تروریسم کلامی ترامپ | چرا ترامپ مدام فحاشی میکند؟ | زبان خشونتآمیز به بخش ثابت و کاملا بیفایده سیاست ترامپ تبدیل شده است
مقاله نشریه فارین پالیسی با عنوان «ترورِ خطابی ترامپ» استدلال میکند که زبان و ادبیات خشونتآمیز در سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ به یک ابزار محوری تبدیل شده است؛ ابزاری که نهتنها برای توجیه اقدامات نظامی، بلکه برای شکلدهی به درک عمومی از جنگ به کار گرفته میشود.
به گزارش خبرفوری به نقل از فارین پالیسی، نویسنده تأکید میکند که این نوع بیان، صرفا «لحن تند» نیست، بلکه نوعی چارچوبسازی آگاهانه است که خشونت را عادیسازی میکند. در این چارچوب، حملات نظامی، بمباران زیرساختها و حتی تهدید به نابودی کامل یک کشور، نه بهعنوان اقدامات استثنایی، بلکه بهعنوان گزینههایی مشروع و حتی ضروری معرفی میشوند.
به ادعای این پایگاه خبری این رویکرد بهویژه در قبال ایران برجسته است. ترامپ بارها تهدید کرده که در صورت عدم تمکین تهران، زیرساختهای حیاتی این کشور از نیروگاهها تا شبکههای حملونقل هدف حملات گسترده قرار خواهند گرفت. چنین مواضعی با انتقادهای شدید داخلی و بینالمللی مواجه شده و برخی آن را مصداق بالقوه «جنایت جنگی» دانستهاند، زیرا هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی میتواند پیامدهای انسانی گسترده داشته باشد.
بیشتر بخوانید:
عکس لو رفته از ترخیص ترامپ از بیمارستان | شواهد غیرمعمول از غیبت یک دیوانه
تلاش کاخسفید برای حذف ویدئوی جنجالی ترامپ | ترامپ در ناهار خصوصی عید پاک چه گفت؟
در این میان، نقش پیت هگست نیز قابلتوجه است. او بهعنوان وزیر دفاع، نهتنها از این لحن حمایت کرده، بلکه آن را تشدید کرده است. اظهارات او درباره «بزرگترین موج حملات» و تأکید بر اینکه جنگ باید بدون محدودیتهای سنتی پیش برود، نشاندهنده تغییر در رویکرد کلاسیک آمریکا نسبت به قواعد درگیری است.
مقاله همچنین این زبان را در بستر وسیعتر سیاست خارجی ترامپ بررسی میکند؛ از ایران گرفته تا ونزوئلا و کوبا. در مورد ونزوئلا، دولت آمریکا با ادبیاتی مشابه، اقدامات خود را در قالب مبارزه با «تروریسم مواد مخدر» توجیه کرده و حتی از اصطلاحاتی استفاده کرده که مخالفان آن را نوعی مشروعیتبخشی به مداخله نظامی میدانند.
در قبال کوبا نیز، سیاستهای سختگیرانه شامل محاصره نفتی و قرار دادن این کشور در فهرست حامیان تروریسم با زبانی همراه شده که تهدید و اجبار را بهعنوان ابزارهای عادی دیپلماسی معرفی میکند.
نویسنده استدلال میکند که این الگو، چیزی فراتر از سیاستگذاری است؛ بلکه نوعی «نمایش قدرت» است که برای مخاطبان داخلی طراحی شده است. بهویژه پایگاه سیاسی ترامپ، این صراحت و خشونت کلامی را نشانهای از قاطعیت و صداقت میداند، حتی اگر پیامدهای واقعی آن در میدان جنگ بسیار پیچیدهتر باشد.
یکی از نکات کلیدی مقاله این است که چنین زبانی میتواند مرز میان گفتار و عمل را کمرنگ کند. وقتی تهدید به نابودی کامل یک کشور یا بمباران گسترده بهطور مکرر مطرح میشود، این خطر وجود دارد که این ایدهها بهتدریج از سطح «خطاب سیاسی» به «سیاست عملی» منتقل شوند.
در عین حال، منتقدان هشدار میدهند که این رویکرد میتواند نظم بینالمللی را تضعیف کند. نادیده گرفتن قواعد حقوق بشردوستانه و تضعیف نهادهای بینالمللی همگی میتوانند به افزایش تنشها و کاهش امکان حلوفصل دیپلماتیک منجر شوند.
مقاله نتیجهگیری میکند که «ترور خطابی» یعنی استفاده سیستماتیک از زبان خشونت به بخشی جداییناپذیر از سیاست خارجی ترامپ تبدیل شده است. این زبان نهتنها بازتابدهنده سیاستهاست، بلکه خود به شکلدهی آنها کمک میکند؛ بهگونهای که مرز میان گفتار، تبلیغات و اقدام نظامی بیش از پیش محو میشود.
لعنت به طرفداران جنگ