«هفت حکیم یونان باستان» چه کسانی بودند؟
هفت حکیم یونان باستان» به گروهی از فیلسوفان و قانونگذاران دوره آرکائیک یونان (حدود قرن هفتم تا ششم پیش از میلاد) گفته میشود که بهدلیل خرد عملی و تأثیرشان بر جهان شناخته شدند.
افلاطون در قرن چهارم پیش از میلاد در اثر خود با عنوان «پروتاگوراس» نام این هفت نفر را آورده است، هرچند درباره اینکه دقیقاً چه کسانی باید در این فهرست باشند، میان نویسندگان اختلاف نظر وجود داشته و در مجموع بیش از ۲۳ نفر در فهرستهای مختلف ذکر شدهاند.
1. تالس

تالس در نجوم پیشگام بود و نسبتهایی مانند اندازه خورشید و مدار ماه را بررسی کرد و احتمالاً تقسیم سال به ۳۶۵ روز نیز به او نسبت داده میشود. همچنین گفته میشود در مصر هندسه آموخت. او باور داشت روح جاودانه است و حتی اشیای بیجان نیز نوعی روح دارند. نظریه اصلیاش این بود که «آب اصل همه چیز است». در سیاست هم نقش مشاور داشت و به شهر خود کمک کرد تا از اتحاد خطرناک با کرزوس دوری کند و حتی با تغییر مسیر یک رودخانه به عبور ارتش کمک کرد.
2. پیتاکوس
پیتاکوس اهل میتیلنه (حدود ۶۴۰ تا ۵۶۸ پیش از میلاد) سیاستمدار، قانونگذار و شاعر جزیره لسبوس بود. او در سرنگونی حاکم مستبد جزیره نقش داشت و بعدها بهعنوان فرمانده در جنگ با آتنیها شناخته شد. در نبردی تنبهتن، با زیرکی حریف خود را شکست داد و به قهرمان تبدیل شد. سپس مردم او را به رهبری برگزیدند. او ده سال حکومت کرد و قوانینی برای نظم اجتماعی وضع نمود، از جمله مجازات شدیدتر برای جرائم در حالت مستی. پس از کنارهگیری، زمینی به او داده شد که آن را به مکان مقدسی تبدیل کرد. او به فروتنی معروف بود و حتی هدیه پادشاه لیدی را نپذیرفت. پس از مرگ پسرش نیز قاتل او را بخشید و گفت «بخشیدن بهتر از پشیمانی است». او بیش از ۶۰۰ بیت شعر سرود و کتابی درباره قوانین نوشت.
3. بیاس

بیاس اهل پریئنه (قرن ششم پیش از میلاد) قانونگذار، شاعر و سیاستمداری برجسته بود. او دختران اسیر را آزاد کرد، آنها را بزرگ کرد و با جهیزیه به خانوادههایشان بازگرداند. بیاس خطیبی توانا بود و بیشتر عمرش را به دفاع از افراد در دادگاه گذراند. گفته میشود هنگام دفاع از یک نفر در دادگاه، در حالی که سرش را روی شانه نوهاش گذاشته بود، درگذشت. او همچنین در امور نظامی زیرک بود؛ در زمان محاصره شهر، با حیلهای دشمن را فریب داد و از قحطی جلوگیری کرد. او معتقد بود «بیشتر انسانها بد هستند» و به قدرت کلام بیش از زور باور داشت.
4. سولون
سولون آتنی (حدود ۶۳۸ تا ۵۵۸ پیش از میلاد) از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ آتن بود. او شاعر، سیاستمدار و قانونگذاری بود که اصلاحات بزرگی انجام داد، از جمله بخشودگی بدهیها که به «باربرداری بزرگ» معروف شد. او ابتدا بازرگان موفقی بود و سپس بهدلیل توانایی سخنوری مشهور شد. در جنگ بر سر جزیره سالامیس، با شعری انگیزشی روحیه مردم را بالا برد و باعث پیروزی شد. در دورهای که خطر ظهور دیکتاتورها وجود داشت، مردم به او اختیارات گسترده دادند تا قوانین جدیدی وضع کند. او قوانین سختگیرانه قبلی را اصلاح کرد، دادگاه مردمی ایجاد کرد و نظامی سیاسی مبتنی بر ثروت (نه نسب) بنا نهاد. هرچند فقرا همچنان قدرت کمتری داشتند، اما این اصلاحات پایههای دموکراسی آینده را شکل داد. پس از وضع قوانین، برای مدتی طولانی سفر کرد و در نهایت در حدود ۸۰ سالگی درگذشت.
5. خیلون
خیلون اسپارتی (قرن ششم پیش از میلاد) سیاستمدار و شاعر مهمی بود که بهعنوان یکی از مقامات عالی اسپارت انتخاب شد. او سیاست خارجی اسپارت را تغییر داد و جامعه را نظامیتر کرد؛ اتفاقی که بعدها به شکلگیری اتحادیه پلوپونزی انجامید. او در سرنگونی حکومتهای استبدادی در برخی شهرها نقش داشت و سنت مشاوره دادن به پادشاهان را تقویت کرد. گفته میشود وقتی دید پسرش در المپیک پیروز شد، از شدت خوشحالی جان داد.
6. کلئوبولوس
کلئوبولوس اهل لیندوس (قرن ششم پیش از میلاد) شاعر و فیلسوفی بود که گفته میشود از نسل هرکول بوده است. او حدود ۴۰ سال بر شهر خود حکومت کرد. به مصر سفر کرد و فلسفه آموخت و بهخاطر معماها و اشعار پیچیدهاش مشهور شد. او از آموزش زنان حمایت میکرد و حتی معتقد بود زنان باید تحصیلکرده باشند تا بتوانند ازدواج کنند. همچنین در بازسازی معبد آتنا نقش داشت.
7. پریاندروس

پریاندروس کورینتی (۶۲۷ تا ۵۸۵ پیش از میلاد) حاکم کورینت و پسر بنیانگذار حکومت آن بود. او شهر را به یکی از مراکز مهم تجاری تبدیل کرد. زندگیاش پر از داستانهای جنجالی و گاه خشن است، از جمله قتل همسرش و اختلاف با فرزندش. با این حال، از نظر سیاسی و اقتصادی بسیار موفق بود. او قلمرو شهر را گسترش داد، مستعمرههایی ایجاد کرد و سامانهای برای انتقال کشتیها از خشکی میان دو بندر ساخت. همچنین پروژههای عمرانی، معابد و زیرساختهای شهری را توسعه داد و از هنر و هنرمندان حمایت کرد. گفته میشود او نیز شعر میسرود. در پایان عمر، پس از کشته شدن پسرش، مدت زیادی زنده نماند و پس از او برادرزادهاش به قدرت رسید.