دستبرد میلیاردی زن جوان به انبار مرد تاجر

زن جوان که برای یک تاجر لاستیک کار می‌‌کرد، با سوء استفاده از سفر وی به خارج از کشور، نقشه سرقت میلیاردی از انبار لاستیک و خودروهای لوکس را طراحی و اجرا کرد.

دستبرد میلیاردی زن جوان به انبار مرد تاجر

چند روز قبل مرد تاجری با مراجعه به پلیس از سرقت میلیاردی انبار لاستیک‌هایش خبر داد و گفت: «من تاجر لاستیک هستم؛ مدتی قبل به خارج از کشور سفر کردم اما ناگهان جنگ تحمیلی شروع شد و به دلیل لغو پروازها من به ناچار خارج از کشور ماندم. با این حال مدتی طول کشید تا توانستم از راه زمینی خودم را به ایران برسانم اما وقتی به انبار محل کارم رفتم، متوجه شدم سوله را خالی کرده‌‌اند. حدود 7 میلیارد تومان لاستیک و 5 دستگاه خودروی لوکس و مدل بالا که قیمت هر کدام از آنها بین 5 تا 8 میلیارد تومان بود از انبار سرقت شده بود. یک زوج جوان و چهار مرد کارمندان و نگهبان سوله بودند. نه تنها وسایل که از کارمندان و نگهبانان هم خبری نیست و احتمال می‌‌دهم آنها در سرقت از سوله‌ام نقش داشته‌اند.» 

 

با شکایت مرد تاجر، تحقیقات پلیسی به دستور بازپرس شعبه 10 دادسرای ویژه سرقت آغاز شد. کارآگاهان در نخستین گام به بررسی محل و درهای ورودی سوله پرداخته و مشخص شد که در ورودی سالم است و احتمال دست داشتن سارقانی آشنا در این سرقت قوت گرفت. در گام بعدی کارآگاهان به بازبینی دوربین‌های مداربسته سوله پرداختند، دوربین‌ها نشان می‌‌داد سرقت توسط کارمندان و نگهبان مرد تاجر صورت گرفته است. با اطمینان از این موضوع دستور بازداشت آنها صادر شد و در ادامه چهار مرد جوان که نگهبان و سرایدار سوله بودند، بازداشت شدند. در ادامه زوج جوان نیز شناسایی و بازداشت شده و از مخفیگاه آنها لاستیک‌های مسروقه و 4 خودرو کشف شد، تحقیقات برای یافتن پنجمین خودروی لوکس ادامه دارد.

 

سوء استفاده از اعتماد

 

مهناز که کارمند مرد تاجر است، طراح و مغز متفکر سرقت میلیاردی از سوله بود. او که تصورش را نمی‌کرد مرد تاجر به کشور برگردد و راز سرقت‌شان برملا شود، گفت: «جنگ تحمیلی سوم که شروع شد باتوجه به اینکه صاحب کارمان در خارج از کشور بود و نمی‌توانست به ایران برگردد و از آنجایی که تصور می‌‌کردیم به این زودی‌ها جنگ تمام نمی‌شود با خودمان گفتیم این شرایط بهترین فرصت برای سرقت لوازم داخل سوله است. ایده سرقت از طرف من بود و همسرم و چهار کارگر دیگر هم استقبال کردند.»

چرا فکر سرقت به سرت زد؟

خب از یک طرف جنگ شده و پروازها بسته شده بود، از طرفی ممکن بود که سوله یا نزدیکی سوله را موشک بزنند و همه سرمایه مرد تاجر زیر آوار از بین برود به همین دلیل بود که تصمیم به سرقت گرفتیم.

با اموال سرقتی چه کردید؟

4 تا از خودروها را سه نفر از کارگرها با خود بردند و یکی از آنها را نفر چهارم برد. لاستیک‌ها را هم من و همسرم بردیم که بعد از دستگیری کلیه لاستیک‌ها را تحویل دادیم.

برای ماشین‌ها چه اتفاقی افتاد؟

4 خودرویی که نزد 3 کارگر بود برگردانده شد. البته آنها مدعی شدند که برای ایمنی و اینکه اتفاقی برای ماشین‌ها نیفتد آنها را با خود برده‌اند. ماشین پنجم هم دست مراد، چهارمین کارگر بود که می‌‌گوید خودرو را در کنار خیابانی پارک کرده تا ما به سراغ خودرو برویم اما ما خودرویی برنداشتیم و نمی‌دانیم چه اتفاقی برای خودرو افتاده است.

منبع: ایران
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید