روش درست سنجش قند خون بیماران پس از جراحی قلب
در یک بررسی علمی جدید، شیوههای مختلف نمونهگیری خون برای سنجش قند در بیماران دیابتی تحت جراحی قلب با یکدیگر مقایسه شدهاند.
دیابت یکی از شایعترین بیماریهای غدد درونریز در جهان است و به عنوان یک نگرانی جدی سلامت عمومی شناخته میشود. بر اساس آمارهای جهانی، صدها میلیون نفر با این بیماری زندگی میکنند و پیشبینی میشود شمار مبتلایان در سالهای آینده افزایش یابد. در ایران نیز روند ابتلا رو به افزایش است و هر سال صدها هزار نفر به جمع بیماران دیابتی افزوده میشوند. این بیماری تنها به بالا رفتن قند خون محدود نمیشود، بلکه میتواند به عوارض گستردهای در اندامهای مختلف بدن منجر شود. از جمله مهمترین این عوارض، آسیب به عروق خونی و افزایش خطر بیماریهای قلبی عروقی است که گاهی نیاز به جراحی قلب را اجتنابناپذیر میکند.
بیماران دیابتی که تحت جراحی قلب قرار میگیرند، در دوره پس از عمل با نوسانات شدید قند خون روبهرو هستند. اگر قند خون بهدرستی کنترل نشود، احتمال بروز عوارضی مانند اختلال در فشار خون و گردش خون، نامنظمی ضربان قلب، تأخیر در ترمیم زخم جراحی و افزایش خطر عفونت بالا میرود. به همین دلیل، اندازهگیری منظم و دقیق قند خون در بخشهای مراقبتهای ویژه اهمیت حیاتی دارد. پرستاران به طور معمول این پایش را انجام میدهند، اما انتخاب روش مناسب نمونهگیری اهمیت زیادی دارد، زیرا هرگونه خطا میتواند به تصمیمگیری درمانی نادرست، مانند تنظیم اشتباه دوز انسولین، منجر شود.
در این رابطه، سولماز موسوی از گروه پرستاری داخلی و جراحی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی گیلان به همراه پنج نفر از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را درباره مقایسه دقت اندازهگیری قند خون در نمونههای شریانی و مویرگی در بیماران دیابتی تحت عمل جراحی قلب انجام دادند. این پژوهش با هدف بررسی میزان اطمینانپذیری هر یک از این روشها در شرایط حساس بخش مراقبتهای ویژه صورت گرفت.
این مطالعه بر روی ۷۳ بیمار دیابتی بالای ۱۸ سال انجام شد که پس از جراحی قلب در بخش مراقبتهای ویژه یک بیمارستان در شمال ایران بستری بودند. از هر بیمار سه نوع نمونه برای سنجش قند خون تهیه شد: نمونه شریانی که در آزمایشگاه بررسی شد، نمونه شریانی که با دستگاه گلوکومتر (دستگاه اندازهگیری سریع قند خون) سنجیده شد و نمونه مویرگی که معمولاً از نوک انگشت گرفته میشود و با گلوکومتر اندازهگیری شد. سپس نتایج این روشها با یکدیگر مقایسه شد تا مشخص شود هر روش تا چه اندازه به نتیجه استاندارد آزمایشگاه نزدیک است.
نتایج نشان دادند میانگین قند خون اندازهگیریشده با روش آزمایشگاهی شریانی حدود ۲۱۳ میلیگرم بر دسیلیتر بود، در حالی که این مقدار در روش شریانی با گلوکومتر حدود ۲۱۵ و در روش مویرگی حدود ۲۲۵ میلیگرم بر دسیلیتر ثبت شد. دقت روش شریانی با گلوکومتر ۹۴.۵ درصد و دقت روش مویرگی ۸۹ درصد برآورد شد. هر دو روش تمایل داشتند میزان قند خون را کمی بیشتر از مقدار واقعی نشان دهند، اما نوسان نتایج در روش مویرگی بیشتر بود.
بر اساس جمعبندی پژوهشگران، روش شریانی با گلوکومتر نسبت به روش مویرگی دقت و قابلیت اعتماد بالاتری دارد و برای شرایط حیاتی که تصمیمگیری دقیق درمانی لازم است، گزینه مناسبتری محسوب میشود. با این حال، روش مویرگی به دلیل سادگی، سرعت و کمهزینه بودن، میتواند برای پایش روزمره قند خون مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین انتخاب روش مناسب باید با توجه به وضعیت بالینی بیمار و میزان دقت مورد نیاز انجام شود.
پژوهشگران در توضیح اهمیت این یافتهها اشاره کردهاند که اختلاف نتایج مطالعات مختلف در جهان میتواند به عواملی مانند نوع دستگاه گلوکومتر، شرایط بالینی بیماران، حجم نمونه و مصرف داروهایی مانند انسولین یا داروهای افزایشدهنده فشار خون بستگی داشته باشد. این داروها میتوانند بر جریان خون و توزیع قند در بدن اثر بگذارند و در نتیجه دقت اندازهگیری را تغییر دهند.
همچنین پژوهشگران به برخی محدودیتها اشاره کردهاند؛ از جمله اینکه تأثیر مصرف برخی داروها مانند وازوپرسورها یا انسولین پیش از جراحی به طور جداگانه بررسی نشده است. آنان پیشنهاد کردهاند در مطالعات آینده، این عوامل نیز در نظر گرفته شوند و همچنین مقایسه با نمونههای وریدی انجام شود تا استانداردسازی روشهای پایش قند خون در بخشهای مراقبتهای ویژه با دقت بیشتری صورت گیرد.
گفتنی است این نتایج علمی پژوهشی در «نشریه پرستاری ایران» وابسته به مرکز تحقیقات مراقبتهای پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران منتشر شدهاند.