«امپراتوری روم شرقی» چگونه هزار سال بیشتر از «روم غربی» دوام آورد؟

سقوط امپراتوری روم غربی در سال ۴۷۶ میلادی همواره پایان دوران باستان در نظر گرفته می‌شود. با این حال، امپراتوری روم شرقی هزار سال دیگر ادامه یافت.

«امپراتوری روم شرقی» چگونه هزار سال بیشتر از «روم غربی» دوام آورد؟

امپراتوری روم یک سازمان سیاسی گسترده بود که سراسر اروپا و بخش‌هایی از آسیا و آفریقا را در بر می‌گرفت. این امپراتوری از شهر ایتالیایی رم رشد کرد و سقوط آن همواره به سال ۴۷۶ میلادی نسبت داده می‌شود، زمانی که امپراتور روم، رومولوس آگوستولوس از قدرت برکنار شد.

با این حال، آن زمان، این امپراتوری عظیم و فرمان‌ناپذیر از قبل به دو بخش تقسیم شده بود: امپراتوری روم شرقی و روم غربی. در حالی که سقوط شهر رم، پایان امپراتوری روم غربی را رقم زد، امپراتوری روم شرقی هزار سال دیگر به حیات خود ادامه داد و در این دوران اغلب به نام «امپراتوری بیزانس» شناخته می‌شد. این داستان امپراتوری روم شرقی است. 

تولد امپراتوری روم

1

گرگ کپیتولین که رومولوس و رموس را شیر می‌دهد، ناشناس، حدود قرن ۱۶
طبق اسطوره، رم توسط دوقلوهای رومولوس و رموس در سال ۷۵۳ پیش از میلاد تأسیس شد. چه این داستان تاریخی باشد و چه افسانه، شهر رم زندگی خود را به‌عنوان یک روستای کوچک در کنار رود تیبر در مرکز ایتالیا آغاز کرد، شبیه به دیگر سکونتگاه‌های منطقه. در چند قرن بعد، روحیه جنگجویانه رمی‌ها موجب گسترش قلمروی آن شد. در اوج قدرت رم، این امپراتوری قلمروی وسیعی را از اقیانوس اطلس در غرب تا عراق امروزی در شرق کنترل می‌کرد. پس از فتوحات تراژان در آغاز قرن دوم میلادی، گسترش تا حدی متوقف شد و جانشین او، هادریان، قلمروهای روم را تثبیت کرد. 

با این حال، در قرن سوم میلادی، بحران شدیدی رخ داد، زیرا روم شاهد تغییر مداوم امپراتورها از طریق جنگ‌های داخلی کمابیش همیشگی بود. این بی‌ثباتی مزمن امپراتوری را متلاشی کرد و به اقتصاد، ارتش و ساختارهای اجتماعی روم آسیب جدی وارد کرد. سال ۲۹۳، امپراتور دیوکلسین طرح جدیدی ارائه کرد: به‌جای اینکه یک نفر کل امپراتوری عظیم را اداره کند، آن را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کرد. هر بخش توسط یک «آگوستوس» اداره می‌شد و یک «سزار» به‌عنوان دستیار و وارث منصوب می‌شد. این سیستم که «تترارکی» (حکومت چهارنفره) نام داشت، برای مدتی کارآمد بود. 

پایتخت جدید شرقی و سقوط روم

2

سکه‌ای با تصویر کنستانتین و سول اینویکتوس، ۳۱۶ میلادی

با این حال، خیانت‌ها و بازی‌های سیاسی موجب فروپاشی این سیستم شد و امپراتوری بار دیگر به جنگ‌های داخلی کشیده شد. در آغاز قرن چهارم، کنستانتین کبیر توانست کنترل هر دو نیمه امپراتوری را به دست آورد و خود را به‌عنوان تنها حاکم تثبیت کند. او به‌جای ماندن در رم، به شرق نقل مکان کرد و پایتخت جدیدی در تنگه بسفر در شهری به نام بیزانتیوم تأسیس کرد و نام آن را به کنستانتینوپل (قسطنطنیه) تغییر داد. 

پس از جنگ‌های داخلی، بحران‌های اقتصادی و تهاجمات بربرها، هر دو نیمه شرقی و غربیِ امپراتوری به تدریج از هم جدا شدند. سال ۳۹۵، امپراتور تئودوسیوس یکم درگذشت و پسرانش، آراکادوس و هونوریوس، هرکدام نیمه شرقی و غربی امپراتوری را به ارث بردند. این دو بخش اگرچه از پیش برای اهداف اداری تقسیم شده بودند، اکنون از دید سیاسی هم جدا شدند. 

در این زمان، امپراتوری روم غربی در نتیجه حملات مداوم قبایل بربر در حال سقوط بود. آن‌ها مجبور شدند بریتانیا را ترک کنند و بخش‌های دیگر امپراتوری نیز به دلیل مهاجرت و نفوذ وندال‌ها، گوت‌ها، هون‌ها، آلان‌ها و دیگر قبایل از دست رفت. نیمه غربی قدرت خود را از دست داد و به‌شدت به مزدورانی از همین قبایل برای بقاء وابسته شد. سال ۴۷۶، آخرین امپراتور روم غربی توسط اودواکر، یک رئیس قبیله ژرمنی، از قدرت خلع شد و این نقطه پایانی بر سلسله‌ای از امپراتورها بود که به نخستین امپراتور روم، آگوستوس، بازمی‌گشت و نقطه عطفی در افول امپراتوری روم محسوب می‌شود. 

مزایای شرق

3

بازسازی ایده‌آل قسطنطنیه در سال ۱۲۰۰ میلادی

در حالی که امپراتوری روم غربی در حال فروپاشی بود، نیمه شرقی توانست به حیات ادامه دهد و قسطنطنیه به مرکز بی‌چون‌وچرای جهان روم تبدیل شد. برخلاف غرب، شرق مزایای زیادی داشت که آن را مقاوم‌تر و توانمندتر برای مقابله با ناآرامی‌های قرن پنجم می‌کرد. حتی در اوج قدرت، ثروتمندترین استان‌های روم در شرق بودند، مانند سوریه. مصر به‌عنوان انبار نان امپراتوری اهمیت داشت و برای تأمین جمعیت شهری روم حیاتی بود. هنگامی که تقسیم انجام شد، نیمه غربی، این استان‌های ثروتمند و درآمد مالیاتی آن‌ها را از دست داد. بدون این ثروت، غرب نمی‌توانست ارتش‌ها را تأمین مالی کند یا زیرساخت‌ها را حفظ کند. 

امپراتوری روم شرقی همچنین از لحاظ جغرافیایی محافظت شده بود. در شرق، ساسانیان تهدیدی همیشگی بودند، اما قابل‌کنترل بودند و صحرای بزرگ نیز در جنوب امپراتوری را از حملات بزرگ محافظت می‌کرد. در قلب سرزمین، تنگه‌های داردانل و بسفر نقاط طبیعی دفاعی بودند که دفاع از قسطنطنیه را بسیار آسان‌تر از روم می‌کردند. وقتی لشکریان بربرها به غرب هجوم بردند، شرق در امان بود. برخی حملات محدود وجود داشت، اما دولت شرق بهتر می‌توانست از سرزمین‌های خود دفاع کند. به جای اینکه امپراتور شخصاً در هر بحران حاضر شود، بیشتر در قسطنطنیه باقی می‌ماند و ژنرال‌ها را مأمور مقابله با تهدیدها می‌کرد و خود بر اداره کلی تمرکز داشت. 

استان‌های ثروتمند شرق، دولت کارآمدتر و موقعیت کم‌تهدید آن موجب شد امپراتوری شرقی بتواند از آشوب‌های قرن پنجم جان سالم به در ببرد. اگر مورد حمله قرار می‌گرفت، می‌توانست نیروهای کافی جمع کند تا دشمن را دفع کند، حقوق سربازانش را بپردازد، بی‌آنکه موجب بحران اقتصادی شود یا حتی به بربرها پول بدهد تا جای دیگری بروند. 

بازگشت شرقی‌ها

4

سکه الکتروتایپ ژوستینیان یکم، ضرب‌شده در آناتولی، حدود ۵۲۷-۵۶۵ میلادی

سال ۵۲۷، امپراتور ژوستینیان یکم به تخت سلطنت نشست. در دوران سلطنت طولانی خود، اصلاحات متعددی انجام داد، از جمله کدگذاری و بازنگری سیستم حقوقی. بسیاری از قوانین قدیمی پراکنده بودند و ناعادلانه اجرا می‌شدند، بنابراین ژوستینیان قوانین روم را در یک سیستم واحد و منسجم جمع‌آوری کرد. او همچنین برنامه‌ای عظیم برای ساخت‌وساز عمومی آغاز کرد، از جمله ساخت بزرگترین کلیسا در آن زمان، یعنی ایاصوفیه. همچنین دولت و اداره را سازماندهی دوباره کرد تا کارآمدتر شود. ژوستینیان نوآور بود، اما تمرکز او بر قوانین، ساخت‌وساز و اداره کاملاً در راستای سنت امپراتوری روم بود. 

5

امپراتوری روم شرقی در زمان مرگ ژوستینیان یکم

یکی از سیاست‌ها به‌طور مستقیم امپراتوری روم شرقی را به روم باستان پیوند می‌داد. ژوستینیان به‌جای پذیرش از دست رفتن امپراتوری غرب، همراه ژنرال‌های کارآمدی مانند بلیساریوس، بازپس‌گیری غرب را آغاز کرد. پس از صلح با ساسانیان در سال ۵۳۲، مرز شرقی امن شد و او می‌توانست توجه خود را به غرب معطوف کند. سال بعد، بلیساریوس به کارتاژ در شمال آفریقا حمله کرد و وندال‌ها را بیرون راند. سال ۵۳۴، سیسیل را از اوستروگوت‌ها بازپس گرفت. سپس ایتالیا از جمله روم و بخش‌هایی از اسپانیا را دوباره تصرف کرد. اگرچه همه قلمروهای امپراتوری روم غربی بازپس گرفته نشد، ژوستینیان بخش چشمگیری از سرزمین‌های سابق روم را دوباره به دست آورد. این مناطق در چند قرن بعد دوباره از دست رفتند، اما برای مدتی کوتاه، امپراتوری بخشی از شکوه خود را بازیافت. 

جنگ‌های صلیبی و افول شرق

6

محاصره قسطنطنیه، تصویر شده بر دیوار خارجی صومعه مولدوویتا، ۱۵۳۷ میلادی

نزدیک به هزار سال، امپراتوری روم شرقی فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشت. آن‌ها تهاجماتی از ایران و بلغارستان و حملات وایکینگ‌ها و روس‌ها را دفع کردند. اما بزرگ‌ترین چالش آن‌ها از سوی مسلمانان بود. پس از ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی، امپراتوری روم شرقی به تدریج بخش‌هایی از سرزمین‌های خود را به ارتش‌های مسلمان واگذار می‌کرد. بدترین شکست در سال ۱۰۷۱ در منزیکِرت رخ داد که طی آن بیزانسی‌ها کنترل آناتولی را از دست دادند. 

امپراتوری شرق به پاپ در غرب متوسل شد. با وجود اختلافات مذهبی، غرب کاتولیک یک جنگ صلیبی برای حمایت از شرق ارتدوکس شکل داد تا حملات مسلمانان را دفع کند. اما همین امر در نهایت موجب سقوط امپراتوری شد. سال ۱۲۰۴، جنگ صلیبی چهارم با رهبری ضعیف و تامین مالی نامناسب همراه بود و ارتش صلیبی از مسیر خود خارج شد و قسطنطنیه را تصرف کرد. شهر در سال ۱۲۶۱ بازپس گرفته شد، اما هرگز مانند قبل نشد و تا سقوط نهایی در سال ۱۴۵۳ توسط امپراتوری عثمانی ادامه یافت و در نهایت امپراتوری روم پایان یافت. 

بیزانس یا امپراتوری روم شرقی؟ 

7

لوح طلایی سنت تئودور، بیزانسی، حدود قرن ۱۱ میلادی

اگرچه امپراتوری روم شرقی از هر لحاظ رومی بود، اما برای خوانندگان عادی تاریخ گاهی گیج‌کننده است. شهر رم که قلب امپراتوری روم به شمار می‌رفت، در بخش عمده‌ای از تاریخ این امپراتوری، خارج از کنترل آن بود. افزون بر این، امپراتوری بیشتر به‌عنوان «امپراتوری بیزانس» شناخته می‌شود، نه «روم شرقی» و پاسخ پرسش «روم چه زمانی سقوط کرد؟» کمابیش توسط همه، از دانشمندان جدی گرفته تا موتورهای جستجو اینست: سال ۴۷۶.

اصطلاح «امپراتوری بیزانس» تنها پس از سقوط قسطنطنیه برای امپراتوری روم شرقی به‌کار رفت. مورخان غربی آن را چنین نامیدند و به‌زودی وارد زبان رایج شد و همچنان مورد استفاده است. شهروندان روم شرقی خود را رومی می‌دانستند. اصطلاح «بیزانسی» برای آن‌ها معنایی نداشت و تنها یادآور نام اصلی قسطنطنیه بود. تمام نهادهای اصلی حکومتی، تداومی با امپراتوری آگوستوس داشتند و با وجود تغییرات و اصلاحات، امپراتوری همچنان همان امپراتوری باقی ماند. وقتی سلطان عثمانی، محمد دوم، قسطنطنیه را تصرف کرد، خود را «قیصر روم» نامید. رومی‌های شرقی عمدتاً به زبان یونانی صحبت می‌کردند و نهادهای خود را به این زبان می‌نامیدند، اما این تغییر سطحی بود. 

8

توپ داردانل، همان نوعی که علیه قسطنطنیه استفاده شد، ۱۴۵۳ میلادی

با سقوط قسطنطنیه در برابر توپ‌های عثمانی، آخرین بقایای امپراتوری روم نیز فرو ریخت و در جهانی پیوسته دگرگون‌شونده در دولتی بسیار نیرومندتر جذب شد. با سقوط شهر، آن پیوستگی که از یک روستای کوچکِ کنار تیبر آغاز شده بود، سرانجام گسسته شد.

منبع: فرادید
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید