۴ درصد از مردم میتوانند رنگها را بشنوند یا کلمات را بچشند!/ حسآمیزی چیست؟
پژوهشگران میگویند تا ۴ درصد از مردم میتوانند رنگها را بشنوند یا کلمات را بچشند، اما دلیل آن چیست؟
آیا تا به حال هنگام گوش دادن به موسیقی، کلمهای را چشیدهاید یا رنگهایی را دیدهاید؟ اگر این اتفاق افتاده باشد، ممکن است جزو آن یک تا چهار درصدی از افرادی باشید که دارای یک ویژگی جذاب به نام «حسآمیزی»(synaesthesia) هستند.
حسآمیزی یک پدیده عصبی است که در آن فعال شدن یک حس مانند شنوایی، باعث فعال شدن حس دیگری، معمولاً نامرتبط، مانند بینایی میشود. این بدان معناست که افراد مبتلا به «حسآمیزی» اغلب در مقایسه با بقیه ما احساسات بیشتری را تجربه میکنند.
به عبارت دیگر، حسآمیزی، حسترکیبی یا همحسی، فرآیندی عصبشناختی است که در آن تحریک یک مسیر حسی یا شناختی به تجربهای خودبهخود و بیاختیار در یک مسیر حسی یا شناختیِ دیگر میانجامد. حسآمیزی درواقع به نوعی ترکیب حواس است، به این صورت که مثلاً فرد با شنیدن یک کلمه، مزهای در دهان خود حس میکند.
سوفی اسمیت(Sophie Smit)، پژوهشگر فوق دکترا در علوم اعصاب شناختی در دانشگاه سیدنی و آنینا ریچ(Anina Rich)، دانشیار و رئیس گروه تحقیقاتی حسآمیزی در دانشگاه مککواری(Macquarie) میگویند ما زمان زیادی را صرف درک این پدیده نادر کردهایم. در حالی که چیزهای بیشتری برای بررسی وجود دارد، آنچه میدانیم نشان میدهد که همه ما جهان را به یک شکل درک نمیکنیم.
حسآمیزی چیست؟
افراد مبتلا به حسآمیزی تحت عنوان «حسآمیزان» شناخته میشوند. تحقیقات نشان میدهد که حسآمیزی ممکن است در بین زنان شایعتر باشد، اگرچه این میتواند نشاندهنده سوگیریهای نمونهگیری باشد و ممکن است تحت تأثیر ژنتیک باشد.
انواع مختلفی از حسآمیزی وجود دارد. برخی افراد حسآمیزی شنیداری-بصری دارند، به این معنی که وقتی صداها را میشنوند، رنگهایی را میبینند. برخی دیگر وقتی حروف یا اعداد را میخوانند، میشنوند یا به آنها فکر میکنند، رنگهایی را میبینند. این به عنوان «حسآمیزی حروف و رنگ» شناخته میشود.
مثال دیگر حسآمیزی، لمس آینهای است؛ جایی که فرد وقتی فرد دیگری را در حال لمس شدن میبیند، احساساتی را روی بدن خود احساس میکند.
همه ما به طور طبیعی اطلاعات را از حواس مختلف ترکیب میکنیم. به عنوان مثال، وقتی صحبت کردن کسی را تماشا میکنید، مغز شما آنچه را که میبینید و میشنوید با هم ترکیب میکند تا او را بهتر درک کند. در حسآمیزی، این پیوندها کمی متفاوت هستند. به عنوان مثال، یک صدا ممکن است یک تجربه بصری را تحریک کند، اما ممکن است همچنان به مکانیسمهای یکسانی وابسته باشد.
افراد مبتلا به حسآمیزی هیچ کنترلی بر نحوه برخورد حواس خود ندارند. در عوض، اینها تجربیات خودجوش و واضحی هستند که معمولاً با گذشت زمان یکسان میمانند. به عنوان مثال، امروزه فردی که حسآمیزی حروف و رنگ دارد، ممکن است حرف A را قرمز درک کند و به احتمال زیاد حتی سالها بعد هم آن را به همان شکل خواهد دید.
شایان ذکر است که حسآمیزی یک بیماری یا اختلال نیست و باعث آسیب یا اختلال نمیشود، اگرچه ممکن است برخی افراد حسآمیزی خود را گاهی اوقات بسیار شدید بیابند. به عنوان مثال، اگر هر بار که شخص دیگری را در حال درد کشیدن میبینند، احساس درد کنند، رفتن به سینما میتواند بسیار نگرانکننده باشد.
با این حال، در کل به نظر نمیرسد که در زندگی روزمره اختلال ایجاد کند. در واقع، بسیاری از مردم متوجه نمیشوند که حسآمیزی دارند، زیرا این صرفاً نحوه درک آنها از جهان است.
چه چیزی باعث حسآمیزی میشود؟
ما هنوز دقیقاً نمیدانیم چه چیزی باعث حسآمیزی میشود، اما دانشمندان دو نظریه اصلی ارائه دادهاند.
۱. افراد حسآمیز اتصالات بیشتری در مغز خود دارند
طبق این دیدگاه که به عنوان نظریه «فعالسازی متقاطع» شناخته میشود، افراد مبتلا به حسآمیزی اتصالات بیشتری بین قسمتهای مختلف مغز خود دارند.
این میتواند به این دلیل اتفاق بیفتد که مغز آنها از شر اتصالات استفاده نشده بین سلولهای مغزی خلاص نشده است. این فرآیند که به عنوان «هرس سیناپسی» شناخته میشود، به مغز کمک میکند تا کارآمدتر عمل کند و بخشی از رشد طبیعی است.
طبق این نظریه، به عنوان مثال فردی که دچار حسآمیزی حروف با رنگ است، ناحیهای که حروف را تشخیص میدهد، مستقیماً با بخشی که رنگ را پردازش میکند، مرتبط است. بنابراین وقتی حرفی را میبیند، آن را با یک رنگ درک میکند.
۲. افراد دارای حسآمیزی فعالیت کمی متفاوت در مغز خود دارند
نظریه اصلی دیگر این است که افراد دارای حسآمیزی همان اتصالات عصبی افراد غیر حسآمیز را دارند، اما مسیرهای خاصی ممکن است قویتر یا فعالتر باشند. به نظر میرسد حسآمیزی بر اساس مکانیسمهایی که همه ما داریم، ساخته میشود.
به عنوان مثال، وقتی تصویری از یک موز خاکستری میبینید، میدانید که موزها معمولاً زرد هستند. ما حتی الگوهایی از فعالیت مغز را میبینیم که این را منعکس میکنند. افراد دارای حسآمیزی حروف با رنگ نیز ممکن است این کار را با حروف انجام دهند، به طوری که وقتی حروف سیاه را میبینند، مغز آنها رنگهای خاصی را فعال میکند.
به عبارت ساده، بحث در مورد علت حسآمیزی به این برمیگردد که آیا افراد حسآمیز ساختار مغزی متفاوتی دارند یا فقط از مغز خود به روشی جایگزین استفاده میکنند.
آیا حسآمیزی باعث خلاقیت بیشتر میشود؟
ممکن است هنرمندانی را دیده باشید که تجربیات حسآمیزی خود را توصیف میکنند و شواهدی وجود دارد که نشان میدهد حسآمیزی در بین افرادی که در زمینههای خلاق فعالیت دارند، رایجتر است.
یک نظرسنجی بزرگ از افراد حسآمیز استرالیایی نشان داد که تقریباً ۲۴ درصد از آنها مشاغل خلاقانهای مانند هنرمند، موسیقیدان، معمار یا طراح گرافیک داشتهاند. این در مقایسه با کمتر از ۲ درصد از افراد در جمعیت عمومی است که این مشاغل را دارند. این شکاف قابل توجه است، حتی اگر ما دلیل آن را نفهمیم.
یک دلیل ممکن است این باشد که افراد حسآمیز ایدهها و احساسات را به روشهای غیرمعمول به هم پیوند میدهند و به آنها کمک میکنند خلاقانهتر فکر کنند. تحقیقات نشان میدهد افرادی که انواع خاصی از حسآمیزی دارند، ممکن است خاطرات قویتری تشکیل دهند یا تخیلات واضحتری داشته باشند، اما فقط تا حد محدودی این چنین است.
حسآمیزی دریچهای قدرتمند به چگونگی درک جهان توسط مغز ماست. این پدیده به ما یادآوری میکند که ادراک، یک فرآیند ثابت و یکسان برای همه نیست، بلکه چیزی است که مغز به طور فعال به روشهایی میسازد که اغلب متنوعتر و بسیار غنیتر از آن چیزی هستند که انتظار داریم.