دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند

پادشاهان هخامنشیِ ایران بیش از ۲۰۰ سال بر بزرگ‌ترین امپراتوریِ خاور نزدیک فرمانروایی کردند. در این‌جا ۱۲ پادشاه ایرانی از آغاز تا سقوط معرفی شده‌اند.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند

هخامنشیان پادشاهان ایران بودند که در سده‌های ششم تا چهارم پیش از میلاد حکومت می‌کردند. آنان بر بزرگ‌ترین امپراتوریِ جهانِ باستان فرمان می‌راندند؛ امپراتوری‌ای که از رود سند در شرق تا شبه‌جزیره بالکان در غرب امتداد داشت.

به ترتیب زمانی، این دوازده مرد کسانی‌اند که از زمان بنیان‌گذاری امپراتوری هخامنشی، تا دوران جنگ‌های یونانی–ایرانی، و درنهایت سقوط امپراتوری به دست اسکندر مقدونی، عنوان «پادشاه ایران» را برعهده داشتند.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند

خیزش امپراتوری هخامنشی (سده ششم پیش از میلاد)

۱. کوروش بزرگ (۵۵۰–۵۳۰ پ.م)

بخش زیادی از زندگی کوروش، بنیان‌گذار امپراتوری هخامنشی، در هاله‌ای از افسانه قرار دارد. او پسرِ پادشاه پارس و نوه پادشاه امپراتوری ماد بود. پس از مرگ پدرش، علیه مادها شورید و توانست آن‌ها را سرنگون کند. این رویداد کوروش را در مسیر جهان‌گشایی قرار داد و سلسله‌ای از لشکرکشی‌ها را آغاز کرد که درنتیجه آن لیدیه، آناتولیِ غربی، عیلام، بابِل و بخش بزرگی از آسیای میانه به قلمروی او افزوده شد. اکنون کوروش به ‌عنوان پادشاه  ایران بر بزرگ‌ترین امپراتوریِ تاریخِ جهان تا آن زمان فرمانروایی می‌کرد.

کوروش همچنین اصلاحات اداری و پروژه‌های عمرانی را آغاز کرد. او همان‌طور که مشهور است به قوم یهود اجازه داد به یهودیه بازگردند و بدین ترتیب به اسارت بابلی پایان داد، و همچنین فرمانی عمومی درباره آزادی پرستش و بردباری دینی صادر کرد. او برای اداره قلمروی خود نظام ساتراپی را بنیان گذاشت و نیروی نخبه ده‌هزار نفریِ جاویدانان پارسی [گارد جاویدان] را ایجاد کرد.

کوروش سرانجام به دست ماساگت‌ها، قبیله‌ای کوچ‌نشین از آسیای میانه، کشته شد. پس از مرگش، او را در آرامگاهی نسبتاً ساده به خاک سپردند؛ آرامگاهی که با جایگاه او به ‌عنوان یکی از ستوده‌شده‌ترین پادشاهان ایران چندان تناسب ندارد.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند مجسمه‌های سفال قرمزرنگ مصری از سوارکار پارسی، دودمان بیست‌وهفتم، حدود ۵۲۵-۳۳۲ پیش از میلاد.
منبع: موزه بریتانیا، لندن

۲. کمبوجیه دوم (۵۳۰–۵۲۲ پ.م)

کمبوجیه دوم بزرگ‌ترین پسر کوروش و همسر محبوب او، کاساندانه، بود. پس از فتح بابل در سال ۵۳۹ پ.م، کمبوجیه به فرمانداری بابِلِ شمالی منصوب شد؛ سمتی که تنها نه ماه در اختیار داشت، پیش از آن‌که به دلایل نامشخص برکنار شود. او بعدها در لشکرکشی نافرجام کوروش علیه ماساگت‌ها شرکت کرد، اما پیش از مرگ پدرش به خانه بازگردانده شد.

کمبوجیه به‌عنوان پادشاه ایران، خیلی زود با مصر ـ آخرین قدرت بزرگِ خاور نزدیک ـ وارد درگیری شد. او برای منزوی ‌کردن مصر از متحدانش در یونان و کاریه تلاش کرد و همچنین قبرس را تصرف نمود؛ جزیره‌ای که پایگاه مهمی برای مصر به ‌شمار می‌رفت. او همچنین کوشید مسیرهای منتهی به مصر از طریق صحرای سینا را تحت کنترل درآورد. کمبوجیه دوم در سال ۵۲۵ پ.م حمله خود به مصر را آغاز کرد. با وجود مقاومت شدید، او پس از چند ماه کشور را فتح کرد. لشکرکشی‌های بعدی، سیرن و بخش‌هایی از لیبی را به امپراتوری هخامنشی افزود، اما یورش به اتیوپی نافرجام ماند.

کمبوجیه دوم عنوان فرعون را برگزید و کوشید قدرت و امتیازات معابد مصر را کاهش دهد؛ کاری که برای او شهرتی استبدادی به‌ وجود آورد. در سال ۵۲۲ پ.م، کمبوجیه شتاب‌زده مصر را ترک کرد تا با شورشی در ایران مقابله کند؛ شورشی که به رهبری برادر کوچک‌ترش بردیا، یا فردی که خود را بردیا معرفی می‌کرد، شکل گرفته بود. در مسیر رسیدن به شورش، زخمی بر ران او وارد شد. زخم چرکین شد و کمبوجیه دوم یازده روز بعد بر اثر عفونت درگذشت.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند کتیبه بیستون هخامنشی که داریوش یکم را در حال ایستادن بر پیکر گئوماته نشان می‌دهد، ۵۲۱ پیش از میلاد.
منبع: میراث جهانی یونسکو

۳. بردیا (۵۲۲ پ.م)

بردیا، پسر کوروش و برادر کمبوجیه دوم، یکی از بحث‌برانگیزترین پادشاهان ایران به ‌شمار می‌رود. کوروش هنگام مرگ، بردیا را ساتراپ ایالت‌های شرقی کرد و کمبوجیه دوم را به ‌عنوان پادشاه برگزید. بنا بر روایت‌های بعدی، کمبوجیه دوم اندکی پیش از مرگ خود، از روی حسادت دستور داد بردیا را مخفیانه به قتل برسانند. با این حال، زمانی که کمبوجیه هنوز در مصر بود، بردیا  - یا مغِ مادی‌ای به نام گئوماته که خود را به ‌جای بردیا جا زده بود - در ماد شورشی را آغاز کرد که به‌سرعت به دیگر بخش‌های امپراتوری گسترش یافت.

کمبوجیه دوم مستبد بود، بنابراین بردیا وعده داد که برای سه سال تمام مالیات‌ها را لغو کند. مردم با آغوش باز از او استقبال کردند. پیش از آن‌که کمبوجیه بتواند واکنشی نشان دهد، بر اثر عفونت زخم خود درگذشت و بردیا پادشاه بی‌رقیب ایران شد.

اندکی بعد، گروهی از هفت اشراف پارسی تصمیم گرفتند بردیا را سرنگون کنند، زیرا احساس می‌کردند او طرفدار مادهاست. بردیا حتی مرکز حکومت را به ماد منتقل کرده بود. این هفت توطئه‌گر بردیا را در یکی از دژهایش در ماد به قتل رساندند. برای تعیین این‌که کدام یک از آنان پادشاه ایران شود، سوار بر اسب‌های خود رو به خورشیدِ در حال طلوع صف کشیدند. قرار شد هرکس اسبش نخستین شیهه را سر داد و خورشید را «درود گفت»، پادشاه شود؛ و آن فرد داریوش بود.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند قطعه‌ای از یک سنگ آهکی گوشه‌دار که پادشاهی پارسی (احتمالاً داریوش یکم) را نشان می‌دهد،
تخت‌جمشید، حدود سده ششم تا پنجم پیش از میلاد.
منبع: موزه بریتانیا، لندن

۴. داریوشِ یکم، داریوش بزرگ (۵۲۲–۴۸۶ پ.م)

داریوش یکم، پسر ارشد ویشتاسپ ـ ساتراپ باختر ـ بود و تا جایگاه نیزه‌دار شخصی کمبوجیه دوم پیش رفت. او از شاخه‌ای کم‌اهمیت‌تر از خاندان هخامنشی می‌آمد و داستان قدرت‌گیری‌اش چندان روشن نیست. پس از مرگ کمبوجیه دوم، گفته می‌شود داریوش همراه با شش یار خود ترور بردیا ـ یا فردی که خود را بردیا جا زده بود ـ را سازمان‌دهی کرد. داریوش پس از رسیدن به پادشاهی، با شورش‌هایی در باختر، بابل، عیلام، ماد، پارت، آشور و مصر روبه‌رو شد که با کمک همدستانش همه را سرکوب کرد.

پس از این رویدادها، داریوش چندین لشکرکشی انجام داد تا فرایند ضمیمه‌سازی کامل مصر را به پایان برساند و بخش بزرگی از آسیای مرکزی و دره سند را به امپراتوری هخامنشی بیفزاید. او همچنین یورش بزرگی علیه سکاها ترتیب داد و آنان را تا تراکیه، دانوب و پیرامون دریای سیاه تا نزدیکی رود ولگا دنبال کرد. پس از چندین ماه، چون سکاها از نبرد مستقیم سرباز می‌زدند، داریوش ناچار به عقب‌نشینی شد.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند مهر استوانه‌ای مومی داریوش بزرگ، متعلق به حدود سده پنجم پیش از میلاد.
منبع: موزه بریتانیا، لندن

داریوش یکم همچنین مقدونیه و چندین جزیره دریای اژه را به امپراتوری خود افزود. در سال ۴۹۹ پ.م، بسیاری از این مناطق شورش کردند و شورشیان قبرس و کاریه نیز به آنان پیوستند. با پشتیبانی آتنی‌ها و اهالی اریتره، شورشیان توانستند تا سال ۴۹۳ پ.م به مقاومت ادامه دهند. لشکرکشی بعدی داریوش برای آرام‌کردن و مجازات شورشیان و متحدانشان سرانجام به شکست هخامنشیان در نبرد ماراتُن در ۴۹۰ پ.م انجامید.

داریوش یکم همزمان با لشکرکشی‌هایش، اصلاحات بزرگی نیز انجام داد. او امپراتوری را به بیست ساتراپی تقسیم کرد و فرماندارانی با اختیارات گسترده برای اداره آن‌ها برگزید، دیوانی از بازرسان شاهی ایجاد کرد، دستگاه دبیرخانه‌ای با شاخه‌های متعدد بنا نهاد، واحد پولی یکپارچه‌ای برقرار ساخت، شبکه‌ای از راه‌های شاهی و کانال‌ها ساخت، نظام مالیاتی تازه‌ای وضع کرد و در سراسر امپراتوری معابد و کاخ‌های فراوانی بنا نمود. داریوش یکم همچنین نخستین پادشاه ایران است که به ‌طور قطعی به اهورامزدا، خدای برتر آیین زرتشتی، ایمان داشته است.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند نقش‌برجسته یک نگهبان پارسی از کاخ خشایارشا در تخت‌جمشید، ۴۸۵–۴۶۵ پیش از میلاد.
منبع: موزه هنرهای زیبا، بوستون

جنگ‌های یونانی–ایرانی (سده پنجم پیش از میلاد)

۵. خشایارشا یکم (۴۸۵–۴۶۵ پ.م)»

خشایارشا، پسر داریوش یکم و آتوسا ـ دختر کوروش ـ بود. او پیش از لشکرکشی پدرش علیه شورشیان مصر، به‌ عنوان جانشین وی برگزیده شد. با این‌که خشایارشا بزرگ‌ترین پسر داریوش نبود، اما تبار مادری‌اش جایگاه او را تقویت می‌کرد. او پس از رسیدن به پادشاهی، شورش‌های مصر و بابل را با شدت سرکوب کرد و سپس توجه خود را به یونان معطوف ساخت.

خشایارشا سه سال را صرف گردآوری تدارکات و سربازان از سراسر امپراتوری کرد و همچنین راه‌ها و کانال‌هایی ساخت تا عبور ارتش بزرگ خود را آسان‌تر کند. با وجود تأخیرهای کوتاه و از دست ‌دادن بخشی از ناوگان در ترموپیل و آرتمیسیم، خشایارشا توانست آتن را تصرف و ویران کند. اما شکست در نبرد سالامیس و خبر بروز ناآرامی در بابل باعث شد عقب‌نشینی کند.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند نقش‌برجسته سنگی از شاه خشایارشا و همراهانش در تخت‌جمشید

شکست دوم هخامنشیان در پلاته‌ در سال ۴۷۹ پ.م به یورش خشایارشا یکم به سرزمین اصلی یونان پایان داد، اما نبردها در سراسر دریای اژه و سپس در مصر و قبرس ادامه یافت. این درگیری که به جنگ اتحادیه دلوس معروف است، از ۴۷۷ تا ۴۴۹ پ.م شعله‌ور بود. با این حال، خشایارشا به ایران بازگشت و نظارت بر تکمیل مجموعه‌ای از پروژه‌های ساختمانی عظیم را برعهده گرفت.

در سال ۴۶۵ پ.م، خشایارشا یکم به دست ارتابان، فرمانده گارد سلطنتی، ترور شد. ارتابان حمایت حرم‌سرا و رهبران مذهبی دربار را به ‌دست آورده بود. او هفت پسر خود را در سمت‌های کلیدیِ امپراتوری گماشته بود تا زمینه سرنگونی هخامنشیان را فراهم کند. این توطئه شکست خورد، زیرا سردار مگابیزوس حمایت خود را از اردشیر (آرسس)، پسر خشایارشا یکم، اعلام کرد.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند اسکارابویید هخامنشی با تصویر پادشاه پارسی در حال نبرد با یک جنگجوی هاپلیت یونانی و نقش مُهر حاصل از آن، ۴۵۰ پیش از میلاد.
منبع: موزه پاول جِی. گِتی، لس‌آنجلس.

۶. اردشیر یکم (پادشاهی: ۴۶۵ تا ۴۲۴ پ.م)»

آرسِس سومین پسر خشایارشا اول بود و با نام اردشیر اول به تخت پادشاهی رسید. او علاوه بر به ارث بردن جنگ با یونان، بلافاصله با یک شورش بزرگ در مصر (۴۶۰ تا ۴۵۴ پیش از میلاد) روبه‌رو شد که به رهبری شاهزاده‌ای لیبیایی و با کمک آتن انجام می‌شد. از آن‌جا که در هیچ‌یک از این دو جبهه از نظر نظامی پیشرفت چشمگیری نداشت، شروع به اجرای سیاستی کرد که براساس آن با پرداخت پول، دولت‌شهرهای یونانی را علیه یکدیگر تحریک می‌کرد. تا سال ۴۴۹ پیش از میلاد، اردشیر توانست صلح کالیاس را با آتن و آرگوس منعقد کند.

اردشیر اول همچنین به تمیستوکل، از طراحان پیروزی یونانیان در نبرد سالامیس، پس از تبعیدش از آتن پناه داد. تمیستوکل آن‌قدر شاه را تحت تأثیر قرار داد که فرمانداری چند شهر در آسیای صغیر به او واگذار شد.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند بولای گِلی هخامنشی با نقش مُهرِ پادشاه پارسی که نیزه‌ای را به سوی یک هاپلیت یونانی پرتاب می‌کند،
متعلق به دوره ۵۵۰ تا ۳۳۱ پیش از میلاد.
منبع: موزه هنرهای زیبای بوستون.

 

۷. داریوش دوم (۴۲۴ تا ۴۰۴ پیش از میلاد)

پس از مرگ اردشیر اول، پسرش اردشیر با نام خشایارشا دوم به تخت نشست، اما تنها ۴۵ روز حکومت کرد. او به دست برادرش سغدیانوس کشته شد؛ برادری که خود نیز پس از حدود شش ماه سلطنت، به دست اوخوس، به قتل رسید. اوخوس که پیش از آن ساتراپ هیرکانیه بود، پس از کشتن برادرش آرسیتس ــ که تلاش کرده بود رفتار او را تقلید کند ــ نام داریوش دوم را برای خود برگزید.

اطلاعات چندانی درباره دوران حکومت داریوش دوم در دست نیست، زیرا او معمولاً از درگیر شدن در امور یونانیان پرهیز می‌کرد تا زمانی که آتنی‌ها در سیراکوز شکست خوردند. پس از این رویداد، و از آن‌جا که از حمایت آتنی‌ها از شورشیان در آناتولی خشمگین بود، ساتراپ‌های خود را علیه شهرهای یونانی آسیای صغیر ــ که پیش‌تر تحت حمایت آتن بودند ــ روانه کرد. او همچنین کمک مالی قابل‌توجهی به اسپارتی‌ها ارائه داد که این حمایت برای پیروزی آنان بر ناوگان آتن در پایان جنگ پلوپونزی بسیار سرنوشت‌ساز بود.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند دریک طلاییِ هخامنشی با نقش «کماندارِ شاهیِ در حال دویدن»،
مربوط به حدود سده پنجم تا چهارم پیش از میلاد.
منبع: موزه بریتانیا، لندن

 

گسترش و سقوط (سده چهارم پیش از میلاد)

۸. اردشیر دوم (۴۰۴ تا ۳۵۸ پیش از میلاد)

اَرساس با نام اردشیر دوم اندکی پس از مرگ پدرش، داریوش دوم، به پادشاهی رسید. او با شورشی به رهبری برادر کوچک‌ترش، کوروش، روبه‌رو شد؛ برادری که در جریان لشکرکشی‌هایش در آسیای صغیر به شهرت زیادی دست یافته بود. کوروش ارتشی بزرگ را که با ۱۰ هزار سرباز مزدور یونانی ــ ازجمله مورخ معروف، گزنفون ــ تقویت شده بود، فرماندهی می‌کرد. گزنفون شرح این لشکرکشی را در آثار خود ثبت کرده است.

هرچند اردشیر در این نبرد داخلی پیروز شد، اما شورش کوروش او را آن‌قدر تضعیف کرد که نتوانست مستقیماً با یورش آگسیلائوس دوم، پادشاه اسپارت، مقابله کند (۳۹۶ تا ۳۸۷ پیش از میلاد) و ناچار شد به جای آن، دشمنان اسپارت را در سرزمین اصلی یونان یاری مالی کند. او همچنین با شورشی در مصر مواجه بود که از آغاز سلطنتش شروع شد و تا سال ۳۸۰ پیش از میلاد به استقلال‌خواهی رسمی مصریان انجامید. تلاش ناکام برای بازپس‌گیری مصر موجی از شورش‌ها را در میان ساتراپ‌های مختلف آناتولی میان سال‌های ۳۷۲ تا ۳۶۲ پیش از میلاد رقم زد که سرانجام سرکوب شدند. با این حال، سلطنت او همچنان به ‌وسیله توطئه‌های پی‌درپی در حرمسرا تهدید می‌شد؛ توطئه‌هایی که به مرگ بسیاری از پسران محبوبش انجامید. منابع ادعا می‌کنند که او ۱۱۵ پسر داشته است.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند ریخته‌گریِ گچیِ یک کتیبه از اردشیرِ سوم، تخت‌جمشید، مربوط به حدود سده چهارم پیش از میلاد.
منبع: موزه بریتانیا، لندن.

 

۹. اردشیر سوم (۳۵۸ تا ۳۳۸ پیش از میلاد)

اوخوس، یکی از پسران جوان‌تر اردشیر دوم و ساتراپ فینیقیه بود که با نام اردشیر سوم به تخت نشست؛ عمدتاً به این دلیل که برادران بزرگ‌ترش همگی در جریان توطئه‌های مختلف از میان برده شده بودند. اردشیر سوم برای تثبیت موقعیت خود حدود ۸۰ نفر از اعضای خانواده‌اش را اعدام کرد.

بخش عمده حکومت او صرف مقابله با شورش‌های سراسر امپراتوری شد. پس از صلح با آتن، او تلاش کرد ارتش‌های قدرتمند ساتراپیِ ساتراپ‌های آناتولی را منحل کند؛ شورشی که در پی این اقدام رخ داد دو سال طول کشید تا سرکوب شود. اردشیر سوم سپس توجه خود را معطوف به بازپس‌گیری مصر کرد، اما شکست خورد. این شکست بزرگ به شورش‌هایی در آناتولی، فینیقیه و قبرس انجامید. هفت سال طول کشید تا دوباره کنترل این مناطق برقرار شود. پس از آن، نوبت به حمله‌ای دیگر به مصر رسید که این بار موفقیت‌آمیز بود.

وقتی اردشیر سوم از شر این شورش‌ها خلاص شد، به تحکیم قدرت خود و پاداش‌دادن به حامیانش پرداخت. هیچ‌کس مانند خواجه بزرگ، باگواس، ترقی نکرد؛ او املاک پهناوری دریافت کرد و به مقام وزارت رسید. اردشیر همچنین نفوذ خود را در دریای اژه گسترش داد و بسیاری از جزایر را فتح کرد و نیز در تراکیه با پرداخت یاری مالی به شاهزادگان دوست، نفوذ خود را افزایش داد. اما هنگامی که کوشید قدرت باگواس را محدود کند، وزیر او را به همراه بسیاری از اعضای خانواده‌اش مسموم کرد.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند نقش‌برجسته یک درباریِ مادی و آوردندگانِ خراج، مربوط به دوره هخامنشی و تخت‌جمشید، حدود ۵۵۰–۳۳۱ پیش از میلاد.
منبع: موزه هنرهای زیبای بوستون.

 

۱۰. اردشیر چهارم (۳۳۸ تا ۳۳۶ پیش از میلاد)

با مرگ اردشیر سوم، تنها پسر بازمانده‌اش، اَرشک، با نام اردشیر چهارم به پادشاهی رسید. این تغییر ناگهانی در رهبری، همراه با جوانی و بی‌تجربگی اردشیر چهارم، موجب تضعیف امپراتوری هخامنشی شد. فیلیپ دوم مقدونی با سوءاستفاده از این ضعف، از شاه ایران خواست تا بابت حمایت هخامنشیان از رقبای او غرامت بپردازد. هنگامی که اردشیر چهارم این درخواست را رد کرد، فیلیپ در سال ۳۳۶ پیش از میلاد ۱۰ هزار سرباز به آسیای صغیر فرستاد. هم‌زمان، شاه ایران تلاش کرد از شر باگواس خلاص شود، اما وزیر در پاسخ، اردشیر چهارم و دیگر اعضای خانواده‌اش را مسموم کرد.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند جزئیاتی از موزاییک «نبرد اسکندر و داریوش در ایسوس»، پمپئی، مربوط به حدود سده نخست میلادی.
منبع: موزه باستان‌شناسی ملی ناپل.

۱۱. داریوش سوم (۳۳۶ تا ۳۳۰ پیش از میلاد)

آخرین پادشاه رسمی ایران، داریوش، در اصل از شاخه‌ای پایین‌تر از خاندان سلطنتی هخامنشی بود و نام او پیش از پادشاهی «اَرْتاشات» بود. پیش از آن‌که پادشاه شود، در نبرد تن‌به‌تن شجاعت خود را نشان داده بود، به‌ عنوان قاصد سلطنتی خدمت کرده بود، به ساتراپی ارمنستان منصوب شده بود، بر کل نظام پستی هخامنشی نظارت داشت و در دربار به مقام «دوستان شاه» رسیده بود. پس از قتل اردشیر سوم و چهارم، ارتاشات به‌ عنوان شاه برگزیده شد و نام داریوش سوم را پذیرفت. او به‌سرعت استقلال خود را نشان داد و باگواس را واداشت همان زهری را بنوشد که برای داریوش آماده کرده بود.

تقریباً بلافاصله پس از این، فیلیپ مقدونی به آسیای صغیر حمله کرد و چندین شهر یونانی آن منطقه را «آزاد» ساخت. پس از ترور فیلیپ، پسرش اسکندر مقدونی این لشکرکشی را از سر گرفت. داریوش سوم امیدوار بود ساتراپ‌های محلی بتوانند با اسکندر مقابله کنند، در حالی که او در یونان شورش به پا کند و با نیروی دریایی ایران راه تدارکات اسکندر را قطع نماید. هنگامی که این راهبرد شکست خورد، داریوش در سال ۳۳۳ پیش از میلاد در ایسوس و در سال ۳۳۱ پیش از میلاد در گوگمل با اسکندر روبه‌رو شد و در هر دو نبرد به ‌طور فاجعه‌باری شکست خورد. داریوش سوم که دو بار از میدان جنگ گریخته بود، سرانجام به خیانت ساتراپ‌های باقی‌مانده‌اش کشته شد؛ یکی از آنان حتی خود را «شاه ایران» نامید.

دوازده پادشاه هخامنشی که امپراتوری ایران را ساختند چاپی که تصویر «بسوس در حال‌ حاضر شدن پیش روی اسکندر» را نشان می‌دهد، مدرسه چیرُ فِری، حدود سال‌های ۱۶۴۹ تا ۱۶۸۹.
منبع: موزه بریتانیا، لندن.

 

۱۲. اردشیر پنجم (۳۳۰ تا ۳۲۹ پیش از میلاد)

برخلاف دیگر شاهان ایران، اردشیر پنجم رهبری خودخوانده بود. او در اصل بسوس، ساتراپ بلخ، بود. بسوس که از خویشاوندان داریوش سوم به شمار می‌رفت، فرماندهی جناح چپ سپاه ایران را در نبرد گوگمل برعهده داشت. در سال بعد، او و دیگر ساتراپ‌ها به داریوش سوم خیانت کردند و او را در زنجیرهای زرین بستند. ممکن است قصد داشته‌اند داریوش را به اسکندر تحویل دهند، یا شاید از رهبری او ناامید شده بودند. با این حال، نزدیک‌ شدن سریع سپاه اسکندر موجب وحشت ساتراپ‌ها شد. داریوش سوم را با ضربه خنجر زخمی کردند و در کنار راه نیمه‌جان رها نمودند. بسوس بلافاصله خود را شاه اعلام کرد، زیرا به‌ عنوان ساتراپ بلخ، در خط بعدی جانشینی قرار داشت.

بسوس نام اردشیر پنجم را بر خود نهاد و به چند استان باقی‌مانده در آسیای میانه گریخت؛ مناطقی که هنوز به دست مقدونی‌ها سقوط نکرده بود. با ادامه فرار اردشیر پنجم، سپاهیانش یکی‌یکی او را رها کردند. سرانجام، گروهی از رؤسای محلی او را دستگیر کردند. بسوس را نزد اسکندر آوردند؛ جایی که درباره خیانتش به داریوش سوم بازجویی شد و سپس اعدام گردید. به این ترتیب، آخرین شاه هخامنشی ایران سرانجامی ناخجسته و ننگین یافت.

 

***

نویسنده: رابرت هولمز؛ کارشناس ارشد تاریخ باستان و قرون وسطی

رابرت دارای مدرک کارشناسی‌ارشد در رشته تاریخ باستان و قرون وسطی و کارشناسی در باستان‌شناسی است. او یک تاریخ‌دان مستقل و نویسنده‌ای متخصص در تاریخ نظامی جهان باستان و قرون وسطی است و بیش از چهل مقاله در این زمینه‌ها منتشر کرده است. او اصالتاً اهل ماساچوست است اما اکنون در کارولینای جنوبی زندگی می‌کند و در حوزه «تاریخ عمومی» فعالیت دارد؛ ازجمله راهنمایی تورها، سخنرانی و آموزش مردم درباره تاریخ محلی.

منبع: خبر آنلاین
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 6
  • بی اعصاب

    و شمایی که موفق شدید در ۴۷؛سال گند بزنید به این صدها سال تلاش

  • آسوده بخواب

    ❤️❤️🪷🪷

  • ناشناس

    لطفا تاریخ ایران رو بیخیال بشید
    حتی بدم میاد اسمشون از دهن شماها بیرون بیاد، تن کوروش رو تو قبر نلرزونید.

  • ناشناس

    اما یه فیلم یا سریال از هخامنشیان نساختید بعد ادعای ملی گرایی هم دارید

  • ناشناس

    بجای گل نشیند عقرب کور

  • ناشناس

    از کی تا حالا به تاریخ ایران علاقه مند شدین شما تازی صفتان