در مصاحبه جنجالی با جواد موگویی، مستندساز؛

عباس عراقچی: من هنوز آقا مجتبی را در این دوره رهبری از نزدیک ندیده ام/ اگر پشت خیمه دشمنید و می توانید کار را تمام کنید، بروید/ آتش بس اگر 10 روز زودتر بود، لاریجانی و خطیب و عسلویه و فولاد مبارکه را داشتیم/ نمی‌شود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد/ ویدئو

وزیر امورخارجه در مصاحبه با جواد موگویی، مستند ساز گفت: برای سناریوی به شهادت رساندن رهبری پیش بینی داشتیم و حتی کد داشت.

عباس عراقچی: من هنوز آقا مجتبی را در این دوره رهبری از نزدیک ندیده ام/ اگر پشت خیمه دشمنید و می توانید کار را تمام کنید، بروید/ آتش بس اگر 10 روز زودتر بود، لاریجانی و خطیب و عسلویه و فولاد مبارکه را داشتیم/ نمی‌شود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد/ ویدئو

 عباس عراقچی افزود:   تصمیم گیری درباره ادامه جنگ با من و شما نیست و چه خوب که نیست. اگر پشت خیمه دشمنید و می توانید کار را تمام کنید، بروید. آتش بس اگر 10 روز زودتر بود، لاریجانی و خطیب و عسلویه و فولاد مبارکه را داشتیم.

عراقچی: نمی‌شود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد

وزیر امور خارجه ایران در پاسخ به گمانه‌زنی یک مستندساز درباره نتایج احتمالی عدم پذیرش آتش‌بس و اینکه «شاید باعث می‌شد دشمن تصمیم می‌گرفت دیگر حمله نکند» گفت: با شاید که نمی‌شود تصمیم گرفت. باید قطعی تصمیم گرفت. اگر و مگر ندارد و نمی‌شود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد.

به گزارش ایسنا،  سید عباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان در نشستی صمیمانه در مستند «ماجرای جنگ ۲» به روایت جواد موگویی، حضور یافت و سوالات این مستندساز درباره تجاوزات آمریکا- اسرائیل علیه کشورمان به گفتگو نشست،

عراقچی در پاسخ جواد موگویی با انتقاد از رویکرد وزیر امور خارجه ایران و در پاسخ به این جمله که «دست فرمان شما ما را به جنگ کشانده است» تأکید کرد: دست فرمان من نبود. آغاز جنگ، تصمیمی از طرف مقابل بود و ما می‌خواستیم دست فرمان او را به سمتی غیر از جنگ ببریم. اینکه فکر کنیم مذاکره باعث جنگ شد، درست نیست؛ کما اینکه مذاکره اصلا تصمیم‌ شخص من نبود و یک تصمیم جمعی بود. خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی است که توسط شورای عالی امنیت ملی اخذ می‌شود و همه می‌دانند که تصمیمات این شورا چه زمانی اجرایی می‌شود.

ایستادگی ما بر مواضع خودمان در مذاکره، باعث شد طرف مقابل جنگ را امتحان کند

او همچنین در پاسخ به اظهارات میزبان که گفت «اگر جنگ را ادامه می‌دادیم بهتر بود» اظهار داشت: جسارتا تصمیم‌گیری در این موضوع با من یا شما نیست. خوب هم هست که تصمیم‌گیری با ما نیست.  همه چیز از تصور ایران ضعیف شروع شد. طرف مقابل فکر می‌کرد ایران بازدارندگی منطقه‌ای خود را از دست داده و برای جبران آن به سمت بازدارندگی هسته‌ای پیش خواهد رفت و لذا باید تجهیزات هسته‌ای آن را از بین برد. با این تصور، جنگ ۱۲ روزه آغاز شد، هرچند پیش از آن نیز دو، سه بار شرایط تا آغاز جنگ پیش رفته بود که به علت فعالیت‌های دیپلماتیک و ایجاد نگرانی بابت جنگ در منطقه، جلوی آن را گرفتیم. طرف مقابل دیپلماسی را امتحان کرد و از اول هم بر غنی‌سازی صفر تاکید داشت. ما در این زمینه مقاومت کردیم و وقتی دیدند از طریق مذاکره نمی‌توانند به این خواسته خود برسند، جنگ را شروع کردند. بنابراین ایستادگی ما بر مواضع خودمان در مذاکره، باعث شد طرف مقابل جنگ را امتحان کند که شکست خورد.

شورای عالی امنیت ملی تصمیم به خاتمه جنگ گرفت

وزیر خارجه در پاسخ به این سخنان که اگر مقاومت در جنگ ۱۲ روزه را ادامه می‌دادیم، جنگ ‌۴۰ روزه رخ نمی‌داد، گفت: این تصور در طرف مقابل هم وجود دارد که اگر جنگ ۱۲ روزه را ادامه می دادید به نتیجه می رسیدید. چون جنگ ۱۲ روزه و درس‌های آن باعث شد ما قوی‌تر و آماده‌تر برای جنگ بعدی شویم. ما از جنگ ۱۲ روزه درس‌های نظامی زیادی گرفتیم، درس‌های سیاسی هم گرفتیم، اما درس‌های نظامی بسیار مهمی به دست آوردیم. اولاً تصمیم برای خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی بود. شورای عالی امنیت ملی این تصمیم را گرفت و مصوبات شورای عالی امنیت ملی نیز مشخص است که در چه زمانی اجرایی شوند.

عراقچی افزود: : از روز چهارم جنگ ۴۰ روزه، یکی از اندیشکده‌های آمریکایی تحلیلی منتشر کرد و گفت روزانه بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از لانچرهای ایران از بین می‌رود و تا پایان اسفند، ایران حداکثر می‌تواند توان شلیک خود را حفظ کند. این ارزیابی بر چه اساسی بود؟ بر اساس تجربه آنها از جنگ ۱۲ روزه. اما غافل از اینکه در این ۸ ماه، سیستم لانچری ایران کاملاً تغییر کرده بود و به شکلی درآمده بود که هرچه آنها هدف قرار می‌دادند، جایگزین می‌شد. این فقط یکی از اقداماتی بود که در این مدت انجام شده بود. در جنگ ۱۲ر روزه هم ما با توجه به میزان تاب‌آوری‌های خودمان و تاب‌آوری اجتماعی، چون خودمان نیز برای جنگی با این شکل و ابعاد آماده نبودیم، تصمیم گرفتیم که متوقف شویم.این تصمیم درست یا غلط، در جای خود باید در تاریخ قضاوت شود، اما به نظر من تصمیم درستی بود که نظام گرفت و آثار آن را نیز در جنگ بعدی دیدیم. یعنی جنگ دوازده‌روزه مقدمه‌ای شد برای پیروزی در جنگ ۴۰ روزه.

رئیس دستگاه دیپلماسی ایران گفت: بعد از جنگ ۱۲ روزه، آن‌ها دو نتیجه‌گیری غلط داشتند. اول اینکه باید خودشان را برای جنگی طولانی‌تر آماده کنند تا بتوانند با ایران مقابله کنند. دوم اینکه ابتدا باید پایگاه اجتماعی نظام را هدف قرار دهند و سپس خود نظام را هدف قرار دهند. به همین دلیل، ما شاهد بودیم که در این فاصله یک آرایش نظامی گسترده در منطقه ایجاد کردند و یک  تقویت نظامی گسترده در منطقه شکل دادند. هرچه در توان داشتند از نیروها و تجهیزات آمریکایی وارد کردند و رژیم صهیونیستی را تا جایی که توانستند تجهیز کردند. همچنین سیستم دفاعی خود را که در پایان جنگ ۱۲ روزه دچار مشکل شده بود، تقویت کردند تا بتوانند جنگ طولانی‌تری را ادامه دهند. بعد از آن، روی مسائل اجتماعی کار کردند که حوادث۱۸  و۱۹ دی ماه اتفاق افتاد. پس از آن بود که به این نتیجه رسیدند که اکنون زمان مناسب فرا رسیده است؛ زمانی که آرایش نظامی دشمن در منطقه واقعاً کامل شده بود.

عراقچی افزود: در همین شرایط، درخواست آن‌ها برای مذاکره مجدد آغاز شد. این درخواست هم باز با همان موضوع غنی‌سازی صفر همراه بود؛ یعنی دوباره برگشتند به اینکه یا غنی‌سازی صفر را می‌پذیرید یا اقدام نظامی می‌کنیم. این بار شرایط این‌گونه بود. آن زمان بحث‌های زیادی صورت گرفت که آیا مذاکره مجدد انجام شود یا خیر. در نهایت جمع‌بندی این شد که مذاکره را آغاز کنیم؛ عمدتاً برای اتمام حجت، تا بعداً کسی نگوید اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمی‌شد.

 مطمئن بودم جنگ می‌شود

وزیر خارجه در پاسخ به این سوال که شما مطمئن بودید جنگ می شود، گفت: من مطمئن بودم؛ جزئیاتش را بعداً خواهم گفت. نیروهای نظامی ما مطمئن بودند، خود ما هم مطمئن بودیم. چون مطمئن بودیم، گفتیم باید یکی دو دور مذاکره انجام شود. شاید طرف مقابل از موضوع غنی‌سازی صفر کوتاه بیاید، هرچند بعید بود؛ اما اگر هم کوتاه نیامد، ما حجت داریم. دیگر کسی، چه در جامعه بین‌المللی و چه در داخل کشور، نمی‌تواند به ما بگوید که تقصیر خودتان بود؛ شما باید مذاکره می‌کردید. این فلسفه ورود ما به مذاکره بود وگرنه اگر خاطرتان باشد، مصاحبه‌های من، صحبت‌های من در تلویزیون و سخنانم در مجلس پیش از آن موجود است که گفتم: هدف این مذاکرات مشخص است و اهداف نظامی دشمن نیز کاملاً روشن است. فکر می‌کنید مذاکره فریب است؟ کسی نباید فریب بخورد. فریب نخوردن برای ما بسیار آسان است. نیروهای مسلح نباید به امید مذاکره‌کننده بنشینند. من مأموریتی دارم که انجام می‌دهم؛ یا موفق می‌شوم یا نمی‌شوم. نیروهای مسلح نباید به امید من باشند. دولت هم نباید به امید من در تأمین معیشت مردم باشد. هر انباری باید پر شود، هر ذخیره‌ای باید ایجاد شود و همه اقدامات لازم باید انجام شود. به همین دلیل، وقتی جنگ ۴۰ روزه آغاز شد، ما کاملاً آماده بودیم. نشانه آن هم این است که دو ساعت بعد پاسخ خود را آغاز کردیم، زیرا همه این طراحی‌ها از قبل انجام شده بود.کاملاً مشخص بود که اگر سطح حمله دشمن هر اندازه‌ای باشد، ما متناسب با همان سطح پاسخ خواهیم داد. چرا تنگه هرمز هم از روز اول بسته شد؟ چون از قبل طراحی شده بود که اگر رهبری هدف قرار گرفت، بلافاصله تنگه بسته شود.

عراقچی تصریح کرد: ببینید، مذاکره چند هدف داشت. یکی اینکه شاید در مذاکره راهی برای رسیدن به خواسته‌ها پیدا شود و ما نباید این فرصت را از دست بدهیم. جنگ به هر حال هزینه‌های خودش را دارد و اگر هر کشوری بتواند از مسیر مذاکره به اهداف خود برسد، قطعاً این راه کم‌خطرتر و کم‌هزینه‌تر را ترجیح می‌دهد. ما می‌گفتیم شاید حتی با احتمال ۱۰ درصد بتوانیم در مذاکره به نتیجه‌ای غیر از جنگ برسیم؛ باید این فرصت را امتحان کنیم. ممکن است به نتیجه نرسیم، اما حداقل اتمام حجت کرده باشیم؛ هم با دشمن، هم با جامعه بین‌المللی و هم با مردم خودمان که ما همه مسیرها را امتحان کردیم.

وزیر خارجه با رد این سخنان که اعتبار مذاکره‌کننده‌ها وقتی مرتب مذاکره می‌کنید و بعد جنگ می‌شود، از بین می‌رود، گفت: قبول ندارم. ممکن است شما این برداشت را داشته باشید، اما ما اینجا نیستیم که برای اعتبار شخصی خودمان کاری انجام دهیم یا برای حفظ اعتبار خودمان کاری کنیم. متاسفانه برخی افراد برای اعتبار خود کاری را انجام می دهند که من این را خیانت می دانم. من وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران هستم؛ مسئولیت من حفظ منافع جمهوری اسلامی است، نه اعتبار شخصی خودم. متأسفانه قبول دارم که در برخی موارد، بعضی افراد تصمیمات خود را برای حفظ اعتبار شخصی‌شان اتخاذ می‌کنند. اما اگر کاری باید انجام شود، مأموریت باید انجام شود و به نتیجه برسد؛ آینده سیاسی من یا اعتبار شخصی من اصلاً مهم نیست. اگر کسانی برای این کشور جان خود را می‌گذارند، من هم باید در جای خود آبرویم را بگذارم. این نگاه من به مسئله است. اما از زمانی که تصمیم گرفته شد که ما مذاکره کنیم، همین نگاه وجود داشت و چارچوب‌ها، اصول و قواعد آن نیز مشخص شد. همه این مسائل در جلساتی که آن زمان برگزار شد، مورد بررسی قرار گرفته است و مستندات آن جلسات وجود دارد. در آن زمان یک کمیته هسته‌ای وجود داشت که بعدها به کمیته مذاکره تبدیل شد و به «کمیته شش‌نفره» معروف شد.

وزیر امور خارجه در ادامه گفت: در آن مقطع، نام آن کمیته هسته‌ای بود و در داخل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی فعالیت می‌کرد. مدت زیادی آقای شمخانی ـ که ان‌شاءالله روحشان با شهدای کربلا محشور شود، مسئولیت این کمیته را بر عهده داشتند. بعد از ایشان نیز آقای دکتر لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ریاست این کمیته را بر عهده داشتند. تمام مباحث مربوط به مذاکره؛ اینکه مذاکره انجام شود یا نشود، با چه اصولی انجام شود، همه در این کمیته بررسی و جمع‌بندی می‌شد. مصوبات این کمیته نیز مانند مصوبات خود شورای عالی امنیت ملی اعتبار داشت؛ یعنی دقیقاً همان مسیر را طی می‌کرد.صورت‌جلسات این جلسات نیز وجود دارد و شاید روزی، پس از گذشت چند دهه، منتشر شود. تعبیرهایی که در آن جلسات درباره مذاکره‌کنندگان و روند مذاکرات به کار رفته، تعبیرهای جالبی است.

عراقچی افزود: در آنجا تصمیم گرفته شد که ما مذاکره کنیم، اما کشور باید آماده جنگ هم باشد.من چند بار تأکید کردم که کسی فریب نخورد. حتی در یکی از جلسات دیدم که یکی از فرماندهان ارشد نظامی کمی ناراحت شد و گفت: «چرا هر بار می‌گویید کسی فریب نخورد؟ ما قرار نیست فریب بخوریم؛ ما کاملاً آماده‌ایم. شما کار خودتان را انجام دهید، نگران این موضوع نباشید. ما آماده هستیم.»ما با همین منطق وارد مذاکره شدیم. در مذاکرات نیز درخواست طرف مقابل همچنان «غنی‌سازی صفر» بود و موضوع ما هم همچنان این بود که اجازه نمی‌دهیم این حق مردم ایران از بین برود.در مذاکرات پیش از جنگ ۴۰ روزه، زمانی بود که تأسیسات هسته‌ای ما را هدف قرار داده بودند. همان زمان ما با سربلندی گفتیم: تأسیسات ما را زدید، اما ساختمان‌ها دوباره ساخته می‌شوند؛ تجهیزات و ماشین‌آلات دوباره ساخته می‌شوند. آن چیزی که نمی‌توانید از بین ببرید، علم و فناوری است که وجود دارد و باقی خواهد ماند. مواد ما هم سر جای خود قرار دارد. اما آن‌ها آمدند و گفتند غنی‌سازی صفر؛ حتی مواد خود را هم تحویل دهید. طبیعی بود که موضوع اصلی ما چه باشد؛ نهایتاً بحث غنی‌سازی صفر مطرح بود. آن‌ها در آن مقطع گفتند یا بپذیرید یا اقدام می‌کنیم. با اینکه تأسیسات ما آسیب دیده بود و ما در یک تعلیق، به نوعی اجباری، قرار داشتیم، اما همین را هم مأموریت داشتیم که نپذیریم. با همان عزم و اراده رسمی، موضوع ما در سه دور مذاکره‌ای که انجام دادیم کاملاً روشن بود. صورت‌جلسات و گزارش‌های آن مذاکرات نیز وجود دارد. روز پنجشنبه همان هفته، دور سوم مذاکرات را داشتیم. در آن جلسه بحث تعلیق غنی‌سازی مطرح شد؛ آن‌ها می‌گفتند باید یک دوره چندین‌ساله تعلیق وجود داشته باشد که ما قبول نکردیم.اما قرار گذاشتیم با توجه به بحث‌هایی که انجام شده بود، کمیته‌های فنی دو طرف تشکیل جلسه دهند و روز دوشنبه نتیجه بررسی‌های خود را ارائه کنند.

عراقچی در پاسخ به این سوال که اگر قبول می‌کردیم، جنگ نمی‌شد؟ اگر آن تعلیق چندساله را در همان هفته می‌پذیرفتیم؟ گفت: نمی‌شود با قاطعیت گفت. اما اگر آن را قبول کرده بودیم، خسارتی بزرگ‌تر از جنگ می‌دیدیم. چون در واقع عزت کشور را فروخته بودیم و در کنار خسارات جنگ  ۱۲ روزه، با پذیرش خواسته دشمن نیز مواجه می‌شدیم.

وزیر خارجه در پاسخ به این سخنان موگویی که «خسارات این‌ها را هم داشتیم؛ هم اینکه در اینجا قبول می‌کردیم دشمن به خواسته‌هایش برسد. ما یک تعلیق چندساله را می‌پذیرفتیم، نتانیاهو و طرف‌های تندرو می‌رفتند، یک وقفه‌ای ایجاد می‌شد و دوباره شروع می‌کردند و غنی‌سازی را از سر می‌گرفتیم.» گفت: البته تصمیم‌گیری با من و شما نیست و اتفاقاً خوب هم هست که با من و شما نیست.

دکتر عراقچی درباره تعلیق غنی سازی گفت:  بحث تعلیق و مواد نیست. اولاً سالی که آنها می‌خواستند، سال کمی نبود. چون هنوز یکی از آخرین درخواست‌های آنها همین بود. ما الان هم که مذاکرات دو مرحله‌ای هسته‌ای را انجام دادیم، موضوع غنی‌سازی را کنار نگذاشتیم، چون مسائلی در حوزه هسته‌ای وجود داشت که حل‌نشدنی بود و هنوز هم در شرایط فعلی شاید حل‌نشدنی باشد. الان بحث ساختن و صبر نیست بلکه بحث این بود که به دشمن اجازه دهیم بجنگد و به خواسته‌اش برسد، شکست اینجاست. اگر این اتفاق می‌افتاد و این الگو شکل می‌گرفت. اما ما در مذاکره ایستادگی کردیم ولو به قیمت جنگ. یک عبارتی از رهبر شهیدمان همیشه پیش چشم من بوده است؛ اینکه جمهوری اسلامی جنگ نمی‌کند، چون جنگ هزینه دارد، خطر دارد و تبعات دارد. ما نمی‌جنگیم، مگر اینکه هزینه نجنگیدن از هزینه جنگیدن بیشتر باشد. اگر شما به نقطه‌ای برسید که نجنگیدن هزینه بیشتری برای شما داشته باشد تا جنگیدن، باید وارد جنگ شوید و تردید نکنید. این اتفاق هم در جنگ دوازده‌روزه و هم در جنگ ۱۴ روزه رخ داد.

وی افزود: ما روز هفتم اسفند در ژنو مذاکرات داشتیم. تقریباً مذاکرات به نتیجه نرسیده بود. با این حال تصمیم گرفتیم کمیته‌های فنی دو طرف در وین با یکدیگر ملاقات کنند؛ دوشنبه هفته بعد. وقتی برگشتیم، از همان روز جمعه دیدم که فضا کاملاً آماده جنگ شده است. جمعه شب تماس‌هایی با وزرای خارجه در منطقه داشتند و همه به من گفتند که ما هم تعجب می‌کنیم؛ با اینکه مذاکرات پنجشنبه مذاکرات بدی نبود و نشانه‌ای از جنگ نداشت، چرا ناگهان از روز جمعه فضا تغییر کرد؟ معلوم بود که آمریکا به این نتیجه رسیده است که از طریق مذاکره به چیزی که می‌خواهد نمی‌رسد و باید با جنگ کار را تمام کند. ضمن اینکه تعبیر شما که اشاره کردید، شاید درست باشد؛ حداقل از منظر صهیونیستی آنها این تحلیل وجود داشت که موضوع هسته‌ای و مواد هسته‌ای، در واقع پوشش است و هدف اصلی چیز دیگری است. هدف اصلی برای نتانیاهو چیست؟ بعضی معتقدند بین این دو تفاوتی نیست و آمریکا و اسرائیل در یک مسیر حرکت می‌کنند. بله، حتماً در یک مسیر هستند و حتماً یکدیگر را تکمیل می‌کنند، ولی اختلاف منافع و اختلاف مواضع هم گاهی وجود دارد که خودش بحث دیگری است و فرصت دیگری می‌طلبد.

وزیر خارجه افزود: اما نتانیاهو بارها گفته بود که یک «کار ناتمام» وجود دارد؛ یک کار تمام‌نشده باقی مانده است. آن کار چیست؟ جنگ ۱۲ روزه و نابودی جمهوری اسلامی. او معتقد بود کار تمام نشده و باید این کار را تمام کرد؛ جمهوری اسلامی را باید از بین برد. از نگاه آنها هیچ فرصتی در تاریخ بهتر از این وجود نداشت؛ چون ایران کاملاً ضعیف شده بود، یک دور جنگیده بود، توانش کاهش پیدا کرده بود، مردم هم به خیابان‌ها آمده بودند و اعتراضات شکل گرفته بود. آنها تصور می‌کردند تحریم‌های اقتصادی، فشارهای منطقه‌ای و همه ابزارهای دیگر، ایران را در اوج ضعف قرار داده است و باید کار را تمام کرد.این هدف اسرائیل بود و با این تحلیل، آمریکا را هم وارد جنگ کرد. این تحلیل اشتباه را به ترامپ ارائه کردند؛ به شکلی که بعداً در مواضع مختلف هم مشخص شد ترامپ از این تحلیل که به او داده بودند، عصبانی شده بود؛ اینکه گفته بودند کار در دو سه روز تمام می‌شود. وقتی جنگ شروع شد، فکر می‌کنم روز دوم بود که ترامپ یک توییت کوتاه زد: تسلیم بدون قید و شرط.

ایران و آمریکا به عنوان دو قدرت، مقابل یکدیگر نشستند و متعهد شدند به حاکمیت یکدیگر احترام بگذارند

وزیر خارجه در ادامه درباره مراسم رسمی تشییع که مهمانان خارجی آمده بودند، گفت: من با بسیاری از آنها قبل و بعد از مراسم ملاقات کردم. شب هم تا حدود ساعت۱۱  با برخی از وزرای خارجه‌ای که مانده بودند دیدار داشتیم. به آنها می‌گفتم و همه هم تأیید می‌کردند که در جنگ، دشمن از «تسلیم بدون قید و شرط» شروع کرد، اما در نهایت ما به یک یادداشت تفاهم رسیدیم که در آن دشمن متعهد شده است دیگر هیچ جنگی علیه ایران آغاز نکند و ایران را تحریم نکند. یعنی دو طرف متعهد می‌شوند که علیه یکدیگر جنگی آغاز نکنند، یکدیگر را تحریم نکنند، از زور علیه هم استفاده نکنند، به حاکمیت یکدیگر احترام بگذارند، تمامیت ارضی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و از دخالت در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند. یعنی همان کسی که ابتدا می‌گفت «تسلیم بدون قید و شرط»، امروز همین تعهدات را می‌پذیرد و بعد می‌گوید شما هم متقابلاً همین تعهدات را بدهید؛ شما هم به حاکمیت من احترام بگذارید، در امور داخلی من دخالت نکنید و آغازکننده جنگ علیه من نباشید. به نظر من بند اول و دوم این یادداشت تفاهم، از این جهت واقعاً باعث سرافرازی است که ایران و آمریکا به عنوان دو قدرت، مقابل یکدیگر می‌نشینند و متعهد می‌شوند به حاکمیت یکدیگر احترام بگذارند و در امور داخلی یکدیگر دخالت نکنند.

موگویی به عراقچی گفت: یک اشکالی در دیپلماسی ما وجود دارد. حالا چون دو جنگ در زمان وزارت خارجه شما اتفاق افتاده، این موضوع به شما برمی‌گردد. اینکه شما ادبیات تهدیدآمیز ایجاد نمی‌کنید که منجر به بازدارندگی شود. نسبت به کشورهای منطقه. مثلاً آمریکایی‌ها با عربستان، قطر، امارات و دیگران وارد تعامل می‌شوند و به آنها وعده می‌دهند که ما ایران را می‌زنیم و آنها هم همکاری می‌کنند. چرا شما از این طرف تهدید نمی‌کنید؟ یعنی در پیام‌های خصوصی، در دیدارهای خصوصی، چرا از این ابزار استفاده نمی‌کنید؟ تهدید می‌تواند در واقع ایجاد بازدارندگی کند.

دکتر عراقچی در پاسخ گفت: از کجا می‌دانید که ما این کار را نکردیم؟ من این را قبلاً هم گفتم. ما قبل از جنگ ۱۲ روزه، دو سه بار تا مرز جنگ رفتیم و با همین تهدیدها جلوی آن را گرفتیم.آن سفر های دوره‌ای که بعد از ماجرای سوریه به منطقه داشتم، برای همین موضوع بود. تهدیدهایی که ما مطرح کردیم، در یکی دو مقطع ما را تا آستانه جنگ برد، که حالا یک نمونه را عرض می‌کنم؛ البته بدون ذکر نام افراد. با یکی از رهبران منطقه دیدار کردم. او از موضعی بسیار متکبرانه و با نوعی خوشحالی که در رفتارش احساس می‌شد، گفت: «شما مطمئن باشید که به شما حمله خواهند کرد. تأسیسات هسته‌ای شما را از بین می‌برند، تأسیسات نفتی شما را هم نابود می‌کنند و شما هم پاسخ نمی‌دهید؛ چون خودتان را می‌زنند و رهبری‌تان را هم هدف قرار می‌دهند.» من به او گفتم که اجازه بدهید وارد جزئیات نشویم. ما با همه این کشورها کار داریم. این نگاه تقریباً در میان آنها وجود داشت؛ همه واقعاً منتظر چنین اتفاقی بودند. به آنها گفتم که موضوع به این سادگی که شما تصور می‌کنید نیست. اگر هر نقطه‌ای از ما را بزنند، ما نقطه مقابل آن را هدف قرار می‌دهیم. اگر تأسیسات هسته‌ای ما را بزنند، تأسیسات هسته‌ای آنها را می‌زنیم. اگر ظرفیت‌های نظامی ما را هدف قرار دهند، پاسخ می‌دهیم. اگر آمریکا هم مشارکت کند، طبیعتاً پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را هدف قرار خواهیم داد؛ چون موشک‌های ما که به خاک آمریکا نمی‌رسد، اما پایگاه‌های آنها در منطقه در دسترس ماست. اگر تأسیسات نفتی ما را بزنند و ما نتوانیم نفت صادر کنیم، هیچ‌کس در منطقه نمی‌تواند نفت صادر کند. همین باعث شد طرف مقابل عصبانی شود و گفت: «هیچ‌کس نمی‌تواند ما را تهدید کند. اگر نفت ما تهدید شود، نمی‌دانم؛ همه اروپا، آمریکا و حتی چین علیه ما وارد عمل می‌شوند، چون ما آن‌قدر روابط تجاری گسترده‌ای داریم.» دست ما زنجیره‌ای از اقدامات بود. نمی‌خواهم وارد توضیح جزئیات شوم. از این حرف‌ها که مطرح شد، من خندیدم و گفتم: «خدای نکرده ما که قصد نداریم شما را بزنیم؛ ما پایگاه‌های آمریکایی را هدف قرار می‌دهیم، نه خاک آنها را.» این موضوع باعث شد که منطقه به حرکت دربیاید و برای جلوگیری از جنگ اقدام کند.

پشتوانه ایران یک تمدن چند هزار ساله است، یک تفکر شیعی و باور شهادت، ترکیب شکست‌ناپذیر است

وی افزود: اما بعداً تحلیل‌هایی از سوی برخی محافل آمریکایی و صهیونیستی شنیدیم. بعضی‌ها به ما گفتند که آنها به کشورهای منطقه توضیح داده بودند که «فوقش یک ماه دیگر مقاومت کنید؛ این داستان برای همیشه تمام می‌شود.» می‌گفتند بله، ایران پاسخ خواهد داد، موشک خواهد زد و مشکلاتی ایجاد خواهد شد، اما اگر فقط یک ماه دوام بیاورید، همه‌چیز تمام می‌شود. آنها کشورهای منطقه را برای همین سناریو آماده کرده بودند که یک ماه تحمل کنند و بعد کار تمام خواهد شد. در جنگ  ۱۲ روزه وقتی این اتفاق نیفتاد، آنها تحلیل دیگری کردند. به این نتیجه رسیدند که پایگاه اجتماعی نظام را باید ابتدا هدف قرار دهند. روی این موضوع کار کردند، خودشان را برای جنگ طولانی‌تر آماده کردند، با شیوه‌های جدیدتر وارد شدند. بعد از جنگ  ۱۲ روزه، یکی دیگر از نتایجی که گرفتند این بود که گفتند ما فقط نیروهای نظامی را زدیم؛ اما نیروهای سیاسی آمدند و کشور را مدیریت کردند و جمع کردند. بنابراین این بار باید سراغ نیروهای سیاسی برویم و مهم‌تر از همه، رهبری را هدف قرار دهیم. تصورشان براساس تجربه ونزوئلا این بود که با این کار، نظام فرو می‌پاشد و بقیه امور به شکل دیگری پیش خواهد رفت. الان کشورهای دوست ما مرتب به ما می‌گویند که ما چقدر به آنها گفته بودیم این تصور را نداشته باشید. ایرانی‌ها متفاوت هستند؛ ایرانی‌ها این‌گونه نیستند. پشتوانه آنها یک تمدن چند هزار ساله است، به‌علاوه یک تفکر شیعی و باورهای مرتبط با شهادت. این دو وقتی با هم ترکیب می‌شوند، چیزی ایجاد می‌کنند که به‌سادگی نمی‌توان آن را شکست داد. الان آنها به ما می‌گویند که ما این موارد را قبلاً به طرف مقابل گفته بودیم. برخی حتی اسم افراد مشخصی را می‌آورند و می‌گویند ما به آنها هشدار داده بودیم که صبر کنید، سریع وارد اقدام نشوید؛ ایران با کشورهای دیگر متفاوت است. تفاوت ایران دقیقاً همین‌جاست.

در حفاظت از مسئولان غافلگیر شدیم

وزیر خارجه گفت: اما واقعیت این بود که به همین دلیل آنها از رهبری شروع کردند و بعد سراغ مقامات سیاسی رفتند. ما در جنگ ۴۰  روزه غافلگیر نشدیم، اما غافلگیری‌های تاکتیکی داشتیم. یعنی از نظر راهبردی، از نظر مقابله با دشمن، توانمندی‌های مقابله و تاب‌آوری نظامی و دفاعی، کاملاً آماده بودیم. غافلگیر نشدیم؛ نشانه آن هم این است که دو ساعت بعد از شروع حمله، پاسخ دادیم. اما در حفاظت از خودمان و به‌خصوص مسئولان، به نظرم مقداری غافلگیری وجود داشت.

در حوادث دی‌ماه نقاط ضعفی داشتیم

موگویی در سوالی از وزیر خارجه در باره حوادث ۱۸ دی پرسید: آقای لاریجانی، قوای نظامی، وزارت، اطلاعات سپاه، فکر می‌کردند این جمعیت بیرون بیاید، سه هزار نفر کشته شوند، بعضی از شهرها سقوط کند؟ یعنی مشهد! ترامپ درست گفته بود که چند ساعت سقوط کرده بود؟

دکتر عراقچی با اذعان به اینکه هیچ پیش‌بینی برای حوادث ۱۸ دی در کشور نشده بود گفت: می‌شود گفت که ما برای همچین حادثه‌ای آمادگی نداشتیم. ما به هر حال باید بپذیریم یک نقاط ضعفی داشتیم. یه سری، حالا همان طوری که محاسبات دشمن اشتباه بود، تحلیل‌هاش اشتباه بود، بعضی از تحلیل‌های ما هم شاید اشتباه بود. این که فشارهای اقتصادی می‌تواند منجر به نارضایتی‌های اجتماعی شود، را همه می‌دانستند، همه می‌گفتند. ولی ابعادش را و سرعت انتشارش را، این‌ها شاید به این شکل پیش‌بینی نشده بود. یعنی در حوزه تخصص من نیست، واقعاً من نمی‌توانم بگویم، ولی چون وقتی شروع شد ما هم یک پای قضیه بودیم و ما ناچار بودیم که دفاع بکنیم از کشور در مقابل هجوم رسانه‌ای و روانی. تصور این بود که یه سری اعتراضات پراکنده هست و به‌زودی هم تمام خواهد شد. اما شاید هم واقعیتش همین‌طوری بوده، ولی واقعاً ۱۸،  ۱۹ دی یک توطئه خارجی وارد این قضیه شد. من این را قبلاً هم در مصاحبه و صحبت‌ها مفصل توضیح دادم. از ۸ تا ۱۸ دی، اعتراضات عمومی مردمی بود و تحمل هم شد. حتی دولت به‌اصطلاح برخورد مثبتی کرد. من یادم هست که در یکی از جلسات دولت، همون روزها، رئیس اتاق اصناف، رئیس اتاق بازرگانی، این‌ها را دعوت کردند که مسائلشان را بگویند. رئیس‌جمهور با اتاق اصناف و این‌ها جلسه جداگانه داشت. تظاهرات آرام برگزار می‌شد. مشکلی نبود. ولی از ۱۸ دی عامل سلاح وارد شد و این معلوم بود که یک سازماندهی از قبل صورت گرفته که ما این را خیلی نتوانسته بودیم تشخیص بدیم. نقطه ضعف اینجاست. سلاح به‌طور گسترده وارد شد و نیروهای آموزش‌دیده وارد شدند. حالا دیگر چه گذشت آنچه شد که می‌دانید. شروع کردند نه فقط به سمت نیروهای مسلح، بلکه به سمت مردم تیراندازی کردند، چون هدف این بود که کشته‌ها بالا برود. ترامپ گفته بود که اگر مردم کشته شوند، ما می‌آییم کمک، نجات می‌دهند. خب می‌خواستند ترامپ را وارد معرکه کنند، این همه تعداد کشته شده و باید به صحنه بیاید.

وزیر خارجه در پاسخ به این سوال که اگر وقایع ۱۸ دی تا مثلاً ۲۸ دی ادامه پیدا می‌کرد، جنگ آغاز می‌شد؟ گفت: نمی‌توانم تحلیل کنم. نمی‌دانم آن زمان آمادگی جنگیدن داشتند یا نه، اما ترامپ این تهدید را مطرح کرده بود. یک چهارشنبه هم واقعاً تا مرز جنگ پیش رفتیم. بله، چهارشنبه بعد از ۱۸ دی. همه نیروهای مسلح به ما گزارش داده بودند که دشمن آماده حمله است و آن شب حمله انجام خواهد شد. اگر خاطرتان باشد، ساعت ۸  همان شب من با شبکه فاکس‌نیوز مصاحبه کردم و توضیح دادم که این موضوع اساساً اعتراضات مردمی نیست. آن شب گفته بودند که ترامپ اعلام کرده قرار است فردا اعدام‌ها آغاز شود. مجموعه شرایط، از جمله کشته‌شدن مردم و تحرکات نظامی دشمن، همگی چنین برداشتی را تقویت می‌کرد.

موگویی پرسید: یعنی اگر جمهوری اسلامی اعدام می‌کرد، حمله انجام می‌شد؟ عراقچی در پاسخ گفت: نه؛ گفته بودند که جمهوری اسلامی در حال اعدام است و ما حمله خواهیم کرد. من همان شب در مصاحبه با فاکس‌نیوز تصریح کردم که ما چنین برنامه‌ای نداریم، زیرا اساساً محاکمات هنوز آغاز نشده بود. بله، تعدادی بازداشت شده بودند، اما روند قضایی هنوز طی نشده بود. ممکن بود برخی از آن افراد مستحق اعدام باشند که بعداً هم بودند و حکمشان اجرا شد، اما در آن مقطع روند قضایی اساساً آغاز نشده بود که بخواهیم صبح روز بعد کسی را اعدام کنیم. گفتم فعلاً چنین برنامه‌ای نداریم؛ روند قضایی هنوز شروع نشده و ضمن اینکه کشته‌شدن افراد نیز حدود ۷  یا ۸ روز بود که پایان یافته بود. از ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی به بعد دیگر تلفاتی نداشتیم. تلفات خاتمه یافته بود. این گزارش که گفته می‌شد هر روز در خیابان‌ها افراد کشته می‌شوند، نادرست بود.البته شاید ترامپ هم به دنبال بهانه‌ای بود؛ به هر حال، آن شب چنین موضوعی را اعلام کردند.

دشمن دچار اشتباه محاسباتی شد

 به عقیده وزیر خارجه وقایع ۱۸ و ۱۹ دی در این که دشمن به این نتیجه برسد که زمینه جنگ وجود دارد تاثیر داشت. او گفت: از نگاه آن‌ها یک حرکت مردمی شکل گرفته و نظام آن را سرکوب کرده است، تأثیر زیادی داشت. البته از نظر ما، این سرکوب یک حرکت تروریستی بود. اما برداشت آن‌ها این بود که نظام این حرکت را سرکوب کرده و بنابراین زمینه اجتماعی برای اقدامات بعدی فراهم است. و به نظر من در آغاز جنگ تاثیر زیادی داشت. چون تصور می‌کردند زمینه اجتماعی آماده است و اگر حمله کنند، مردم نیز از داخل به خیابان‌ها خواهند آمد. مردم به خیابان آمدند، اما با هدفی کاملاً متفاوت؛ برای حمایت از نظام. اشتباه محاسباتی آن‌ها همین‌جا بود. دو عامل باعث شد جنگ چهل‌روزه آغاز شود. نخست اینکه تصور می‌کردند سرمایه اجتماعی نظام از بین رفته و زمینه اجتماعی آماده است.در جنگ ۱۲ روزه، سرمایه اجتماعی نظام به میدان آمد و همه متوجه شدیم چه سرمایه بزرگی در اختیار داشتیم؛ سرمایه‌ای که کمتر قدر آن را دانسته بودیم. متأسفانه پس از پایان آن ۱۲ روز نیز باز هم آن‌گونه که باید قدرش را ندانستیم و برخی روندها ادامه یافت که موجب بروز مشکلاتی شد. دشمن تصور می‌کرد پس از وقایع ۱۸ دی، سرمایه اجتماعی نظام از بین رفته است. از نظر نظامی نیز برآوردشان این بود که اگر جنگ را از ۱۲ روز به دو هفته بکشانند، کار تمام خواهد شد. برخی کشورهای منطقه نیز به آن‌ها گفته بودند کمی مقاومت کنید، کار تمام می‌شود؛ جمهوری اسلامی جرأت بستن تنگه هرمز را ندارد، تهدیدهایش بلوف است و توان گسترش جنگ به منطقه را هم ندارد، زیرا کشورهای منطقه در برابر آن خواهند ایستاد. با همین تحلیل‌ها جنگ را آغاز کردند. در مذاکرات نیز گفتند: «آیا این را می‌پذیرید؟» گفتیم: «نه!.»

عراقچی در توصیف دو روز منتهی به صبح حمله بازگشت از ژنو و سفر آقای بوسعیدی به آمریکا و این احساس که به رغم همه مذاکرات مثبت آمریکایی‌ها در حال آماده شدن برای حمله هستند، گفت: ایشان از ژنو به واشنگتن رفت و از آنجا با من تماس گرفت.گفت فضای آنجا بسیار سنگین است و خودش نیز به‌شدت ناراحت و افسرده شده بود، زیرا اعتبار او نیز در معرض خطر قرار داشت.درست است که مذاکرات روز پنجشنبه به نتیجه نرسید، اما در همان چارچوب مذاکرات، گام‌هایی به جلو برداشته شد. ما نیز پیشنهادهای ابتکاری و جانبی ارائه کردیم که ضمن حفظ اصل غنی‌سازی، می‌توانست نگرانی‌های طرف مقابل را برطرف کند.موضع ما از آغاز مذاکرات هسته‌ای تاکنون همواره این بوده که از حق خود عقب‌نشینی نمی‌کنیم؛ اما اگر نگرانی‌ای وجود داشته باشد که برنامه هسته‌ای ایران به سمت تولید سلاح حرکت کند، آماده‌ایم آن نگرانی‌ها را برطرف کنیم. همیشه موضع ما در مذاکرات همین بوده است. می‌گفتیم آماده انجام اقدامات اعتمادساز هستیم اما از حق خود نمی‌گذریم. از غنی‌سازی هم عقب‌نشینی نمی‌کنیم. اگر گفته شود برای یک دوره زمانی محدود، سطح غنی‌سازی یا نحوه استفاده از مواد هسته‌ای به شکل مشخصی تنظیم شود، قابل بررسی است؛ اما اصل موضوع این است که اطمینان حاصل شود ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای نخواهد رفت.

اساسا اعتقادی به سلاح هسته‌ای نداریم و آن را حرام می‌دانیم

رئیس دستگاه دیپلماسی ایران گفت: ما اساساً اعتقادی به سلاح هسته‌ای نداریم و آن را حرام می‌دانیم.بر همین اساس، این ابتکارها را مطرح کردیم تا شاید بتوان روند مذاکرات را مدیریت و کنترل کرد. اما نتیجه‌ای حاصل نشد. آقای بوسعیدی از واشنگتن با من تماس گرفت. گفت فضای آنجا بسیار نگران‌کننده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شد.پس از آن نیز خودش مصاحبه‌هایی انجام داد و همین مطالب را مطرح کرد تا در حد توان خود مانع آغاز جنگ شود. روز پنجشنبه، پس از پایان مذاکرات، برای من روشن شد که فضای حاکم دیگر فضای مذاکره نیست. روز جمعه کاملاً به این جمع‌بندی رسیدم که جنگ قطعی است. به من گفته شد فضای واشنگتن کاملاً جنگی است. من نیز مصاحبه کردم. ایشان درخواست کرده بود با جی‌دی ونس دیدار کند، زیرا احساس می‌کرد شاید ویتکاف و کوشنر مطالب را به‌درستی منتقل نکرده باشند. با ونس ملاقات انجام شد، اما ظاهراً در واشنگتن شخص ترامپ تصمیم نهایی خود را گرفته بود و یا تحت تأثیر لابی صهیونیستی و یا شخص نتانیاهو به این نتیجه رسیده بود که باید جنگ آغاز شود. از شامگاه جمعه، فضا کاملاً تغییر کرده بود. صبح شنبه ساعت ۸ به دیدار رئیس‌جمهور رفتم و گزارش مذاکرات ژنو را ارائه کردم. گفتم مذاکرات، در چارچوب خود، روند نسبتاً خوبی داشت؛ اما فضای موجود دیگر فضای مذاکره نیست، بلکه فضای جنگ است. ساعت۹ نیز قرار ملاقاتی در دفتر مقام معظم رهبری داشتم و برای ارائه گزارش به آنجا رفتم.

دیپلمات ارشد ایران گفت: قرار برای دیدار با رهبر نبود. روال کار به این صورت بود که با آقای حجازی دیدار می‌کردیم. گزارش‌ها خدمت ایشان ارائه می‌شد و ایشان مجموعه گزارش‌های دستگاه‌های مختلف را به محضر رهبر انقلاب منتقل می‌کردند. اگر پرسشی وجود داشت، پاسخ آن را دریافت و منتقل می‌کردند و هرگاه لازم بود، خود رهبر انقلاب مستقیماً دیدار برگزار می‌کردند. روند کار صرفاً به این مسیر محدود نبود. روش ایشان این بود که گزارش‌ها از همه دستگاه‌ها دریافت می‌شد، همه را بررسی می‌کردند و رهنمودهای لازم را ارائه می‌دادند. هرگاه لازم می‌دانستند، افراد را می خواستند، با آن‌ها جلسه می‌گذاشتند، توضیح می‌خواستند و اگر ضرورت داشت، جلسات جمعی تشکیل می‌شد. گاهی افراد خاص و گاهی اعضای شورای عالی دعوت می‌شدند. به نظر من، نظام تصمیم‌گیری بسیار منسجم و کارآمدی وجود داشت و همچنان نیز وجود دارد. اگر ملاحظات امنیتی برطرف شود، همین سازوکار همچنان ادامه خواهد داشت. حدود ساعت 9 صبح در دفتر آقای حجازی بودم و گزارش مذاکرات را ارائه می‌کردم. اتفاقاً به بخش مربوط به فضای سنگین و جنگی رسیده بودم و توضیح می‌دادم که از شب گذشته شرایط کاملاً تغییر کرده و احتمال حمله بسیار جدی است که ناگهان همان‌جا حمله آغاز شد.

موگویی گفت: گفته می‌شود آن جلسه، جلسه شورای راهبردی سیاست خارجی بوده است؛ درست است؟ آقای خرازی هم آنجا بودند، شما هم حضور داشتید و آقای رحیم صفوی هم آنجا بودند. آن روز سه جلسه مهم هم‌زمان برگزار می‌شد؛ یک جلسه در وزارت اطلاعات، یک جلسه شورای راهبردی روابط خارجی در بیت و یک جلسه شورای دفاع به ریاست آقای شمخانی. خود رهبر انقلاب هم در بیت حضور داشتند. این هم‌زمانی را چگونه تحلیل می‌کنید؟ همه این جلسات حدود ساعت ۹ تا ۹:۳۰ صبح برگزار می‌شد.

دکتر عراقچی در پاسخ اظهار داشت: نه، ببینید، آنجا یک مجموعه بزرگ است که بخش‌های مختلف در آن مستقر هستند. شورای راهبردی روابط خارجی چند ساختمان در آن مجموعه دارد و آن‌ها نیز هم‌زمان جلسه داشتند، اما ارتباطی با جلسه ما نداشتند. مهم‌تر از آن، جلسه‌ای بود که آقای شمخانی با حضور تعدادی از فرماندهان تشکیل داده بودند. شورای راهبردی روابط خارجی اساساً هر شنبه جلسه ثابت داشت. زمانی هم که من عضو شورای راهبردی بودم، هر شنبه صبح جلسه برگزار می‌شد. محل برگزاری آن جلسات نیز معمولاً در ساختمانی بود که در مجموعه پاستور در اختیار شورا قرار داشت. این‌که چرا آن روز جلسه را در ساختمان دیگری برگزار کرده بودند، نمی‌دانم؛ ضمن اینکه آن محل اساساً هدف حمله نبود. اما جلسه آقای شمخانی هدف قرار گرفت، دفتر آقای شیرازی هدف قرار گرفت، دفتر آقای حجازی هدف قرار گرفت و بخش‌هایی از اتاق‌های همان مجموعه نیز مورد حمله قرار گرفت. جلسه وزارت اطلاعات هم هدف قرار گرفت. اما آن در ساختمان دیگری بود.

در هدف‌گیری بیت رهبری یک حفره امنیتی بوده که احتمالاً هنوز هم به‌طور کامل برطرف نشده است

وزیر خارجه درباره غیرطبیعی بودن این همزمانی و تعدد جلسات گفت: هرچند در هر ساختمان معمولاً جلسه‌ای در حال برگزاری بود. اما اینکه در همان زمان، جلسه‌ای در دفتر رهبر انقلاب، جلسه شورای دفاع به ریاست آقای شمخانی و جلسه وزارت اطلاعات هم‌زمان برگزار شده بود، نمی‌دانم اتفاقی بوده یا خیر. آنچه از نظر من مهم‌تر است، این است که آن‌ها از برگزاری این جلسات اطلاع داشتند و این نشان‌دهنده وجود یک حفره امنیتی است؛ حفره‌ای که احتمالاً هنوز هم به‌طور کامل برطرف نشده و باید درمان شود. نیروهای امنیتی نیز در حال پیگیری این موضوع هستند. من معتقدم این حفره امنیتی صرفاً به نفوذ و دستیابی به اطلاعات محدود نمی‌شود، بلکه در جهت‌دهی به تصمیم‌سازی‌ها نیز وجود دارد و حتی فراتر از آن، در جهت‌دهی به تصمیم سازی‌ها و فضای روانی کشور نیز نقش ایفا می‌کند.

به نظر من، آن‌ها به‌خوبی می‌دانستند که رهبر انقلاب هر روز صبح در دفتر خود حضور دارند و این هدف برای آن‌ها قابل دسترسی بود. اما متوجه شده بودند که جلسه فرماندهان در ساختمان مجاور یا یکی دو ساختمان آن‌طرف‌تر در حال برگزاری است و به همین دلیل همان زمان را برای حمله انتخاب کردند.احتمالاً از روی شانس، جلسه بزرگ وزارت اطلاعات نیز هم‌زمان برگزار می‌شد، هرچند محل آن فاصله بیشتری داشت. به هر حال، این حادثه رخ داد. ما در همان مجموعه حضور داشتیم و چند ساختمان را به‌طور هم‌زمان هدف قرار دادند و فاجعه رخ داد.

وی افزود: ساختمان محل حضور ما هم هدف قرار گرفت، خودمان از زیر آوار خارج شدیم.تا جایی که به خاطر دارم، سه انفجار رخ داد. اولین انفجار با فاصله‌ای از ما بود و همه شوکه شدیم. حدود یک یا دو ثانیه بعد، انفجار دوم در فاصله نزدیک‌تری رخ داد و ساختمان به‌شدت لرزید. انفجار سوم نیز تقریباً در مجاورت ساختمان ما اتفاق افتاد. ساختمان محل استقرار آقای حجازی به این شکل بود که یک سمت آن محل برگزاری جلسه و سمت دیگر دفتر ایشان قرار داشت. بخشی که دفتر آقای حجازی در آن قرار داشت، هدف قرار گرفت و عملاً سمت چپ ساختمان از بین رفت. خدا رحمت کند آقای عیوضی، منشی شهید آقای حجازی را؛ آن‌طور که گفتند، شدت انفجار به حدی بود که حتی اثری از ایشان باقی نمانده بود. اما ما در سمت دیگر ساختمان بودیم و پس از انفجار، سقف، دیوارها و همه اجزای ساختمان بر سرمان فرو ریخت. به آقای حجازی نگاه کردم و پرسیدم: «شما سالم هستید؟» گفتند: «بله.»دست ایشان را گرفتم. خودشان گفتند باید هرچه زودتر از ساختمان خارج شویم، چون احتمال دارد حملات ادامه پیدا کند. از میان تیرآهن‌ها، چوب‌ها و آوار عبور کردیم و از اتاق وارد سالنی شدیم که صدای فریاد مجروحان از آن شنیده می‌شد. از سقف آب می‌ریخت و همه‌جا ویران شده بود. به هر زحمتی بود، خودمان را از ساختمان خارج کردیم. وقتی بیرون آمدم، دیدم بخش‌های مختلف مجموعه هدف قرار گرفته است.از آقای حجازی درباره وضعیت رهبر انقلاب سؤال کردم گفتند: «نمی‌دانم.» ایشان هم در آن لحظه اطلاع دقیقی نداشتند که آقا دقیقاً در کدام بخش مجموعه حضور دارند. در نهایت از ساختمان خارج شدیم. تقریباً همه نقاط مجموعه هدف حمله قرار گرفته بود و ورودی‌ها و گیت‌های حفاظتی نیز آسیب دیده بودند. نیروهای حفاظت آمدند و با اصرار من را از محل خارج کردند، زیرا احتمال می‌دادند حملات ادامه پیدا کند. ماشین‌های مجموعه نیز آسیب دیده و برخی از مسیرهای خروج بر اثر اصابت ترکش مسدود شده بود. به ناچار وارد خیابان شدیم. در آنجا جوانی ما را دید و گفت: «بفرمایید، شما را به وزارت امور خارجه می‌رسانم.»خدا خیرش بدهد؛ با خودروی شخصی‌اش ما را به وزارت امور خارجه رساند. وقتی رسیدیم، سراپا خاک و گردوغبار بودیم.

عراقچی در ادامه تشریح روز حمله گفت: همان شب متوجه شهادت رهبر شدم. من از همان‌جا به وزارت امور خارجه رفتم. تا حدود سه روز، تقریباً از همه‌جا بی‌اطلاع بودیم. تنها دغدغه ما این بود که بدانیم چه کسانی زنده مانده‌اند و چه کسانی به شهادت رسیده‌اند. حتی از وضعیت رئیس‌جمهور نیز خبر دقیقی نداشتم.  همان روز خبر رسید که ایشان شهید نشده‌اند. اما هیچ ارتباط مستقیمی وجود نداشت. من نخستین بار سه روز پس از آغاز جنگ، رئیس‌جمهور را دیدم. آقای لاریجانی را هم حدود پنج روز بعد برای نخستین بار ملاقات کردم. نخستین جلسه رسمی محدودی که تشکیل شد، شش روز پس از آغاز جنگ و در یک محل امن برگزار شد. سه نفر از اعضای آن جلسه بعدها به شهادت رسیدند. آقای خطیب، آقای لاریجانی و آقای باطنی. سه نفر دیگر هم در آن جلسه حضور داشتیم که اکنون در قید حیات هستیم.از همان لحظه‌ای که به وزارت امور خارجه رسیدم، بدون هیچ وقفه‌ای بیانیه صادر کردیم. بلافاصله تماس با وزیران امور خارجه کشورهای منطقه را آغاز کردم. می‌دانستم برنامه از قبل طراحی شده است؛ اگر به ایران حمله شود، ما پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار خواهیم داد و رژیم صهیونیستی نیز جای خود داشت. از همان ظهر، با وزیران امور خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تماس گرفتم و به همه آن‌ها گفتم که ما پایگاه‌های نظامی آمریکا را هدف قرار خواهیم داد. به آن‌ها تأکید کردم که این اقدام علیه کشورهای منطقه نیست، بلکه علیه نیروهای آمریکایی مستقر در خاک آن‌هاست. همگی اعتراض کردند و گفتند نباید چنین اقدامی صورت بگیرد. در پاسخ گفتم این جنگ را ما آغاز نکرده‌ایم، بلکه جنگی است که بر ما تحمیل شده است.همچنین یادآور شدم که از قبل نیز این موضوع را به شما اطلاع داده بودیم. پس از آن، اعتراض‌های رسمی آغاز شد. از بعدازظهر همان روز، سفرای ما را در برخی کشورهای منطقه احضار کردند. فکر می‌کنم روز سوم جنگ بود که صبح زود، یکی از وزیران امور خارجه کشورهای منطقه با من تماس گرفت گفت ما در پاسخ به حمله‌ای که از خاک ما انجام شده، ساعت مشخصی یکی از مواضع شما را هدف قرار خواهیم داد؛ اما قصد ادامه درگیری را نداریم. شما هم دیگر ما را هدف قرار ندهید تا ما نیز اقدامی علیه شما انجام ندهیم. آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها هم از طریق آن‌ها مرتب پیام می‌فرستادند و تهدید می‌کردند. رمن هم گفتم اگر شما مستقیماً ما را هدف قرار دهید، این بار خود شما را هدف قرار خواهیم داد و جنگ میان ایران و کشور شما آغاز خواهد شد.

هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا، ساختار امنیتی منطقه را دگرگون کرد

وزیر خارجه در توضیح این مطلب که این موضع از قبل تصویب شده بود، گفت: همه این سناریوها از پیش بررسی و درباره آن تصمیم‌گیری شده بود. البته این موضوع را نیز هماهنگ کردم. لازم است این نکته را هم بگویم که اگرچه ارتباطات در آن روزها بسیار دشوار بود، اما با دو مرکز در نیروهای مسلح ارتباط لحظه‌ای داشتیم. واقعاً هر زمان آن‌ها تماس می‌گرفتند، من در دسترس بودم و هر زمان من تماس می‌گرفتم، آن‌ها پاسخ می‌دادند. اما درباره بسیاری از مسئولان دیگر چنین امکانی وجود نداشت. گاهی برای برقراری ارتباط با یک مسئول باید یک شبانه‌روز منتظر می‌ماندیم تا بتوانیم پاسخی دریافت کنیم. البته درباره رهبر انقلاب شرایط متفاوت بود و موضوع ایشان اساساً حساب جداگانه‌ای داشت. اما در مورد فرماندهان نیروهای مسلح، ارتباط کاملاً لحظه‌ای برقرار بود. هر زمان تماس می‌گرفتم، آقای وحیدی، سردار عبداللهی یا دیگر فرماندهان شخصاً پاسخ می‌دادند. دلیلش هم این بود که به‌ویژه در موضوع ناو دنا، مسائل پیچیده و فوری فراوانی وجود داشت. همان وزیر امور خارجه به من گفت که ما حمله خواهیم کرد. من هم پاسخ دادم که ما متقابلاً پاسخ خواهیم داد و در آن صورت جنگ میان ایران و کشور شما نیز آغاز خواهد شد. او گفت پس چه کار کنیم؟ گفتم حمله را تا حوالی ظهر به تعویق بیندازید، شاید تا آن زمان به راه‌حلی برسیم. آن‌ها زمان حمله را به تعویق انداختند. بعد از آن گفت‌وگوهایی انجام شد و به یک تفاهم رسیدیم که اگر اجازه ندهند پایگاه‌های آمریکایی از خاک آن کشور برای حمله به ایران استفاده شود، ما نیز آن‌ها را هدف قرار نخواهیم داد. البته آن‌ها به این تفاهم پایبند نماندند و ما نیز تا پایان جنگ، مواضع مورد نظر را هدف قرار دادیم. واقعیت این بود که هیچ‌یک از کشورهای منطقه باور نمی‌کردند ایران بتواند آن‌ها را هدف قرار دهد و آن‌ها قادر به پاسخ‌گویی نباشند. این تحول بزرگی بود و ساختار امنیتی منطقه را دگرگون کرد.

همه سناریوهای ممکن از جمله شهادت رهبری بررسی شده بود

عراقچی در باره اینکه از چه زمانی تصمیم گرفته شد که برای نخستین بار ایران تقریباً تمام منطقه را هدف قرار دهد؟ گفت: ما در شورای عالی جلسات متعددی برگزار کرده بودیم. همه سناریوهای ممکن بررسی شده بود. برای مثال، بررسی شده بود که اگر آمریکا به‌تنهایی حمله کند و رژیم صهیونیستی مشارکت نداشته باشد، چه باید کرد. اگر آمریکا و رژیم صهیونیستی با هم حمله کنند، چه باید کرد. اگر زیرساخت‌های کشور هدف قرار بگیرند، چه واکنشی باید نشان داد. حتی آخرین و سخت‌ترین سناریو نیز بررسی شده بود؛ اینکه اگر رهبر انقلاب هدف حمله قرار بگیرند، چه باید کرد. حتی برای آن کد مشخصی تعیین شده بود. در جلسات، کسی حاضر نبود این موضوع را به‌صورت صریح بر زبان بیاورد. به همین دلیل برای آن یک کد تعیین شده بود. برای مثال، گفته می‌شد: «اگر کد ۱۱۰ اتفاق افتاد، باید این اقدامات انجام شود.» همه می‌دانستند منظور از «کد ۱۱۰» چیست. تمام این موارد به‌صورت مکتوب تهیه، تصویب و ابلاغ شده بود.به همین دلیل، به محض آغاز جنگ، همه اقدامات بلافاصله و به‌شکل منظم و سازمان‌یافته آغاز شد.هیچ‌کس غافلگیر نشده بود.برای همه سناریوها از پیش آمادگی وجود داشت. مذاکرات با عمان نیز صرفاً یکی از ابزارهایی بود که از آن استفاده کردیم. اگر نتیجه می‌داد، بسیار خوب؛ اگر هم نتیجه نمی‌داد، مسیرهای دیگر از قبل پیش‌بینی شده بود. وقتی جنگ آغاز شد، من با توجه به اینکه از قبل در جریان این سناریوها بودم، شخصاً با وزیران امور خارجه کشورهای منطقه تماس گرفتم و موضوع را برای آن‌ها توضیح دادم.سپس بیانیه صادر کردیم و مصاحبه‌های رسانه‌ای را آغاز کردیم. هدف اصلی ما در آن روزها این بود که صدای ایران را هرچه سریع‌تر به جهان برسانیم.این صدا باید صدایی همراه با اعتمادبه‌نفس می‌بود. نباید کوچک‌ترین نشانه‌ای از تزلزل در آن دیده می‌شد؛ زیرا اگر دشمن احساس می‌کرد اراده ایران متزلزل شده است، تصور می‌کرد ظرف دو یا سه روز به اهداف خود خواهد رسید. اگر مصاحبه‌هایی را که در آن روزها انجام دادم مرور کنید، یا مصاحبه‌های آقای بقایی را ببینید، متوجه خواهید شد که ایشان واقعاً در آن چند روز سنگ تمام گذاشتند. تعداد مصاحبه‌هایی که انجام شد، واقعاً بی‌سابقه بود. من، معاونانم و همه همکارانم در وزارت امور خارجه به‌طور مستمر در حال فعالیت بودیم.البته ساختمان اصلی وزارت امور خارجه نیز هدف حمله قرار گرفته بود.به همین دلیل، همکاران به ساختمان‌های دیگر منتقل شدند. ما هم در دفترهای معمول خود مستقر نبودیم، اما در همان مجموعه وزارت امور خارجه، مکان‌هایی را از پیش در نظر گرفته بودیم که هرچند نمی‌توان با اطمینان گفت کاملاً امن بودند، اما در آن شرایط بهترین امکان موجود به شمار می‌رفتند.

هیچ دیپلمات ایرانی خارج از کشور کار خود را ترک نکرد

وزیر خارجه در باره شرایط روزهای جنگ گفت: واقعاً جای امنی وجود نداشت.حتی پناهگاه‌ها و تونل‌ها نیز مشکلات خاص خود را داشتند. با این حال، ما در وزارت امور خارجه ماندیم و همه معاونان نیز در محل حضور داشتند. در آن مقطع نیز تلاش زیادی شد تا برخی دیپلمات‌های ما را به پناهندگی ترغیب کنند. دلیلش هم این بود که دیپلمات‌های مستقر در خارج از کشور، هم در دسترس بودند و هم تحت فشار شدید روانی قرار داشتند. وقتی یک دیپلمات بحران کشور خود را از خارج دنبال می‌کند، طبیعی است که فشار روحی بر او چند برابر می‌شود؛ زیرا نه امکان حضور در داخل کشور را دارد و نه می‌تواند نقشی مستقیم در مدیریت بحران ایفا کند. از سوی دیگر، به‌طور مداوم در معرض فشار رسانه‌های غربی نیز قرار می‌گیرد و این فشار، واقعاً فرساینده و خردکننده است. با این حال، هیچ‌یک از همکاران من نه‌تنها محل مأموریت خود را ترک نکردند، بلکه همه با انگیزه و جدیت بیشتری به فعالیت خود ادامه دادند. در واقع، در آن شرایط سخت، بسیاری از همکاران ما حتی بیش از گذشته پای کار بودند و تلاش می‌کردند وظایف خود را به بهترین شکل انجام دهند.

عراقچی در ادامه تصریح کرد: شیوه‌های ابتکاری حفاظتی زیاد بود و از یک مقطعی هم تعداد شهادت مسئولین پایین آمد ولی متاسفانه افراد گرانقدری را از دست دادیم.

وقتی زیرساخت‌ها را زدیم، منطقه فهمید جنگ جدی است

وزیر خارجه در مقایسه ایران و ونزوئلا و این توهم که با ترور رهبر و مسئولین ارشد کار تمام می شود، گفت: یکبار به آمریکایی‌ها و ویتکاف گفتم تا حالا شده در جلسه‌ای شرکت کنی و هر لحظه احتمال بدهی کل جلسه منفجر می شود؟ همینطور هاج و واج نگاه می‌کرد. گفتم ما این ها را تجربه کردیم و ایستادیم باید با ما جور دیگر صحبت و رفتار کنید. نه می توانید ما را تهدید کنید نه تطمیع! در مورد زیرساخت ها هم همین بود و چند جا را زدند و ما هم بلافاصله پاسخ دادیم. حمله به زیرساخت ها ادامه پیدا نکرد چون ما هم بلافاصله زیرساخت های منطقه را با سهام داران آمریکایی زدیم و منطقه آنجا فهمید جنگ جدی است و به ترامپ فشار آورد. زدن زیرساخت ها اگر از طرف ما آغاز می شد مشروعیت ما را برای پاسخ زیر سوال می برد. آن ها با اختیار شروع کردند اگر ما شروع می‌کردیم کامل می‌زدند، این ها حساب و کتاب خودش را دارد.

عراقچی افزود: روزهای اول جنگ ۴۰ روزه واقعا خیلی خیلی سخت بود. دشمن برنامه داشت که مردم و مسئولان را بترساند. میناب و دنا را با هدف نشان دادن عمق فاجعه به مردم و ترساندن انجام دادند. خیلی امتحان کردند ما را به نقطه تسلیم برسانند. رییس جمهور واقعا هم در جنگ و هم مذاکره در دسترس بود و بیشترین ارتباط را با ایشان داشتیم و ایشان با من، آقای شهید لاریجانی و جانشینشان آقای ذوالقدر و آقای قالیباف مرتب جلسه داشتند که بعدا رییس جمهور کمیته شش نفره را با حضور این افراد برای تصمیم گیری در لحظه در رابطه با مذاکره انتخاب کردند.

انتخاب رهبر پیام مهمی برای دنیا بود

وزیر خارجه در پاسخ به این سوال که ارتباط شما با آقا مجتبی(رهبر انقلاب) چگونه بود؟ ایشان را دیدید؟ گفت: نه من در این دوره ایشان را ندیده‌ام و قبلا از این هم ارتباطی و برخوردی نداشتم.

دکتر عراقچی درباره انتخاب ایشان گفت: به هر حال ایشان همیشه به عنوان یکی از افراد شایسته این مسئولیت مطرح بودند. تشخیص با مجلس خبرگان است اما این انتخاب به دنیا پیام مهمی فرستاد که علیرغم جنگ و فشارها تغییری در اصول و آرمان های جمهوری اسلامی ایران پدید نیامده و نخواهد آمد.

وی در پاسخ به اینکه شما معتقد بودید در جنگ 12 روزه پیروز شدیم، الان نظر شما چیست؟ اظهار کرد: الان معتقدم پیروزی راهبردی به دست آوردیم. موقعیت جمهوری اسلامی زمین تا آسمان فرق کرد و تصور ایران ضعیف با تصور ایران قوی و سرسخت جایگزین شد. دنیا فهمید ایران قوی است و این نتیجه مقاومت ما بود. ترامپ با مقامات اقلیم کردستان تماس گرفته بود و بعدا در مصاحبه گفته بود که سلاح فرستادیم. من با مقامات اقلیم، نخست وزیر عراق و وزیر خارجه ترکیه تماس گرفتم و هشدار دادم. و آن ها گفتند که کنترل می کنند و اجازه تحرک و توطئه را نمی دهند.

 

سناریوی به شهادت رسیدن رهبر هم پیش‌بینی شده بود

وی درباره سخنانش درباره سناریوهای پیش‌بینی شده از جمله به شهادت رسیدن رهبر معظم انقلاب گفت: حتی سناریوهایی نوشته شد بود که در صورت به شهادت رسیدن رهبر چه اقداماتی انجام شود. این سناریو نه تنها پیش‌بینی شده بود، بلکه کد داشت، کد ۱۱۰ . اما در طول جلسات کسی دلش نمی‌آمد که این سناریو را مطرح کند.

عراقچی در پاسخ به اینکه چندین در حین مذاکرات باعث کاهش اعتبار مذاکره‌کنندگان می‌شود، گفت: ما برای حفظ اعتبار و آینده سیاسی خودمان کار نمی‌کنیم. اگرچه برخی هستند که یک سری تصمیمات را صرفا برای اعتبار خود می‌گیرند، اما من چنین رویکردی را خیانت می‌دانم. ما آن زمان (بین دو جنگ) کمیته هسته‌ای را در داخل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تشکیل دادیم که اکنون به کمیته مذاکرات تبدیل شده و به کمیته ۶ نفره معروف است. ابتدا، شهید شمخانی مسئولیت این کمیته را بر عهده داشت و سپس که شهید لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسید، ریاست این کمیته را بر عهده گرفت. تمام بحث‌های مربوط به مذاکرات، در این کمیته صورت می‌گرفت و مصوبات آن، عینا همان روال مصوبات شورای عالی امنیت ملی را طی می‌کرد. در آنجا، تعابیر جالبی در مورد مذاکره‌کنندگان به کار گرفته می‌شد.

وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به دلیل پذیرفته شدن آتش‌بس و انتقادات برخی علیه آن، تأکید کرد: اگر آتش‌بس را ۱۰ روز زودتر پذیرفته بودیم، لاریجانی (شهید علی لاریجانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران)، خطیب (شهید سید اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات)، عسلویه و فولاد مبارکه را همچنان داشتیم.

عراقچی در پاسخ به گمانه‌زنی موگویی درباره نتایج احتمالی عدم پذیرش آتش‌بس و اینکه «شاید باعث می‌شد دشمن تصمیم می‌گرفت دیگر حمله نکند» گفت: با شاید که نمی‌شود تصمیم گرفت. باید قطعی تصمیم گرفت. اگر و مگر ندارد و نمی‌شود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد.

وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به این سوال که پس «نظامیان (با آتش‌بس) موافق بودند» افزود: اصل کاری نظامیان هستند.

عراقچی درباره شرایط خودش در طول جنگ گفت: در مدت جنگ ۴۰ روزه، من و معاونین و همکارانم ساختمان وزارت امور خارجه را ترک نکردیم. جای امنی وجود نداشت و تونل هم مصائب خودش را داشت. شب‌ها جاهای مختلف می‌رفتیم و به محافظینم می‌گفتم شما نیاید، دشمن موشک می‌زند و از شما کاری بر نمیاید، بیخودی شهید می‌شوید.

او افزود: همه مسئولین تلفن همراه خود را کنار گذاشتند، اما من نمی‌توانستم تلفنم را کنار بگذارم. همه تماس‌هایم با وزرای خارجی، مصاحبه‌ها، تماس‌ها و حتی تماس‌ها با سفارتخانه‌های خودمان را باید انجام می‌دادم. تنها چیزی که یک مقدار ضریب خطر را پایین می آورد این بود که در طول روز ساعت‌هایی را سوار ماشین می‌شدیم و در شهر می‌چرخیدیم.

عراقچی در پاسخ به این که تونل رفتید یا خیر، با مزاح گفت: یکی دو بار برای جلسات در تونل رفتم اما در تونل نماندم. تونل بسیار است. یک سری ساختمان مستحکم هم وجود دارد اما چون ممکن است بار دیگر جنگ شود اجازه دهید این‌ها را نگه داریم برای آن موقع. ممکن نبود همه مسئولین را به تونل‌ها دعوت کرد. به هر طریقی توانستیم میزان شهادت مسئولان را پایین بیاوریم.

 

 عراقچی:   آمریکا به رهبران منطقه گفته بود یک ماه تحمل کنید کار ایران تمام است

رهبران منطقه باور کرده بودند یک ماهه کار ایران تمام است! 

یکی از رهبران منطقه تهدید به حمله نظامی به ایران کرد؛ من به او هشدار دادم که اگر بزنی مستقیماً با شما وارد جنگ خواهیم شد؛ و تا آخر جنگ آن کشور عربی را بمباران کردیم

عراقچی: در فاصله چند ثانیه، سه حمله به مجموعه بیت صورت گرفت

آقای حجازی را تقریبا از داخل آوار درآوردند و منشی دفتر ایشان طوری به شهادت رسید که هیچ چیزی از پیکر او پیدا نشد.

عراقچی: برای حوادث دی‌ماه آمادگی نداشتیم/ ما قدر سرمایه‌های خود پس از جنگ ۱۲ روزه را ندانستیم

 

 عراقچی: آتش‌بس اولیه با آمریکا در جلسات کوچک‌تر از شورای‌عالی امنیت ملی پذیرفته شد/ اصل کار نظامی هایند و آنها موافق آتش بس بودند

 وظیفهٔ تحلیل وضعیت برای جنگ یا آتش‌بس با شورای‌عالی امنیت ملی و وظیفهٔ تصمیم‌گیری دربارهٔ آن با رهبری است. هرکدام از اعضا وظیفهٔ ارائهٔ تحلیل دربارهٔ بخش خودش را داشت.

 جلسهٔ شورای‌عالی امنیت ملی برای تصویب یادداشت تفاهم با آمریکا از ساعت ۹ شب تا ۳ صبح طول کشید. آتش‌بس اولیه در شرایطی پذیرفته شد که امکان تشکیل جلسهٔ شورای‌عالی امنیت ملی وجود نداشت و شرط آتش‌بس این بود که مبنای مذاکرات، ۱۰ بند پیشنهادی ایران باشد.

عراقچی: من هنوز آقا مجتبی را  در این دوره رهبری از نزدیک ندیدم

منبع: خبرفوری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 139
  • ناشناس

    بالاخره ترس رو کنار گذاشتی. یک قدم به جلو.

    نظرات شما -
    • ناشناس

      سیاه بازی
      مردم از چپ و راست عبور کردند و فریب نخواهند خورد

    • ناشناس

      اگر می ترسید که اصلا به درد نمی خورد که هیچ ، کار را برایهمه خراب می کند .
      کمااینکه کرده .

    • بهنام

      کسانی که عمو عمو می‌کردند و بمباران کشور را بشردوستانه و روز دل‌انگیز می‌گفتند و نیز می‌گفتند
      عمو هدفمند میزنه ( مثل مدرسه میناب) و از بمباران
      دشمن هلهله می‌کردند حالا شدند مدافع مردم جنوب و صلح طلب!!!!!! روزگار غریبی است.

    • ناشناس

      ونهابی که توافق سعد آباد ۱۳۸۳ رو بر هم زدند پاسخگو باشند
      اونهایی که میگفتند آمریکا به خاطر توان نظامی ایران جرئت حمله ندارد باید پاسخگو باشند
      اونهایی که ۲۲ سال غنی سازی کردند ولی حتی یک گرم هم نتوانستند سوخت نیروگاه بوشهر رو تأمین کنند پاسخگو باشند
      اونهایی که به خاطر ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده باعث شدند تمام زیرساختهای هسته‌ای ما طی چند روز نابود بشه باید پاسخگو باشند
      اونایی که به خاطر غنی سازی بی‌فایده که کشور رو ۲۲ سال وارد تحریم کرد باید پاسخگو باشند
      اونایی که به خاطر ایدئولوژی خودشان کشور رو فقیر کردند که حتی توان تأمین برق خودش رو نداشته باشد ، باید پاسخگو باشند
      اونایی که فقط به خاطر عبور کشتی از مسیر عمان وسط تفاهم به کشتی تجاری شلیک کردند باید پاسخگو باشند
      در طول یکسال ۲ تا جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه شد ، قبل جنگ ۱۲ روزه که اغتشاشات اقتصادی در کشور نبود ولی به خاطر تأکید به غنی سازی بی‌فایده باز هم به ایران حمله ش

    • ناشناس

      بهنام چقدر شما پررو اید

    • ناشناس

      وضیعت‌ کشور بد جوری شده
      بخاطر حماقت یک عده‌ای کشور را
      ۱۰۰ سال عقب انداختند

    • ناشناس

      بهنام تنگه بازه، میگم پیگیرش بودی، خواستم بگم بیا عمو کشتی تورو رد کنه

    • ناشناس

      ما مدافع مردم جنوبیم، مدافع تو نیستیم ، گفتیم که بیاد توو دوستاتو بزنه که زد.

    • ناشناس

      بهنام این عو عو سگان شما نیز بگذرد

    • ناشناس

      بهنام شما اماده باش اگر مردم اعتراضي داشتند انها را به خاك و خون بكشي.

    • ناشناس

      شجاع دی ماه پارسال کجا بود؟
      1398
      1401

    • ناشناس

      بهنام اینا نمیخوان بیدار شن.
      خوبه تا حالا ۱۰ بار ترامپ ،شاهزادشون رو کنف کرده.
      ولی هنوز به کمک اجنبی امیدوارن.

    • ناشناس

      یادمون میمونه که دو گروه از دشمن کمک خواستن.
      یکی مجاهدین از صدام.
      یکی سطلی ها از ترامپ.
      هر دو هم به یک سرنوشت دچار خواهند شد.

    • ناشناس

      حتما دی ماه هم ترامپ اون فاجعه رو رقم زد!...شماها امثال بهنام و اون ناشناس ها چه موجوداتی هستید...حیف اون شناسنامه که برای شما صادر شده

  • ناشناس

    میگویم اگر و اگر و اگر ...بود اصن جنگی اتفاق نمی فتاد و همه چی هم بود متاسفانه اون همه اگر و اگر جاش خالی بود که اینطوری شد 😡😡😡

  • ناشناس

    منظورش از آتش بس تسلیمه

    نظرات شما -
    • ناشناس

      عقب نشینی از کدوم خواسته میشه تسلیم؟
      مذاکره رو بذاریم کنار ، اصلا گیریم خسارات جنگ الان اتفاق نیفتاده.
      بیست و اندی سال تحریم شدیم و هزینه‌های هنگفت هسته‌ای.
      اینهمه سال منفعتی نصیبمون نشده، اگر به جای ایران هراسی به سمت ایرانی آباد میرفتیم، به نظرت امروز جایگاه بهتری نداشتیم؟
      گیریم موشک قاره پیما بزنیم، بازدارنده میشه؟ نمیشه
      حتی بمب اتم هم بازدارنده نیست، وگرنه امروز آمریکا از امنیت کشورش نمیترسید با اینهمه دبدبه و کبکبه!
      نتیجه: دیدیم راهی که پیموده شده اشتباهه،
      هروقت جلو ضرر رو ببندی منفعته.

    • ناشناس

      مگه راه دیگه ای هست؟
      مگر اینکه برویم به سمت غزه شدن

    • ناشناس

      تسلیم یعنی چی؟ یعنی آرمان فلسطین بذاریم کنار؟ خب بذاریم چه بهتر

  • سعید

    با همین تحلیل غلط در جنگ 12 روزه آتش بس کردین. پس چی شد؟ همه چیز از دست رفت. شما یا امریکا و رژیم رو نشناختی یا دچار ضعف ذهنی شدید..
    و دوباره با همین تحلیل به سراغ تفاهم اسلام آباد رفتید و باز هم نتیجه اش را داریم لمس میکنیم
    "بماند که یک بزرگواری گفت چرا اینقدر ایراد میگیرید ، برین عزتی که برای کشور در تفاهمنامه اسلام آباد کسب کردیم را لذتش رو ببرید و اینقدر حرفهای ترامپ را قرقره نکنید"

    نظرات شما -
    • ناشناس

      یعنی میگی آمریکا و اسرائیل دو موجود مفلوک و بی دست وپا هستند و هر چی داره سر ایران میاد تقصیر امثال عراقچی هست ؟ داداش کجا سیر می کنی ؟

    • ناشناس

      خیلی خوبی😂
      ببخشید شما نمیخواین از رزومه‌ی سیاسی و حضورتون در مجالس سیاسی و تصمیم گیریهای نهادی و امنیتی‌تون رونمایی کنید؟
      استاد ما رو بی بهره نذارید

    • ناشناس

      به جای قرقره کردن حرفای صدمن یه غاز تندروها راهکار بده. راهکار ندارید و فقط حرف مفت میزنید

    • ناشناس

      من زن نمیخام


      کوپی محوفطه

  • ناشناس

    کاملا با حرفهاش موافقم

  • ناشناس

    چه عجب بعد چند ماه رفتار و گفتار جنون آمیز چند کلمه حرف منطقی شنیدیم

  • ناشناس

    ننه قوربان راست می گی ولی آتش بس دو روزه به چه درد میخوره اینا دنبال این آند خرد خرد حمله کنند هی برن بیان ضربات مکرر. منقطع ...همان ضرب المثل که چوب کبریت ها را پیر مرد یکی یکی شکست .صرفا استراحت می کنند بعد مدتی دوباره میان .البته نظر منه کار شناس کپی نزنه..انموقع که غزه را به خون کشید خاورمیانه تکانی می خورد

    ۸۰۸

    نظرات شما -
    • ناشناس

      پس یکسره بجنگیم .

    • ناشناس

      پس ایرانم غزه کنید خیالتون راحت بشه

    • حسن ستار

      لااقل فارسی نوشتن رایادبگیر
      که چرندیات تکراری راغلط ننویسی

  • ناشناس

    خدابا چقدر ناراحت شدم از ديدن اين ويديو ، آقاي عراقچي چقدر در اين ميان تلاش ميكنن و همه تلاش هاشون رو نظامي ها به باد ميدن، واقعاً اگر جنگ تمام بشه ما كمتر هزينه ميدبم و كمتر صدمه ميبينيم. واقعيت رو ببينيد خسارات ما و امريكا قابل مقايسه نيست. ما بيشتر زيان كرديم و ادامه جنگ به صلاح كشور نيست، نظاميان بايد منافع مردم و كشور رو در نظر بگيرن .

    نظرات شما -
    • ناشناس

      جنگ تحمیل شده به چه قیمتی که جنگ نکنین بشین لیبی

    • ناشناس

      فکر کنم فامیلشی. این سفره هرکی پاش نشسته بنظر نمیاد خوب باشه.

    • ناشناس

      خسارت و ویرانی کشور براشون اهمیتی نداره همانطور که ویرانی غزه برا حماس اهمیت نداشت

    • لیبی

      چرا الان یاد لیبی افتادین؟
      چرا قبل از اینکه کار به اینجاها برسه، فکر لیبی به سرشون نزد؟
      خوب الان بشیم غزه خوبه؟

  • ناشناس

    به جا این‌ چرپرتا ی خبر از نت ایرانسل کار کنید ۳ روزه گار نمیکنه نت بین الملل ک‌قطع شده نت داخلی هم ضعیفه همین‌پبامو ده بار زدم‌تا بیاد البته اگه تایید کنی

  • ناشناس

    موگویی مشاهداتی از 1401 نقل کرده بود که اگر هر انسان سالمی آن مشاهدات را داشت راهش را 180 در جه عوض می کرد

  • ناشناس

    خورشید پشت ابر نمیمونه
    عرزشی ها متوجه شدید بقیه هیچکاره هستند؟ ؟
    حالا هی برو تو میدون فحش بده

  • ناشناس

    خودشم نفهمید چی گفت.

    نظرات شما -
    • ناشناس

      کجاشو نفهمیدی؟

    • ناشناس

      اونکه فهمید چی گفت،ما هم کاملا فهمیدیم جریان از چه قراره،حالا تو نفهمیدی یا خودتو به نفهمی میزنه امریست جداگانه.

    • ناشناس

      واسه فهمیده ها گفت اونی هم که فهمید فهم داشت و اون که نه فهم ن

  • ناشناس

    مگه عسلویه را نابود کردند؟ چرا گفتید سالمه بخشی اش خراب شده؟چرا مردم نا محرمند؟

    نظرات شما -
    • ناشناس

      مردم نامحرم نیستند ولی جنگ هم خاله بازی نیست

    • ناشناس

      عسلویه سر جاش هست، برق مادر ندارن، نیمه تعطیله.
      روزای آخر قبل از آتش بس زدنش.
      عملا کاری نمیکنن.
      اگه الان مردم رو ببری بگی ببینید عسلویه نابود شده، نمیگن چرا جلوشو نگرفتین به موقع، میگن انتقام سختتتتتتت، نیست تا حالا انتقام همه رو گرفتن!!!!
      یه انتقام موفق رو بگن ما هم حرص نخوریم از حماقتشون.

  • ناشناس

    این فرقه نمی فهمد مذاکره خواسته امریکا نیست و فقط یه تلست؟

    نظرات شما -
    • ناشناس

      فرقه شما راه حل بده

    • ناشناس

      فرقه شما هم نميفهمه كه با جنگي كه خسارت هاش با هم برابر نيست نميشه اعلام پيروزي كرد

  • ناشناس

    اول از همه خود آقای عراقچی برود نه به میدان جنگ ، بلکه به خانه امن خودش . نگران هم نباشند سریعا جایگزین می شوند !!!
    بعدا حتما آن هایی که اهل کار هستند می آیند و وسط مذاکرات گول نمی خورند.

    نظرات شما -
    • ناشناس

      مثلا رائفی پور گزینه بسیار مناسبی برای وزارت خارجه است اصلا گول نمی خوره و قطعا غرب به تسلیم محض وادار خواهد شد

    • ناشناس

      آقاي عراقچي در ميانه ميدان هستند و پُست خطيري دارند ، بس كنيد تندروهاي ضد ايران كه ميخوايد ايران رو ويران كنيد

    • ناشناس

      درود و صد درود به آقاي عراقجي ، ما در كشور به هزاران مسئول مثل شما نياز داريم. كشور را با نظامي گري نميشه اداره كرد، آفرين بر شما ، با سرنوشت كشور نميشه قمار كرد

  • ناشناس

    سخنان درستی بود ولی چه فایده

    اینقد سختی مردم کشیدن که اسرائیل تونست از خیلی‌ها استفاده کنه برای صربه زدن به کشور

  • مبارز تورک.......

    تیم دیپلماسی باید عوض شود .چون به اقرار خودشان در وسط مذاکرات مفید !! سازنده!! روبه جلو!! از یک دشمنی که دشمنی اش مثل روز روشن است رکب می خورند و موجب از دست رفتن شخصیت های زیادی می شوند .
    این تیم دیپلماسی به درد نمی خورد .آقای عراقچی سریعا جایگزین شوید !!

    نظرات شما -
    • ناشناس

      یکی از مجریان صدا وسیما را بجاش بیاورند

    • ناشناس

      دقیقا با کیا جایگزین بشن؟ همه تهش عین همند

    • ناشناس

      با شلیک به نفت کش ها و ادعای دست برتر داشتن، فقط توهم و توهم و توهم .. گند زدید به تفاهم، طلبکار هم هستید.

    • حسن ستار

      باشه
      تورو جایگزین شو

  • ناشناس

    سعید جلیلی،خالق پراید ضد گلوله و پدر تحریم ایران گفته بود به پشت خیمه دشمن رسیدیم

    نظرات شما -
    • ناشناس

      سه ماه پیش در خیمه بودن. هنوز وارد نشدن ؟

  • یک تبریزی .

    اقای عراقچی !!! شما شاید تصمیم گیر نباشید ولی از له له زدن تان برای بازگشایی تنگه هرمز از اوایل جنگ و تکرار مدام صلح و آتش بسی زودهنگامی که به نفع آمریکا تمام شد ، کاملا مشخص است که تصمیم گیران را در برابر عمل انجام گرفته گذاشته اید.
    از خدا شاید نترسیم ولی آه مظلومان دامان شما را خواهد گرفت .
    اگر در جنگ 12 روزه ، 5 روز بیشتر می جنگیدیم ، جنگ را 40 روزه را نمی دیدیم !
    وقس علیهذا .....

    نظرات شما -
    • ناشناس

      دوست عزیز آمریکا در جنگ ۱۲ روزه فقط نیم صدم درصد از توان نظامی خود را به میدان آورد

    • ناشناس

      ساندیس خونت کم شده

    • ناشناس

      ناشناس ۱۵:۰۶
      سس خرسی خون تو کم شده

  • ناشناس

    الان دیگه وقتشه جلوی تندروها بایستید. نمیشه که همه ش اونا صحبت بکنن و شما هی ژست اینکه نمی خوایم درگیری پیش بیاد بگیرید. به رئیس جمهور هم بگید شما نماینده ملتید نه نماینده تندروها و باید جلوی اونها بایستید اگر آمریکا رئیس جمهورش یک تنه تصمیم میگیره شما هم باید اینجا تصمیم بگیرید و به نفع ملت کاری انجام بدید.
    ملت از اصولگراها و تندروها به اصلاح طلب ها پناه میبرن و هرسری نیمه راه ولشون می کنید.

  • ناشناس

    جنگ پرستان اگر آتش بس را نشکسته بودند، الان بچه های پادگان، غیر نظامیان شهید شده، پل های بندر عباس، برج مراقبت چهار بهارمان که در آغاز تابستان چهره پاییزی دارد، و بسیاری دگر از زیبایی های ایران به غبار نشسته را داشتیم! خون خواهیی آقای لاریجانی با همنشینانش، ملت ایران خون خواه هم میهنانش است، از کوی دانشگاه 78 تا سحر گاه 28 تیر 1405!

    نظرات شما -
    • محسن

      ما جنگ پرست نداریم.
      کسی هم که مخالف آتش بس یا مذاکره است،به خاطر اینه که دنبال صلح پایداره.
      نه آتش بسی مثل آتش بس جنگ ۱۲ روزه.

  • ناشناس

    تصمیم سیاست خارجه که با تو نیست
    اداره مملکت هم که دست رئیس جمهور نیست
    پس چکار میکنید؟!

    نظرات شما -
    • ناشناس

      واقعا معلوم نیست کی حرف آخر رو میزنه

    • بی طرف

      چون عنصری به نام پاسخگو بودن در نظام اجرایی کشور نیست ، هرجا کم بیاورند می گویند ما کاره ای نیستیم و نمی گذارند !!!ا
      البته برخی ها هم تقصیر را گردن دیگران هم می اندازند .

    • ناشناس

      عروسک خیمه شب بازی بیش نیستند. پشت پرده یه تصمیمات دیگه گرفته میشه و در ظاهر از اینها به عنوان پوشش استفاده می کنند.

    • ناشناس

      مردم این وسط چه کارن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به خاطر سه چهار میلیون جنگ طلب که از تحریم و انزوا ایران سودهای کلان میبرن یک کشور با جمعیت 90میلیونی را دارن نابود میکنن

  • ناشناس

    واقعیت چیه؟
    واقعیت اینه که جون مردم و کشور برای مسئولین ارزش نداره. وقتی یه چیزی ارزش نداشته باشه، به راحتی میشه داد که بره.
    در دین و ایدئولوژی جون انسانها اهمیت نداره. مهم باقی موندن اون ایدئولوژیه هستش. گواه حرفم هم همین وضعیتی هستش که سالیان سال داریم با گوشت و پوست لمس می کنیم.

  • ناشناس .

    اگر به ویتکاف اعتماد نمی کردید جنگی هم اتفاق نیفتاده بود .
    اگر پزشکیان رییس جهمور نمی شد ، و به جایش یک فرد جسوری که جسارتش را برای دشمنان نشان می داد و نه برای داخلی ها ، بازهم الان در وضعیت بسیار بهتری بودیم ...

    نظرات شما -
    • ناشناس

      کی به ویتکاف اعتماد کرد ، ویتکاف هرچی رفت و آمد و مذاکره کرد ما به اندازه سر سوزن هم امتیاز ندادیم حتی حاضر نشدیم باهاش در یک اتاق مذاکره کنیم ، ویتکاف خیلی بی غیرت بود که همچنان ادامه می داد

    • ناشناس

      اینی که میگی یعنی تا الان با خاک یکسان شده بودیم.برای همینه که اون فرد بقول تو جسور و عامل بیگانه و دوستاش دارن به آب و آتش میزنن تا آتش جنگ شعله ورتر بشه‌

  • ناشناس

    عباس آقا از تندروها نترسیدی. مسعود که وحشت کرده

    نظرات شما -
    • مهدی

      کسی که در دلش ترس از خدا نباشه از هیچکس نمیترسه

  • سعید خان

    هرکس به گدایی صلح برود ف جنگ را به خانه می اورد .
    دیپلماسی دولت فعلی برا این قاعده استوار است . گدایی صلح !
    پس وقوع جنگ حتمی بود .

    نظرات شما -
    • تاج دین باستین

      آخه حتی سواد خواندن متن را هم نداری فقط طوطی وار بهچیز بلغور میکنید داره میگه تصمیمات به بخش های گوناگون شورای عالی امنیت ملی هستش و اصل هم نظامیان با آن موافق بودند و تصمیمات هم به سمع و نظر رهبری میرسه چنانچه تایید کنه اجرایی میشه لااقل میایی متن را بخوان بعدش بلغور کن

    • ناشناس

      تو جنگ ۱۲ روزه قبلی که کسی گدایی صلح نکرد پس چرا جنگ شد؟

  • ایران من

    دقیقا درست گفتید

    جنگی صورت گفت ک اصلا جنگ ما نبود
    خیلی تکنولوژی برتر داشتیم ک نداشتیم و تازه میراث گذشته بود مثل شرکت های فولادی،ک همه ی اینها هم رفت.

    وایسین تا تنگه هرمز رو مدیریتش رو بدن بهتون

  • ناشناس

    انشالله که به هیچ کدام از اهدافشان نرسند اسرائیل وآمریکا

  • ایمان

    من که هیچ کدومشون قبول ندارم..
    ولی این و دولت هیچ کارن

  • ناشناس

    اگر ا همان اول مذاکره کرده بودیم الان رهبر و فرماندهان و پادگان ها و کارخانه ها و مقر نظامی و فردو و غیره و غیره را داشتیم

  • ناشناس

    ناشناس ۱۳:۱۰ پس چه فکر کردی ،اداره مملکت دست انتصابیون است نه انتخابتون

  • مریم

    همینکه سکوت نکنید ما رای دهنده ها خوشحال میشیم.

  • ناشناس

    اگه دست خودم بود هیچوقت هیچوقت بدنیا نمیومدم.
    راز بقای انسانها جنگه.

  • ناشناس

    خداروشکر دست تو نیست
    شهدا برای چی شهید شدن.اینقدر نفهمی-شهید شدن که زانو نزنیم جلو متجاوز

    نظرات شما -
    • ناشناس

      همه گفتند و درست گفتند که مفاد تفاهم نامه به معنی زانو زدن آمریکا بود

    • ناشناس

      زانو زدن چیز بدی نیست. توی نماز هم زانو می زنیم.
      در مقابل فرد قدرتمند باید زانو زد.

    • ایرن

      جلوی متجاوز زانو نزن به رای اکثریت هم احترام بزار تا ایران درست بشه

    • آرمان

      تو هم برو شهید شو. آمریکایی ها جنوب هستن. مرد هستی برو

    • ناشناس

      خون شهدا شده نوندونی برای شما.برو با خانواده شهدا صحبت کن اونقت میفهمی که اکثرشان برای کشورشان جان شیرین را از دست دادن نه بخاطر هات و پورت های الآنتان.

    • ناشناس

      خواسته شهدا نظر شخصی خودشون بوده. دنیا و زندگی مال زنده هاست. برای دونستن نظر ایرانی های زنده همه پرسی بذارید در خدمتتون باشیم.

  • ناشناس

    بنده خدا ترسیده ، حق هم داره ، می‌ترسه هدف انتقام امریکاییها به تلافی دوتا سربازشون باشه . بعید هم نیست

    نظرات شما -
    • ناشناس

      شما پسر شجاع، بپر برو انتقام بگیر، دعای خیر پدر پسر شجاع هم همراهت.

    • ناشناس

      قبل آمریکا دوستات داشتن با آجر میکشتنش

  • ناشناس

    خب الان تصمیمش با کیه که دوباره جنگ شد؟ کی دستور می ده به کشتی ها در تنگه حمله بشه؟

  • ناشناس

    اگر ده روز زودتر آتش بس شده بود، الان ما یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا بودیم

  • ناشناس

    اگه نتونستید بمب اتم بسازید حتما حتما بمب شیمیایی بسازید...حتما بمب شیمیایی بزنید ..بمب گاز خردل عالی هست و خیلی هم راحته ساختش... این وحشی ها رو سم پاشی کنید

    زباله های نیروگاه اتمی بوشهر رو که رادیواکتیو هست رو سوار موشک کنید بزنید به اسراییل کثیف...

    نظرات شما -
    • ناشناس

      نگران نباش نوچه نتانیاهو. اون از الان ادعا کرده سلاح شیمیایی داره ایران که باز حمله رو توجیه کنه. همون کاری که با صدام کردن.

  • موج

    عراقچی خلاف واقع نگو ، برو مذاکره کن.

  • ناشناس

    امیدوارم تویکی کشته نشی حقیقتا دلم برات میسوزه بدجوری گیر کردی

  • ناشناس

    منطق مجری رو میگه اعتباره مذکره کننده ها از بین میره که هی شما میرید مذاکره بعد هی جنگ میشه ! اعتبار نظامی ها و سرداران از بین نمیره وقتی هی میجنگن و موشک میزن و بازم اونا ایرانو میزنن ؟؟؟ تازه رجزایی که شما میخوندین که تل آویو و حیفا را با خاک یکسان میکنیم !! آمریکاییارو از منطقه بیرون میکنیم !! یا جرات حمله به ایرانو ندارن. چی شد ؟؟ هیچ کدوم عملی نشده از اونام درباره اعتبار از دست رفته میپرسی ؟؟

    نظرات شما -
    • ناشناس

      خبر فوري عزيز تو رو خدا همه نظرات رو نشر بدين. بگذاريد مشخص بشه اكثريت مردم جنگ نميخوان

  • ناشناس

    🤧🤧🤧🤧🤧

  • ناشناس

    عجب استدلالی؟! یعنی مقامات سیاسی و نظامی و تبلیغی ج. ا. ایران برای اینکه بتوانند زنده بمانند و ترور نشوند باید با دولت آمریکا توافق نامه امتیازدهی امضاء نمایند؟! خب رادارها و پدافند هوایی کشور را پیشرفته و قوی کنید تا گزندی به شما نرسد.

    نظرات شما -
    • ناشناس

      عزیز نمیتونن، من از برخی کارکنان پدافند ارتش پرسیدم صحبت میکردیم میگفتن اونا جنگنده هاشون بسیار پیشرفتس، این بندگان خدا تا میخوان هدف قرار بدن، جنگنده زده و رفته، درواقع تکنولوژی های فرازمینی دارن انگار.

  • مهدی

    آنچه معاویه و یزید بالفعل داشتند ما بالقوه داریم.
    کلام نورانی آقای بهجت، واقعا که اهل بیت مصباح الهدی هستند

  • از پیدایش روم

    درود بر دکتر پزشکیان و قالیباف و عراقچی و تمام مقام‌های عاقل و معتدل کشور.
    لطفاً صلح کنید؛ مردم دیگر تاب جنگ و نابودی زیرساخت ندارند.

    خبرفوری‌ جان نشر بده

    نظرات شما -
    • ناشناس

      مگر متوهمین می گذارند، انقدر خالی می بنندند و باد می کنند و در آسمانها سیر می کنند، کسی هم نیست به اینها سوزن بزند، حداقل نترکند.

    • ناشناس

      خاک بر سر آدم هایی که نمی فهمند این اوضاع و احوال طی دوسال گذشته توسط عقلا مورد نطر ترامپ رقم زده شد..

  • ناشناس

    کمبود آب ، کمبود برق ، کمبود گاز ، کمبود بنزین ، و کمبود شدید عقل !! هم تو ایران داریم ……

  • ناشناس

    لعنت بر تندرو در هر زمانی . از خوارج گرفته تا حال

    نظرات شما -
    • ناشناس

      صد رجمت به خوارج، مست و متوهم هستند.

  • ناشناس

    به ناشناس ۴۱. ۱۴
    احسن به نو حرف حق را گفتی

  • ناشناس

    ناشناس ١٥:٢:٧ فاميلش نيستم. سفره اي كه از تحريم و جنگ پهن شده رو ديگه همه ميشناسن ، كار شما فقط تهمت و تخريب هست

  • ناشناس

    بعضی ها خودتحقیرن هرچقدر هم آقای عراقچی بگویند باور نمکنن

  • ناشناس

    خداوند اونهایی که برای وطن ومردم ایران از جان دل زحمت میکشن را حفظ کن

  • ناشناس

    امام حسین هم اگر صلح میکرد، خوانوادش رو داشت، رفاه و آساسیشش رو داشت، .... .
    بالاخره تکلیف ما رو روشن کنید یک بار نقاب اسلام میزنید یک بار دم از تفکر زمینی.

  • ناشناس

    چیزی به نام اصلاح طلب و تندرو نداریم. همه یکی هستند فقط فیلم و بازی سیاسی دارند.
    معلوم بود جنگ را ترجیح میدهید به هسته‌ای

  • مهدی

    واقعا لیاقت شهادت رو داری

  • ناشناس

    حالا خظیب ولاریجانی به جهنم عسلویه وفولاد حیف شد

  • ناشناس

    خدا رو شکر که ندیدی وگرنه اینم لابد جایگزین میکنی

  • ناشناس

    اون دنیا آقا مجتبی رو می‎بینی!😜😜😜

  • ناشناس

    هنوز یاد نگرفته ای رهبر معظم انقلاب اسلامی را با نام کوچک نام نبری؟! مگر بچه صدا می زنی؟!

  • محمد

    لعنت بر حزب‌الله لعنت بر حماس لعنت بر بشار اسد لعنت بر حوثی‌ها لعنت بر حشدالشعبی و تمامی وطن فروشانی که مملکت را به این روز انداختن

    نظرات شما -
    • ناشناس

      +++++++

    • ناشناس

      لعنت برتو وطن فروش نوکر آمریکا و اسراییل

    • ناشناس

      نوکر چین و روس شدین ، یه قدم کوچیک براتون برنداشت🙃

  • ناشناس

    از خون جوانان وطن لاله ، جانم لاله ، جانم لاله دمیده…

  • میخ

    سالااااااام...... عاباس آغا..... مش باغر کو....؟ قالباف؟!

  • ناشناس

    اصل حرفش این بود : بخاطر لجبازی روی غنی سازی صفر ، کل کشور رو به جنگ کشوندیم تا غرور حکومت حفظ،بشه !!!!

  • ناشناس

    شما اصلا نباید سراغ هسته ای می رفتید و وقتی هم که رفتید باید مثل انسان تا ۳/۶ نگهش می داشتین، بدون تقلب و پنهان کاری و شعارهای احمقانه علیه کشورهای دیگر

  • ناشناس

    زنده باد دکنز عزاقچی

  • ناشناس

    عباااس چرا حرف درست روگوش نمیگیرند.حقایق را نگو بلکه دادبزن حق رو خرد رو بدونیم چی به چیه

  • ناشناس

    ریشه ی اصلاحات خشک بشه.