مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی و معاون پیشین وزارت امور خارجه:

بدون دیپلماسی از جنگ عبور نمی‌کنیم/ فرصت تاریخی ترمیم زخم‌ها را از دست ندهیم/ کنار گودنشین‌ها بر آتش مناقشه و درگیری می‌دمند/ جنگ و صلح از دل به هم خوردن موازنه‌ها ایجاد می‌شوند/ تا وقتی این جنگ به یک موازنه جدید نینجامد، احتمال خروج از آن ضعیف است

معاون پیشین وزارت امور خارجه با اشاره به تحولات اخیر صحنه جنگ و دیپلماسی، تاکید کرد که ایران همچنان در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قرار دارد و در شرایط فعلی احتمال بازگشت به جنگ بیش از رسیدن به توافق است. او با دفاع از عملکرد دستگاه دیپلماسی، «میدان و دیپلماسی» را مکمل یکدیگر دانست و بر حفظ انسجام ملی، تقویت دیپلماسی فعال و پرهیز از دوگانه‌سازی‌های سیاسی تاکید کرد.

بدون دیپلماسی از جنگ عبور نمی‌کنیم/ فرصت تاریخی ترمیم زخم‌ها را از دست ندهیم/ کنار گودنشین‌ها بر آتش مناقشه و درگیری می‌دمند/ جنگ و صلح از دل به هم خوردن موازنه‌ها ایجاد می‌شوند/ تا وقتی این جنگ به یک موازنه جدید نینجامد، احتمال خروج از آن ضعیف است

حسین جابری انصاری که سابقه سخنگویی وزارت امور خارجه و حضور در سطوح مختلف دیپلماسی منطقه‌ای را در کارنامه دارد و اکنون مدیریت خبرگزاری جمهوری اسلامی را برعهده گرفته، در گفت‌وگویی تفصیلی با ایسنا از عملکرد دستگاه دیپلماسی در ماه‌های اخیر دفاع کرد و گفت، مدیریت کشور در میانه جنگی «شبه‌جهانی» بدون نقش‌آفرینی فعال دیپلماسی ممکن نبود. همان‌طور که نیروهای نظامی در میدان نقش ایفا می‌کنند، دیپلمات‌ها نیز در میانه بحران تلاش می‌کنند مسیر عبور کشور از جنگ به شرایط باثبات‌تر را فراهم کنند.

این دیپلمات باسابقه، با اشاره به وضعیت فعلی جنگ میان ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی گفت: آتش‌بس‌های اخیر هنوز به معنای پایان رسمی جنگ نیست. به گفته وی تا زمانی که موازنه جدید قدرت میان طرف‌های درگیر شکل نگیرد، احتمال بازگشت دوباره درگیری‌ها همچنان بالاست و به همین دلیل در مقطع فعلی، وزن شروع دوباره جنگ از رسیدن به توافق در مذاکرات بیشتر است.

معاون پیشین عربی‌ آفریقای وزارت امور خارجه همچنین با تاکید بر اهمیت میانجی‌گری کشورهای منطقه از جمله عمان، تاکید کرد که حل اختلافات ایران و آمریکا صرفاً با حضور میانجی‌ها ممکن نیست چرا که اصل ماجرا به پذیرش «واقعیت‌های قدرت» از سوی طرف‌ها بازمی‌گردد. او معتقد است هر توافق پایداری زمانی شکل می‌گیرد که طرف مقابل، توان و جایگاه ایران را به عنوان یک «امر واقع» بپذیرد.

وی انسجام داخلی را مهم‌ترین سرمایه ایران در شرایط پساجنگ دانست و هشدار داد، کشور حتما با تلاش دشمنان برای تعمیق این شکاف‌ها مواجه خواهد بود. بنابراین ضروری است از تنگ‌نظری‌های سیاسی پرهیز، و با مشارکت دادن همه جریان‌های اجتماعی و سیاسی، زمینه ترمیم شکاف‌ها و تقویت همبستگی ملی فراهم شود.

حسین جابری‌ انصاری  در پاسخ به این پرسش که 60 روز بسیار پر تلاطم چه در حوزه جنگ، چه دیپلماسی داشتیم، شاید این یک سوال کلیشه‌ای باشد اما می‌خواهم بدانم چه نمره‌ای به عملکرد دیپلماسی کشور می‌دهید؟، گفت: فکر می‌کنم کنار گود نشستن و نمره دادن به فعالان عرصه دیپلماسی در شرایط استثنایی فعلی که شما در چند کلمه به جنبه‌هایی از آن پرداختید کار مناسب یا مفیدی نباشد. بنابراین من از نمره دادن یا حداقل چنین تعبیری را به‌کار کردن پرهیز می‌کنم. ولی فکر می‌کنم باید برای فعالان عرصه دیپلماسی ایران و به طور مشخص وزارت امور خارجه، شخص وزیر و همکاران ایشان و افرادی که در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی به نحوی در این حلقه از سیاست و دیپلماسی ایران نقش‌آفرین بودند امتیاز بالایی قائل شد، چراکه در یک جنگ شبه جهانی، دو قدرت بزرگ اتمی جهانی و منطقه‌ای یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ملت، دولت و تاریخ ایران را زیر شدیدترین ضربات قرار دادند و هم‌چنین مقامات و فرماندهان عالی را ترور و به شهادت رساندند و با این حال انسجام ساختار حکومتی، تصمیم‌گیری سیاسی، نظامی و دیپلماتیک ایران محفوظ ماند. هم‌چنین تاب‌آوری و بازدارندگی ایران در سه عرصه نظامی، مردمی ـ اجتماعی، و ساختاری ـ حکومتی و مدیریتی حفظ شد.

وی ادامه داد: بخشی از این مجموعه را دستگاه دیپلماسی شکل داد تا کشور را از دل جنگ و آتش و خون به مرحله دیگری گذر دهد و به این تلاش به هیچ معنا و با هیچ محاسبه‌ای نمی‌توان نمره داد. مسئولیت و وظیفه دیپلمات‌های ما این بود که کشور را از مرحله «شرایط جنگی» به شرایط «پسا جنگ» منتقل کنند.

این دیپلمات کشورمان با اشاره به سفر منطقه‌ای اخیر وزیر خارجه به پاکستان، عمان و روسیه گفت: آقای عراقچی به صراحت اعلام کردند که این سفر منطقه‌ای، تلاش برای خروج ایران از شرایط جنگی به معنای نهایی خودش است.

تلاش فعالان عرصه دیپلماسی قابل اندازه‌گیری نیست

جابری انصاری با تاکید بر اینکه باید با احتیاط درباره تحولات صحبت کنیم، افزود: واقعا این را از صمیم دل گفتم، برای اینکه خودم هم گاهی در این عرصه‌ها نقش آفرینی‌های محدود داشتم، کسانی که در دل حوادث و رویدادهای سنگین در برابر قدرت‌های متعدد در عرصه دیپلماسی تلاش می‌کنند تا با کمترین هزینه‌ها بیشترین دستاوردها را برای کشور ایجاد کنند، تلاش‌شان قابل اندازه‌گیری نیست. در حالی که مجموعه‌ای از دشمنی‌های بالقوه و بالفعل وجود دارد و بسیاری مستقیم و غیرمستقیم در کمین نشستند تا برآیند این جنگ به سمت تضعیف اساسی قدرت ایران منجر شود، در این شرایط دیپلمات‌های ما و همه بازیگران رده بالای عرصه سیاست و دیپلماسی در چنین لحظه تاریخی و در سخت‌ترین شرایط، در برابر یک جنگ بزرگ  ـ‌ـ جنگ تهدیدکننده هویت و موجودیت ملی و تاریخی ایران، تلاش می‌کنند تا راه عبور یا روزنه‌ای در این میدان مین به سمت حفظ منافع و امنیت ملی و استقلال کشور بگشایند، از این رو معتقدم دست فعالان این عرصه را باید بوسید و برای آنها احترام قائل شد.

وی ادامه داد: اینکه دیپلمات‌های ما تازه باید قسم بخورند و آیات جلاله قرآنی و شهادتین بخوانند که ثابت کنند می‌خواهند به کشور و منافع ملی خدمت کنند، عجیب است. مگر می‌شود کشوری از دیپلمات‌ها و دیپلماسی فعال و سیاست چندلایه و هوشمندانه برای تامین منافع و قدرت ملی خود در سطوح سخت و نرم استفاده نکند؟! مگر می‌شود کشوری در یک لحظه استثنایی تاریخی در برابر چنین جنگ بزرگی بدون دیپلماسی فعال و دیپلمات‌های کارآمد و توانمند بتواند جنگ را پشت سر بگذارد؟ در میانه چنین بحران بزرگی به همان میزان که باید دستان و پاهای افرادی که پای لانچرها نشستند و دست و پای خود را از دست دادند و یا شهید شدند، همه شهیدان و عزیزان و فرماندهانی که کشور را در این شرایط جنگی حفظ، و بازدارندگی ایجاد کرده، همه مسئولین و تصمیم‌گیران در عرصه‌های مدیریتی که امور کشور را تدبیر کردند، همه اجزای جامعه ایران که دو ماه است در خیابان‌ها و میادین مستمرا ایستاده‌اند بوسید، باید در برابر دیپلمات‌های ارزشمندی که در میانه خون و آتش تلاش می‌کنند تا برای ایران معبری باز کنند، سر تعظیم فرود آورد.

کنار گودنشین‌ها بر آتش مناقشه و درگیری می‌دمند

سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه در پاسخ به این پرسش که چرا در حالی که کشور درگیر جنگی تمام‌عیار و به تعبیر شما «شبه‌جهانی» است، همچنان شاهد چنین اظهارنظرها و موضع‌گیری‌هایی علیه تیم مذاکره‌کننده هستیم؟ با تأکید بر اینکه در شرایط کنونی نباید کشور را درگیر دوگانه‌سازی‌های سیاسی و اجتماعی کرد، گفت: کنار گودنشین‌ها با دو سویه افراطی و تفریطی در عرصه سیاست، و جامعه ایران نقش‌آفرینی می‌کنند؛ در واقع، گویی با یک بازی طناب‌کشی روبه‌رو هستیم. هر دو سوی طیف در نگاه به صحنه سیاست و دیپلماسی و جنگ و صلح و مفاهیم این چنینی دائما بر آتش مناقشه و درگیری می‌دمند. بخش مهمی از این‌گونه اظهارات برای این است که به اعتقاد من آنها در متن حوادث و رویدادها نیستند. آنها تصوراتی دارند و گاه توهماتی، و در هر دو سویه افراطی و تفریطی صحنه سیاست ایران این پدیده را می‌بینید. در یک سو ضرورت‌های جنگ و میدان دیده نمی‌شود و در سوی دیگر ضرورت‌های سیاست و دیپلماسی.

وی در ادامه با نقل قولی از مرحوم دکتر محمد اسماعیل رضوانی استاد تاریخ دانشگاه تهران مبنی بر اینکه «ایران کشوری در حد اعلای افراط‌ها و تفریط‌ها» است، گفت: این نشان می‌دهد این گزاره جدای از آن‌که دقیق باشد یا محل مناقشه، پیشینه تاریخی دارد. معتقدم یکی از نابسامانی‌های عرصه سیاست و جامعه ایران همین نابسامانی‌ است که افراط گرایان و تفریط گرایان ایجاد می‌کنند و از دو سو این طناب را می‌کشند.

این مقام پیشین وزارت خارجه در ادامه خاطرنشان کرد: به همان میزان که در شرایط جنگی باید مقتضیات میدان و فرماندهان جنگ را مورد توجه قرار داد و غفلت از آن باعث برداشت‌های به شدت اشتباه می‌شود، به همان میزان اگر ضرورت و اهمیت سیاست و دیپلماسی مورد توجه قرار نگیرد و در واقع پایمردان این عرصه مورد توجه نباشند، این هم به اشتباهات و خسارت‌های بزرگ منجر خواهد شد. اصلاً نباید دوگانه‌ای وجود داشته باشد، مهم امنیت ملی و حفظ ایران و منافع کشور است.

جنگ و صلح از دل به هم خوردن موازنه‌ها ایجاد می‌شوند

جابری‌ انصاری گفت: میدان و دیپلماسی دو نیمه سیب هستند و تکمیل‌کننده یکدیگر؛ اگر قرار باشد یکی فقط ضرورت‌های میدان و جنگ را ببیند و طرف دیگر یک صلح رویایی بدون توجه به واقعیت‌ها، هیچ وقت به نتیجه مطلوب و متعادل نمی‌رسیم. 

این دیپلمات پیشین ایران با بیان اینکه «همه جنگ‌ها بالاخره پایان پیدا می‌کنند و راه خروجی می‌یابد؛ جنگ‌ها ابدی و دائمی نیستند، بلکه جنگ‌ها پرانتزهایی در تاریخ ملت‌ها هستند»، تصریح کرد: بیش از آن‌چه در ایران در عرصه سیاست و رسانه تصور می‌شود که جنگ و صلح محصول اراده افراد و جریان‌های سیاسی است ولی جنگ و صلح از دل به هم خوردن موازنه‌ها ایجاد می‌شوند. تا زمانی که موازنه برقرار است توازن بهم نمی‌خورد و درگیری رخ نمی‌دهد اما وقتی موازنه مختل می‌شود جنگ در می‌گیرد. چه جنگ جاری، چه جنگ‌های قبلی مرتبط با ایران، و چه جنگ‌های جهانی. اگر شما تاریخ را ببینید این مساله روشن است که وقتی در یک لحظه تاریخی موازنه‌ها به‌هم خوردند، طرف‌ها وارد جنگ شدند. فقط اراده رهبران، فرماندهان یا تصمیم‌گیران یا جریان‌های سیاسی نیست که به جنگ منجر می‌شود. البته افراد و جریان‌های سیاسی می‌توانند به سهم خود در واقع کاتالیزور یا مانع باشند یا روند را به تعویق بیندازند ولی امر بنیادین، «اختلال در موازنه‌ها» است که به نظر من بسترساز جنگ می‌شود.

وی افزود: به همین نسبت پایان جنگ وقتی اتفاق می‌افتد که دوباره موازنه جدیدی شکل گیرد.

جابری‌ انصاری درباره پایان جنگ و چگونگی رسیدن به آن اظهار کرد: به هر میزان نیروهای عقلانی به تصمیم‌گیری ملی و منسجم در بستر اجتماعی مساعد برسند، می‌توانیم یک پایان مناسب و معقول را شاهد باشیم اما به هر میزان که شاهد انفعال، تصمیم نگرفتن‌ها و تضعیف شخصیت‌ها و نهادهای ملی باشیم، به طور طبیعی حاشیه‌نشین‌ها یا همان بیرون گودنشین‌ها، امکان نقش‌آفرینی بیشتری پیدا می‌کنند؛ چرا که صدای آن‌ها معمولاً بلندتر از هرکسی است که در درون و مرکز در حال تصمیم‌گیری است.

وی ادامه داد: فکر می‌کنم صدای عقلانیت و مدار میانه‌روی و توجه به همه عرصه‌ها و جنبه‌های قدرت کشور و استفاده از همه ظرفیت‌ها و تاثیرگذاری نهادها و شخصیت‌های ملی در نهایت خود را نشان خواهد داد و در وسط این صداها و جنجال‌ها و فریاد حاشیه‌نشین‌های دو سوی عرصه سیاست، مجاری و نهادهای ملی نقش‌آفرینی خواهند کرد و کشور را با کمترین خسارت و بالاترین دستاوردها در مسیر درست قرار خواهند داد.

میدان و دیپلماسی دو نیمه سیب هستند و تکمیل‌کننده یکدیگر؛ اگر قرار باشد یکی فقط ضرورت‌های میدان و جنگ را ببیند و طرف دیگر یک صلح رویایی بدون توجه به واقعیت‌ها، هیچ وقت به نتیجه مطلوب و متعادل نمی‌رسیم

تا وقتی این جنگ به یک موازنه جدید نینجامد، احتمال خروج از آن ضعیف است

سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه درباره سفر اخیر منطقه‌ای وزیر خارجه به پاکستان، عمان و روسیه و اهمیت و ضرورت میانجی‌گری میان ایران و آمریکا و نه مذاکرات مستقیم، گفت: اول این‌که فکر می‌کنم بیش از آن که مساله ما و آمریکا و رژیم صهیونیستی مساله میانجی و میانجی‌گری باشد، مساله موازنه قدرت، محتوای منازعه و رویارویی و اختلاف است. اینکه میانجی‌گران متعدد به این صحنه می‌آیند اما نتیجه نهایی حاصل نمی‌شود، به دلیل همین موازنه قوا و واقعیت مرتبط با حجم و تعداد پرونده‌های اختلافی میان طرف‌هاست. تا وقتی که درگیری موجود به یک موازنه جدید شکل ندهد، احتمال اینکه از شرایط جنگی خارج شویم، ضعیف خواهد بود. موازنه امری نیست که خود به خود ایجاد شود، بلکه باید به سمتش حرکت کنیم و دو طرف شرایط همدیگر را بپذیرند. یعنی امر واقع در هر یک از طرف‌ها باید از سوی طرف دیگر به رسمیت شناخته شود؛ به هرحال اگر قدرت توسط بازیگران دیگر به رسمیت شناخته نشود، هیچ وقت به اقتدار تبدیل نمی‌شود.

وی در رابطه با ایران و مسائل اختلافی که با آمریکا به ویژه در بحث هسته‌ای و غنی‌سازی وجود دارد؟ گفت: آنچه که بین ایران و آمریکا رخ داده، دقیقا همین مساله است؛ برنامه‌ آمریکا این است که ایران فناوری هسته‌ای نداشته باشد و هر کار می‌توانسته و می‌تواند انجام داده و می‌دهد که این هدف محقق شود، اما وقتی در نهایت ببیند که این شدنی نیست، امر به اصطلاح واقع اتفاق می‌افتد؛ به این معنا که ابتدای یک موازنه به عنوان امر واقع شکل می‌گیرد و سپس طرف مقابل آن را در قالب یک توافق به رسمیت می‌شناسد. بنابراین موازنه در صحنه عمل، به یک موازنه رسمی و شناخته شده در سطح بین‌الملل تبدیل می‌شود.

جابری‌ انصاری در پاسخ به این‌که چقدر فکر می‌کنید دو طرف تا الان به سمت این امر واقع حرکت کردند؟ گفت: فکر می‌کنم تا حدودی به این سمت رفتیم، اما کنش طرف مقابل حاکی از این است که هنوز این امر واقع را نمی‌خواهد به رسمیت بشناسد.

معاون پیشین وزارت امور خارجه در پاسخ به این پرسش که آیا مسیر رسیدن به پذیرش قدرت ایران از سوی آمریکا، از طریق «جنگ» طی‌ می‌شود، یا شرایط «نه جنگ و نه صلح» یا «صلح»؟ گفت: صلح در لحظه‌ای اتفاق می‌افتد که موازنه، به عنوان یک امرِ واقع، تحمیل شده، و پس از تثبیت وارد دریچه گفت‌وگوهای جدی شود و با رسیدن به نوعی توافق، این موازنه جدید رسمیت یابد. واقعیت این است که در خرداد ماه در عرصه میدانی ۱۲ روز عملیات سنگین نظامی علیه ایران انجام، و در نهایت به یک آتش‌بس منجر شد؛ چون دیدند هدف‌گیری‌های بزرگ و جاه‌طلبانه‌شان محقق نمی‌شود بنابراین «آتش‌باری» را متوقف کردند. اما بدون دستیابی به یک توافق رسمی برای پایان جنگ، ما وارد شرایط «نه جنگ، نه صلح» شدیم؛ به عبارتی یک شرایط متزلزل. از این رو دوباره بعد از چند ماه جنگ جدید شروع شد که ۴۰ روز طول کشید و باز شاهد یک توقف آتش‌باری جدید هستیم که آتش‌بس رسمی نیست، بلکه حالتی از توقف موقت آتش‌باری‌ است.

این دیپلمات با سابقه کشور گفت: وضعیت فعلی می‌تواند به سمت جنگ جدید برود، همان‌گونه که جنگ ۱۲ روزه به جنگ ۴۰ روزه منجر شد یا می‌تواند مجرایی به سمت گفت‌وگو و نوعی توافق و خروج از حالت نه جنگ و نه صلح یا ورود به عرصه صلح باشد. اما اگر موازنه جدید به میزان کفایت به عنوان امر واقع اتفاق نیفتد، روند می‌تواند دوباره به سمت جنگ برود که در آن صورت طرف‌ها به اجبار به سمتی می‌روند که موازنه را به یکدیگر تحمیل یا برای هم ایجاد کنند.

بعید است آمریکا موازنه جدید با ایران را به عنوان یک امر واقع بپذیرد

وی در پاسخ به اینکه بسیاری از کارشناسان در شرایط کنونی هم‌چنان وزن جنگ را سنگین‌تر از گفت‌وگو می‌دانند، با تایید این دیدگاه، گفت: در شرایط فعلی احتمال جنگ افزون‌تر از احتمال مذاکرات یا گفت‌وگوهای نتیجه‌بخش است. همان طور که گفتم بر اساس تحلیل نهادی، نشانه‌هایی که تا این لحظه از طرف مقابل دیده می‌شود، بعید است موازنه جدید را به عنوان یک امر واقع بپذیرد و همچنان تلاش می‌کنند یا با جنگ یا در قالب گفت‌وگو و مذاکره اهداف قبل از جنگ را محقق کنند و شرایط را به نفع خود رقم بزنند که طبیعی است ایران این رویکرد را نمی‌پذیرد.

جابری‌ انصاری درباره چرایی حضور میانجی‌گر در مذاکرات میان ایران و آمریکا حتی بعد از جنگ، گفت: معمولا این‌گونه خصومت‌های عمیق و طولانی از مجرای نوعی میانجی‌گری در مسیر تغییر قرار می‌گیرد. نمونه‌های تاریخی غالباً این‌ مساله را نشان می‌دهد. بنابراین در موضوع ایران احتمالا نقش میانجی‌گران گریزناپذیر است. آنها به معنای تسهیل‌کنندگان و تمهیدکنندگان امر هستند. ولی آیا حضور میانجی‌گران برای حل مسائل کافی است؟ خیر، قبلا هم گفتم اراده میانجی‌گران یا حتی اراده رهبران دو سوی خصومت برای حل چنین مساله‌ای کافی نیست. تکنیک‌ها و توانمندی‌های میانجی‌گران با هم تفاوت دارد. اما سوال اساسی این است که با توجه به پرونده‌های اختلافی متعدد و عمیقی که بین ایران و آمریکا وجود دارد، راه‌حل‌هایی بر بستر این به اصطلاح معادله و موازنه جدید تمهید شده یا خیر؟ شاید حداکثر 5 تا 10 درصد حرکت به سمت این راه‌حل‌ها به نقش میانجی‌گر بستگی دارد، اما الباقی مربوط به اصل موازنه است که اختلال در آن به جنگ منجر شده است.

سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه درباره سفر وزیر خارجه در میانه آتش بس به عمان، به عنوان یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که از سویی سعی دارد با کشورهای عرب منطقه همسو باشد و از طرفی روابط خوبی با ایران دارد و قبلا هم میانجی میان ایران و آمریکا بوده است، گفت: دو واقعیت را ایران در این سفر دنبال می‌کند؛ اول، پیام ایران در این سفر این بود که با وجود همه این درگیری‌ها و ستیزه‌هایی که در بستر جنگ اخیر در جریان است، همچنان به دنبال توجه به همسایگان و بهبود روابط با آنها، حتی در میانه جنگ است. دوم، در ارتباط با پادشاهی عمان است که به هر حال در طول دهه‌های گذشته همواره از یک رابطه با ثبات، مستقر و مبتنی بر احترام متقابل با ایران برخوردار بوده است؛ هم قبل از انقلاب اسلامی و هم بعد از انقلاب و در تمام مقاطع و طوفان‌های متعدد سیاسی، این روابط و ارزش تاریخی آن حفظ شده، به دلیل اینکه طرفین اراده داشتند و واقعیت‌های همسایگی و تاریخی و نهادی هم برای حفظ این ارتباط خاص و منسجم بین دو کشور کمک می‌کرد.

وی ادامه داد: به علاوه عمان میانجی‌گر قبلی مذاکرات ایران و آمریکا و نیز در مقاطعی در مذاکرات هسته‌ای بوده و توجه ایران به عمان و نقش‌آفرینی این کشور در همه بزنگاه‌ها همچنان همراه با قدردانی و محترم شمرده خواهد شد.

جابری انصاری در رابطه با تمایل کشورهای مختلف برای میانجی‌گری میان ایران و آمریکا به ویژه در سطح منطقه که قبل از جنگ نیز در جریان بوده است؟ گفت: طبیعی‌ترین کار در این شرایط این است که همسایگان میانجی‌گری کنند، به دلیل اینکه آنها نمی‌خواهند در مظان خسارت‌ها و درگیری‌ها قرار بگیرند. اگر تا قبل از جنگ اخیر این مساله یک امر تئوریک بود که جنگ ممکن است به نقاط دیگر گسترش یا فقط بین دو یا سه طرف، باشد و یا جنبه منطقه‌ای پیدا کند.  اما در جنگ ۴۰ روزه این مساله تئوریک به عنوان امر واقع اتفاق افتاد. بنابراین همسایگان به طور طبیعی کنش میانجی‌گرانه دارند. برای اینکه نمی‌خواهند در اصطکاک‌ها، در مظان فرسایش و درگیری قرار بگیرند. البته برخی از بازیگران منطقه‌ای هم کارکرد معکوس دارند، صریح‌ترین و آشکارترین آن بازیگر صهیونیستی است ولی باز هم هستند بازیگرانی که شاید در ظاهر نقش میانجی از خود نشان می‌دهند ولی در باطن به دنبال این هستند که جنگ اتفاق بیفتد. در هر حال امیدواریم تجربه روزها و ماه‌های اخیر و اصطکاکی که ایجاد شد به بازیگران منطقه‌ای نشان دهد که جنگ فقط بین طرفین درگیری روی نداده و نخواهد داد و امکان گسترش به مناطق وسیع‌تری را دارد.

احتمال اجماع‌سازی علیه ایران در رابطه با تنگه هرمز وجود دارد

وی در ادامه این گفت‌وگو درباره برخی نگرانی‌ها از تلاش کشورهای اروپایی و منطقه‌ای برای ایجاد یک اجماع جهانی در واکنش به اعمال محدودیت‌ها در تنگه هرمز بعد از محاصره دریایی آمریکا دیده می‌شود، با تایید این مطلب گفت: بحث حرکت به سمت یک اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی علیه ایران یکی از احتمالات است، اما وجود شکاف‌ها و تناقض‌های متعدد بین بازیگران مختلف در منطقه و در سطح جهانی موضوعی است که نمی‌توان نادیده گرفت. ما با یک صحنه واقعی از تناقض‌ها، شکاف‌ها و گسل‌ها بین بازیگران در سطح منطقه‌ای و بین المللی مواجه هستیم اما آیا این به معنای این است که مطلقا امکان اجماع سازی علیه ایران وجود ندارد؟ خیر. این احتمال وجود دارد.

جابری‌ انصاری درباره اقدامات ایران برای جلوگیری از ایجاد اجماع جهانی علیه کشور اظهار کرد: اول اینکه باید مساله را مهم گرفت؛ در طراحی‌های استراتژیک ضعیف‌ترین احتمالات را هم باید در بالاترین درجه توجه قرار داد. نباید تماشاگر بود، باید با یک دیپلماسی فعال ارتباطی در سطح سازمان‌های بین‌المللی را دنبال کرد، در زمینه تعاملات دوجانبه با کشورهای منطقه و جهان و نیز با بازیگران مهم از جمله روسیه، چین و حتی کشورهای اروپایی، سیاست جامعی را پیش برد تا زمینه‌های ایجاد نوعی اجماع تضعیف شود.

اگر ایران همه ظرفیت‌های سخت و نرم خود را مدیریت کند می‌تواند عرصه را به نفع خود تغییر دهد

معاون عربی‌ آفریقای پیشین وزارت خارجه درباره سرنوشت منازعه جاری بین ایران و ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی گفت: این نتیجه رویارویی سنگین میان ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی است که به برخی حرکت‌های اجماعی علیه ایران شتاب می‌دهد یا آن را به شدت تحت الشعاع قرار می‌دهد. در عین حال واقعیت صحنه، کنش‌گری بازیگران را تغییر داد، مثلا مواضع آلمان یا برخی دیگر از قدرت‌های اروپایی را ببینید که در ابتدا چگونه علیه ایران شروع به موضع‌گیری کردند اما در نهایت به کجا منتهی شد؟ اینها نتیجه صحنه واقعی رویارویی و موازنه‌ای است که به عنوان امر واقع شکل گرفته است. اما اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند این صحنه رویارویی سنگین را به نحوی با تجمیع همه قوا و ظرفیت‌های سخت و نرم خود تدبیر کند و از تحریک اختلافات و درگیری‌ها، عقده‌ها، کینه‌ها و ناراحتی‌ها پرهیز کند می‌تواند عرصه را به نفع خود تغییر دهد و موازنه و موج‌های پیش‌رونده جدیدی ایجاد خواهد کرد.

نباید بعد از جنگ نگاه‌هایی مسلط شوند که ملت و کشور را در قالب یک فرقه یا جمعی از خودی‌ها ببینند

وی در پاسخ به این پرسش که برای مدیریت صحنه داخلی کشور به ویژه تحت تاثیر جنگ و شرایط اقتصادی چه توصیه‌ای دارید؟ با اشاره به تعبیر رئیس جمهور مبنی بر اینکه وقتی جنگ تمام شود، جهاد اصغر تمام می‌شود و جهاد اکبر آغاز می‌شود، گفت: این تعبیر مذهبی خوبی در جای خود بود. دقیقاً واقعیت همین است. اگر انشاالله با همت دولت و ملت و نیروهای مسلح، این جنگ خاتمه پیدا کند تازه پایان جهاد اصغر ما است و آغاز جهاد اکبر به این معناست که باید شاهد تدبیر امور ملی در مدار صحیح، بهبود وضعیت اقتصادی، تلاش برای گشایش در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، اجازه دادن و کمک کردن و تمهید مشارکت عمومی و ملی در اداره کشور باشیم. افراد ملت همان‌گونه که در روزهای جنگ شریک و پای کار هستند، در روزهای بعد از جنگ هم باید این مساله را به یک امر نهادینه تبدیل کرد. یعنی حضور ملت در عرصه سیاست و اجتماع صرفا برای مدت زمان جنگ نباشد، بلکه این حضور مستمر، دائمی و نهادینه شود؛ به ویژه اینکه ترمیم شکاف‌ها بین بخش‌های مختلف جامعه با حکومت باید در صدر اولویت‌ همه نیروهای سیاسی و اجتماعی فعال، ملی و وفادار به ایران و جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.

مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی تاکید کرد: بنابراین ما به یک عزم و همت ملی، نگاه دریادلانه، رویکرد بزرگ و وسیع و در واقع پرهیز از تنگ‌نظری‌ها نیاز داریم. نباید نگاه‌هایی مسلط شوند که ملت و کشور را در قالب یک فرقه یا یک گروه کوچک یا جمعی از خودی‌ها ببینند.

وی ادامه داد: حتما در ادامه راه، با تداوم سرمایه‌گذاری دشمن روی شکاف‌ها و فرسایش‌های درونی مواجه خواهیم شد. دشمنان چه در جنگ 12 روزه و چه جنگ اخیر به دنبال آن بودند که در ایران شاهد «ساعت صفر» باشند. آنها در تحولات دی‌ماه سال گذشته به دنبال این مساله بودند، اما ملت ایران با وجود همه اختلاف‌ها و گلایه‌ها، در این لحظه ملی در حدود بسیار بالا و قابل احترامی انسجام و اتحاد ملی خود را به نمایش گذاشت. هم‌چنین نخبگان ایرانی با همه سمت‌گیری‌ها و سوگیری‌های مختلفی که داشتند در کنار هم نشان دادند این یک لحظه استثنایی و تاریخی است و قدر این لحظه را باید دریافت.

جابری‌انصاری گفت: فرصت‌ها همچون ابرهای گذرا می‌گذرند، این یک فرصت تاریخی برای ترمیم بسیاری از شکاف‌ها و زخم‌ها است. این روحیه و همّ و غم ملی را، معدلِ جامعه ایران، اعم از ایرانیان در داخل و خارج از کشور در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، جنگی که همچنان به یک معنا ادامه دارد، از خودشان نشان دادند. از این رو وظیفه همه نیروهای سیاسی و اجتماعی و اجزای حکومت این است که با یک نگاه وسیع و گسترده تلاش کنند پس از جنگ و جهاد اصغر، در جهاد اکبر هم موفق شویم.

وی در پایان تاکید کرد که سیاست یعنی شناخت اولویت‌ها، اینکه بدانیم در چه لحظه تاریخی هستیم و چگونه با زیرکی، هوشمندی، حکمت و مصلحت‌سنجی امر ملی را بهتر تدبیر بکنیم.

منبع: ايسنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید