هر روز یک حکایت/ بهترین خیاط
حکایتهای کهن که ریشه در فرهنگ، آداب و سنن ما دارند، مملو از پندها و آموزههایی هستند که خواندن آنها خالی از لطف نیست. بخوانید حکایت امروز را.
در یک کوچه چهار خیاط بودند که همیشه با هم بحث میکردند. یک روز، اولین خیاط یک تابلو بالای مغازه اش نصب کرد. روی تابلو نوشته بود: "بهترین خیاط شهر". دومین خیاط روی تابلوی بالای سر در مغازهاش نوشت: "بهترین خیاط کشور". سومین خیاط نوشت: "بهترین خیاط دنیا".
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد روی یک برگه کوچک با یک خط معمولی نوشت: "بهترین خیاط این کوچه".
قرار نیست دنیایمان را آنقدر بزرگ کنیم که در آن گم شویم. در همان دنیایی که هستیم میشود آدم بزرگى باشیم.
46