ترکیه و عراق دست به کار شدند؛ آغاز عصر صادرات نفت بدون تنگه هرمز؟/ کارت فشار نظامی و ژئوپلیتیک ایران در حال سوختن است؟

بسته شدن تنگه هرمز در جریان جنگ، اگرچه در کوتاه‌مدت به عنوان مهم‌ترین اهرم فشار ایران عمل کرد، اما همزمان کشور‌های منطقه را به سمت ساخت مسیر‌های جایگزین برای صادرات انرژی سوق داد. اکنون با شتاب گرفتن پروژه‌های جدید نفتی و ترانزیتی، این پرسش مطرح است که آیا مهم‌ترین برگ برنده ژئوپلیتیک ایران در حال از دست دادن اثرگذاری خود است؟

ترکیه و عراق دست به کار شدند؛ آغاز عصر صادرات نفت بدون تنگه هرمز؟/ کارت فشار نظامی و ژئوپلیتیک ایران در حال سوختن است؟

 همزمان که دونالد ترامپ مدعی مذاکره با ایران و نزدیکی توافق و باز شدن تنگه هرمز است، شاهد تحولاتی هستیم که گویی از بی‌اثر شدن ابزار راهبردی ایران در جنگ اخیر یعنی بستن تنگه هرمز، حکایت دارد.

تحولات نظامی و درگیری‌های جاری میان ایران و ایالات متحده در پهنه خلیج فارس، بار دیگر تنگه هرمز را به التهاب‌آورترین نقطه در نقشه انرژی جهان تبدیل کرد. اقدام ایران در بستن و اعمال محدودیت‌های شدید بر عبور و مرور از این آبراه استراتژیک در جریان جنگ، اگرچه در کوتاه‌مدت به عنوان سنگین‌ترین کارت فشار نظامی و ژئوپلیتیک کشور برای تقابل با فشار‌های واشنگتن به کار گرفته شد و شوک‌های بزرگ قیمتی به بازار‌های جهانی وارد ساخت، اما در ابعاد کلان اقتصادی، پیامد‌های غیرقابل بازگشتی را به همراه داشت.

توقف ناگهانی صادرات نفت از این گلوگاه و زمین‌گیر شدن بخش عمده‌ای از نفتکش‌ها در پهنه خلیج فارس، تمامی کشور‌های خریدار و تولیدکننده را به صراحت متوجه این واقعیت کرد که وابستگی مطلق به هرمز می‌تواند کل زیرساخت اقتصادی آنها را در یک شب فلج کند.

با فروکش کردن نسبی آتش درگیری‌های حاد نظامی و ورود منطقه به یک وضعیت شکننده، اکنون چهره دیگری از این منازعه رخ نشان داده است. بازار‌های جهانی و همسایگان پیرامونی، به جای انتظار برای تثبیت امنیت در هرمز، به سرعت به سمت گزینه‌های جایگزین حرکت کرده‌اند. تازه‌ترین اخبار و توافقات نفتی در منطقه نشان می‌دهد که بازیگران کلیدی بدون فوت وقت در حال پی‌ریزی شریان‌های جدیدی هستند تا در درگیری‌های احتمالی آینده، شریان اقتصادی خود را از دسترس تهدیدات نظامی خلیج فارس خارج کنند.

همین چند روز پیش بود که سخنان و توافقات جدید وزیر انرژی ترکیه، پرده از یک آرایش تازه و نگران‌کننده برداشت. توافق آنکارا و بغداد برای امضای قرارداد جدید نفتی و برنامه جامع آنها برای افزایش ظرفیت خطوط جایگزین تا سطح ۲.۵ میلیون بشکه در روز، زنگ خطری جدی برای موقعیت ژئوپلیتیک ایران است. وقتی همسایگان شمالی و غربی ما در میان داد و ستد‌های دیپلماتیک، برای خروج کامل از انحصار هرمز برنامه‌ریزی عملیاتی می‌کنند، مشخص می‌شود که مسابقه منطقه‌ای برای دور زدن جغرافیا و نفوذ استراتژیک ایران با سرعتی بی‌سابقه در جریان است.

ترکیه و عراق، پروژه کاهش وابستگی به تنگه هرمز را کلید زدند

خبر رسمی امضای توافقنامه یک‌ساله میان آنکارا و بغداد برای استفاده و بازسازی خط لوله نفتی کرکوک-جیهان، گامی کاملاً عملیاتی در پاسخ به بحران بسته شدن تنگه هرمز در طول درگیری‌های اخیر بود. «آلپ‌آرسلان بایراکتار»، وزیر انرژی ترکیه، پس از دیدار‌های فشرده با مقامات نفتی عراق صراحتاً اعلام کرد که تحولات ماه‌های گذشته و اختلال در دریانوردی خلیج فارس اثبات کرد که جهان و منطقه نیازمند مسیر‌های امن و جایگزین برای صادرات انرژی هستند. بر اساس این توافق جدید، صادرات نفت عراق از طریق خط لوله خشکی به سمت بندر جیهان ترکیه بلافاصله تا سطح ۷۵۰ هزار بشکه در روز احیا می‌شود.

اما ابعاد خبری این رویداد تنها به این حجم از صادرات محدود نمی‌شود. وزیر انرژی ترکیه مشخصاً از طرحی کلان‌تر برای توسعه زیرساخت‌ها سخن گفته است که هدف آن کشیدن خطوط لوله جدید از حقول نفتی بصره در جنوب عراق تا مرز‌های ترکیه و در نهایت رساندن ظرفیت ترانزیت به ۲.۵ میلیون بشکه در روز است. این پروژه موازی که در قالب «مسیر توسعه» شامل خطوط ریلی و جاده‌ای پیش می‌رود، در نظر دارد کل جریان صادراتی جنوب عراق و حتی سایر کشور‌های حوزه خلیج فارس را بدون نیاز به ورود به خلیج فارس و تنگه هرمز، به ساحل مدیترانه و بازار‌های اروپایی متصل کند. اتخاذ چنین تصمیمی از سوی ترکیه و عراق، پیام روشنی دارد؛ این‌که همسایگان ایران تداوم تنش‌های نظامی در هرمز را برنمی‌تابند و آماده‌اند با صرف هزینه‌های سنگین، اتکای خود به جغرافیای خلیج فارس را برای همیشه قطع کنند.

عربستان سعودی در جریان درگیری‌های اخیر، ظرفیت خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری «شرق به غرب» خود را به حداکثر رساند تا روزانه میلیون‌ها بشکه نفت را از حقول شرقی مستقیم به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کند و بدون عبور از گلوگاه هرمز به دست خریداران برساند

مسابقه کشور‌های حاشیه خلیج فارس برای بی‌اثر کردن تنگه هرمز

اقدامات شتابان ترکیه و عراق در واقع در ادامه روندی است که کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس در طول ماه‌های جنگ و بسته شدن هرمز با تمام توان پیش برده‌اند. اخبار جابه‌جایی‌های نفتی در طول بحران نشان داد کشور‌هایی که از سال‌ها قبل زیرساخت‌های صادراتی خارج از هرمز را ایجاد کرده بودند، توانستند آسیب‌های ناشی از توقف دریانوردی در تنگه را به حداقل برسانند.

عربستان سعودی در جریان درگیری‌های اخیر، ظرفیت خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری «شرق به غرب» خود را به حداکثر رساند تا روزانه میلیون‌ها بشکه نفت را از حقول شرقی مستقیم به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کند و بدون عبور از گلوگاه هرمز به دست خریداران برساند. امارات متحده عربی نیز خط لوله حبشان-فجیره را با تمام ظرفیت به کار گرفت و بخش اعظم صادرات خود را از طریق بندر فجیره در ساحل دریای عمان، خارج از محدوده خطر خلیج فارس، به نفتکش‌های بین‌المللی تحویل داد. در همین حال، عمان با توسعه بنادر صحار و الدقم در ساحل اقیانوس هند، به یک مرکز امن برای ذخیره‌سازی و بارگیری نفت تبدیل شد. پیام این تحولات میدان نبرد و بازار انرژی یک چیز بیشتر نیست: کشور‌های منطقه زیرساخت‌های حیاتی خود را ایمن کرده‌اند و در درگیری‌های بعدی، این ایران خواهد بود که بیشترین فشار ناشی از مسدود بودن هرمز را تحمل خواهد کرد.

آیا تنگه هرمز در حال از دست دادن ارزش راهبردی خود است؟

بزرگ‌ترین خطای محاسباتی در تحلیل‌های اداری و رسمی این است که تصور شود ارزش استراتژیک یک آبراه برای همیشه دست‌نخورده باقی می‌ماند. منطق بازار و سرمایه‌گذاری بین‌المللی، ریسک‌های مداوم نظامی، جهش‌های سرسام‌آور نرخ بیمه کشتی‌رانی و احتمال توقیف یا انهدام شناور‌ها را برنمی‌تابد. هنگامی که در جریان یک جنگ، تنگه هرمز برای مدتی بسته می‌شود، شرکت‌های بزرگ نفتی و کشور‌های خریدار مجبور می‌شوند خطوط جایگزین را جایگزین فرض‌های قبلی کنند.

تحلیل‌گران رسانه‌های بین‌المللی و موسسات ردیابی نفتکش‌ها تاکید می‌کنند خطوط لوله‌ای که در زمان بحران‌ها احداث یا فعال می‌شوند، پس از پایان درگیری‌ها نیز به کار خود ادامه می‌دهند؛ چرا که مالکان آنها هزینه‌های اولیه را پرداخته‌اند و دیگر حاضر نیستند شریان حیاتی خود را مجدداً به دست حوادث غیرقابل پیش‌بینی در خلیج فارس بسپارند. ادامه این روند تصاعدی، اهرم تاریخی ایران را بی‌اثر می‌کند. اگر هرمز از یک شاهراه بی‌جایگزین به یک مسیر فرعی یا «یکی از چند مسیر موجود» تنزل یابد، کارت فشار ایران در معادلات بین‌المللی باطل شده و کشور عملاً در یک انزوای ترانزیتی و اقتصادی شدید قرار خواهد گرفت.

تحریم، تنش و عقب‌ماندگی؛ چرا ایران از رقابت منطقه‌ای جا ماند؟

تاسف‌بارتر این‌که در تمام سال‌هایی که کشور‌های پیرامونی در حال تکمیل شبکه خطوط لوله شرق-غرب، بندر فجیره و پروژه‌های عراق-ترکیه بودند، سیاست خارجی و اقتصادی ایران تحت فشار تحریم‌های همه‌جانبه و تنش‌های مداوم قرار داشت. این شرایط ساختاری باعث شد که حتی پروژه‌های پدافندی و ترانزیتی داخلی مانند خط لوله گوره-جاسک نتوانند به ظرفیت تجاری پایدار و کامل دست یابند تا ایران نیز بتواند صادرات خود را به خارج از هرمز منتقل کند.

امروز ایران با واقعیت‌های سختی روبه‌روست. نادیده گرفتن تصمیمات عمل‌گرایانه همسایگان و دل‌بستن به تحلیل‌های قدیمی، واقعیت‌های بازار انرژی را تغییر نمی‌دهد. وقتی آنکارا، بغداد، ریاض و ابوظبی با هماهنگی کامل در حال ترسیم نقشه جدید ترانزیت بدون هرمز هستند، نشان می‌دهد که زمان اصلاً به نفع تداوم بلاتکلیفی و انزوا نیست. بی‌پاسخ گذاشتن این تغییر آرایش منطقه‌ای، فرصت‌های بازسازی اقتصادی کشور را برای یک نسل به باد خواهد داد.

چگونه می‌توان تنگه هرمز را دوباره به یک مزیت اقتصادی تبدیل کرد؟

برای جبران این عقب‌ماندگی ژئوپلیتیک و بازگرداندن اعتبار استراتژیک به کشور، تنها یک راه نجات وجود دارد و آن هم تغییر ریل اساسی در دیپلماسی و سیاست خارجی است. ایران پیش از هر چیز نیازمند دستیابی به یک توافق دیپلماتیک جامع، پایدار و معقول است؛ توافقی که بتواند علاوه بر رفع تحریم‌های ظالمانه و پایان دادن به سایه شوم درگیری‌های نظامی، امنیت دریانوردی و تجارت را در منطقه بازگرداند. گشایشی دیپلماتیک که منافع آن مستقیماً در سفره، معیشت و آرامش مردم ایران احساس شود.

در گام بعدی، نگاه به تنگه هرمز باید از یک «اهرم تهدید و انسداد» به یک «محور همگرایی و ترانزیت امن اقتصادی» تغییر یابد. امنیت یک معبر بین‌المللی تنها زمانی پایدار و سودآور است که همه ذی‌نفعان منطقه، منفعت خود را در باز بودن و امنیت آن ببینند، نه اینکه برای فرار از آن، میلیارد‌ها دلار صرف خطوط لوله جایگزین کنند. ایران باید با رویکردی هوشمندانه خود را به عنوان ضامن امنیت مبادلات معرفی کرده و با ورود به دیپلماسی فعال همسایگی با ترکیه، عراق و کشور‌های خلیج فارس، منافع اقتصادی ملی را به زیرساخت‌های فراملی پیوند بزند.

هشدار اخیر وزیر انرژی ترکیه و اقدامات شتابان همسایگان برای بی‌نیازی از خلیج فارس، پیام‌های روشنی برای تصمیم‌گیران کشور دارد. تجربه جنگ اخیر و مسدود شدن هرمز اثبات کرد که اتکای صرف به تهدید آبراه‌ها بدون بازسازی روابط اقتصادی، به معکوس‌ترین شکل ممکن علیه منافع ملی عمل می‌کند و روند دور زدن ایران را سرعت می‌بخشد.

کشور نباید اجازه دهد اصلی‌ترین کارت ژئوپلیتیک و سرمایه ملی‌اش در اثر فرسایش ناشی از تحریم، تنش و بی‌عملی از دست برود. راه حفظ اقتدار و عزتمندی ایران، نه در مسدود ماندن مسیرها، بلکه در باز شدن گره‌های دیپلماتیک، تنش‌زدایی هوشمندانه، بازسازی اقتصاد ملی و بازگرداندن رونق و ثبات به زندگی مردم است. زمان برای اتخاذ تصمیم‌های شجاعانه در سیاست خارجی بسیار کوتاه است و فردا ممکن است هرمز به معبری متروک در جغرافیای انرژی جهان تبدیل شده باشد.

منبع: اقتصاد۲۴
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید