پرداخت هزینه ۷ کودک سرطانی راه نجات از قصاص

پیشنهاد مرد اعدامی برای پرداخت هزینه درمان ۷ کودک سرطانی، باعث شد تا خانواده همسرش از اجرای قصاص وی چشم پوشی کنند و او را ببخشند.

پرداخت هزینه ۷ کودک سرطانی راه نجات از قصاص

این مرد زندانی تابستان سال 96 به دنبال یک درگیری شدید، همسرش را در خانه شان به قتل رسانده بود. وی پس از ارتکاب قتل جسد همسرش را در جاده ای فرعی رها و با مراجعه به پلیس، ناپدید شدن او را گزارش کرده بود اما در حالی که بررسی های پلیسی برای یافتن زن جوان ادامه داشت، مردی در تماس با پلیس از کشف جسد زنی در اطراف شهر خبر داد.

جسدی در بیابان

با حضور تیم تحقیق در محل آنها با جسد زن جوانی مواجه شدند که از زمان مرگش حدود 24 ساعت می گذشت. آثار کبودی روی دهان و گردن زن جوان نشان می داد که او بر اثر خفگی جانش را از دست داده است. باتوجه به آنکه مشخصات جسد با مشخصات زن گمشده به نام مینو شباهت داشت، این احتمال برای تیم جنایی مطرح شد که جسد متعلق به مینو باشد. 

زمانی که خانواده مینو به پزشکی قانونی رفتند هویت جسد را شناسایی کردند. بدین ترتیب راز ناپدید شدن مینو برملا شد .

از آنجایی که زن جوان لباس خانه به تن داشت، این فرضیه مطرح شد که جنایت در خانه رخ داده و جسد به آنجا منتقل شده است. از سویی بررسی های میدانی حکایت از آن داشت مینو و همسرش ناصر باهم اختلاف داشته و چندین بار مینو به حالت قهر به خانه پدرش رفته است و زمانی که او ناپدید شده به تازگی با همسرش آشتی کرده بود.

اعتراف به قتل

با کنار هم قرار دادن مدارک و شواهد پلیسی این احتمال مطرح شد که جنایت از سوی همسرش رخ داده است. به دستور بازپرس جنایی،‌ ناصر بازداشت شد، او که ابتدا منکر جنایت بود، در مواجهه با مدارک پلیسی گفت:« اختلافم با همسرم  بر سر خساست بود. من آدم خسیسی هستم شنیده اید که می گویند مالش به جانش وصل است. این ضرب المثل برای من صدق می کرد. من از اینکه پول خرج کنم واقعاً ناراحت می شدم .»

او ادامه داد:« من مینو را دوست داشتم اما دلم نمی خواست پول هایم را خرج کند. روز حادثه دوباره سر همین مساله دعوای مان شد و مینو شروع به داد و فریاد کرد. برای اینکه همسایه ها صدایش را نشنوند، با دست جلوی دهان او را گرفتم وقتی به خودم آمدم، متوجه شدم نفس نمی کشد. خیلی ترسیده بودم،  تا نیمه شب صبر کردم و بعد از آن جسد را داخل صندوق عقب خودروام گذاشته و به سمت بیرون شهر حرکت کردم. جسد را در جاده ای فرعی رها کرده و به خانه بازگشتم.»

با اعتراف ناصر به جنایت و تکمیل تحقیقات او در دادگاه کیفری استان پای میز محاکمه رفت. قضات دادگاه کیفری با توجه به درخواست اولیای دم برای اشد مجازات و اعترافات متهم و مدارک موجود در پرونده، رأی قصاص را صادر کردند.

بیماری لاعلاج

با گذشت 8 سال از جنایت، خانواده مینو به دادسرا رفته و خواهان اجرای حکم دامادشان شدند. در حالی که ناصر در یک قدمی چوبه دار قرار گرفته بود متوجه ابتلا به یک بیماری لاعلاج شد. وقتی پزشکان گفتند که وی زمان زیادی برای زندگی ندارد پشت میله های زندان تصمیم گرفت یک اقدام خداپسندانه انجام دهد به همین خاطر با خانواده همسرش تماس گرفت و گفت:« من در تمام این مدت تصور می کردم پول خوشبختی و آسایش برایم می آورد. اما حالا که در چند قدمی مرگ قرار گرفته  و مبتلا به بیماری سرطان شده ام، به این باور رسیده ام که پول اصلاً کمکم نمی کند.»

او ادامه داد: «من دیر یا زود می میرم اما می خواهم کاری کنم که هم خدا مرا ببخشد و هم روح همسرم در آرامش بیشتری باشد. از شما می خواهم که تفاضل دیه ای که باید به خاطر اجرای حکم قصاصم پرداخت شود را به اضافه مبلغی که خودم در نظر گرفته ام  برای درمان کودکان  مبتلا به بیماری سرطان پرداخت کنید. 

می خواهم 7 کودک که سرطان دارند را تحت تکفل بگیرم و هزینه درمان شان را پرداخت کنم.»

به دنبال این تماس  خانواده زن جوان نیز از قصاص دامادشان گذشت کردند و ناصر با گذشت 

8 سال از جنایت، در حالی که در یک قدمی چوبه دار بود از مرگ رهایی یافت و از زندان آزاد شد.

منبع: ایران
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید