افسران و سربازان صهیونیست: وضعیت ارتش در لبنان وخیم است
افسران و سربازان ارتش اشغالگر که در تجاوز علیه لبنان شرکت دارند، در جلسات غیرعلنی میگویند که دستورالعملهای صادره از سوی مقامات سیاسی، در چارچوب آتشبس، خنثی کردن تهدیدات در منطقه، از جمله هدف قرار دادن سایتهای پرتاب موشک حزبالله را برای آنها دشوار میکند.
برخی معتقدند که رژیم صهیونیستی در حال غرق شدن بیشتر در باتلاق لبنان است و این وضعیت را با وضعیت نوار غزه مشابه میدانند. طبق اظهارات آنها که روز پنجشنبه توسط روزنامه عبری هاآرتص گزارش شد، این دشواری به ویژه در منطقه شمال رودخانه لیطانی، جایی که نیروها بیشترین حملات علیه خود را دریافت میکنند، مشهود است.
افسرانی که رهبری جنگ در لبنان را بر عهده دارند، ادعا میکنند که از حمله به زیرساختهای حزبالله، سایتهای پرتاب موشک یا انبارهای سلاح در شمال لیطانی منع شدهاند، مگر اینکه عوامل حزبالله در منطقه مشاهده شوند یا تهدیدی مستقیم برای آنها ایجاد شود.
افسران ادعا میکنند که در نتیجه این محدودیت، بسیاری از فرصتهای عملیاتی، حتی زمانی که اطلاعات مربوط به مکانهای مورد استفاده برای آمادهسازی پرتاب موشک علیه نیروهای صهیونیست در داخل خاک لبنان یا به سمت جبهه داخلی اسرائیل در دسترس است، بدون استفاده باقی میمانند.
برخی اظهار داشتند که چندین تهدید علیه نیروها تنها در چند کیلومتری شمال رودخانه لیطانی شناسایی شده است. یکی دیگر از فرماندهان افزود: «خط تعیینشده، واقعیت عملیاتی را منعکس نمیکند.» در حالی که بخش عمده فعالیت نیروی هوایی اسرائیل در روزهای نبرد قبل از آتشبس متوجه تجاوز علیه ایران بود و نیروهای اشغالگر با پشتیبانی هوایی محدود در لبنان مانور میدادند، افسران ارشد اظهار داشتند که حتی اکنون نیز این نیروها مجبورند بدون پشتیبانی هوایی گسترده فعالیت کنند.
آنها ادعا کردند که پس از آتشبس در لبنان، نیروی هوایی عمدتاً در مواقع اضطراری فعال میشود، اغلب زمانی که سربازان نیاز به تخلیه دارند یا درگیر نبرد مستقیم هستند. این مقررات استفاده از آتش پشتیبانی را محدود میکند، بنابراین حتی زمانی که قصد پرتاب موشک از فاصله دور تشخیص داده میشود، انجام حمله هوایی برای خنثی کردن آن دشوار است.
یک منبع نظامی گفت: «تا زمانی که هواپیماها برسند، اپراتورهای (موشکها یا پهپادها) از قبل آنجا را ترک کردهاند.» وی افزود: «به همین دلیل ترجیح داده میشود که اجازه حمله داده نشود.»
این شهادتها، ناامیدی فرماندهان میانی و میدانی را آشکار میکند که موظفند به سربازان توضیح دهند که چرا به اهداف مشخص شده حمله نمیشود. یکی از افسران، وضعیت فعلی لبنان را به جنگ غزه در زمانی که حماس اسیران را در اختیار داشت، تشبیه کرد.
به گفته وی، حتی در آن زمان نیز به نیروها دستور داده شده بود که خویشتنداری عملیاتی داشته باشند و از حمله به اهداف خاص خودداری کنند.
وی افزود: «در آنجا، هدف محافظت از جان اسیران ما بود. در اینجا، محدودیتها متفاوت است و ما در حال تطبیق با این محدودیتها هستیم و در عین حال ایمنی نیروهای خود را تا حد امکان حفظ میکنیم.» ارتش اسرائیل تهدید پهپادها بر فراز منطقه جنگی در جنوب لبنان را یکی از چالشهای اصلی نبرد میداند، اما فرماندهان میدانی تأکید میکنند که کشندهترین تهدید همچنان موشکهای ضد تانک است.
«اوری میسگاو»، خبرنگار، در مقالهای در همان روزنامه، به شهادت افسران و سربازان ارتش اسرائیل اشاره کرد که تأیید کردند وضعیت ارتش در لبنان وخیم است. به گفته نویسنده، مجموع این اظهارات و ارزیابیها، یادآور ماههای طولانی فرسایش دردناک سربازان در غزه و تا حدودی، واقعیت ناکارآمد «منطقه حائل» در لبنان است.
نویسنده خاطرنشان کرد که تخریب روستاها، خانهها و پلها در لبنان با استقبال یا حداقل بیتفاوتی در اسرائیل روبهرو میشود، به این بهانه که آنها «زیرساختهای تروریستی» را تشکیل میدهند، همانطور که در غزه، خان یونس و رفح اتفاق افتاد. «اما در لبنان، ما علاوه بر آسیب رساندن به جمعیت غیرنظامی، در مورد قلمرو یک کشور مستقل صحبت میکنیم، اما هیچ بحثی در مورد این موضوع - نه به دلایل اخلاقی، یا عملیاتی - وجود ندارد.
نویسنده خاطرنشان کرد که همان رویکردی که در غزه استفاده شد، اکنون در جنوب لبنان نیز به کار گرفته میشود: «پیمانکاران خصوصی از هر ساختمانی که تخریب میشود سود هنگفتی میبرند و سربازان اسرائیلی در حالی که در معرض آتش حزبالله هستند، از آنها محافظت میکنند.»
یک افسر ارشد نیروهای اسرائیلی که در لبنان میجنگند، وضعیت را خلاصه کرد و گفت: «نیروهای زمینی خسته و فرسوده شدهاند و سیستم ذخیره تحت فشار و محدود است.»
او افزود: «ما امتیاز میدهیم، سازش میکنیم و چشمپوشی میکنیم.» او توضیح داد که به دلیل کمبود سرباز، گروههایی از سربازان جوان که از دورههای آموزشی اخراج شدهاند، برای پیوستن به گردانهای رزمی به خطوط مقدم اعزام میشوند. در هر صورت، ارتش عملاً قادر به ابتکار عمل و مانور نیست. مواضع نظامی و مناطق تجمع نیروها برای حزبالله شناخته شده است و توسط پهپادها رصد میشود، همانطور که کاروانهای در حال حرکت در منطقه و بولدوزرهای سنگین مورد استفاده برای کارهای تخریب نیز شناخته شده هستند.
نویسنده به گزارشهایی از تصادفات میدانی اشاره میکند که نشان میدهد این تصادفات ناشی از خستگی، رانندگی نامناسب، اشتباهات حرفهای، واژگونی خودرو، تصادف و عدم رعایت اقدامات ایمنی اولیه مانند بستن کمربند ایمنی هستند. در همین حال، سخنگوی ارتش وقتی از «مانور پنج لشکر در شمال» خبر میدهد، تصویر دقیقی از وضعیت ارائه نمیدهد، که اشاره به جبهه لبنان دارد، زیرا یکی از این پنج لشکر در واقع تنها یک تیپ در میدان نبرد دارد و حتی آن تیپ نیز با کمبود نیروی انسانی در حال فعالیت است. علاوه بر این، در حال حاضر هیچ برنامه عملیاتی مشخصی برای رفع تهدیدات وجود ندارد.
نویسنده به نقل از یکی از مخاطبان خود با عصبانیت میگوید: «ارتش اسرائیل به مردم اسرائیل دروغ میگوید» و میافزاید: «ما برای خشنود کردن جنبش مذهبی-قومیگرا بمبگذاری میکنیم و خانهها را فقط برای خشنود کردن (وزیر) اوریت استروک تخریب میکنیم.»
این مقاله که بر اساس شهادت سربازان و افسران تهیه شده است، نتیجه میگیرد که «ستاد کل ارتش اسرائیل تحت رهبری سیاسی ضعیف و کوتهبینی قرار دارد. بنابراین، اسرائیل و سربازانش بار دیگر خود را در باتلاق لبنان میبینند، به رهبری نخستوزیری که بیکفایت و بیمار توصیف شده است، و وزیر جنگی که تلاشهای خود را وقف توزیع مناصب به اعضای حزب لیکود در وزارت جنگ کرده است، در حالی که در مورد آتشی که سروهای لبنان را خواهد سوزاند، اظهارات پوچ و توخالی میکند.»