هبتالله آخوندزاده میان «عفو مخالفان» و «اطاعت مطلق»؛ پیام عیدی رهبر طالبان چه اهدافی را دنبال میکند؟
هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان در تازهترین پیام عیدی خود تلاش کرد همزمان دو روایت متفاوت را به نمایش بگذارد؛ از یکسو با دعوت مخالفان به بازگشت و تأکید بر «عفو عمومی»، چهرهای مصالحهجو از رژیم طالبان ارائه دهد و از سوی دیگر، با تکرار صریح ضرورت «بیعت و اطاعت از امیر»، بار دیگر بر تمرکز قدرت در رأس هرم رهبری این گروه تأکید کند.
این سخنان در شرایطی مطرح میشود که طالبان در آستانه پنجمین سال تسلط دوباره بر افغانستان، با چالشهای پیچیدهای چون اختلافات درونی، فشارهای بینالمللی، انزوای سیاسی، بحران اقتصادی و افزایش نارضایتیهای اجتماعی روبرو است. در چنین فضایی، پیام عیدی هبتالله تنها یک سخنرانی مذهبی یا تشریفاتی نبود، بلکه تلاشی هدفمند برای مدیریت همزمان چند بحران درونی و بیرونی تلقی میشود؛ پیامی که در آن هم مخالفان سیاسی مخاطب قرار گرفتند، هم فرماندهان و مقامهای ناراضی طالبان و هم افکار عمومی داخلی و خارجی.
دعوت مخالفان؛ تلاش برای نمایش ثبات سیاسی
رهبر طالبان در سخنرانی خود در مسجد عیدگاه قندهار از مخالفان خواست به افغانستان بازگردند و تأکید کرد که حکومت طالبان با آنان «تصفیهحساب» نخواهد کرد. او گفت: «این خاک، کشور شماست؛ برگردید.» هبتالله همچنین مدعی شد که طالبان تمامی اقدامات مخالفان در ۲۰ سال گذشته را «عفو» کرده است.
این نخستینبار نیست که مقامهای طالبان از «عفو عمومی» سخن میگویند، اما تکرار این پیام از سوی شخص رهبر طالبان، آن هم در یکی از مهمترین مناسبتهای مذهبی، حامل پیام سیاسی مهمی است. طالبان در سالهای اخیر همواره کوشیدهاند نشان دهند که افغانستان تحت حاکمیت آنان وارد مرحلهای از «ثبات» شده و دیگر زمینهای برای ادامه مخالفت سیاسی یا نظامی وجود ندارد.
با این حال، بسیاری از منتقدان و نهادهای حقوق بشری معتقدند فاصله زیادی میان شعار «عفو عمومی» و وضعیت واقعی در افغانستان وجود دارد. گزارشهای منتشرشده از سوی سازمانهای بینالمللی بارها از بازداشت، ناپدیدشدن، فشار بر نظامیان پیشین، محدودیت بر فعالان مدنی و سرکوب منتقدان سخن گفتهاند؛ موضوعی که باعث شده بخشی از مخالفان طالبان نسبت به تضمینهای امنیتی این گروه بیاعتماد باقی بمانند.
روایت طالبان از جنگ؛ تلاش برای بازتعریف گذشته
هبتالله در بخش دیگری از سخنانش مدعی شد که طالبان در دوران جنگ، قصد کشتن افغانها را نداشته و هدف اصلی این گروه «مبارزه با اشغالگران» بوده است. این در حالی است که جنگ بیستساله افغانستان یکی از خونینترین دورههای تاریخ معاصر کشور به شمار میرود.
بر اساس آمار نهادهای بینالمللی، دهها هزار نیروی امنیتی افغانستان و هزاران غیرنظامی در حملات انتحاری، انفجارها و درگیریهای مرتبط با طالبان کشته شدند. بخش عمدهای از این حملات را طالبان بر عهده گرفته بود؛ حملاتی که بسیاری از آنها مراکز شهری، مساجد، مکاتب، شفاخانهها و تجمعهای غیرنظامی را هدف قرار میداد.
تحلیلگران میگویند تأکید دوباره رهبر طالبان بر «ضد اشغال بودن جنگ» بخشی از تلاش این گروه برای بازسازی مشروعیت سیاسی و مذهبی خود است؛ بهویژه در شرایطی که طالبان اکنون از یک گروه شورشی به یک حکومت رسمی تبدیل شده و ناگزیر است گذشته جنگی خود را در قالبی متفاوت روایت کند.
«اطاعت از امیر»؛ مهمترین بخش پیام هبتالله
با وجود دعوت از مخالفان، بخش اصلی و پررنگ سخنان رهبر طالبان به موضوع «اطاعت» اختصاص داشت. هبتالله آخندزاده گفت مسلمانان برای حفظ اتحاد نیازمند «امیر» هستند و تأکید کرد: «کسی که بدون بیعت و اطاعت از امیر بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است.»
او همچنین هشدار داد که نافرمانی از رهبری میتواند باعث ایجاد «فتنه» و فروپاشی نظام شود. این سخنان ادامه مواضعی است که هبتالله طی سالهای اخیر بارها مطرح کرده است. او پیشتر نیز اطاعت از اوامر خود را «مانند اطاعت از خدا و رسول» توصیف کرده و مخالفت با دستوراتش را نوعی نافرمانی دینی دانسته بود.
تکرار چنین مواضعی نشان میدهد که مسئله «انسجام درونی طالبان» اکنون به یکی از مهمترین دغدغههای رهبر این گروه تبدیل شده است.
شکافهای داخلی طالبان؛ بحران پنهان قدرت
در ظاهر، طالبان تلاش میکند تصویری یکپارچه از ساختار حاکم ارائه دهد، اما طی دو سال گذشته نشانههای اختلاف در میان رهبران ارشد این گروه آشکارتر شده است. چهرههایی چون سراجالدین حقانی، محمدیعقوب مجاهد و عباس استانکزی در موارد مختلف نسبت به برخی سیاستهای رهبر طالبان انتقاد کردهاند؛ بهویژه در زمینه محدودیت آموزش دختران، انزوای بینالمللی و شیوه اداره حکومت.
برخی گزارشها حاکی از آن است که بخشی از رهبران طالبان معتقدند سیاستهای سختگیرانه هبتالله باعث تشدید انزوای افغانستان و کاهش شانس به رسمیت شناخته شدن رژیم طالبان شده است. در مقابل، حلقه نزدیک به رهبر طالبان بر حفظ ساختار متمرکز و اجرای سختگیرانه دیدگاههای ایدئولوژیک تأکید دارد.
در چنین فضایی، تحلیلگران معتقدند تأکید مکرر هبتالله بر «بیعت» و «اطاعت»، بیش از آنکه خطاب به مخالفان بیرون از طالبان باشد، پیامی مستقیم به بدنه داخلی این گروه و مقامهایی است که نشانههایی از نارضایتی یا فاصلهگرفتن از سیاستهای رهبری بروز دادهاند.
طالبان و بحران مشروعیت
چهار سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، حکومت این گروه هنوز از سوی هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده است. محدودیت گسترده علیه زنان، بستهماندن مکاتب دخترانه، محدودیت رسانهها، سرکوب مخالفان و بحران انسانی، افغانستان را در وضعیت دشواری قرار داده است.
در چنین شرایطی طالبان نیاز دارد همزمان چند تصویر را مدیریت کند: در داخل، نمایش اقتدار و کنترل؛ و در خارج نمایش ثبات و آمادگی برای مصالحه. پیام عیدی هبتالله را میتوان تلاشی برای تحقق همین هدف دوگانه دانست.
این در حالیست که پیام عیدی هبتالله آخندزاده بیش از آنکه صرفاً یک سخنرانی مذهبی باشد، بیانیهای سیاسی درباره وضعیت کنونی طالبان بود؛ پیامی که هم دعوت به بازگشت مخالفان را در خود داشت و هم هشدار نسبت به هرگونه نافرمانی در درون ساختار قدرت.
تکرار تأکید بر «اطاعت مطلق» نشان میدهد که رهبر طالبان بیش از هر زمان دیگری نگران شکافهای داخلی و کاهش انسجام در بدنه این گروه است؛ شکافهایی که در صورت تشدید، میتواند به مهمترین چالش سیاسی طالبان در سالهای آینده تبدیل شود.