چگونه به کودکان کمک کنیم تا احساساتشان را مدیریت کنند
در این مطلب به بررسی چند راهکار عملی و مفید برای حمایت از فرزندان در برابر فراز و نشیب های عاطفی می پردازیم.
همه والدین با قشقرقهای دوسالگی، هیجانهای کنترلنشده و عصبانیتهای کودکانه آشنا هستند. اما چطور میتوانیم به فرزندمان کمک کنیم تا این احساسات شدید را بهتر بشناسد و مدیریت کند؟ مرکز مشاوره سلامت روان دوران کودکی در دانشگاه جورجتاون فهرست بلندی از فعالیتها را تهیه کرده که میتواند در آموزش احساسات در زندگی روزمره به شما کمک کند.
به نقل از مدیکال اکسپرس، پدر و مادر بودن گاهی سخت میشود، مخصوصاً وقتی کودکان احساسات بسیار شدیدی مثل عصبانیت، ناامیدی یا حتی هیجان بیش از حد دارند و نمیتوانند به تنهایی آنها را کنترل کنند. ممکن است بچهها در مدیریت این احساسات شدید و افراطی یا همان احساسات بزرگ (Big feelings) مشکل داشته باشند، اما نقش والدین در کمک به آنها برای عبور از این حالوهواها بسیار حیاتی است.
در اینجا چند راهکار عملی و منبع مفید را با شما به اشتراک میگذاریم تا بتوانید در برابر فراز و نشیبهای عاطفی فرزندانتان از آنها حمایت کنید.
رشد توانایی پردازش احساسات
کودکان از بدو تولد نمیدانند که چطور باید احساساتشان را کنترل کنند. این مهارتی است که در طول رشد آن را میآموزند. توانایی پردازش احساسات معمولاً ازطریق مشاهده و الگوبرداری بهدست میآید، از جمله تماشای اینکه خود والدین با احساساتشان چطور برخورد میکنند.
در دوران نوزادی، گریه کردن شکلی از ارتباط عاطفی است؛ مثلاً نوزاد با گریه به پدر و مادرش میفهماند که ناراحت یا گرسنه است یا باید پوشکش عوض شود.
در سنین نوپایی (یک تا سه سالگی)، کودکان اغلب احساسات جدید و پیچیدهتری را تجربه میکنند که همیشه نمیتوانند آنها را بشناسند؛ مثلاً یک کودک دو ساله ممکن است وقتی صاحب خواهر یا برادر کوچکتر میشود، احساس خشم و حسادت کند، چون ناگهان توجه والدین از او به نوزاد جدید معطوف شده است. او درک درستی از این احساس شدید خود ندارد و ممکن است با پرخاشگری به خواهر یا برادر یا حتی والدینش، آن را بروز دهد.
هر چه کودکان بزرگتر میشوند، بهتدریج مهارتهای خودشان را برای مدیریت احساسات شدید و افراطی پیدا میکنند. والدین میتوانند با ارائه یک الگوی خوب در مدیریت احساسات و همچنین آموزش مستقیم این مهارتها به کودکان، به ساختن جعبه ابزار احساسی فرزندشان کمک کنند.
احساسات شدید لزوماً منفی نیستند. کودکان اغلب در مدیریت احساسات مثبت شدید مثل هیجان یا شادی شدید هم مشکل دارند.
والدین چطور میتوانند کمک کنند؟
روشهای مختلفی وجود دارد که والدین به کمک آنها میتوانند به کودکان بیاموزند چطور احساسات شدید و افراطی خود را مدیریت کنند.
۱. آرامش خود را حفظ کنید. کودکان به احساسات اطرافیانشان بسیار حساس هستند. وقتی فرزندتان دچار احساسات شدید میشود، تا جایی که میتوانید، با حفظ آرامش در کنارش باشید. این کار به او کمک میکند احساس امنیت و حمایت کند. البته حفظ آرامش همیشه آسان نیست، به خصوص در میانه یک موقعیت تنشزا.
بسیاری از والدین احساس میکنند که این احساسات شدید مسری است و آنها را هم تحت تأثیر قرار میدهد. اگر در خودتان چنین حالتی دیدید، بهتر است کمی مکث کنید. چند نفس عمیق بکشید، اگر امکان دارد لحظهای از اتاق خارج شوید یا صورتتان را از کودک برگردانید تا زمانی برای جمعوجورکردن خودتان داشته باشید. این مکث کوتاه، شما را از واکنش تند دور میکند و برای برخوردی آگاهانهتر با کودک آماده میسازد.
خبر خوب این است که منابع زیادی وجود دارد که میتواند به والدین کمک کند توانایی مدیریت احساسات خود را تقویت کنند و پردازش عاطفی را در فرزندانشان بهبود بخشند. بسیاری از این منابع رایگان هستند.
۲. رفتار خوب را تحسین کنید. توجه کردن، به رسمیت شناختن و تقویت رفتارهای مثبت بسیار مهم است. واکنش نشاندادن به رفتارهای منفی و چالشبرانگیز طبیعی است، اما به همان اندازه (یا حتی بیشتر از آن) اهمیت دارد که وقتی فرزندتان احساساتش را به خوبی مدیریت میکند، او را ببینید و تحسین کنید. تحقیقات نشان داده که تقویت این رفتارهای مثبت، تعداد و شدت واکنشهای منفی را بهمرور زمان کاهش میدهد.
۳. احساسات را شناسایی و تأیید کنید. بعد از اینکه کودک از یک واکنش احساسی شدید آرام شد، خوب است که پدر یا مادر به طور مشخص به او بگوید چه احساسی داشته است؛ مثلاً: میدونم که عصبانی و ناراحت بودی چون نمیتونستی قبل از شام بیسکوییت بخوری. با شناسایی احساسات، کودکان بهتدریج یاد میگیرند که خودشان آنها را تشخیص دهند. این اولین گام مهم برای این است که بدانند برای آرام کردن خود باید از چه مهارتهایی استفاده کنند.
مثلاً وقتی کودک تشخیص داد که عصبانی است، شاید بداند که نفس عمیق کشیدن حالش را بهتر میکند. این کار همچنین به کودکان کمک میکند احساس کنند در محیطی راحت و امن هستند که میتوانند واقعاً احساسات خود را بیان کنند. استفاده از کارتها و تصاویری که حالات مختلف چهره (مثل خوشحالی، غم، عصبانیت) را نشان میدهند، میتواند به والدین و کودکان در شناسایی و نامگذاری احساسات کمک کند.
۴. تمرین کنید. از هر فرصتی برای آموزش احساسات به کودکان استفاده کنید. برای آموزش، نباید منتظر بمانید تا کودک عصبانی یا ناراحت شود؛ بلکه باید از موقعیتهای روزمره و بیخطر (مثل کتاب، بازی و فیلم) بهعنوان فرصتهای آموزشی استفاده کنید. مثلاً میتوانید شناسایی احساسات را تبدیل به یک بازی کنید: شکلکهای مختلف دربیاورید و از فرزندتان بپرسید فکر میکند شما چه احساسی دارید. همچنین میتوانید هنگام کتابخواندن مکث کنید و از کودک بپرسید که فکر میکند شخصیتهای داستان چه احساسی دارند.
۵. بدانید چه زمانی باید کمک بیشتری بگیرید. قشقرقها، بروز رفتارهای تند و ابراز شدید احساسات در سنین نوپایی و پیشدبستانی بسیار رایج است. مغز کودکان خردسال هنوز در حال رشد است و بهتدریج توانایی کنترل احساسات را پیدا میکند. با این حال، اگر بروز این رفتارها در کودک شما به طور غیرعادی شدید، مکرر یا طولانی است، ممکن است به حمایت بیشتری نیاز داشته باشید. در این صورت بهتر است با پزشک خانواده یا متخصص کودکان مشورت کنید.