نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در انتقاد از توافق احتمالی:
متن پیشنهادی ایران برای توافق با آمریکا بدتر از خسارت محض است/ واگذاری انحصار مدیریت و حاکمیت تنگه هرمز جزو موارد پیشنهادی در توافق تهران و واشنگتن
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس درباره حاکمیت ایران بر تنگه هرمز گفت: «من با مسئول مربوطه صحبت کردم و گفتم چرا در بند ننوشتید “با اعمال مدیریت ایران”؟ ما که نمیخواهیم تنگه همیشه بسته باشد، اما اخذ عوارض و مدیریت ما چه میشود؟ آن مسئول پاسخ داد که نباید در اینجا عبارت اعمال مدیریت را بنویسیم، ما خودمان بعداً اعمال میکنیم!
پنجمین قسمت از برنامۀ «خیابان انقلاب» با اجرای محسن مقصودی، به دلیل توقیف اجرا در میدان ولیعصر، بهصورت زنده از استودیو پخش شد. این نشست به کالبدشکافی بند به بند متن پیشنویس یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا پیرامون مسائل منطقهای، بازگشایی آبراهها، رفع تحریمها و بازتنظیم تعهدات هستهای اختصاص داشت.
مهمان این برنامه، حجتالاسلاموالمسلمین سید محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی بود. نبویان با اتکا به متون تبادلشده و گزارشهای واصله به کمیسیون، به تشریح چالشهای حقوقی، تناقضات ساختاری و آسیبهای راهبردی این متن پیشنهادی پرداخت و با مقایسه آن با تجربه برجام، ابعاد مختلف این توافق احتمالی را نقد کرد.
1 توازن میدان و دیپلماسی؛ موقعیت راهبردی کشور پس از جنگ رمضان
سید محمود نبویان در ابتدای سخنان خود به تبیین بستر تاریخی و موقعیت راهبردی کنونی کشور پرداخت. وی با اشاره به تحولات نظامی اخیر و چهل روز نبرد که از آن به عنوان «جنگ رمضان» یاد کرد، دستاوردهای میدانی را در تاریخ معاصر بیسابقه خواند.
وی اظهار داشت: «پیروزی ملت در جنگ رمضان، یک تحول شگرف است. بر اساس گزارشهای رسمی که مسئولان مربوطه در کمیسیون امنیت ملی ارائه کردهاند، در خطابها و مکاتبات بینالمللی از ایران به عنوان “ابرقدرت چهارم دنیا” یاد میشود. ملت ایران در این نبرد، در مقابل جبههای متحد از رژیم صهیونیستی، کشورهای عربی و قدرتهای غربی ایستادگی کرد و پیروز شد.»
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی با اشاره به پیام رهبر انقلاب در ۱۴ خرداد، به خطر «تغییر محاسباتی مسئولان» پرداخت و هشدار داد که اگر در اوج این پیروزی نظامی، مسئولان دچار خطای محاسباتی شوند، دیپلماسی کشور به سمت یک «سیاست ارتجاعی» حرکت خواهد کرد و کشور را به دوران پیش از این دستاوردها باز خواهد گرداند. وی تصریح کرد که پافشاری بر متن فعلی، ناشی از همین تغییر محاسبات است که منافع ملی را تضمین نخواهد کرد.
2 روششناسی نقد؛ لزوم تحلیل معرفتشناختی متن به جای برخورد روانشناختی
یکی از فرازهای مهم این گفتگو، تبیین مدل مواجهه با کارگزاران دیپلماسی بود. نبویان با مرزبندی میان نقد فنی سند و اتهامافکنی شخصی، تاکید کرد که در ارزیابی اسناد بینالمللی باید از روشهای روانشناختی پرهیز کرد و به روشهای معرفتشناختی روی آورد.
برخورد روانشناختی (نادرست):
متهم کردن افراد به خیانت، وابستگی یا غربگرایی بدون ارزیابی کارشناسی اسناد. نبویان صراحتاً این رویکرد را رد کرد و اظهار داشت مسئولانی که در حال مذاکره هستند، مسئولین همین مملکت و آدمهای خوبی هستند.
برخورد معرفتشناختی (درست):
تمرکز مطلق بر روی خودِ «متن»، کلمات، بندها، تکالیف و حقوق مندرج در توافقنامه، بدون پیشداوری درباره روحیات یا پیشینه اشخاص.
وی یادآور شد که در زمان مذاکرات برجام نیز همین متدولوژی را به کار گرفته و بدون پیشداوری درباره اشخاص، عیوب ساختاری متن—نظیر مکانیسم ماشه (اسنپبک) و عدم لغو واقعی تحریمها—را پیشبینی کرده بود؛ دلسوزیهایی که در آن مقطع شنیده نشد و اثراتش در اقتصاد کشور نمایان گشت. از این رو، امروز وظیفه کارشناسی حکم میکند که پیش از دیر شدن و نهایی شدن متن، مفاد آن به صورت علنی نقد شود تا پاسخهای مقتضی از سوی متولیان امر داده شود.
3 بررسی بندهای ۱ و ۲: همردیفسازی متجاوز و ابهام در جبهههای مقاومت
در ادامه برنامه، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی وارد بررسی بند به بند پیشنویس توافق احتمالی میان ایران و آمریکا شد. این متن که در نسخههای ۱۲ و ۱۴ بندی در ماههای اخیر بارها دچار اصلاحات جزئی شده، در اصول ساختاری خود واجد ایرادات بنیادین است.
بند اول: خاتمه جنگ در جبههها
در بند اول این تفاهمنامه آمده است: «ایران و آمریکا با امضای یادداشت تفاهم به همراه متحدین خود، خاتمه جنگ را در همه جبههها از جمله لبنان اعلام میکنند و متعهد میشوند که دیگر آغازگر جنگی علیه یکدیگر نباشند.»
نبویان دو اشکال اساسی به این بند وارد کرد:
حذف نام متجاوز:
در این بند هیچ ذکری از آغازکننده جنگ و تجاوزات آمریکا نشده است. با این صراحت کلام، ایران که همواره در موضع دفاع بوده، همردیف دولت متجاوز آمریکا قرار گرفته است.
ابهام در قید «از جمله لبنان»:
عبارت “از جمله لبنان” مبهم است. مشخص نیست که آیا جبهههای دیگر نظیر عراق، یمن، غزه و کرانه باختری نیز مشمول این خاتمه جنگ میشوند یا خیر. در متن حقوقی بینالمللی، نیات ذهنی فاقد ارزش است و تنها کلمات مکتوب سندیت دارند.
بند دوم: احترام به تمامیت ارضی و عدم مداخله
بند دوم مقرر میدارد که «ایران و آمریکا متعهد میشوند به تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر احترام بگذارند و در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند.»
نبویان با اشاره به واقعیتهای سیاسی گفت: «جمهوری اسلامی در طول ۴۷ سال گذشته به خاک آمریکا تجاوز نکرده و در امور داخلی آنها مداخله نکرده است؛ این آمریکاست که همواره در حال توطئه و مداخله در ایران است. حتی در همین روزهایی که متون توافق در حال مبادله است، واشنگتن تحریمهای جدیدی را علیه ما وضع کرده است. گنجاندن این بندهای متقارن برای یک رابطه نامتقارن، مانع از خباثتهای ساختاری آمریکا نمیشود.»
4 چالش دوره گذار و بندهای ۳ و ۴: تعلیق دستاوردها در ازای هیچ
یکی از جدیترین فرازهای نقد متن پیشنهادی، مربوط به فرآیند زمانی و منوط شدن امتیازات به پدیدهای به نام «توافق نهایی» است.
بند سوم: بازه زمانی ۶۰ روزه و تمدیدهای بیپایان
بند سوم اشاره دارد که «ایران و آمریکا متعهد میشوند حداکثر ظرف ۶۰ روز به یک توافق نهایی دست یابند؛ این مدت با توافق طرفین قابل تمدید است.»
نقد فنی نبویان به این بند، ناظر بر عبارت «قابل تمدید با توافق طرفین» بود. وی استدلال کرد که اگر این بازه ۶۰ روزه با بازیگری طرف آمریکایی بارها و بارها تمدید شود و حصول توافق نهایی سالها به تعویق بیفتد، تکلیف چیست؟ اهمیت این موضوع زمانی روشن میشود که بدانیم بر اساس این پیشنویس، تمام اقدامات کلیدی و حیاتی نظیر خروج نیروهای آمریکایی، رفع تحریمها و تعیین تکلیف مسائل هستهای، همگی به پس از حصول این «توافق نهایی» مشروط شدهاند.
بند چهارم: خروج نیروهای آمریکا از حوزه پیرامونی
در بند چهارم آمده است: «آمریکا متعهد میشود که ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از حوزه پیرامونی ایران خارج کند.»
نبویان دو ایراد حقوقی به این بند وارد ساخت:
مبنای زمانی نامعلوم:
خروج نیروها ظرف ۳۰ روز پس از “توافق نهایی” است؛ توافقی که زمان حصول آن (۲ ماه یا سالها بعد) اصلاً مشخص نیست.
ابهام جغرافیایی واژه «پیرامونی»:
کلمه پیرامونی یک مفهوم کیفی است؛ مشخص نیست شامل ۱۰۰ کیلومتر، ۵۰۰ کیلومتر یا ۲۰۰۰ کیلومتر میشود. در یک متن حقوقی نباید مفهوم کیفی آورد، بلکه باید فواصل جغرافیایی دقیقاً به کیلومتر معین شود.
وقتی مصرف پول نیازمند رضایت آمریکا باشد، واشنگتن شرط خواهد گذاشت که این پول نباید در پروژههای زیرساختی یا بخشهایی که مدنظر صنایع دفاعی است مصرف شود و باید به شرکتهای معرفیشده از سوی غرب واگذار گردد
5 بند پنجم؛ واگذاری انحصار مدیریت و حاکمیت تنگه هرمز
بخش دیگری از نقد نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی، متعلق به بند پنجم پیشنویس بود که به موضوع ناوبری در تنگه هرمز اختصاص داشت.
بازگشایی بلافاصله و بدون شرط مدیریت ایران
در بند پنجم آمده است: «پس از امضای یادداشت تفاهم، بلافاصله ایران ترتیبات لازم را اتخاذ میکند که رفتوآمد کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس آزاد شده و ظرف ۳۰ روز به تعداد قبل از جنگ برگردد.»
نبویان جزییات گفتوگوی خود با مسئولان مذاکرهکننده را اینگونه تشریح کرد: «من با مسئول مربوطه صحبت کردم و گفتم چرا در این بند ننویشتید “با اعمال مدیریت ایران”؟ ما که نمیخواهیم تنگه همیشه بسته باشد، اما اخذ عوارض و مدیریت ما چه میشود؟ آن مسئول پاسخ داد که نباید در اینجا عبارت اعمال مدیریت را بنویسیم، ما خودمان بعداً اعمال میکنیم! این حرف دو اشکال دارد: اولاً این بند اصلاً منوط به مذاکره برای توافق نهایی نیست و بلافاصله پس از امضا باید انجام شود. ثانیاً وقتی در یک سند بینالمللی تعهد میدهید، این تعهد تبدیل به سند بینالمللی میشود و اگر بعداً بخواهید محدودیتی اعمال کنید، یک اجماع حقوقی بینالمللی علیه ایران شکل میگیرد.»
امتیاز تجاری به رژیم صهیونیستی و آمریکا
اشکال بزرگتر این بند، ابلاغ آزادی تردد برای تمامی کشتیهای تجاری بدون استثنا است. طبق این متن، کلمه “کشتیهای تجاری” شامل کشتیهای تجاری رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا نیز میشود. این در حالی است که مصوبات مجلس و خطوط قرمز نظام تاکید دارند که عبور شناورهای متخاصم باید مشروط به پرداخت غرامت و رعایت ضوابط امنیتی باشد. بدتر آنکه در نسخههای جدید، تصریح شده که این ترددها باید «بدون عوارض» صورت گیرد؛ امری که اهرم راهبردی کشور را مخدوش میسازد.
6 تحلیل پیشنهادات سهگانه در دوره گذار؛ تعلیق غنیسازی و بقای تحریمها
نبویان در ادامه به بندی اشاره کرد که به گفته او متاسفانه پیشنهاد خودِ طرف ایرانی بوده و در متن گنجانده شده است. بر اساس این بند، تا زمان دستیابی به توافق نهایی (که زمان آن نامعلوم است)، ایران پیشنهاد داده که سه وضعیت پابرجا بماند:
حفظ وضعیت موجود هستهای ایران:
توقف غنیسازی و عدم بازسازی سایتهای آسیبدیده تا زمان توافق نهایی. (نبویان اشاره کرد که از بعد جنگ ۱۲ روزه تا الان، غنیسازی صادرنشده و ظرفیتها معلق است).
باقی ماندن تحریمهای آمریکا:
حفظ ساختار تحریمهای فعلی آمریکا در این دوره گذار.
استمرار حضور نیروهای آمریکا:
باقی ماندن تمام نیروهای نظامی آمریکا در منطقه تا روز توافق نهایی.
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی با تحلیل این شروط اظهار داشت که این معامله یک پیروزی برای واشنگتن است. هدف آمریکا از توافق، ارزان کردن قیمت سوخت، غلبه بر اعتراضات داخلی، پیروزی در انتخابات پیش رو و در عین حال حفظ ابزار تحریم و ابقای نیروهایش در منطقه برای آمادگی جهت حملات مجدد است؛ اهدافی که با این متن پیشنهادی محقق میشوند، در حالی که ایران دستاوردهای خود را معلق میکند.
7 صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ منابع مبهم و مصارف تحت نظارت آمریکا
بند ششم پیشنویس به موضوع تشکیل صندوقی با حداقل منابع ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران اختصاص دارد. نبویان این بند را واجد ایرادات اساسی دانست:
تعهد بر فعل ثالث و ابهام در منابع:
در نسخههای جدید ذکر شده که آمریکا این منابع را به همراه «شرکای منطقهای خود» (عربستان و امارات) تامین خواهد کرد. این یعنی تعهد بر فعل ثالث؛ اگر فردا روزی این کشورها از واریز پول استنکاف کردند، هیچ تضمینی برای آمریکا وجود ندارد و واشنگتن مسئولیتی نمیپذیرد.
حق وتوی آمریکا در مصارف:
در متن آمده که مصارف این صندوق منوط به «توافق طرفین» است. وقتی مصرف پول نیازمند رضایت آمریکا باشد، واشنگتن شرط خواهد گذاشت که این پول نباید در پروژههای زیرساختی یا بخشهایی که مدنظر صنایع دفاعی است مصرف شود و باید به شرکتهای معرفیشده از سوی غرب واگذار گردد. در نتیجه، این صندوق نیز اهرمی برای نظارت بر اقتصاد داخلی ایران خواهد بود.
8 بندهای ۷ و ۸: استمرار تحریمها و مخدوش شدن استقلال هستهای
نبویان با ورود به بخش تحریمها و بندهای مربوط به حوزه فناوری هستهای تاکید کرد: «با امضای این متن، حتی در صورت اجرا، باز هم ساختار تحریمها باقی خواهد ماند.»
بند هفتم: قید «تحریمهای کنونی»
در بند هفتم آمده است که آمریکا متعهد میشود تمامی تحریمهایی را که ایران «اکنون با آن مواجه است» (شامل قطعنامههای شورای امنیت، شورای حکام آژانس، تحریمهای یکجانبه اولیه و ثانویه) به عنوان بخشی از توافق نهایی بردارد.
نبویان قید «اکنون با آن مواجه است» را یک تله حقوقی دانست؛ چراکه آمریکا تنها متعهد به رفع تحریمهای فعلی است و هیچ تعهدی وجود ندارد که فردا به بهانهای جدید، تحریمهای آینده را وضع نکند. از سوی دیگر، رفع قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام یک فرآیند پیچیده و چندساله است. حتی در حوزه دستورات اجرایی رئیسجمهور آمریکا نیز، سوابق نشان داده که شرکتهای خصوصی (مانند بوئینگ در قضیه قطعات هواپیما پس از توافق ژنو) به بهانه خصوصی بودن، از تعامل با ایران سر باز میزنند.
بند هشتم: چارچوب رضایتبخش با آمریکا
در بند هشتم آمده است: «ایران تمام مسائل مربوط به هستهای، غنیسازی و سرنوشت تمامی دیگر موارد مرتبط با هستهای را در یک چارچوب رضایتبخش با آمریکا در توافق نهایی مطرح میکند.»
نبویان با نقد این عبارت گفت: «عبارت “تمامی دیگر موارد مرتبط با هستهای” بسیار خطرناک است. این عبارت یعنی نه فقط غنیسازی، بلکه پزشکی هستهای، تولید رادیوداروها، نیروگاههای برق هستهای، کاربرد هستهای در کشاورزی و حتی رشتههای علمی هستهای در دانشگاهها، همگی باید به گونهای تنظیم شوند که رضایت طرف آمریکایی جلب شود. پذیرش این بند فراتر از تکالیف معاهده انپیتی (NPT) و به معنای مخدوش شدن استقلال علمی و فناوری کشور است.»
9 بندهای ۱۱ و ۱۳: تناقضات ساختاری در آزادسازی اموال مسدوده
یکی از مباحث فنی در این گزارش، رونمایی از تناقضات درونی متن پیشنویس در بندهای ۱۱ و ۱۳ بود.
بند یازدهم: آزادسازی نسیه اموال
در بند یازدهم مربوط به آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار اموال مسدوده ایران آمده است: «با توجه به پیشرفت مذاکرات بر سر توافق نهایی، پولها آزاد میشود.»
نبویان با نقد این بند گفت: «در نسخههای قبلی داشتیم که پس از امضای یادداشت تفاهم، ۱۲ میلیارد دلار آزاد میشود؛ اما آمریکا قبول نکرد و اکنون متن میگوید با “پیشرفت مذاکرات” پول آزاد میشود. پیشرفت یک واژه کیفی است و ملاک آن را آمریکا تعیین میکند. ما امتیاز نقد (باز کردن تنگه هرمز) را میدهیم، اما دریافت داراییهای خودمان را نسیه میکنیم. تجربه نشان داده تا زمانی که پول نقد پای پله هواپیما تحویل نشود، این آزادسازیها بیپشتوانه است.»
بند سیزدهم: ترتیبات اجرایی متناقض
بند سیزدهم مصوب میکند که ابتدا باید چهار بندِ ۴ (محاصره دریایی)، ۵ (تنگه هرمز)، ۱۰ (صادرات نفت) و ۱۱ (آزادسازی پولها) فوراً اجرا شوند و سپس مذاکرات روی سایر بندها آغاز شود.
نبویان تناقض این دو بند را اینگونه تشریح کرد:
طبق بند ۱۳، بند ۱۱ (آزادسازی پولها) باید در گام اول و پیش از آغاز مذاکرات ثانویه اجرا شود.
اما طبق خودِ بند ۱۱، آزادسازی پولها منوط به «پیشرفت مذاکرات ثانویه» شده است.
این تناقض به این معناست که در گام اول، تنگه هرمز بازگشایی میشود، اما پولی پرداخت نخواهد شد؛ چراکه پرداخت پول منوط به پیشرفت در مذاکراتی است که طبق بند ۱۳ هنوز آغاز نشده است. همچنین طبق بند ۱۳، مفاد دیگری مانند خاتمه جنگ (بند ۱)، عدم تعرض آمریکا (بند ۲) و رفع تحریمها (بند ۷) همگی به عنوان بندهای ثانویه به مذاکرات بعدی موکول شدهاند و هیچ ضمانت نقدی در گام اول ندارند.
10 بند ۱۴؛ بازتولید قطعنامه ۲۲۳۱ و چالشهای حقوقی آن
بند ۱۴ مصوب میکند که «توافق نهایی با یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد تایید خواهد شد.»
نبویان با یادآوری تجربه برجام، تایید توافق در شورای امنیت را واجد چالش ارزیابی کرد:
عدم پایبندی آمریکا:
قطعنامه ۲۲۳۱ نیز پشتوانه برجام بود، اما آمریکا به راحتی از آن خارج شد و زیر بار تعهدات نرفت.
تعهد یکطرفه:
هنگامی که یک توافق ذیل قطعنامه شورای امنیت میرود، برای ایران تعهد بینالمللی ایجاد میکند؛ حتی اگر آمریکا خارج شود و اروپا بدعهدی کند.
تسری به مسائل ثانویه:
وقتی متن ذیل قطعنامه برود، آمریکا به عنوان عضو دائم شورای امنیت میتواند مباحث موشکی و منطقهای را به عنوان ضمیمه به آن الصاق کند (مانند ضمیمه ب قطعنامه ۲۲۳۱). از آنجا که ایران عضو شورای امنیت نیست، در صورت مخالفت، با فعال شدن مکانیسمهای خودکار بازگشت تحریمها (اسنپبک) مواجه خواهد شد.
11 شروط چهارگانه پیشنهادی برای اصلاح پیشنویس
نبویان با تاکید بر اینکه مخالف اصل مذاکره نیست، بلکه دغدغه حفظ منافع ملی را دارد، تصریح کرد که اگر قرار است توافقی صورت گیرد، باید چهار شرط حقوقی صریح به عنوان تضامین واقعی به متن اضافه شود:
حق اقدام متقابل در تنگه هرمز:
در صورت عدم اجرای جزئی یا کلی توافق از سوی آمریکا، ایران مجاز به مسدودسازی کامل تنگه باشد.
حق برگشتپذیری هستهای:
در صورت نقض عهد طرف مقابل، ایران بتواند در هر نقطه و در هر سطحی به غنیسازی و ذخیرهسازی بپردازد.
تصویب در کنگره:
قبل از شروع اجرای تعهدات ایران، آمریکا ملزم باشد متن توافق را به تصویب کنگره برساند تا با تغییر رئیسجمهور ابطال نشود.
خروج مقاومت از لیست تروریستی:
آمریکا ملزم شود تمام اضلاع جبهه مقاومت را از ذیل عناوین تروریستی خارج کند تا بهانه حملات بعدی سلب شود.
وی تاکید کرد شأن ملتی که امروز در موقعیت اقتدار میدانی است، این نیست که با امضای متنی که آن را واجد خسارت میداند، دستاوردهای خود را مخدوش سازد.
12 تبیین مفهوم وحدت و تفاوت آن با سکوت در برابر ایرادات متن
در بخش پایانی برنامه، مقصودی به بیانات مقام معظم رهبری پیرامون ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از اختلافات غیرموجه اشاره کرد و نظر نبویان را پیرامون مرز میان وحدت و نقد کارشناسی جویا شد.
نبویان در پاسخ گفت: «حفظ وحدت به این معنا نیست که اگر در متن مذاکره خطایی رخ داد و امتیازاتی نظیر مدیریت تنگه هرمز یا تعلیق هستهای واگذار شد، ما سکوت کنیم. مراد رهبر انقلاب از حفظ وحدت، پرهیز از نزاع، بداخلاقی و توهین به مسئولان است. ما نباید به اشخاص اهانت کنیم؛ مذاکرهکنندگان مسئولین همین نظام هستند و ما کارها و متنها را نقد میکنیم، نه آدمها را. وحدت حقیقی حول منافع ملت و خطوط قرمز شکل میگیرد؛ اما ایجاد ترس و دوصدایی در برابر دشمن، صدمه زدن به استقامت جامعه است.»
13 جمعبندی و اعلام آمادگی برای گفتگوی تخصصی
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در پایان بار دیگر تاکید کرد که دغدغههای مطرحشده حاصل نقد ساختاری کلمات است. وی صراحتاً اعلام کرد: «من ۱۰۰ درصد آمادگی دارم تا در یک فضای علمی و تخصصی در همین استودیو، با هر یک از اعضای تیم مذاکرهکننده یا کارشناسانی که مدافع این متن هستند، به گفتگو و مباحثه دوطرفه بنشینم تا بندها و کلمات به دقت بررسی شوند.»