چرا فرانسه سیاسیترین تیم جام است؟ | تنوعی که هنوز جنجالآفرین است
تیم ملی فرانسه در جام جهانی ۲۰۲۶ نهتنها با نتایج درخشان، بلکه بهدلیل ترکیب چندفرهنگی و مواضع سیاسی بازیکنانش بار دیگر به یکی از بحثبرانگیزترین تیمهای جهان تبدیل شده است.
به گزارش خبرفوری، فرانسویها پس از چهار مسابقه با پیروزیهای قاطع، یکی از مدعیان اصلی قهرمانی به شمار میروند، اما همزمان در داخل کشور همچنان درباره این پرسش قدیمی بحث میشود که «تیم ملی فرانسه تا چه اندازه فرانسوی است؟»
ستارههایی مانند کیلیان امباپه، عثمان دمبله و مایکل اولیسه، هر یک ریشههایی در کشورهای آفریقایی یا خانوادههای مهاجر دارند، اما همگی در فرانسه رشد کرده و پیراهن این کشور را بر تن کردهاند. از میان ۹۹ بازیکن متولد فرانسه که در جام جهانی حضور دارند، تنها ۲۶ نفر برای تیم ملی فرانسه بازی میکنند و دیگران در تیمهای ملی کشورهای مختلف به میدان میروند. این موضوع نشان میدهد سیستم فوتبال فرانسه آنقدر استعداد تولید میکند که بسیاری از کشورهای دیگر نیز از بازیکنان فرانسویتبار بهره میبرند.
با وجود این موفقیت، فرانسه همچنان بیش از هر کشور دیگری درباره ترکیب نژادی تیم ملی خود اختلاف نظر دارد. منتقدان راستگرا سالهاست حضور گسترده بازیکنان سیاهپوست و عربتبار را نشانهای از تغییر هویت ملی میدانند، در حالی که آمارها نشان میدهد نزدیک به یکپنجم جمعیت فرانسه را شهروندان عربتبار یا آفریقاییتبار تشکیل میدهند.
این جدال سابقهای طولانی دارد. در سال ۱۹۹۶، ژانماری لوپن، رهبر وقت جریان راست افراطی، تیم ملی را «مصنوعی» توصیف کرد و مدعی شد فرانسه بازیکنان خارجی را به نام تیم ملی معرفی میکند؛ در حالی که تقریبا تمام اعضای آن تیم در خاک فرانسه متولد شده بودند. دو سال بعد همان تیم با قهرمانی در جام جهانی ۱۹۹۸ به نماد فرانسه چندفرهنگی تبدیل شد، هرچند بسیاری از بازیکنان، از جمله زینالدین زیدان و لیلیان تورام، تأکید کردند که موفقیت ورزشی به معنای پایان یافتن تبعیض و نژادپرستی نیست.
امروز نیز همان مسیر ادامه دارد. امباپه، کاپیتان تیم ملی فرانسه، برخلاف بسیاری از ستارههای بزرگ فوتبال جهان، بارها بهصراحت علیه جریان راست افراطی موضع گرفته است. او پیش از انتخابات سال ۲۰۲۴، قدرت گرفتن حزب «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن را «فاجعهبار» خواند و از شهروندان خواست مسئولانه رأی بدهند. مارکوس تورام نیز هشدار داد که مردم باید مانع رسیدن این حزب به قدرت شوند.
امباپه در آستانه جام جهانی در گفتوگویی تأکید کرد که بازیکنان فوتبال پیش از هر چیز شهروند هستند و حق دارند درباره آینده کشورشان اظهار نظر کنند. در فرهنگ سیاسی فرانسه، واژه «شهروند» مفهومی عمیق دارد و از دوران انقلاب فرانسه تاکنون نمادی از مسئولیت اجتماعی و مشارکت در سرنوشت کشور محسوب میشود.
دیدیه دشان، سرمربی تیم ملی، اگرچه ترجیح میدهد بازیکنان کمتر وارد مباحث سیاسی شوند، اما هرگز آنان را از اظهارنظر منع نکرده است. او تأکید کرده که بازیکنان نیز مانند دیگر مردم، شهروند هستند و حق دارند دیدگاه خود را بیان کنند.
در جریان جام جهانی نیز امباپه بار دیگر با کنایهای به جریان راست افراطی خبرساز شد و نشان داد که همچنان از جایگاه اجتماعی خود برای دفاع از تنوع و برابری استفاده میکند. او حتی در نوجوانی و پس از افشای تلاش برخی مدیران فوتبال فرانسه برای محدود کردن تعداد بازیکنان غیرسفیدپوست در آکادمیها گفته بود بهترین فوتبالیستهای تاریخ اغلب سیاهپوست یا عرب بودهاند.
در زمین مسابقه نیز فرانسه یکی از آمادهترین تیمهای جام است و بسیاری معتقدند اگر این تیم بخواهد، میتواند بدون دردسر قهرمان جهان شود. با این حال نویسنده مقاله به نکتهای جالب اشاره میکند؛ بیشتر هواداران فرانسوی حاضر در ورزشگاهها سفیدپوست هستند، در حالی که بخش عمده ستارههای تیم از خانوادههای مهاجر میآیند. همچنین انتظار میرود پس از پایان جام جهانی، زینالدین زیدان بهعنوان نخستین سرمربی غیرسفیدپوست تاریخ تیم ملی فرانسه جانشین دشان شود؛ اتفاقی که بیتردید بار دیگر واکنش جریانهای راست افراطی را برخواهد انگیخت. در فرانسه، تیم ملی فوتبال تنها یک تیم ورزشی نیست؛ بلکه آینهای از جدالهای هویتی، سیاسی و اجتماعی این کشور محسوب میشود.