فارن پالسی: شکست واشنگتن در برابر ایران بزرگتر از جنگ ویتنام بود

مجله فارن پالسی در تحلیلی با قلم پل موسگریو تأکید کرد که شکست آمریکا در جنگ با ایران شباهتی به دیگر شکست‌های نظامی واشنگتن، از جمله جنگ ویتنام، ندارد و حتی می‌تواند پیامدهایی عمیق‌تر و پایدارتر از آن به همراه داشته باشد.

فارن پالسی: شکست واشنگتن در برابر ایران بزرگتر از جنگ ویتنام بود

به نوشته این نشریه، دونالد ترامپ در مراسم تحلیف خود ابراز امیدواری کرده بود که آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا به تأثیرگذارترین انتخابات تاریخ این کشور تبدیل شود، اما اکنون با شکست در جنگ با ایران، به شکلی متفاوت به این هدف دست یافته است.

 

نویسنده مقاله معتقد است تصمیم برای آغاز جنگ علیه ایران، هرچند با تشویق برخی متحدان و مشاوران اتخاذ شد، در نهایت تصمیم شخصی ترامپ بود و نتیجه آن به یک شکست راهبردی بزرگ برای آمریکا انجامید؛ شکستی که از منظر آثار ژئوپلیتیکی می‌تواند از ناکامی واشنگتن در جنگ ویتنام نیز فراتر رود.

 

در این گزارش آمده است که سرعت تحولات جنگ باعث شد ابعاد واقعی شکست آمریکا کمتر مورد توجه قرار گیرد. در حالی که تلفات مستقیم نیروهای آمریکایی محدود بود، نویسنده تأکید می‌کند که کم بودن شمار کشته‌های آمریکایی نمی‌تواند عمق پیامدهای سیاسی و راهبردی این جنگ را پنهان کند.

 

مقاله با مقایسه جنگ ایران با جنگ ویتنام یادآور می‌شود که اگرچه جنگ ویتنام هزینه انسانی عظیمی برجای گذاشت و میلیون‌ها نفر، عمدتاً غیرنظامیان، جان خود را از دست دادند، اما در نهایت تأثیر آن بر جایگاه راهبردی بلندمدت آمریکا محدود بود و واشنگتن توانست بعدها در جنگ سرد به پیروزی دست یابد. حتی ویتنام امروز نیز روابطی دوستانه با آمریکا دارد.

 

به اعتقاد نویسنده، وضعیت کنونی متفاوت است؛ زیرا آمریکا پس از جنگ با ایران نه تنها در موقعیتی ضعیف‌تر از گذشته قرار گرفته، بلکه اهداف راهبردی اصلی خود را نیز از دست داده است.

 

در بخش دیگری از این تحلیل، عملکرد نظامی آمریکا در جنگ با ایران با جنگ خلیج‌فارس در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ مقایسه شده است. نویسنده می‌گوید در جنگ علیه ارتش عراق به رهبری صدام حسین، برتری نظامی آمریکا جهان را شگفت‌زده کرد، اما در جنگ با ایران ضعف‌های تسلیحاتی و محدودیت‌های توان رزمی آمریکا آشکار شد و این مسئله پرسش‌های جدی درباره آمادگی واشنگتن برای مقابله با رقبای قدرتمندتر ایجاد کرده است.

 

این مقاله همچنین مدعی است که اگرچه سامانه‌های دفاعی آمریکا در رهگیری بخشی از موشک‌ها و پهپادهای ایرانی موفق بودند، اما ایران توانست در موارد متعددی این سامانه‌ها را دور بزند و کارآمدی آنها را زیر سؤال ببرد.

 

از منظر راهبردی نیز نویسنده معتقد است نتیجه جنگ برخلاف اهداف اولیه آمریکا رقم خورد. به جای آنکه ایران به کشوری مطیع‌تر تبدیل شود، ساختار قدرت در این کشور منسجم‌تر شد و نفوذ نهادهای امنیتی و نظامی افزایش یافت. همچنین برنامه هسته‌ای ایران، با وجود دو دور حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، پابرجا ماند و احتمال موفقیت اقدامات مشابه در آینده نیز پایین ارزیابی شده است.

 

در ادامه مقاله آمده است که یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ، افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی ایران در ارتباط با تنگه هرمز بوده است. نویسنده می‌گوید تهران دریافت که توانایی ایجاد اختلال در عبور و مرور این گذرگاه حیاتی می‌تواند اهرم فشار اقتصادی مهمی در سطح جهانی در اختیارش قرار دهد؛ مسئله‌ای که ممکن است امنیت تجارت بین‌المللی را در بلندمدت تحت تأثیر قرار دهد.

 

موسگریو همچنین هشدار می‌دهد که اقتصاد جهانی امروز بسیار به هم پیوسته‌تر از دهه ۱۹۷۰ است و منطقه خلیج‌فارس نقشی بسیار مهم‌تر از هند و چینِ سابق در زنجیره‌های تأمین جهانی دارد. از این رو، آمریکا برخلاف تجربه ویتنام به سادگی قادر نخواهد بود از منطقه فاصله بگیرد یا از تبعات این جنگ رهایی یابد.

 

نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که آمریکا در سال‌های آینده با کاهش اعتماد متحدان، افزایش تردید افکار عمومی نسبت به مداخلات خارجی و جسورتر شدن رقبای بین‌المللی خود مواجه خواهد شد؛ پیامدهایی که به باور او از آثار شکست آمریکا در جنگ ویتنام نیز عمیق‌تر و ماندگارتر هستند.

 

او در پایان می‌نویسد همان‌گونه که نسل‌های بعدی درباره چرایی جنگ ویتنام پرسش می‌کنند، دهه‌ها بعد نیز پژوهشگران درباره جنگ آمریکا با ایران خواهند پرسید: «چرا این جنگ آغاز شد؟»؛ پرسشی که به اعتقاد نویسنده، هیچ پاسخ کاملاً قانع‌کننده‌ای برای آن وجود نخواهد داشت.

منبع: شفقنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید