بستن طولانی مدت تنگه هرمز و افزودن باب المندب به آن، آیا به سود ایران است؟

در سال‌های گذشته، هر زمان صحبت از تهدید امنیت انرژی جهان به میان می‌آمد، نگاه‌ها به تنگه هرمز دوخته می‌شد و تسلط ایران بر این تنگه در جنگ اخیر بر همه جهانیان روشن شده است. اما تحولات تازه نشان می‌دهد یک گلوگاه راهبردی دیگر نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است؛ تنگه باب‌المندب؛ آبراهی که در صورت همزمانی بحران با تنگه هرمز، می‌تواند معادلات تجارت جهانی، بازار انرژی و حتی موازنه قدرت در خاورمیانه را دگرگون کند.

بستن طولانی مدت تنگه هرمز و افزودن باب المندب به آن، آیا به سود ایران است؟

روزنامه اطلاعات نوشت: این سناریو دیگر صرفاً یک فرضیه دانشگاهی نیست. مجموعه‌ای از تحولات نظامی و سیاسی در هفته‌های اخیر، احتمال ورود باب‌المندب به متن بحران‌های منطقه را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است.

همزمان با جنگ ارتش های کودک کش آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، معادلات منطقه پیچیده‌تر شده است. در چنین فضایی، باب‌المندب به حلقه اتصال چند بحران همزمان تبدیل شده؛ بحرانی که از خلیج فارس آغاز می‌شود، به دریای سرخ می‌رسد و مستقیماً بر اقتصاد جهانی اثر می‌گذارد.آیا انصارالله یمن واقعاً توان بستن باب‌المندب را دارد؟ پاسخ کوتاه، اما مثبت است؛ البته نه به معنای استقرار یک دیوار دریایی یا اشغال کامل این آبراه.

اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله یمن شاید نخستین مرحله از بستن باب المندب باشد.تجربه دو سال گذشته نشان داده که برای مختل کردن یک مسیر تجاری، الزاماً نیازی به کنترل کامل آن وجود ندارد. از اواخر سال ۲۰۲۳، انصارالله با مجموعه‌ای از حملات موشکی، پهپادی و دریایی علیه کشتی‌های عبوری، بسیاری از بزرگ‌ترین شرکت‌های کشتیرانی جهان را مجبور کرد مسیر خود را از دریای سرخ به دماغه امید نیک آفریقا تغییر دهند. این اتفاق حتی پیش از بسته شدن کامل مسیر رخ داد.در واکنش به همان حملات، آمریکا با همراهی چند کشور، ائتلاف دریایی گسترده‌ای برای حفاظت از کشتی‌های تجاری تشکیل داد؛ ائتلافی که بعدها با عملیات‌های نظامی متعدد علیه مواضع انصارالله همراه شد  و البته آمریکا را نیز خیلی زود واداشت به دلیل حملات متقابل یمنی ها علیه ناوهایش پایان عملیات خود را اعلام کند.

تداوم  حملات یمن موجب شد و بخش مهمی از خطوط کشتیرانی همچنان مسیر طولانی آفریقا را ترجیح دادند. همین تجربه، امروز به یکی از مهم‌ترین دلایل تحلیلگران برای جدی گرفتن تهدید بستن باب‌المندب تبدیل شده است.روزنامه نیویورک تایمز اخیرا نوشت: حتی یک حمله موفق در این منطقه می‌تواند شرکت‌های بیمه و کشتیرانی را وادار به توقف تردد کند؛ موضوعی که عملاً کارکرد اقتصادی این آبراه را مختل خواهد کرد.

 چرا این بار شرایط متفاوت است؟
تفاوت اصلی، همزمانی بحران باب‌المندب با بحران تنگه هرمز است. در شرایط عادی، اگر یکی از این دو مسیر با اختلال روبه‌رو شود، بخشی از صادرات انرژی از مسیر دیگر جبران می‌شود، اما اکنون تحلیلگران درباره احتمال فشار همزمان بر هر دو آبراه هشدار می‌دهند.شبکه الجزیره با استناد به نظرات کارشناسان روابط بین‌الملل می گوید بسته شدن همزمان هرمز و باب‌المندب می‌تواند حدود یک‌چهارم انتقال نفت و گاز جهان را تحت تأثیر قرار دهد. 
در چنین وضعیتی، کشتی‌ها ناچار خواهند شد مسیر چند هزار کیلومتری جنوب آفریقا را انتخاب کنند؛ مسیری که بین ۱۰تا ۱۴روز زمان سفر را افزایش می‌دهد و هزینه حمل‌ونقل و بیمه را به شکل قابل توجهی بالا می‌برد.برای عربستان نیز این سناریو اهمیت ویژه‌ای دارد. ریاض در سال‌های اخیر تلاش کرده با توسعه خط لوله شرق به غرب، بخشی از صادرات نفت خود را بدون عبور از تنگه هرمز به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کند. اما این راهکار تنها زمانی کارآمد است که کشتی‌ها بتوانند از باب‌المندب عبور کنند. الجزیره تأکید می‌کند که در صورت بسته شدن این آبراه، بخش مهمی از مزیت راهبردی عربستان نیز از بین خواهد رفت.


 واکنش جهان چه خواهد بود؟
کشورهایی که بیشترین وابستگی را به تجارت دریایی و واردات انرژی دارند، احتمالاً نخستین بازیگران فعال این بحران خواهند بود.اتحادیه اروپا از هم‌اکنون نشانه‌هایی از این نگرانی را بروز داده است. یورونیوز به نقل از «کایا کالاس» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گزارش داده که بروکسل در حال بررسی گسترش مأموریت دریایی خود در دریای سرخ و حتی افزایش اختیارات ناوگان اروپایی برای مقابله با تهدیدهای جدید است. این تصمیم بی‌دلیل نیست، زیرا حدود ۱۰تا ۱۵درصد تجارت دریایی جهان از باب‌المندب عبور می‌کند و بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز اروپا نیز از همین مسیر تأمین می‌شود. هرگونه اختلال طولانی‌مدت مستقیماً بر قیمت کالاها، هزینه حمل‌ونقل و امنیت انرژی کشورهای اروپایی اثر خواهد گذاشت.در کنار اروپا، آمریکا نیز احتمالاً حضور نظامی خود را در دریای سرخ افزایش خواهد داد؛ هرچند تجربه سال‌های گذشته نشان داده که صرف حضور ناوهای جنگی لزوماً به معنای بازگشت امنیت کامل به مسیرهای تجاری نیست .


 این وضعیت تا چه زمان قابل دوام است؟
واقع‌بینانه باید گفت بستن کامل باب‌المندب یا هرمز برای مدت طولانی، به سود هیچ بازیگری نیست. اقتصاد جهانی شاید توان تحمل چند هفته اختلال شدید را داشته باشد و کشورها نیز از ذخایر راهبردی نفت استفاده کنند و مسیرهای جایگزین هم فعال شده و بخشی از تجارت با هزینه بیشتر ادامه پیدا کند، اما اگر بحران به چند ماه برسد، فشار اقتصادی به اندازه‌ای افزایش می‌یابد که احتمال مداخله گسترده قدرت‌های بزرگ بسیار بالا خواهد رفت.

برای ایران نیز بسته شدن هم‌زمان تنگه هرمز و باب‌المندب، بیش از آنکه یک فرصت پایدار باشد، یک ابزار فشار کوتاه‌مدت است. در ابتدای کار، افزایش قیمت نفت و فشار اقتصادی بر رقبای منطقه‌ای و کشورهای غربی می‌تواند بخشی از هزینه‌های تقابل را برای ایران و یمن جبران کند، اما در افق بلندمدت، این وضعیت به زیان هر دو نیز خواهد بود .بسته شدن دو شاهراه اصلی انرژی، واکنش هماهنگ قدرت‌های بزرگ دریایی را تقریباً اجتناب‌ناپذیر می‌کند؛ حضور نظامی آمریکا و اروپا در منطقه را افزایش می‌دهد؛ مسیرهای جایگزین انتقال انرژی را برای کشورهای مصرف‌کننده جذاب‌تر می‌سازد و انگیزه سرمایه‌گذاری بر خطوط لوله و کریدورهایی را که وابستگی جهان به خلیج فارس و دریای سرخ را کاهش می‌دهند، تقویت می‌کند.


از سوی دیگر هرچه بحران طولانی‌تر شود، صادرات انرژی و تجارت دریایی نیز از پیامدهای آن مصون نخواهند ماند. به همین دلیل در منطق ژئوپلیتیک، بستن باب‌المندب و هرمز را باید «اهرم بازدارندگی» دانست، نه وضعیتی که هیچ کشوری نتواند برای مدت طولانی از آن سود ببرد.سناریوی محتمل‌تر، نه یک انسداد دائمی، بلکه ایجاد ناامنی مستمر و افزایش هزینه عبور کشتی‌هاست؛ راهبردی که انصارالله پیش‌تر نیز از آن استفاده کرده و برای وارد کردن فشار سیاسی و اقتصادی، اثربخشی آن را نشان داده است.

 

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 7
  • Iraj

    همانگونه که اروپا پروژه زمستان سخت را زیر پا له کرد برای انتقال نفت هم راه حل دارند.فقط ماجرا اینجاست که کارت های ایران می سوزد.فشار بر اقتصاد دنیا همانگونه که در مقاله آمده در دراز مدت اجماع جهانی بر علیه ایران به همراه دارد ضمن اینکه اقتصاد ایران هم به تبادل با دنیا وابسته است ..فهم این جماعت از اقتصاد در گرفتن رانت و سهمیه دولتی و فروش در بازار آزاد است و توانایی ایجاد خلق پول و مدیریت سرمایه ندارند.

    نظرات شما -
    • مبارز تورک.......

      لطفا قیاس غلط نکنید . زمستان سخت با تنگه هرمز خیلی توفیر دارد .
      اگر محور ایران تنگه ها را از دست دهد و مثل همیشه با بهانه های ابکی نباید در تله بیفتیم و جنگ میشود و غیره و ذالک خودش را خمار کند !!!دیگر هیچ اهرمی برای تحمیل اراده خودمان بر رفع کامل و دائمی و عملی تحریم ها و قطع کامل زنجیر های ترور و نفوذ نخواهیم داشت .
      البته هستند کسانی که می خواهند دست ایران را با ترس از جنگ خالی کنند که این یک خیانت به نسل کنونی و آینده است .

    • ناشناس

      مبارز تورک ما اگه بخوایم مثل حکومتمون مثل امارات باشه باید چیکار کنیم ؟؟ بعد تنگه هرمزو ۴۰ روز بستین خب از اهرمش چرا استفاده نکردین در لغو کامل تحریم ها ؟؟. تا هسته ای و مقاومت بی سود رو تعطیل نکنید باهاتون راه نخواهند آمد. چرا باید بذارن پول بیاد دستتون که بریزید جیب مقاومت که اونام بریزن سر اسراییل و باقی منافع آمریکا در منطقه ؟

    • مبارز تورک ...

      جنگ 40 روزه نه ما را به پیروزی کامل رساند و نه آمریکا را به شکست کامل واصل کرد . کار ناقص ، نتایج ناقص را در ارمغان دارد .
      فقط و فقط در شرایط کنونی به پیروی صددرصدی باید فکر کرد . نه مذاکرات خیالی و آتش بس مجازی و سپس نقض عهد از آمریکا و حمله مجدد و دوباره آش شور برای چندمین بار تکرار شود .
      باید و باید از اصحاب تکرار !!!! دوری جست . انها به ظاهر خیر خواه وبه باطن ترسو وبدکار هستند .

  • ناشناس

    بله به سود ايران است

  • موج

    با این تیترها فقط دنبال مذاکره و همسو با دشمن بی همه چیز، هستین. مذاکره در حال حاضر دادن زمان و کمک به دشمن..

    نظرات شما -
    • ناشناس

      مذاکره که هیچ صلح کامل و رابطه متعادل با آمریکا میخوایم. قبول ندازی ؟؟ رفراندوم در خدمتتیم