سلفی با اجساد؛ جنجال رئیسجمهور تازه کلمبیا آشوب به پا کرد
در دنیای سیاست که مرز میان اقتدار و پوپولیستِ تندرو روزبهروز باریکتر میشود، «آبلاردو دِ لا اسپرییِیا»، رئیسجمهور جدید کلمبیا، با یک اقدام جنجالی خط قرمزی را در فرهنگ سیاسی این کشور جابهجا کرده است.
به گزارش خبرفوری او که تنها یک ماه از آغاز ریاستجمهوریاش میگذرد، با انتشار ویدئویی که وی را در حال قدمزدن میان ردیف کیسههای سفیدِ حاوی اجساد ۲۳ عضو گروههای مسلح نشان میدهد، خشم عمومی و واکنشهای تند مدافعان حقوق بشر را برانگیخته است.
سینمایِ وحشت برای نمایشِ قدرت
به باور آنها این ویدئو چیزی فراتر از یک گزارش نظامی ساده است؛ این یک «محصول تبلیغاتی» است که با موسیقی حماسیِ سبک فیلمهای هالیوودی تدوین شده تا پیامی روشن به هوادارانش مخابره کند: دولتِ او با «تروریسم» تعارف ندارد. اسپرییِیا در کنار این تصاویر، با ادبیاتی تند از نابودی «قاتلان و اخاذان» سخن گفت و پایان پیام خود را با عبارت مذهبی «زنده باد مسیح، پادشاه» مزین کرد؛ ترکیبی عجیب از سیاستهای سختگیرانه امنیتی و شعارهای مذهبی که نشاندهنده تغییر جهت گفتمان سیاسی در کلمبیاست.
اما برای بسیاری از منتقدان، این تصاویر نه نشانه قدرت، بلکه سند «سیاستِ مرگ» است. ایوان سِپِدا، رقیب انتخاباتی او، این رفتار را تحقیرآمیز و غیراخلاقی خواند و گفت: «قدم زدنِ رئیسجمهور بر پیکرهای بیجان، نشاندهنده سقوط اخلاقی در بالاترین سطوح قدرت است.» گوستاوو پترو، رئیسجمهور پیشین نیز با انتقاد از این «غنیمتانگاریِ مرگ»، تأکید کرد که چنین برخوردی تنها از کسانی برمیآید که بویی از انسانیت نبردهاند.
بیشتر بخوانید:
یک چریک بیخ گوش ترامپ | مردی در آستانه قدرت؛ چهرهای میان امید و تردید | ایوان سپدا کیست؟
خبرچین سیا در ونزوئلا یک ایرانی بود | علی مشیری که مادورو را فروخت کیست؟
چگونه این زن به محبوبترین چپگرای جهان بدل شد؟
دفن در تابوت طلا | رهبر کارتل مکزیک به خاک سپرده شد | ارتش در آمادهباش
ویروسِ تازه آمریکای لاتین
این رخداد در کلمبیا، یک اتفاق تازه نیست، بلکه بازتابی از یک روند نگرانکننده در قاره آمریکا است. اکنون در کلمبیا، برزیل و السالوادور، «نمایشِ خشم» به ابزار اصلی کسب مشروعیت سیاسی تبدیل شده است. نایب بوکله، رئیسجمهور السالوادور، با انتشار ویدئوهای پرزرقوبرق از زندانهای فوقامنیتی خود، استانداردی را تعیین کرد که اکنون سیاستمداران راستگرای منطقه در پی تقلید آن هستند. در این مدل، امنیت دیگر نه در آرامش و کاهش جرم، بلکه در «به تصویر کشیدنِ نابودی دشمن» تعریف میشود.
اسپرییِیا در برابر منتقدان سر خم نکرد و با ادبیاتی تهاجمی گفت: «بخشش تروریستها با خداست، اما فرستادن آنها برای ملاقات با خدا، وظیفه من است.» این جمله، عصاره نگاهی است که در آن شأن انسانی و قوانین حقوق بشری، فدای قدرتنماییِ رسانهای میشود.
پرسشی که باقی میماند
انتشار این ویدئو، جامعه کلمبیا را با یک دوراهی بزرگ مواجه کرده است: آیا امنیت ملی باید با نمایشهای تهییجکننده گره بخورد یا دولتها حتی در مسیر نبرد با دشمنان مسلح، موظف به حفظ کرامت انسانیاند؟ آنچه مشخص است، این است که «دِ لا اسپرییِیا» با انتخاب این مسیر، ترجیح داده است به جای تمرکز بر استراتژیهای پیچیده امنیتی، با «تئاترِ اجساد»، عطش جامعه برای انتقام را سیراب کند؛ مسیری که هرچند ممکن است در کوتاهمدت محبوبیت او را در میان تندروها حفظ کند، اما استانداردهای اخلاقی سیاست در کلمبیا را به شکلی جبرانناپذیر تنزل داده است.