در فضا طنینانداز. آنان با این حضور، بیعت خود را با حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای اعلام و بر عهد خود با امام شهید تأکید کردند.
باران نمنم آغاز شد و هر لحظه بر شدت آن افزوده میشد. شرکتکنندگان یک چشم به آسمان داشتند و چشم دیگر به جایگاه مراسم. پس از خیرمقدم فرماندار و اجرای سرود زیبای دختران دانشآموز شهر بستان در رثای رهبر شهید انقلاب و گرامیداشت شهدای مدرسه شجره طیبه میناب، نوبت به سخنرانی استاندار خوزستان رسید.
«سید خوزستان» با سیمایی آرام، پوشش سنتی سادات و گامهایی استوار، در میان شعارهای حاضران و حرکت بیرقها پشت تریبون قرار گرفت. او با تمجید از تاریخ پرافتخار عشایر دشت آزادگان، از واقعه المنیور و شکست ماشین جنگی بریتانیا تا دوران دفاع مقدس و جنگهای اخیر، یاد و خاطره شهیدان، رزمندگان، ایثارگران و نامآوران این خطه را گرامی داشت و ایستادگی آنان در عملیات رمضان را برگ زرین دیگری در دفتر افتخارات این منطقه دانست.
در میانه سخنرانی، پیرمردی سالخورده با پوشش عربی در تلاش بود از میان نیروهای حفاظت و امنیت عبور کند و خود را به استاندار برساند. چهرهاش آشفته و نگران بود؛ گویی بیم حادثهای ناگوار داشت. هرچه اصرار میکرد، راهی به جایگاه نمییافت.
نزدیک او رفتم و دلیل نگرانیاش را پرسیدم، اما تنها میگفت باید استاندار یا نماینده شهر را از نزدیک ببیند. موضوع را با امام جمعه، نماینده شهر و فرماندار در میان گذاشتیم. مشخص شد مسئله، درخواست برای برگزاری نشستی جهت اصلاح ذاتالبین و جلب رضایت قبیلهای برای نجات جوانی از چوبه دار است.
دکتر موالیزاده با همان پوشش محلی سادات خوزستان، به همراه جمعی از بزرگان شهر در نشست اصلاح ذاتالبین حضور یافت. با میانجیگری و سخنانی آرامبخش، آتش خشم و کینه میان دو طرف فرو نشست و جوانی از چوبه دار رهایی یافت؛ حیاتی دوباره که به نام «آقا سید مجتبی» رقم خورد.
زمانی که خانواده مقتول، به عشق اسلام و رهبری، گذشت و بخشش خود را اعلام کردند، خستگی از تن «سید خوزستان» بیرون رفت و توان او دوچندان شد. این رخداد نشان داد میتوان هم در عرصه مدیریت کلان استان فعال بود و هم در متن مردم حضور داشت و گرهی از مشکلات اجتماعی آنان گشود.
این روزها «سید خوزستان» همچون رزمندگان اسلام، با تلاشی مضاعف در میدان خدمت حضور دارد؛ حضوری میدانی که بسیاری از چالشها را با نظارت و پیگیری مستقیم گرهگشایی میکند. او نمادی از تحقق شعار دولت است؛ اینکه دولت، #پای_کار_مردم_ایران_و_خوزستان_است.
مرده شور همتون رو ببرن