روایت تلخ کاسبان جنوب از بازار بی مشتری در آستانه آغاز سال تحصیلی/ از سیتی سنتر تا بازار زمرد؛ چرا چراغ بازارهای قشم خاموش شد؟
بازارهای قشم و درگهان که هر سال در آستانه آغاز سال تحصیلی یکی از مقاصد اصلی سفر و خرید بودند، امسال با راهروهای خلوت و مغازههای کممشتری روبهرو شدهاند؛ تصویری که به نظر میرسد بیش از آنکه یک رکود مقطعی در جنوب باشد، نشانهای از کوچکشدن قدرت خرید مردم، تشدید نااطمینانی و عمیقتر شدن رکود تورمی در اقتصاد ایران است.
تا بوده، شهریور پررونق و ماه سفر و خریدهای آخر تابستان بوده، امسال، اما نه از تکاپوی پیش از آغاز سال تحصیلی خبری هست نه از آن برو بیاهای همیشگی! معمولاً مراکز خرید و بازارهای بزرگ به ویژه در مناطق آزاد مثل جزیره قشم و منطقه درگهان و ... میزبان موج عظیمی از مسافران، خریداران و خانوادههایی بودند که برای تأمین پوشاک، کیف و کفش و کالاهای مصرفی راهی جنوب میشدند.
روایات شهروندان و سیل عکسها و ویدیوهای وایرال شده در فضای مجازی و رسانهای کشور، اما نشان میدهد که امسال سکوت سنگین، کمسابقه و نگرانکنندهای بر تمامی این بازارها سایه افکنده است. مراکز تجاری شاخص و مطرحی مانند «سیتیسنتر قشم» که سالها بهعنوان یکی از قطبهای اصلی تجاری، نماد پویایی اقتصادی و قلب تپنده مبادلات منطقه شناخته میشدند، این روزها خلوتترین و کمرمقترین دوران خود را تجربه میکنند.
این وضعیت بحرانی البته محدود به جغرافیا یا یک بازار خاص در جنوب کشور نیست؛ بلکه اخبار و روایات واصله از سایر استانها و شهرهای بزرگ و کوچک نیز گواهی میدهند که سایر شهرها هم وضعیت بهتری ندارند و آنچه در قشم میگذرد، انعکاسی از بحران عمیقتر رکود تورمی در سراسر بازارها است.
روایت تلخ کسبه در شبکههای اجتماعی
این روزها فضای مجازی و کانالهای اطلاعرسانی پر شده است از ویدیوهای پر از گلایه و دردِدلهای تلخ کاسبان و بازاریان قشم و درگهان؛ تصاویری تکاندهنده از پاساژهای کاملاً خلوت، راهروهای بیمعبر، چراغهای کمنور و مغازهدارانی که در اوج ساعات کاری دست روی دست گذاشته و به دربهای خالی چشم دوختهاند. در یکی از این ویدیوها که بازتاب گستردهای داشته، یکی از کسبه در حالی که از راهروهای خالی بازار قشم فیلمبرداری میکند، با لحنی پر از حسرت و نگران میگوید: «اینم وضعیت بازار با دلار ۲۰۰ تومنی! هیچکس توی بازار نیست. نه بازار جونی گرفته، نه فروش مثل قبل شده... هر روز یا بنزین، یا طلا، یا جنگ و نوسانات؛ دیگه نمیدونیم هر روز قراره با چه دردسر و شوک جدیدی روبهرو بشیم. ما این وسط، توی جنوب، موندیم با اجارههای سنگین، هزینه خرید جنس، خرج روزمره زندگی و بازاری که اصلاً مشتری نداره. واقعاً توی این شرایط باید چیکار کنیم؟ جنگ با بیبازاری... جوانی بر باد رفت؛ هرچی دویدیم، انگار باز هم به جایی نرسیدیم. حاجی، نشد که نشد...»
این نقدها و روایات صریح و بیواسطه، لایههای واقعیتر و عمیقتری از رنج اقتصادی جامعه را به تصویر میکشند. کسبوکارهای خرد و بازاریان قدیمی در سختترین شرایط تاریخ کاری خود گرفتار شدهاند و امکان بقا و ادامه فعالیت اقتصادی بهسرعت از آنها سلب میشود.
جهش بیسابقه نرخ ارز و تورم افسارگسیخته
ریشه اصلی این کسادی بیسابقه و پیوسته را باید در جهشهای مداوم نرخ ارز و تورم ساختاری و افسارگسیختهای جستوجو کرد که بر ارکان اقتصاد کشور تحمیل شده است. در حالی که تا همین چندی پیش صحبت از شوک دلار ۲۰۰ هزار تومانی و تبعات سنگین آن بر بازار بود، طی یکی دو هفته اخیر نرخ دلار در بازار آزاد مرز ۲۳۰ هزار تومان را هم رد کرده است. این جهش برقآسا، سرعت تورم و انتظارات تورمی را به ابعادی وحشتناک و خارج از کنترل رسانده است.
نگاهی به آمارهای اقتصادی و شاخصهای تورمی نشان میدهد که نرخهای تورم سالانه و نقطهبهنقطه در بخشهای مختلف کشور به اعدادی بسیار شکننده و بحرانی رسیده است. در حالی که نرخ تورم در کلانشهرهایی مانند تهران بالای ۸۰ درصد ارزیابی و ثبت میشود، این رقم در برخی استانهای مرزی و محرومتر نظیر لرستان و کردستان طبق برخی گزارشها به مرز ۱۲۰ درصد نیز نزدیک شده است. میانگین تورم کشوری که در محدوده بالای ۸۰ تا نزدیک ۹۰ درصد نوسان میکند، قدرت خرید طبقه متوسط و دهکهای پایین جامعه را بهطور کامل نابود کرده است.
وقتی هزینههای حیاتی و اولیه زندگی مانند مسکن، اجارهبها، خوراک، دارو و درمان بخش اعظم و حتی کل درآمد خانوادهها را میبلعد، کالاهای مصرفی دیگر مانند پوشاک، لوازم خانگی، کیف و کفش و همچنین سفرهای تفریحی و خریدهای دورهای از مناطق آزاد بهسرعت از سبد هزینه خانوار حذف میشوند. در چنین وضعیت ناگواری، تعجبی ندارد که بازارهایی مانند قشم و درگهان که اساساً بر پایه عرضه پوشاک، پوشاک بچهگانه و کالاهای مصرفی خانوار بنا شدهاند، با رکودی سنگین مواجه شوند.
روایات پردرد، ویدیوهای گلایهآمیز کسبه در فضای مجازی و راهروهای خالی از مشتری در بازارهای قشم و سایر شهرها، زنگ خطری جدی و رسا برای تصمیمگیران و سیاستگذاران اقتصادی کشور است
در کنار این فشارهای سنگین معیشتی، نباید از مؤلفه حیاتی «امنیت سفر» نیز غافل شد. جنوب کشور و بهویژه مناطق آزاد مرزی مانند قشم، این روزها بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر سایه سنگین تنشهای منطقهای و درگیریهای نظامی قرار گرفتهاند. اگرچه تداوم یک آتشبس شکننده تا حدی از بروز درگیریهای گسترده جلوگیری کرده، اما التهابات مداوم، حملات گاهوبیگاه و ریسکهای محیطی پیوسته، فضای روانی جامعه را تحت الشعاع قرار داده است. سفر و خرید در مناطق آزاد، نیازمند آرامش خاطر و احساس امنیت پایدار است؛ اما در شرایطی که سایه ناامنی و تنش بر مناطق جنوبی سنگینی میکند، طبیعی است که خانوادهها سفر به این مناطق را از اولویتهای خود حذف کنند. این رویدادها، نهتنها شریان گردشگری را در این جزیره کمرمق کرده، بلکه بر آتش رکود بازارهایی که تمام حیاتشان به حضور مسافر وابسته است، دامن زده است.
قطعی برق؛ تیر خلاص بر پیکر نیمه جان بازار
در کنار فشار بیرحمانه تورم و فرسایش شدید قدرت خرید مردم، چالشهای ساختاری، قطعیهای تکراری و نارساییهای شدید مدیریتی نیز بر بار مشکلات طاقتفرسای بازاریان افزوده است. یکی از نمونههای بارز و دردناک این نارساییها، وضعیت تأمین انرژی و برق در مجتمعهای تجاری مناطق آزاد است. شاهد این مدعا روایت شهروندی است که نوشته: «در مجتمع تجاری «مهتاب» قشم، دقیقاً هر شب بین ساعت ۷ الی ۹ شب - یعنی دقیقاً در اوج ساعتی که احتمال دارد چند مشتری معدود وارد بازار شوند و کسبه دشت روزانه خود را بردارند - برق مجتمع قطع میشود».
این مسئله فقط محدود به یک مرکز تجاری خاص نیست؛ در ویدیوی دیگری که توسط یکی از شهروندان در دوشنبه ۱۹ مرداد ضبط و منتشر شده، به روشنی اعلام میشود که به دلیل قطع کامل و طولانیمدت برق، بازار «زمرد» درگهان در جزیره قشم کلاً تعطیل و به حالت نیمهتعطیل درآمد. قطع منظم و روزانه برق در گرمای طاقتفرسا و خفهکننده تابستان جنوب، آن هم در حساسترین و طلاییترین ساعات کاری بازار، نه تنها امکان ارائه حداقل خدمات و فروش را از مغازهداران سلب میکند، بلکه فضای داخلی پاساژها را بینهایت گرم کرده و همان تعداد معدود خریداران و مسافران را نیز فراری میدهد. این اقدامات بیتدبیرانه و ناهماهنگ، تیر خلاصی است بر پیکر نیمهجان کاسبانی که زیر بار هزینههای سنگین اجارهبها، مالیات، حقوق پرسنل و قبوض آب و برق کمر خم کردهاند. بازاریان با خشم و حسرت میپرسند چرا در منطقهای که تمشیت اقتصادی آن کاملاً وابسته به رونق تجارت است، قطعی برق باید دقیقاً در تنها زمان احتمالی حضور مشتری رخ دهد؟
زنگ خطر تسری رکود از مناطق آزاد به سراسر کشور
سکوت سنگین، پاساژهای تاریک و راهروهای خالی در سیتیسنتر قشم، بازار زمرد درگهان و مجتمع مهتاب، یک استثنا یا حادثهای مقطعی و اتفاقی نیست؛ بلکه آیینهای از وضعیت عمومی بازارها و اصناف در سراسر ایران است. مغازهداران و کاسبان در بازار بزرگ تهران، مراکز خرید اصفهان، شیراز، مشهد و شهرهای کوچکتر نیز دقیقاً با همین رکود بیسابقه، هزینههای کمرشکن اجارهبها، خستگی ناشی از نوسانات قیمت و افت شدید تقاضای مؤثر مواجه هستند. افزایش لحظهای و بیضابطه قیمتها از یک سو و خالی شدن جیب مردم از سوی دیگر، تمام چرخههای دادوستد و جریانهای پولی کشور را قفل کرده است.
تداوم این «رکود تورمی» عواقب اجتماعی و اقتصادی بسیار مخاطرهآمیز و جبرانناپذیری به همراه دارد. با ادامه این وضعیت، نابودی مشاغل خرد، تعطیلی و ورشکستگی مغازهها، ناتوانی بازاریان در پرداخت اجارهبها و نقد کردن چکها، و در نهایت موج تازهای از بیکاری و ناامیدی جویندگان کار ناگزیر خواهد بود. وقتی کشش تقاضا در سطح جامعه به صفر میرسد، کل زنجیره تأمین - از تولیدکنندگان داخلی گرفته تا واردکنندگان و فروشندگان خرد - دچار فروپاشی تدریجی شده و صدمات جبرانناپذیری به بدنه مولد کشور وارد میشود.
ضرورت بازنگری عاجل در سیاستهای اقتصادی و حمایتی
روایات پردرد، ویدیوهای گلایهآمیز کسبه در فضای مجازی و راهروهای خالی از مشتری در بازارهای قشم و سایر شهرها، زنگ خطری جدی و رسا برای تصمیمگیران و سیاستگذاران اقتصادی کشور است. نمیتوان از یک سو با سیاستهای تورمزا، عدم کنترل نرخ ارز و خلق پول بیضابطه قدرت خرید مردم را بلعید و از سوی دیگر با قطعی زیرساختهای پایه نظیر برق و بیتوجهی به چالشهای کسبوکارهای خرد، انتظار رونق و پویایی بازارها را داشت.
برای خروج از این بنبست نگرانکننده، مدیریت ارشد اقتصادی کشور باید در گام نخست برای مهار تورم افسارگسیخته، ثباتبخشی به بازار سرکش ارز و ترمیم قدرت خرید مردم تدبیری عاجل و اساسی بیندیشد. در گام بعدی، مدیریت هوشمندانه زیرساختها، جلوگیری از قطع برق مراکز تجاری در ساعات شلوغی بازار و ارائه تسهیلات حمایتی و مالیاتی به کسبوکارهای متضرر در مناطق آزاد و سایر استانها باید در اولویت فوری قرار گیرد. حل بحران عمیق بازارهایی، چون قشم، بدون اصلاح ریشهای وضعیت ساختاری اقتصاد امکانپذیر نیست و بیتوجهی به این پیامها و نقدها، هزینههای سنگینتر و غیرقابلجبرانی را بر پیکره جامعه و اقتصاد کشور تحمیل خواهد کرد.