طلاق می‌‎خواهم، چون رفتار شوهرم با زنان را دوست ندارم

آزاده تصمیم گرفته از شوهرش جدا شود و می‌گوید حاضر نیست حتی با او صحبت کند. او از دلیل به بن بست رسیدن زندگی‌ مشترکش می‌گوید.

طلاق می‌‎خواهم، چون رفتار شوهرم با زنان را دوست ندارم

او از دلیل به بن بست رسیدن زندگی‌ مشترکش می‌گوید.

 

*چطوری با شوهرت آشنا شدی؟

ما فامیل بودیم. از بچگی با هم بزرگ شدیم و همدیگر را می‌شناختیم.

*چه نسبتی با هم داشتید؟

پوریا نوه دایی پدرم بود. خیلی همدیگر را می‌دیدیم چون پدرم با اقوامش خیلی رفت و آمد می‌کرد.

*با توجه به اینکه می‌گویی شوهرت را خیلی خوب می‌شناسی پس چطور شد که حالا می‌خواهی جدا شوی؟

چون شوهرم در برابر زن‌ها رفتار مناسبی ندارد.

*یعنی چه؟

وقتی زن‌ها را می‌بیند شوخی می‌کند و رفتارهایی از خودش نشان می‌دهد که عجیب و غریب است. من تحمل ندارم شوهرم اینطوری رفتار کند.

*کی متوجه این مساله شدی؟

شوهرم عینک‌فروش است چندبار رفتم مغازه مشتری خانم در مغازه بود شوخی‌های نامناسبی می‌کرد. من ناراحت شدم.

*به شوهرت گفتی؟

بله. گفته‌ام ولی می‌گوید تو زیادی حساس هستی من باید با مشتری حرف بزنم که راضی شود خرید کند. نمی‌توانم بدرفتار باشم.

*شاید واقعا تو حساس هستی؟

نه. اینطور نیست. من می‌فهمم او از زنان خوشش می‌آید.

*خانواده‌ات با طلاق موافق هستند؟

موافق نیستند ولی نظر من را قبول کردند.

*طلاق بگیری چه می‌کنی؟

بچه ندارم. می‌توانم دوباره ازدواج کنم و زندگی خوبی داشته باشم.

منبع: اعتمادآنلاین
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید