در تحلیلی درباره مسیر تازه اپوزیسیون ایرانی
روزنامه فرهیختگان: ترامپ رهبر رهایی ایران نخواهد بود
روزنامه «فرهیختگان» در تحلیلی به بررسی مسیر تازه اپوزیسیون ایرانی و تلاشهای آن برای سوق دادن ایالات متحده به تقابل نظامی با ایران پرداخته است که بخشی از آن را میخوانید.
روزنامه «فرهیختگان» در تحلیلی به بررسی مسیر تازه اپوزیسیون ایرانی و تلاشهای آن برای سوق دادن ایالات متحده به تقابل نظامی با ایران پرداخته است. در ادامه، برشی از یادداشت علی مزروعی، خبرنگار فرهیختگان را میخوانید.
اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور پس از شکست پروژههای آشوب و ناتوانی در جلب حمایت مردمی اکنون فشار سیاسی و تبلیغاتی بر ایالات متحده برای حمله نظامی به ایران را در دستور کار قرار داده است. این گروهها با وجود آگاهی نسبی از پیامدهای فاجعهبار جنگ در منطقه باز هم مداخله نظامی خارجی را مطلوبترین راهحل برای تحقق اهداف سیاسی خود معرفی میکنند.
آنان تلاش میکنند ترامپ را مانند یک فرمانده آزادیبخش یا رهبر عملیات رهایی ایران معرفی کنند؛ تصویری که با نتایج دخالتهای نظامی آن کشور در جهان سازگار نیست. البته آنها در ایامی، سراغ شخصیتهایی حقیرتر از ترامپ هم رفتهاند. تیرماه ۱۴۰۰ گروهی موسوم به «فرشگرد» که هدفشان پادشاهی رضا پهلوی است، دست به قلم بردند و از نفتالی بنت نخستوزیر رژیمصهیونیستی خواستند تا منجیشان شود.
ترامپ برخلاف تصور این گروهها اکنون تجربههای امنیتی دوره پیشین و پیامدهای سنگین درگیری مستقیم یا غیرمستقیم با ایران را در اختیار دارد. در ماجرای جنگ دوازدهروزه آمریکا که در ابتدا موضع تهاجمی و قاطع در مورد براندازی گرفت، پس از پاسخ ایران و هدف قرار گرفتن پایگاه العدید در قطر و همچنین مراکز مهم نظامی، اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل، ترامپ عملاً از پیگیری ادعای براندازی فاصله گرفت و تهاجم به مراکز هستهای را هدف تهاجم نظامی عنوان کرد تا نشان دهد از موضع حداکثری خود در ابتدای جنگ عقب نشسته است. این تجربه برای ترامپ و تیم امنیتیاش درس مهمی بود. ایران کشوری نیست که بتوان با آن مانند بسیاری از کشورهای منطقه برخورد کرد. توان دفاعی و ظرفیت پاسخگویی ایران هر نوع حمله احتمالی را با هزینههایی غیرقابل پیشبینی همراه میکند.
نتیجۀ اعتماد به غرب و چشمپوشی از توان دفاعی
اوکراین سالها تحت تشویق غرب به دنبال پیوستن به ناتو بود. مسیری که روسیه بارها اعلام کرده بود خط قرمز امنیتی آن است. آمریکا به کییف وعده داده بود که از آن کشور در برابر خطرات احتمالی حمایت خواهد کرد. این وعدهها زمینهساز تصمیمهای کلیدی اوکراین در گذشته از جمله کنار گذاشتن تسلیحات هستهای شد که بهعنوان یکی از بزرگترین تضمینهای امنیتی آن کشور عمل میکرد. این رویکرد باعث شد پس از جنگی که در سالهای اخیر آغاز شد، اوکراین به یکی از ویرانشدهترین کشورهای اروپا تبدیل شود.
تجربۀ دخالتهای نظامی آمریکا
آمریکا در هیچیک از مداخلات خود در منطقه صلح پایدار، توسعه سیاسی یا رفاه برای مردم نیاورده است. کشورهایی مانند افغانستان، عراق، لیبی و سوریه شاهدی روشن بر این موضوع هستند. افغانستان پس از حمله آمریکا به مدت بیست سال درگیر ناامنی و بیثباتی شد و درنهایت پس از خروج آمریکا دوباره به دست طالبان بازگشت، بدون آنکه آمریکا دولت پایدار یا امنیت اجتماعی پایدار در آن ایجاد کرده باشد. عراق نیز پس از حمله سال ۲۰۰۳ وارد چرخهای از خشونت، درگیریهای داخلی، تجزیهطلبی، ظهور داعش و بیثباتی سیاسی شد.
لیبی، مداخله ناتو با حمایت فعال آمریکا منجر به سقوط دولت مرکزی شد، اما سرزمین لیبی از آن روز به بعد همچنان درگیر جنگ داخلی و بیثباتی است و به محل حضور گروههای مسلح و قاچاقچیان انسان تبدیل شده است. در سوریه نیز دخالت آمریکا و متحدانش برای برچیدن دولت مرکزی منجر به گسترش تروریسم و فرسایش منابع ملی سوریه شد. آمریکا البته از این وضعیت سود برده و نفت سوریه را به نفع خود قاچاق میکند.
شاید عامل رهایی نباشد اما قطعا می تواند عامل بدبختی باشد
خدا کریمه.
ترامپ سگ کیه بابا
لابدمیرسلیم وبقیه مجلس نشینان عامل نجات مردمن