چرا سرود ملی اسپانیا هیچ شعری ندارد؟

اگر تا به حال بازی‌های تیم ملی اسپانیا را در رقابت‌های بزرگی مانند جام جهانی دیده باشید، احتمالا متوجه یک نکته عجیب شده‌اید: بازیکنان اسپانیا هنگام پخش سرود ملی، برخلاف بسیاری از تیم‌های دیگر، آن را نمی‌خوانند.

چرا سرود ملی اسپانیا هیچ شعری ندارد؟

به گزارش خبرفوری،  دلیل این سکوت نه اعتراض سیاسی است و نه بی‌احترامی؛ بلکه سرود ملی اسپانیا اساسا متن رسمی ندارد.

سرود ملی اسپانیا که با نام «لامارچا رئال» یا «مارش سلطنتی» شناخته می‌شود، یکی از قدیمی‌ترین سرودهای ملی اروپا است. تاریخچه آن به سال ۱۷۶۱ بازمی‌گردد؛ زمانی که این قطعه به‌عنوان یک مارش نظامی برای نیروهای پیاده‌نظام اسپانیا ساخته شد. چند سال بعد، در سال ۱۷۷۰، پادشاه چارلز سوم آن را به‌عنوان مارش رسمی در مراسم سلطنتی انتخاب کرد و بعدها در دوران سلطنت ملکه ایزابل دوم به سرود ملی کشور تبدیل شد.

برخلاف بسیاری از سرودهای ملی جهان که با اشعاری درباره وطن، تاریخ یا اتحاد ملی همراه هستند، «لامارچا رئال» تنها یک قطعه موسیقی است. همین موضوع باعث شده بازیکنان و هواداران اسپانیایی هنگام پخش آن معمولا فقط گوش دهند یا گاهی با زمزمه‌های بی‌معنی مانند «لا لا لا» همراهی کنند.

اما اسپانیا در دوره‌های مختلف تلاش‌هایی برای افزودن شعر به سرود ملی خود داشته است. در دوران پادشاهی آلفونسو سیزدهم، نسخه‌هایی از اشعار برای این قطعه نوشته شد و حتی در مراسم رسمی اجرا شد، اما هیچ‌کدام به‌طور رسمی به‌عنوان متن سرود ملی پذیرفته نشدند.

بزرگ‌ترین تغییر در دوران دیکتاتوری فرانسیسکو فرانکو رخ داد. در آن دوره، شاعر اسپانیایی خوزه ماریا پِمان متنی برای سرود ملی نوشت که حکومت فرانکو آن را تأیید کرد. این اشعار سال‌ها در مراسم رسمی استفاده می‌شد، اما پس از پایان حکومت فرانکو و بازگشت دموکراسی، به دلیل ارتباط آن با دوران دیکتاتوری کنار گذاشته شد.

پس از آن، هر بار که بحث افزودن شعر جدید به سرود ملی مطرح شد، اختلاف‌های سیاسی و فرهنگی مانع از رسیدن به توافق شد. اسپانیا کشوری با هویت‌های منطقه‌ای قدرتمند است؛ مناطقی مانند کاتالونیا، باسک و گالیسیا دارای زبان‌ها، تاریخ و دیدگاه‌های متفاوتی درباره مفهوم هویت ملی هستند. به همین دلیل، پیدا کردن متنی که همه گروه‌ها آن را بپذیرند، بسیار دشوار بوده است.

در سال ۲۰۰۷، کمیته المپیک اسپانیا دوباره تلاش کرد برای سرود ملی شعر انتخاب کند تا ورزشکاران این کشور بتوانند مانند دیگر تیم‌ها آن را بخوانند. مسابقه‌ای برگزار شد و شعری از پائولینو کوبِرو، شاعر آماتور اسپانیایی، انتخاب شد. حتی قرار بود خواننده مشهور اپرا پلاسیدو دومینگو آن را اجرا کند، اما واکنش‌های منفی باعث شد این طرح کنار گذاشته شود. بسیاری معتقد بودند متن پیشنهادی نیز نمی‌تواند همه مردم اسپانیا را نمایندگی کند.

البته نبودن شعر برای همه اسپانیایی‌ها مشکل بزرگی محسوب نمی‌شود. بسیاری از بازیکنان سابق تیم ملی معتقدند اهمیت یک سرود ملی فقط به کلمات آن نیست. ایکر کاسیاس، دروازه‌بان پیشین اسپانیا، گفته بود که نبود شعر باعث نمی‌شود این قطعه اهمیت کمتری داشته باشد و بازیکنان هنگام شنیدن آن همچنان احساس غرور می‌کنند.

سرخیو راموس نیز زمانی از ایده اضافه شدن شعر حمایت کرده بود، اما اعتراف کرد که اختلاف‌های سیاسی در اسپانیا پیدا کردن متنی مورد قبول همه را بسیار دشوار کرده است.

امروز «لامارچا رئال» همچنان یکی از معدود سرودهای ملی جهان بدون کلمات رسمی است. کشورهایی مانند بوسنی و هرزگوین، کوزوو و سن‌مارینو نیز سرودهایی بدون شعر دارند.

بنابراین سکوت بازیکنان اسپانیا پیش از مسابقات نه نشانه بی‌علاقگی، بلکه نتیجه تاریخ پیچیده این کشور است؛ سرودی که بیش از ۲۵۰ سال قدمت دارد و شاید دقیقا به دلیل نداشتن کلمات، توانسته از اختلاف‌های سیاسی و اجتماعی اسپانیا دور بماند.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید