ماشاءالله شمس‌الواعظین، روزنامه‌نگار و عضو شورای اطلاع رسانی دولت:

خبرنگاران اظهارات غیرمسئولانه را بایکوت کنند/ بی‌طرفی در جنگ در تعارض با منافع ملی است

روزنامه‌نگار و عضو شورای اطلاع رسانی دولت گفت: در جنگ‌های میهنی، همراهی با دولت و منافع ملی یک اصل است و بی‌طرفی در این شرایط، دست‌کم به‌صورت نسبی، می‌تواند در تعارض با منافع ملی تلقی شود. تاریخ قضاوت خواهد کرد که رسانه‌ها در چنین بزنگاه‌هایی چه موضعی اتخاذ کرده‌اند. ادبیات حماسی، روایت‌های انسانی از میدان و بازتاب ایثار و مقاومت، از جمله مؤلفه‌هایی است که باید در تولید محتوا مورد توجه قرار گیرد.

 خبرنگاران اظهارات غیرمسئولانه را بایکوت کنند/ بی‌طرفی در جنگ در تعارض با منافع ملی است

نشست «از مقاومت تا مذاکره» و بررسی وظیفه روزنامه‌نگاران در جنگ و روایت صبح امروز (۱۴ اردیبهشت) با حضور علی ربیعی مدیرمسئول پیشین روزنامه‌ کاروکارگر و رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ماشاالله شمس‌الواعظین روزنامه‌نگار و عضو شورای اطلاع رسانی دولت و عبدالله گنجی مدیر مسئول سابق روزنامه همشهری و مشاور شهردار تهران در مرکز توسعه آموزش رسانه برگزار شد.

در ابتدای این نشست ماشاءالله شمس‌الواعظین - روزنامه‌نگار و عضو شورای اطلاع رسانی دولت، با تمرکز بر جایگاه روزنامه‌نگاری در شرایط جنگی، به تشریح چارچوب‌های حرفه‌ای و چالش‌های این حوزه پرداخت و تأکید کرد: روزنامه‌نگاری بحران، به‌ویژه در جنگ، قواعد و الزامات متفاوتی نسبت به شرایط عادی دارد.

او با اشاره به شکل‌گیری استانداردهای بین‌المللی در این حوزه گفت: بحث روزنامه‌نگاری جنگ از جمله مباحث مهمی است که در جهان مطالعات گسترده‌ای درباره آن انجام شده و حتی به صورت پروتکل‌هایی ذیل عناوین اخلاق حرفه‌ای بین‌المللی روزنامه‌نگاری دسته‌بندی شده است؛ پروتکل‌هایی که به تصویب اتحادیه‌های روزنامه‌نگاری در کشورهای مختلفی نیز رسیده‌اند. روزنامه‌نگاری بحران، به‌عنوان یکی از شاخه‌های روزنامه‌نگاری مسئول و متعهد، نمی‌تواند بی‌طرف باشد و ناگزیر تکالیف متفاوتی را بر عهده می‌گیرد.

شمس‌الواعظین با تفکیک انواع بحران‌ها تصریح کرد: در ادبیات حرفه‌ای، روزنامه‌نگاری بحران به دو دسته کلی تقسیم می‌شود؛ نخست بحران‌های دست‌ساز بشری مانند جنگ، تروریسم و تسلیحات کشتار جمعی، و دوم بحران‌های طبیعی که بدون دخالت مستقیم انسان رخ می‌دهند؛ از سیل و زلزله گرفته تا برخی سوانح گسترده. آنچه امروز با آن مواجهیم، روزنامه‌نگاری بحران در بستر بحران‌های دست‌ساز بشری، به‌ویژه جنگ است.

او با تأکید بر اینکه در این نوع از روزنامه‌نگاری، تمرکز بر چرایی آغاز جنگ نیست، ادامه داد: در روزنامه‌نگاری جنگ، معمولا به این پرسش پرداخته نمی‌شود که چه کسی آغازگر جنگ بوده است، بلکه واقعیت وقوع جنگ میان دو کشور مبنا قرار می‌گیرد؛ جنگی که می‌تواند ناشی از تجاوز، توسعه‌طلبی یا حتی ادعاهای دفع تهدید باشد.

این عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت با اشاره به الگوهای رفتاری برخی بازیگران منطقه‌ای گفت: در چنین شرایطی، مفاهیمی مانند «اقدام پیش‌دستانه» نیز مطرح می‌شود؛ به‌ویژه در مواردی که یک طرف، تهدیدها را در سه سطح فوری، در حال برنامه‌ریزی یا حتی در سطح نیت و قصد تعریف کرده و بر همین اساس، خود را محق به اقدام نظامی می‌داند.

ضعف ساختاری روزنامه‌نگاری جنگ و فقدان آلترناتیو

او به ضعف ساختاری روزنامه‌نگاری جنگ در ایران اشاره کرد و گفت: ما در دوره‌های پیش از بازسازی و در خودِ دوران جنگ، از نظر روزنامه‌نگاری تخصصی ضعیف هستیم. این ضعف صرفا ناشی از کم‌تجربگی نیست؛ چرا که ایران در دهه‌های اخیر بارها با بحران‌های مختلف مواجه بوده، اما روزنامه‌نگاری متناسب با شرایط فوق‌العاده شکل نگرفته است. این ضعف تا آنجاست که حتی رسانه ملی نیز در برخی مقاطع با تأخیر به درک شرایط جنگی رسیده است. در نمونه‌ای مشخص، در جریان جنگ ۱۲ روزه، چند روز زمان برد تا صداوسیما به‌طور جدی به ابعاد ماجرا توجه کند؛ در حالی که از همان روز نخست، نشانه‌های روشنی از شدت درگیری‌ها وجود داشت.

این روزنامه‌نگار با انتقاد از فقدان ساختارهای حرفه‌ای در مدیریت خبر جنگ تأکید کرد: در کشور ما، آلترناتیوهای تحریریه‌ای، ستادهای تخصصی تبلیغات جنگ و حتی سازوکارهای کنترل و مدیریت اخبار مربوط به تلفات و خسارات، عملا وجود ندارد و روند اطلاع‌رسانی اغلب به‌صورت واکنشی و بدون برنامه پیش می‌رود.

شمس‌الواعظین در ادامه، به پیامدهای این خلأ اشاره کرد و گفت: در چنین شرایطی، ممکن است یک خبرنگار ناخواسته با اعلام دقیق محل اصابت حملات، اطلاعاتی در اختیار طرف مقابل قرار دهد؛ موضوعی که در ادبیات نظامی به‌عنوان دادن گرا شناخته می‌شود و می‌تواند تبعات امنیتی جدی داشته باشد.

او در مقایسه‌ای با برخی ساختارهای رسانه‌ای دیگر کشورها، افزود: در برخی مناطق از جمله در رژیم صهیونیستی، کمیته‌های مشخصی برای نظارت بر اخبار جنگ تشکیل می‌شود که تحت نظر نهادهای نظامی فعالیت کرده و انتشار هرگونه خبر، منوط به عبور از این فیلترهاست. در چنین سازوکارهایی، محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای اعمال می‌شود؛ به‌گونه‌ای که حتی انتشار تصاویر محل اصابت موشک‌ها می‌تواند بدون طی مراحل قضایی متعارف، با مجازات‌هایی مانند حبس مواجه شود؛ چرا که در شرایط جنگی، حفظ انسجام جبهه داخلی در اولویت قرار می‌گیرد.

شمس‌الواعظین تأکید کرد: در وضعیت جنگ، جبهه داخلی باید با جبهه نظامی هم‌راستا عمل کند و هرگونه خلل در این هماهنگی می‌تواند پیامدهای جدی به همراه داشته باشد؛ از همین رو، تخطی از الزامات اطلاع‌رسانی در این شرایط، در بسیاری از کشورها با برخوردهای فوری و قاطع مواجه می‌شود.

او با اشاره به نمونه‌های عینی از مدیریت خبر در شرایط جنگی، به خلأهای موجود در ساختار اطلاع‌رسانی کشور پرداخت و گفت: در حال حاضر، در اسرائیل شهروندانی به‌دلیل انتشار اطلاعات حساس جنگی در شبکه‌های اجتماعی، با مجازات‌های سنگین مواجه می‌شوند؛ به‌عنوان مثال، افرادی صرفا به‌ دلیل انتشار تصاویر محل اصابت موشک‌ها، تا ۶ ماه در بازداشت به سر می‌برند.

از تجربه ستادهای جنگ تحمیلی اول استفاده نکردیم

او افزود: در ایران نه‌تنها چنین سازوکارهایی وجود ندارد، بلکه حتی ستادهایی که در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به‌ویژه در دهه‌های ۵۰ و ۶۰، برای ساماندهی اطلاع‌رسانی شکل گرفته بود نیز امروز به‌صورت منسجم فعال نیست. در آن دوره، با حضور چهره‌های ارشد، تلاش‌هایی برای نظم‌بخشی به وضعیت رسانه‌ای انجام شد و تجربه‌هایی شکل گرفت که می‌توانست مبنای توسعه روزنامه‌نگاری بحران باشد.

این روزنامه‌نگار با اشاره به تجربه شخصی خود در روزنامه کیهان ادامه داد: با آغاز موشک‌باران دزفول، این ارزیابی وجود داشت که دامنه حملات به سایر نقاط کشور نیز گسترش خواهد یافت. بر همین اساس، در همان زمان، تلاش شد تا تحریریه به‌سرعت به سمت روزنامه‌نگاری بحران حرکت کند؛ حتی به‌گونه‌ای که فعالیت‌ها در برخی موارد به فضاهای زیرزمینی منتقل شد تا استمرار انتشار روزنامه حفظ شود. در آن دوره، محدود بودن تعداد رسانه‌ها باعث می‌شد که آسیب دیدن هر رسانه، به‌مثابه یک بحران ملی تلقی شود. از این رو، انتقال سریع به فاز روزنامه‌نگاری بحران، با اتکا به پروتکل‌های حرفه‌ای، اهمیتی راهبردی پیدا می‌کرد.

او با ذکر نمونه‌ای عینی گفت: در جریان حملات موشکی، هدف‌گیری‌هایی در نزدیکی مؤسسه کیهان انجام شد و حتی اصابت‌هایی در فاصله‌ای بسیار کم رخ داد که نشان‌دهنده تهدید مستقیم رسانه‌ها بود. این موضوع، هشداری جدی برای درک اهمیت حفاظت از زیرساخت‌های رسانه‌ای در شرایط جنگی به شمار می‌رفت.

این عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت همچنین با اشاره به تجربه پوشش بلایای طبیعی افزود: حتی در رخدادهایی مانند سیل تجریش در دهه ۷۰ نیز، نوعی از روزنامه‌نگاری بحران شکل گرفت و رسانه‌ها تلاش کردند با اطلاع‌رسانی سریع، افکار عمومی را نسبت به ابعاد حادثه آگاه کنند؛ موضوعی که نشان می‌دهد این نوع روزنامه‌نگاری، محدود به جنگ نیست اما در جنگ، ابعاد پیچیده‌تری پیدا می‌کند.

او در ادامه، به وظایف روزنامه‌نگاران در جنگ‌های میهنی اشاره کرد و گفت: در این شرایط، روزنامه‌نگار با مجموعه‌ای از مسئولیت‌های سنگین مواجه است که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، نوع ادبیات به‌کاررفته در تولید محتواست. ادبیات جنگ، ادبیاتی حماسی و جهت‌دار است و نمی‌تواند خنثی یا بی‌طرف باشد.

بی‌طرفی در جنگ در تعارض با منافع ملی است

او تصریح کرد: در جنگ‌های میهنی، همراهی با دولت و منافع ملی یک اصل است و بی‌طرفی در این شرایط، دست‌کم به‌صورت نسبی، می‌تواند در تعارض با منافع ملی تلقی شود. تاریخ قضاوت خواهد کرد که رسانه‌ها در چنین بزنگاه‌هایی چه موضعی اتخاذ کرده‌اند. ادبیات حماسی، روایت‌های انسانی از میدان و بازتاب ایثار و مقاومت، از جمله مؤلفه‌هایی است که باید در تولید محتوا مورد توجه قرار گیرد. حتی در جنگ‌هایی که فاقد درگیری زمینی گسترده هستند، روایت‌هایی از شرایط دشوار نیروها، محدودیت‌های لجستیکی و نحوه مواجهه با تهدیدات، اهمیت زیادی دارد.

شمس‌الواعظین با اشاره به برخی نمونه‌های میدانی گفت: گزارش‌هایی از شرایط نیروهایی وجود داشت که در موقعیت‌های عملیاتی، با حداقل امکانات و در شرایط سخت، به فعالیت ادامه می‌دادند. این روایت‌ها بخشی از واقعیت جنگ است که باید به‌درستی و با زبان حرفه‌ای به مخاطب منتقل شود.

او در ادامه با اشاره به عملکرد رسانه‌های طرف مقابل افزود: در بسیاری از موارد، طرف‌های درگیر در جنگ، از ظرفیت‌های روزنامه‌نگاری بحران به‌صورت فعال استفاده می‌کنند و حتی خبرنگاران را در قالب روایت‌های میدانی و حماسی وارد صحنه می‌کنند تا روایت مورد نظر خود را تثبیت کنند.

این عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت همچنین به نسبت میان روزنامه‌نگاری جنگ و روزنامه‌نگاری صلح اشاره کرد و گفت: تا پیش از ورود به مرحله روزنامه‌نگاری صلح، ادبیات حماسی و کاهش‌دهنده تهدید، بخشی از کارکرد رسانه در جنگ است و نمی‌توان این دو را از هم تفکیک کامل کرد.

او همچنین به نحوه مدیریت انتشار اخبار در شرایط جنگی پرداخت و گفت: در برخی موارد، انتشار فوری برخی اخبار می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری داشته باشد. به‌عنوان مثال، در آغاز برخی درگیری‌ها، اگر اخبار به‌صورت ناگهانی و شوک‌آور منتشر شود، ممکن است به فروپاشی روانی جامعه منجر شود. در چنین شرایطی، انتشار تدریجی و مدیریت‌شده اخبار، که گاهی به‌صورت قطره‌چکانی تهیه می‌شود، نه‌تنها سانسور محسوب نمی‌شود، بلکه بخشی از پروتکل‌های حرفه‌ای روزنامه‌نگاری جنگ برای حفظ تعادل روانی جامعه است.

شمس‌الواعظین تاکید کرد: حفظ انسجام اجتماعی و جلوگیری از شوک‌های ناگهانی، از جمله وظایف مهم رسانه‌ها در دوران جنگ است و این رویکرد، در چارچوب اخلاق حرفه‌ای بین‌المللی روزنامه‌نگاری نیز قابل دفاع است.

منبع: ايسنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 2
  • ناشناس

    شما عملکرد خودتو درست کن، که قضاوت سختی در تاریخ به انتظار شماست. وقتی خوب باشی راوی بد، ره به جایی نمیبره

  • ناشناس

    جاهل