کدام باشگاه‌ها فوتبال زنان را جدی گرفتند؟

الزام تیم‌داری در فوتبال زنان باشگاه‌های بزرگ ایران را به این بخش کشانده است اما همه آن‌ها برای رقابت و سرمایه‌گذاری وارد نشده‌اند و برخی ترجیح داده‌اند در چرخه لیگ‌های پایین‌تر بمانند.

کدام باشگاه‌ها فوتبال زنان را جدی گرفتند؟

توسعه فوتبال زنان در سال‌های اخیر به یکی از محورهای مهم سیاست‌گذاری کنفدراسیون فوتبال آسیا تبدیل شده است و AFC تلاش کرده است این بخش را از حاشیه ساختار باشگاه‌ها خارج کند. در همین مسیر موضوع فوتبال زنان وارد مقررات باشگاه‌داری حرفه‌ای شده است و باشگاه‌ها دیگر نمی‌توانند بدون توجه به این بخش مسیر حرفه‌ای خود را در فوتبال آسیا دنبال کنند. مقررات AFC باشگاه‌ها را به حمایت از فوتبال زنان ملزم کرده‌اند و در ایران نیز الزامات مجوز حرفه‌ای باشگاه‌ها را به سمت فعالیت در فوتبال زنان سوق داده است.

 

این تغییر مقررات در فوتبال ایران اثر خود را خیلی زود نشان داد. باشگاه‌هایی که سال‌ها در فوتبال مردان فعالیت می‌کردند اما جایی برای فوتبال زنان در ساختار خود نداشتند یکی پس از دیگری برای تشکیل تیم اقدام کردند. با این حال همه این ورودها یک شکل نداشت و همین مسئله حالا تفاوت مهمی را میان باشگاه‌های حاضر در فوتبال زنان ایجاد کرده است؛ برخی باشگاه‌ها تنها برای عبور از یک الزام وارد این حوزه شدند اما برخی دیگر تلاش کردند تیمی بسازند که بتواند در بالاترین سطح فوتبال زنان رقابت کند.

 

وقتی چند باشگاه بار لیگ زنان را به دوش می‌کشیدند

 

تا پیش از موج جدید ورود باشگاه‌های بزرگ تعداد باشگاه‌های سرشناس فوتبال مردان که در سطح اول فوتبال زنان تیم داشتند بسیار محدود بود. در فصول گذشته سپاهان، ملوان و پیکان از جمله معدود باشگاه‌های شناخته‌شده‌ای بودند که در لیگ برتر زنان تیم‌داری می‌کردند.

فوتبال زنان

در همین شرایط شهرداری سیرجان نیز سال‌ها یکی از تیم‌های قدیمی و مدعی فوتبال زنان بود اما با واگذاری امتیاز این تیم ساختار فوتبال زنان سیرجان در قالب گل‌گهر ادامه پیدا کرد و گل‌گهر وارد لیگ برتر زنان شد.

ورود گل‌گهر اتفاق مهمی بود زیرا یکی از باشگاه‌های اقتصادی و شناخته‌شده فوتبال ایران تصمیم گرفت فوتبال زنان را در بالاترین سطح ادامه دهد و به جای تشکیل یک تیم صرفاً تشریفاتی امتیاز یک تیم ریشه‌دار را در اختیار گرفت.

 

نتیجه این تصمیم نیز در ادامه خودش را نشان داد. گل‌گهر خیلی زود به یکی از مدعیان فوتبال زنان تبدیل شد و در فصل ۱۴۰۴-۱۴۰۵ حتی در کورس قهرمانی لیگ برتر قرار گرفت. در هفته‌های پایانی نیز رقابت این تیم با خاتون بم برای قهرمانی ادامه داشت.

پرسپولیس مسیر میان‌بر را انتخاب کرد

 

ورود پرسپولیس به فوتبال زنان یکی از مهم‌ترین اتفاقات این دوره بود. باشگاه پرسپولیس برای آغاز فعالیت خود به سراغ خرید امتیاز یک تیم لیگ یکی رفت و از همان نقطه وارد رقابت‌های رسمی شد.

 

سرخ‌پوشان در همان فصل نخست نشان دادند که قصد ندارند صرفاً نام پرسپولیس را در فهرست تیم‌های فوتبال زنان ثبت کنند. این تیم با عملکرد موفق خود در لیگ دسته اول توانست به لیگ برتر برسد و در ادامه نیز فعالیت خود را در سطح اول فوتبال زنان ادامه داد.

 

پرسپولیس البته هنوز برای تبدیل شدن به یک قدرت تثبیت‌شده در فوتبال زنان مسیر طولانی در پیش دارد ولی انتخاب مسیر ورود و سرعت حرکت این باشگاه نشان داد که مدیران آن حداقل در سطح تیم بزرگسالان حضور در فوتبال زنان را صرفاً یک حضور اداری نمی‌بینند.

فوتبال زنان

استقلال هم از همان ابتدا برای صعود برنامه داشت

 

استقلال نیز مسیر خود را از لیگ‌های پایین‌تر آغاز کرد و تلاش کرد مرحله به مرحله به سطح اول فوتبال زنان برسد. آبی‌پوشان سرانجام با کسب نتایج لازم جواز حضور در لیگ برتر را به دست آوردند و وارد بالاترین سطح فوتبال زنان شدند.

 

اهمیت حضور استقلال و پرسپولیس فقط به اضافه شدن دو نام بزرگ به لیگ زنان محدود نمی‌شود. این دو باشگاه به دلیل تعداد هواداران، ظرفیت رسانه‌ای و توان مالی می‌توانند مخاطبان جدیدی را به فوتبال زنان جذب کنند و توجه بیشتری به لیگ بدهند.

 

البته همین مسئله یک انتظار دیگر نیز ایجاد می‌کند. هواداران استقلال و پرسپولیس انتظار دارند تیم زنان این دو باشگاه نیز مانند تیم مردان ساختار مشخص، برنامه فنی و هدف رقابتی داشته باشد و صرفاً برای تکمیل مدارک مجوز حرفه‌ای فعالیت نکند.

فوتبال زنان

انتخاب مربی نشان می‌دهد چه کسی جدی‌تر است

 

یکی از تفاوت‌های مهم میان تیم‌هایی که صرفاً برای رفع تکلیف وارد فوتبال زنان شده‌اند و تیم‌هایی که برنامه جدی دارند در انتخاب کادر فنی هم دیده می‌شود.

 

وقتی باشگاهی به سراغ مربیانی با سابقه و اعتبار در فوتبال زنان می‌رود نشان می‌دهد که قصد دارد برای نتیجه گرفتن هزینه کند و ساختار فنی مناسبی بسازد. در فصل جدید نیز نام مربیان شناخته‌شده‌ای مانند مریم ایراندوست و نیلوفر اردلان در معادلات تیم‌های بزرگ فوتبال زنان مطرح شده است؛ موضوعی که می‌تواند نشان دهد رقابت باشگاه‌های بزرگ برای حضور جدی‌تر در این بخش افزایش پیدا کرده است.

 

در واقع تفاوت یک تیم «برای مجوز» با یک تیم «برای رقابت» از همین جا مشخص می‌شود. تیمی که فقط برای ثبت حضور تشکیل شده باشد معمولاً حداقل هزینه و ساده‌ترین مسیر را انتخاب می‌کند اما باشگاهی که هدف ورزشی داشته باشد باید برای سرمربی، بازیکن، کادر فنی، زمین تمرین، آکادمی و برنامه استعدادیابی نیز هزینه کند.

 

تیم‌هایی که هنوز به رقابت نرسیده است

 

در طرف دیگر تعدادی از باشگاه‌های لیگ برتر مردان ترجیح داده‌اند فعالیت خود را از دسته‌های پایین‌تر فوتبال زنان آغاز کنند. تراکتور، صنعت نفت آبادان، نساجی، ذوب‌آهن، آلومینیوم اراک و مس رفسنجان از جمله باشگاه‌هایی هستند که نامشان در جریان ورود باشگاه‌های مردان به فوتبال زنان مطرح شده است.

 

اصل ورود این باشگاه‌ها را نمی‌توان اتفاق بدی دانست. اتفاقاً اگر این تیم‌ها فعالیت خود را ادامه دهند می‌توانند به توسعه فوتبال زنان در شهرها و استان‌های مختلف کمک کنند و فرصت بیشتری برای بازیکنان جوان ایجاد کنند. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که حضور در دسته‌های پایین‌تر به یک مقصد دائمی تبدیل شود.

 

اگر باشگاهی تنها به این دلیل که باید برای دریافت مجوز حرفه‌ای فعالیت زنان داشته باشد یک تیم در دسته پایین ثبت کند و هیچ برنامه‌ای برای رشد آن نداشته باشد الزام AFC و فدراسیون در نهایت فقط تعداد تیم‌های فوتبال زنان را روی کاغذ افزایش خواهد داد و لزوماً به توسعه واقعی این رشته منجر نخواهد شد.

مسئله فقط «تیم داشتن» نیست

 

فوتبال زنان برای رشد به باشگاه‌هایی نیاز دارد که بتوانند یک ساختار کامل ایجاد کنند. داشتن یک تیم بزرگسالان و شرکت دادن آن در مسابقات نخستین قدم محسوب می‌شود ولی توسعه واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که باشگاه برای رده‌های پایه نیز برنامه داشته باشد و بازیکنان را از سنین پایین تربیت کند.

 

حتی در مقررات AFC نیز فلسفه باشگاه‌داری حرفه‌ای فقط به حضور در مسابقات خلاصه نمی‌شود. این کنفدراسیون در نظام مجوز باشگاهی موضوعاتی مانند توسعه جوانان، ساختار سازمانی، استانداردهای فنی و توسعه پایدار را نیز دنبال می‌کند.

 

به همین دلیل اگر باشگاهی امروز یک تیم را در دسته دوم ثبت کند اما فردا هیچ قدمی برای ارتقای آن برندارد نمی‌توان گفت که الزام ایجادشده به هدف اصلی خود رسیده است.

 

حالا باید تفاوت‌ها را دید

 

ورود باشگاه‌هایی مانند پرسپولیس، استقلال و گل‌گهر نشان داده است که می‌توان از الزام یک مقررات یک فرصت واقعی برای فوتبال زنان ساخت. پرسپولیس با خرید امتیاز لیگ یک وارد شد، قهرمانی گرفت و به لیگ برتر رسید. استقلال نیز مسیر صعود را طی کرد و اکنون در بالاترین سطح قرار گرفته است. گل‌گهر هم پس از در اختیار گرفتن امتیاز شهرداری سیرجان خیلی زود به یکی از مدعیان لیگ برتر تبدیل شد.

 

در مقابل برخی باشگاه‌ها هنوز در سطح پایین‌تر فعالیت می‌کنند و باید دید آیا این حضور را به یک پروژه بلندمدت تبدیل خواهند کرد یا خیر. فوتبال زنان ایران در این مقطع بیش از هر زمان دیگری به باشگاه‌هایی نیاز دارد که فقط برای پر کردن یک بند از آیین‌نامه وارد مسابقات نشوند. الزام مجوز حرفه‌ای می‌تواند نقطه شروع باشد اما توسعه فوتبال زنان زمانی اتفاق می‌افتد که باشگاه‌ها بعد از گرفتن مجوز هم به سرمایه‌گذاری ادامه دهند.

منبع: مهر
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید