از کارتر تا ترامپ؛ چرا واشنگتن مدام در مورد ایران اشتباه میکند؟
از زمان بحران اشغال گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران تا دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، تقریبا همه دولتهای آمریکا در برخورد با ایران با یک مشکل مشترک روبهرو بودهاند؛ این تصور که میتوان با فشار، تحریم یا حتی تهدید نظامی، ساختار سیاسی آن را تغییر داد. اما تجربه نزدیک به پنج دهه گذشته نشان میدهد واشنگتن بارها در شناخت ایران و نحوه واکنش این کشور دچار اشتباه محاسباتی شده است.
به گزارش خبرفوری، نویسنده گزارش تازه یک روزنامه اماراتی معتقد است که هر رئیسجمهور آمریکا، از جیمی کارتر گرفته تا رونالد ریگان، بیل کلینتون، جورج بوش، باراک اوباما، دونالد ترامپ و جو بایدن، با رویکردی متفاوت وارد پرونده ایران شده، اما هیچیک نتوانستهاند به نتیجهای پایدار دست پیدا کنند. برخی بر دیپلماسی تکیه کردهاند، برخی تحریمهای اقتصادی را تشدید کردهاند و برخی نیز گزینه نظامی را در دستور کار قرار دادهاند، اما تهران همواره توانسته خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
به ادعای این رسانه، یکی از خطاهای همیشگی سیاستگذاران آمریکایی، این بوده که نگاه به ایران صرفا از دریچه فشار خارجی بوده است. در واشنگتن این تصور وجود داشته که افزایش تحریمها یا انزوای سیاسی، در نهایت به تغییر نظام سیاسی ایران منجر خواهد شد، اما در عمل چنین اتفاقی رخ نداده است. برعکس، فشارهای خارجی در بسیاری از مقاطع باعث تقویت انسجام داخلی ساختار قدرت و وفاق و همدلی مردم ایران شده است.
جنجال ویدئوی تحقیر سرباز با لباس زنانه در خط مقدم | ببینید
چرا آمریکا ۱۰۰ تانک جنگی را به اعماق دریا انداخت؟
جنجال بر سر تصویر تازه ترامپ | سرباز صفری که ژنرال شد | توهین به تاریخ نظامی آمریکا!
این گزارش در ادامه به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ اشاره میکند و آن را نمونهای از موفقترین تلاشهای دیپلماتیک میان دو کشور میداند. با این حال، خروج دولت ترامپ از این توافق در سال ۲۰۱۸ و بازگرداندن سیاست «فشار حداکثری» نهتنها برنامه هستهای ایران را متوقف نکرد، بلکه باعث شد تنشها دوباره افزایش یابد و فضای بیاعتمادی میان دو طرف عمیقتر شود.
به باور نویسنده، دولت ترامپ نیز مانند برخی دولتهای پیشین، تصور میکرد که ترکیب تحریمهای شدید اقتصادی، انزوای بینالمللی و تهدید نظامی میتواند ایران را وادار به پذیرش خواستههای واشنگتن کند. اما تحولات اخیر نشان داده است که این راهبرد نیز با چالشهای فراوانی روبهرو شده و ایران همچنان توانسته از ابزارهای منطقهای، ظرفیتهای نظامی و اهرمهای ژئوپلیتیکی خود برای افزایش قدرت چانهزنی استفاده کند.
گزارش همچنین تأکید میکند که آمریکا بارها توانایی ایران در بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی خود را دستکم گرفته است. برای نمونه، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین ابزارهای راهبردی تهران به شمار میرود و هرگونه تنش در این منطقه میتواند بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد. همین مسئله باعث شده بسیاری از متحدان منطقهای آمریکا نیز همواره خواهان جلوگیری از تشدید درگیری و حرکت به سمت راهحلهای دیپلماتیک باشند.
به ادعای این رسانه، یکی دیگر از اشتباهات واشنگتن، نادیده گرفتن پیچیدگی ساختار تصمیمگیری در ایران است. برخلاف تصور برخی سیاستمداران آمریکایی، تصمیمهای کلان در ایران صرفا به یک فرد یا یک نهاد محدود نمیشود و مجموعهای از بازیگران سیاسی، امنیتی و نظامی در آن نقش دارند. همین موضوع پیشبینی رفتار تهران را دشوارتر کرده و باعث شده بسیاری از محاسبات آمریکا با واقعیتهای موجود همخوانی نداشته باشد.
در پایان، گزارش نتیجه میگیرد که تجربه بیش از چهار دهه روابط پرتنش میان تهران و واشنگتن نشان میدهد هیچیک از راهبردهای مبتنی بر فشار صرف، نتوانسته اهداف آمریکا را محقق کند. نویسنده معتقد است هر دولتی در آمریکا که بخواهد در آینده با ایران به توافقی پایدار برسد، باید درک دقیقتری از تاریخ، سیاست داخلی، ساختار قدرت و حساسیتهای امنیتی این کشور داشته باشد؛ در غیر این صورت، احتمال تکرار همان اشتباهاتی که از دوران جیمی کارتر تا دونالد ترامپ بارها رخ داده، همچنان وجود خواهد داشت.