فارن پالیسی با اشاره به توافق پیشنهادی واشنگتن و ریاض برای همکاری هستهای:
ترامپ خاورمیانه را به آستانه یک مسابقه هستهای تازه میبرد
توافق پیشنهادی واشنگتن و ریاض برای همکاری هستهای، بهویژه احتمال ایجاد ظرفیت غنیسازی در خاک عربستان، میتواند یکی از مهمترین خطوط قرمز منع اشاعه در خاورمیانه را بشکند. «فارن پالیسی» هشدار میدهد این تصمیم نهتنها نگرانی اسرائیل را افزایش میدهد، بلکه ممکن است ایران، ترکیه و مصر را نیز به پیگیری توانمندیهای مشابه سوق دهد و منطقه را وارد چرخهای خطرناک از رقابت هستهای کند.
فارن پالیسی نوشت: اوایل ماه جاری، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با پیشنهاد فروش جنگندههای اف-۳۵ به ترکیه و لغو ممنوعیت قبلی آن، خبرساز شد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در گفتگو با سیانان، بلافاصله هشدار داد که این هواپیماهای پیشرفته میتوانند برتری نظامی اسرائیل در منطقه را به شدت تضعیف کنند. دو هفته بعد، ترامپ بمب خبری دیگری را منفجر کرد، اما این بار آسیب سیاسی و استراتژیک آن برای دولت اسرائیل بهمراتب غیرقابلمحاسبهتر است.
واشنگتن با یک توافق ۳۰ ساله با عربستان سعودی برای اشتراکگذاری فناوری انرژی هستهای غیرنظامی آمریکا موافقت کرده است. نکته حیاتی اینجاست که این توافق میتواند به سعودیها اجازه دهد تا تحت نظارت آمریکا، یک تأسیسات غنیسازی اورانیوم در خاک خود ایجاد کنند. این موضوع برای دولت اسرائیل که مدتهاست هشدار داده توانمندی تسلیحات هستهای ایران میتواند باعث ایجاد اثر دومینویی اشاعه هستهای در سراسر خاورمیانه شود، بسیار شرمآور است.
توافق ترامپ میتواند این اثر دومینویی را به واقعیت تبدیل کند؛ آن هم بدون دلخوشیِ توافق عادیسازی روابط میان عربستان و اسرائیل که پیشتر در چارچوب مذاکراتی دولت بایدن برای تعهدات بیشتر آمریکا به عربستان، نقشی محوری داشت. نیر برکات، وزیر اقتصاد اسرائیل، تمام تلاش خود را کرد تا آرامش خود را حفظ کند و روز چهارشنبه در مصاحبهای با رادیو ارتش اسرائیل گفت که دولت ترامپ «هیچ علاقهای به به خطر انداختن اسرائیل ندارد.» برکات تأکید کرد که اگر سعودیها به برنامه هستهای غیرنظامی علاقه داشته باشند، «اسرائیل میتواند با آن کنار بیاید.» وقتی مستقیماً از او پرسیده شد که آیا اسرائیل میتواند با یک عربستان سعودی دارای توانمندی هستهای زندگی کند، برکات پاسخ داد که نمیخواهد روی این موضوع تمرکز کند و در عوض سعی کرد بر پویاییهای گستردهتر منطقهای، از جمله احتمال پیوستن ریاض به پیمان ابراهیم در آینده، تأکید کند.
شاید در واکنش به واکنشهای فزاینده، ترامپ اکنون در شبکههای اجتماعی نوشته است که این توافق «کاملاً منوط به پیوستن عربستان سعودی به پیمان بسیار محترم و موفق ابراهیم است.» در عین حال، او اصرار دارد که این توافق تصویب خواهد شد و توضیح نداده است که اگر سعودیها، همانطور که انتظار میرود، مایل به عادیسازی رسمی روابط با اسرائیل نباشند، چه اتفاقی خواهد افتاد. صرفنظر از اینکه شرط جدید ترامپ واقعی است یا صرفاً یک حواسپرتی تاکتیکی برای آرام کردن منتقدان، نتانیاهو با عجله از آن استقبال کرد و دفتر او با صدور بیانیهای این گام را «جهشی تاریخی برای صلح در خاورمیانه» ستود.
دولت نتانیاهو با ترویج این ایده که عربستان سعودی در برابر ایران با اسرائیل همسو است، تلاش خواهد کرد تا پیامدهای این پیمان را منحرف کند. دولت ترامپ نیز اصرار دارد که نظارت دقیق آمریکا تضمین میکند که هیچ خطری مبنی بر انحراف پروژه هستهای غیرنظامی عربستان به سمت اهداف نظامی وجود ندارد، تا جایی که رئیسجمهور در شبکههای اجتماعی نوشت که «هیچ غنیسازیای» در کار نخواهد بود. نهاد دفاعی اسرائیل نیز توجیه مشابهی را مطرح کرده و استدلال میکند که مشارکت آمریکا بسیار بهتر از حمایت روسیه یا چین است که سعودیها ممکن بود در غیر این صورت به دنبال آن باشند، چرا که آن گزینهها خطری بینهایت بزرگتر برای اسرائیل ایجاد میکردند. با این حال، این استدلالها دلیل چندانی برای اطمینان باقی نمیگذارند. در سال ۲۰۰۹، زمانی که دولت اوباما به یک توافق هستهای غیرنظامی مهم با امارات متحده عربی دست یافت، واشنگتن بر شرایط سختگیرانهای مبنی بر ممنوعیت غنیسازی داخلی و بازفرآوری سوخت مصرفشده تأکید داشت.
در سال ۲۰۱۱، گروه تأمینکنندگان هستهای متشکل از ۴۸ کشور، دستورالعملهای صادراتی را تصویب کرد که قویاً انتقال فناوری غنیسازی و بازفرآوری را منع میکرد. واشنگتن مدتهاست که از شرکای خارجی خود خواسته است تا به این تعهدات الزامآور قانونی که به اصطلاح «استاندارد طلایی» نامیده میشود، پایبند باشند. نکته مهم این است که توافق هستهای پیشنهادی آمریکا و عربستان سعودی، چارچوب موجودِ پادمانهای «استاندارد طلایی» را شامل نمیشود.
در حالی که امارات متحده عربی «پروتکل الحاقی» آژانس بینالمللی انرژی اتمی را امضا کرد و به بازرسان اجازه داد تا بازرسیهای سرزده و دقیق انجام دهند، عربستان سعودی تحت یک توافقنامه پادمانی بسیار محدود فعالیت میکند و از امضای پروتکل الحاقی خودداری کرده است
علاوه بر این، در حالی که امارات متحده عربی «پروتکل الحاقی» آژانس بینالمللی انرژی اتمی را امضا کرد و به بازرسان اجازه داد تا بازرسیهای سرزده و دقیق انجام دهند، عربستان سعودی تحت یک توافقنامه پادمانی بسیار محدود فعالیت میکند و از امضای پروتکل الحاقی خودداری کرده است.
آنچه این توافق را بهویژه نگرانکننده میکند این است که سعودیها هرگز جاهطلبیهای هستهای خود را پنهان نکردهاند. رهبران سعودی بارها اعلام کردهاند که اگر ایران از آستانه هستهای عبور کند، آنها نیز بهسرعت برای دستیابی به توانمندی هستهای نظامی اقدام خواهند کرد. عربستان سعودی منابع، دانش فنی و اهرمهای لازم برای عملی کردن این تهدید را در اختیار دارد.
اسرائیل بهطور تاریخی با هر اقدامی که توان تهاجمی کشورهای منطقه را تقویت کند، مخالف بوده است. چشمانداز غنیسازی اورانیوم توسط هر کشوری در خاورمیانه، همواره به دلیل خطر انحراف به سمت اهداف نظامی، اسرائیل را نگران کرده است. اگر به ریاض چراغ سبز نشان داده شود، کشورهایی مانند مصر و ترکیه نیز خواستار حق مشابه برای غنیسازی اورانیوم خواهند شد. عربستان سعودی در حال حاضر دشمن اسرائیل یا ایالات متحده نیست، اما هیچکس نمیتواند بگوید که ۲۰ سال دیگر چه کسی بر این کشور حکومت خواهد کرد.
به هر حال، اسرائیل زمانی با ایران یک شراکت راهبردی داشت؛ همان زمانی که شاه با تایید واشنگتن، برنامه هستهای غیرنظامی خود را آغاز کرد. امروز، آن کشور و برنامه هستهایاش یک تهدید جدی تلقی میشوند. آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه تندرو و پیشین اسرائیل، روز چهارشنبه به شبکه رادیو و تلویزیون «کان» گفت که هر برنامه هستهای نظامی، بهعنوان یک پروژه غیرنظامی آغاز میشود. برای نمونه، رآکتور بوشهر ایران، مبنایی برای برنامه غنیسازی با درجه تسلیحاتی این کشور فراهم کرد. لیبرمن تأکید کرد: «توافق برای اجازه غنیسازی در خاک عربستان، از خط قرمز عبور میکند. این توافق کل خاورمیانه را وارد یک مسابقه تسلیحاتی هستهای دیوانهوار میکند.» او افزود که این توافق «کاملاً غیرقابلقبول» است.
زمانی که دولت بایدن یک توافق هستهای غیرنظامی با عربستان سعودی را بررسی میکرد، این موضوع صراحتاً به یک توافق عادیسازی با اسرائیل مشروط شده بود. با این حال، با وجود شرط جدید ترامپ در مورد توافقهای ابراهیم، هیچ توافق عادیسازی روی میز نیست، زیرا دولت اسرائیل حاضر نیست حتی حداقل امتیازات در مورد تشکیل کشور فلسطین را در نظر بگیرد؛ امتیازاتی که میتوانست پوشش سیاسی لازم را برای امضای چنین توافقی به سعودیها بدهد. تحت توافق ترامپ، خاورمیانه بدون دستیابی به یک موفقیت دیپلماتیک، با خطرات اشاعه هستهای مواجه میشود. این بدترین حالت برای اسرائیل است. ارزش این توافق دهها میلیارد دلار برآورد شده است. این توافق به دنبال تضمین سلطه تجاری ایالات متحده بر زیرساختهای هستهای عربستان سعودی و در عین حال کنار زدن رقبای خارجی است.
به نظر میرسد که احتمال وقوع یک مسابقه تسلیحاتی منطقهای در نتیجه این توافق، برای ترامپ در اولویت دوم قرار دارد. نتانیاهو در سال ۲۰۱۵ در تلاشی برای مسدود کردن توافق هستهای اوباما با ایران، در نشست مشترک کنگره آمریکا سخنرانی کرد. این رهبر اسرائیلی شکست خورد، اما سه سال بعد، در دوران نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ، ایالات متحده از آن توافق هستهای خارج شد.
در آن زمان، گادی آیزنکوت، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل که اکنون جدیترین رقیب نتانیاهو در نظرسنجیهاست، توافق سال ۲۰۱۵ را یک «نقطه عطف راهبردی» میدانست. فروپاشی این توافق، همان حفاظهایی را که تواناییهای هستهای تهران را محدود میکرد، از میان برد. اسرائیل متعاقباً در یک جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد و سپس در اوایل سال جاری به نیروهای ایالات متحده در یک تهاجم گستردهتر علیه ایران پیوست. اگرچه این حملات برنامه هستهای ایران را به عقب رانده است، اما هرچه جنگ طولانیتر شود، پیامدهای راهبردی بلندمدت آن برای منطقه و فراتر از آن، نگرانیهای عمیقتری ایجاد میکند.
فضای پس از جنگ، انگیزهای بسیار قویتر به تهران خواهد داد تا استراتژی احتیاطآمیز خود را کنار بگذارد و مسابقه خود برای دستیابی به بمب را تسریع کند. این درگیری، صحنه را برای رهبری متعصبتری در ایران آماده کرده است که مصمم خواهد بود اولویت را به تسلیحاتی کردن برنامه هستهای بدهد؛ این در حالی است که ارزیابیهای طبقهبندیشده اطلاعات نظامی نشان دادهاند که ایران دوباره به اکثر سایتهای موشکی، پرتابگرها و تأسیسات زیرزمینی خود دسترسی پیدا کرده است.
چراغ سبز نشان دادن به عربستان سعودی برای غنیسازی در چنین شرایطی، احتمالاً انگیزه ایران برای دستیابی به بازدارندگی هستهای را تقویت خواهد کرد. باورکردنی نیست که ایالات متحده برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای با آن وارد جنگ شد، اما اکنون به گونهای عمل میکند که دعوتی آشکار برای تهران جهت حرکت به سمت تسلیحاتی کردن برنامه هستهای است. بار دیگر، ترامپ با بیتوجهی جدی به هرگونه پیامد بلندمدت عمل کرده است. در همین حال، نتانیاهو که پلهای پشت سر خود را با دموکراتهای کنگره آمریکا خراب کرده، اکنون هیچ اهرم فشاری بر ترامپ ندارد. قانونگذاران در کنگره احتمالاً نبرد شدیدی را علیه این پیمان آغاز خواهند کرد، اما بدعت خطرناک آن از هماکنون گذاشته شده است.