دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی:
احتمال جنگ افزایش قابل توجهی یافته و احتمالا این بار تمرکز عمدتا بر زیرساختارهای غیر نظامی خواهد بود/ سیاستمداران ما باید به نحوی مسئولانه مسیر دیپلماتیک را تا ته بروند/ ریسک بسیار بالایی که مقامات ما دارند میپذیرند حداقل درکش برای من اصلا ممکن نیست
دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی نوشت: این "برهه حساس کنونی" از آن برهه حساس کنونیهای 47 سال گذشته نیست. ترامپ دو دوره جنگ تجاوزکارانه را تحمیل کرد و نتیجهای از آن در جهت تحقق خواستههایش نگرفت. در این جنگ سوم آنها چیز زیادی جز زیر ساختهای ما برای زدن ندارند، آن هم زیرساختهای کشوری که نه پول دارد برای بازسازی آنها و نه تحریم اجازه بازسازی میدهد. سیاستمداران ما باید به نحوی مسئولانه مسیر دیپلماتیک را تا ته بروند و با ارائه ایدههای قابل قبول، حداقل بهانه را از دشمن بگیرند.
کوروش احمدی، در یادداشتی با عنوان «نقطه عطفی در آتش بس» در کانال تلگرامی خود نوشت: پاسخی که ایران به آمریکا در قالب پیششرطهایی برای از سرگیری مذاکرات داد و ترامپ آنرا نپذیرفت، یک نقطه عطف در دوره آتشبس جاری بود. تا پیش از این تصور من این بود که ترامپ متمایل به از سرگیری جنگ تمام عیار نیست و دستاوردی سریع را برای آن متصور نمیداند و بیشتر متوجه فشار اقتصادی و محاصره دریایی و بر خوردهای نظامی مقطعی و موضعی محدود به عنوان مکمل مذاکره است. اما در پی پاسخ ایران، شرایط بطور اساسی دگرگون شده و مذاکرات عملا متوقف شدهاست. لذا فکر میکنم احتمال جنگ افزایش قابل توجهی یافته است. از نظر زمانی، اگر علیالاصول تصمیم به جنگ بگیرند یا گرفته باشند، زمان آن بستگی به آمادگیهای نظامی خواهد داشت. و البته هر چه زودتر انجام شود با برنامههای سیاسی ترامپ در آمریکا سازگاری بیشتری خواهد داشت. از نظر نوع و کیفیت جنگ، فکر میکنم منطقا باید متفاوت از نوع جنگ در دورهای قبلی باشد. چرا که دیگر نباید به عناصر غافلگیری، شوک اولیه و اثرات فوری در پی ترور سران نظام امیدی داشته باشند. بعلاوه، بانک اهداف نظامی و دو منظوره آنها نیز باید تقریبا تمام شده باشد. لذا اینبار ممکن است تمرکز عمدتا بر زیرساختارهای غیر نظامی باشد. متاسفانه.
اکنون عملا تنها عامل بازدارندگی ایران، حمله به اهدافی در منطقه است که اگر چه موثر است، اما تعیین کننده نیست. احتمالا طرف مقابل هم روی پدافند هوایی در منطقه حساب میکنند، هم نگران کاهش بیشتر صدور نفت از منطقه نیست، چون این اتفاق قبلا افتاده، و هم اینکه خساراتی که به این کشورها وارد خواهد شد با سپردههای هنگفتی که در غرب دارند و با مباشرت شرکتهای آمریکایی بازسازی خواهد شد. حتی اگر هیچ یک از این عوامل نیز نبود، مقامات ما نباید تصور کنند که ترامپ به خاطر این کشورها، ممکن بود برنامه تجاوزکارانهاش را رها کند. ریسک بسیار بالایی که مقامات ما دارند میپذیرند حداقل درکش برای من اصلا ممکن نیست.
این "برهه حساس کنونی" از آن برهه حساس کنونیهای 47 سال گذشته نیست. ترامپ دو دوره جنگ تجاوزکارانه را تحمیل کرد و نتیجهای از آن در جهت تحقق خواستههایش نگرفت. در این جنگ سوم آنها چیز زیادی جز زیر ساختهای ما برای زدن ندارند، آن هم زیرساختهای کشوری که نه پول دارد برای بازسازی آنها و نه تحریم اجازه بازسازی میدهد. سیاستمداران ما باید به نحوی مسئولانه مسیر دیپلماتیک را تا ته بروند و با ارائه ایدههای قابل قبول، حداقل بهانه را از دشمن بگیرند و حداقل در دعوای مقصریابی در آینده نزدیک و در تاریخ نزد افکار عمومی خودی و بیگانه سربلند باشند.
کارشناس نا کجا بایستی دیپلماسی کشور بره یارو هم چی را می خواد حتی ناموس شما را
این دلقک فقط زبان زور حالیشه
اگر زیرساخت ها را بزنند تقصیر منتقدان و مخالفان برجام است و بس. آنها بودند که با طرح غنی سازی شصت درصد کار را به جنگ و ویرانی و خسارت جبران ناپذیر به کشور کشاندند. همه باید محاکمه شوند.