با بررسی نگاه چند فیلسوف، نویسنده و متفکر مطرح شد

جستجوی زندگی در میانه سوگ، رنج و جنگ در وضعیت امروز انسان ایرانی

نویسنده:

در وضعیتی که خشونت و سوگِ بجامانده اعتراضات داخلی و رنج‌های ناشی از جنگ خارجی از سویی و از سوی دیگر حکومتی که بر اساس نوع خاصی از نگرش به انسان و جهان، نوعی ویژه از حکومت‌داری را ترویج می‌کند، مردم به تماشا نشسته‌اند و در حال ‌و روزی ناخوش، گاهی سرنوشتی سیاه برای خود به تصویر می‌کشند، گفتن از «زندگی» به شیوه‌های گوناگون، شاید بتواند ما را این‌بار، واقعا از وضعیت حساس و البته خردکننده کنونی، به سلامت عبور دهد.

جستجوی زندگی در میانه سوگ، رنج و جنگ در وضعیت امروز انسان ایرانی

ماه‌های گذشته، بر ما ملت ایران روزگار سختی گذشته و البته هنوز در میانه سختی‌ها هستیم و نمی‌توانیم از چشم‌اندازی فراتر، به آنچه بر سرمان رفته دقیقتر بیندیشیم و به چندوچون همه‌جانبه آن پی ببریم. با این حال، روانِ درگیر ما به دنبال پاسخ‌ها یا التیام‌هایی است که بتواند جوابی مقطعی و مرهمی موثر بیابد.

امین فردوس‌آرا، پژوهشگر فلسفه در نشستی با عنوان « جنگ، رنج، معنای زندگی» که پنجشنبه 11 اردیبهشت در موسسه «کرانه حضور» در مشهد برگزار شد، تلاش کرد «شرحی مختصر بر احوال ماه‌های اخیرِ انسانِ ایرانی» به دست دهد.

او برای ترسیم اوضاع امروزمان از آتش‌نشان «مهدوی» یاد کرد که در اعتراضات 18 دی‌ماه سال قبل و در هنگامه کمک به انتقال مجروحان در درگیری‌های بلوار 7 تیر مشهد، کشته شد. شهروندانی که به دست هموطنان خود کشته شدند و مردم، سوگوار کسانی شدند که پیش از این واقعه نمی شناختن‌شان. هنوز در سوگ این وقایع بودیم که 9 اسفند جنگی آغاز شد و کودکان مینابی شدند نماد کشته‌های بی‌گناه در این جنگ. ویرانی‌های بعدش و این وضعیت نه جنگ و نه صلح کنونی و نیز نداشتن هیچ چشم‌انداز امیدبخش اقتصادی، ما را همچنان در تاروپود گره‌های باز نشده سوگ و بدسرنوشتی، گرفتار کرده است.

فردوس‌آرا با ذکر این مقدمه، گفت که با علم به این گره‌های تودرتوی زندگی‌کُشِ جنگ و رنج، خطر کرده و می خواهد از «زندگی» بگوید.

او با ابیاتی از حافظ شروع کرد که درباره از دست دادن پسرش گفته بود و از فردوسی مثال آورد که درباره سوگ از دست رفتن نیک‌نامی چون سیاوش سروده بود. اینچنین بحث را از موضوعی کنونی و اینجایی به پهنه تاریخ اندیشه کشاند و از 7 منظر (به تعبیر خودش پنجره) به بیان دیدگاه‌های بزرگان فلسفه، هنر و دانش پرداخت تا از دید آنها نگاه به زندگی در میانه رنج را به پیش چشم افکند، با این توضیح که هر کدام از این منظرها ممکن است برای برخی کاربرد نداشته باشند یا بیشتر تاثیرگذار باشند و بسته به روحیات هر شخص می‌توان آنها را درچین کرد.

بیشتر بخوانید: بازی بدون برنده گفتگو؛ نیرویی برای گذر کردن از دوران تندتغییر کنونی در کشورمان

پنجره یک؛ نیچه و روح تراژدی

فردوس‌آرا با ذکر گفته‌هایی از فردیریش نیچه (فیلسوف آلمانی اواخر قرن 19)، خیام و فردوسی، این منظر را گشود که زندگی یک تراژدی است. جایی نیست که همچون کمدی، ته داستان همه خوشحال و خندان صحنه نمایش را ترک کنند. بلکه غم‌نامه‌ای است مشحون از رنج. با دانستن این وضعیت تراژیک، انسان آن‌را واقعیتی مدام خواهد یافت و به دنبال شور زندگی در آن می‌گردد. نگاه دیونیزوسی در فلسفه باستان که بر نیروهای حیاتی و سرزندگی تاکید دارد بر نگاه آپولونی که به دنبال فهم امور است، در رویکرد تراژیک نیچه غلبه می‌یابد.

این پژوهشگر فلسفه، رقص «زوربای یونانی»، رمانی نوشتهٔ نیکوس کازانتزاکیس نویسندهٔ یونانی قرن بیستم، پس از مرگ فرزندش را به رقص برخی خانواده‌های عزادار کشته‌شدگان دی‌ماه  بر مزار عزیزانشان، شباهت داد و در هر دو نوعی شور زندگی دیونیزوسی که از دل تراژدی حیات ما بر می‌خیزد، یافت.

maxresdefault

آنتونی کوئین در نمایی از فیلم زوربای یونانی و در حال رقص معروفش

پنجره دو؛ ویتگنشتاین و جنگ اول جهانی

در این رویکرد، فردوس‌آرا از لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف اتریشی قرن بیستم، یاد کرد که برای یافتن معنای زندگی این راه را برگزید که بر ترسش از مرگ غلبه کند. او در خلال جنگ جهانی اول، درخواست می‌کند که به خط مقدم جنگ برود و در آنجا نگهبانی دهد. در جایی که هر لحظه امکان کشته شدن و مرگ، پیش روست. او در همین سال‌ها رساله منطقی-فلسفی «تراکتاتوس» را می‌نویسد که یک از کتاب‌های مهم قرن گذشته است و معنای زندگی از دید خودش را نیز در این کتاب اشاره می‌کند. راه او البته کاملا منحصربه‌فرد است و نمی‌توان به همه توصیه کرد اما برکشیدن معنای زندگی از دل غلبه بر ترس در مواجهه با مرگ، می‌تواند نوعی بصیرت برای کسانی باشد که شاید خواسته یا ناخواسته در چنین موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند.

2

ویتگنشتاین

پنجره سه؛ جوزف کمبل و مونتنی

جوزف کمبل، اسطوره‌شناس آمریکایی قرن بیستم، و میشل دو مونتنی، از نویسندگان تاثیرگذار فرانسوی قرن 16، دو قهرمان رویکرد سوم هستند. کمبل از تجربه زنده‌بودن می‌گوید و اینکه گاهی ما زنده‌بودنمان را فراموش می‌کنیم. در جستجوی معنای زندگی بودن نباید ما را از خودِ بدنی و جسمانی‌مان دور کند. نکته‌ای که مونتنی هم بر آن انگشت نهاد و خوار شمردن بدن و زندگی جسمانی توسط نگاه‌های افلاطونی و مسیحی را مورد انتقاد قرار داد.

جانوار کوچکی چون «کَک» از معنی زندگی چه می‌داند؟ او فقط، زندگی کردن را تجربه می‌کند. همین نکته «تجربه زندگی» با جسممان واجد اهمیتی بنیادین است که گاهی در کش‌وقوس‌های بحث‌های فلسفی و الاهیاتی، فراموش یا بی‌اهمیت قلمداد می‌شود.

جانوار کوچکی چون «کَک» از معنی زندگی چه می‌داند؟ او فقط، زندگی کردن را تجربه می‌کند. همین نکته «تجربه زندگی» با جسممان واجد اهمیتی بنیادین است که گاهی در کش‌وقوس‌های بحث‌های فلسفی و الاهیاتی، فراموش یا بی‌اهمیت قلمداد می‌شود

3

جوزف کمبل

پنجره چهار؛ فروید و فراسوی اصل لذت

فردوس‌آرا در این رویکرد به نامه‌نگاری انیشتین و فروید درباره جنگ اشاره کرد و از واژه «تاناتوس» یا غریزه مرگ به عنوان کانون بحث فروید یاد کرد که در خلال بررسی سربازانی که پس از جنگ جهانی اول، مدام رویاهای آسیب‌زای دوران جنگ را می‌دیدند و مرور می‌کردند، این مفهوم مورد توجه فروید قرار گرفت. این غریزه به تعبیر پدر روانکاوی مدرن، رو به سمت مرگ دارد و تخریب، و در برابر غریزه «اروس» یا محرک زندگی قرار می‌گیرد. آگاهی از این غرایز، پرتویی می‌افکند به درون پرتناقض ما آدمیان و نیز بذل توجهی می‌شود به غریزه زندگی در میانه رویدادهای آسیب‌زای حیات‌مان.

4

انیشتین و فروید

پنجره پنج؛ هانا آرنت و تخیل اخلاقی

آرنت، فیلسوف آلمانی قرن گذشته، در بررسی مساله شرّ، از رویکرد الاهیاتی عبور کرد و درباره این مساله، از پذیرفتن مسئولیت انتخاب سخن گفت. مساله شر، موضوعی الاهیاتی و فلسفی به درازای تاریخ است که فیلسوف یونانی اپیکور درباره آن می‌گوید: «آیا خدا خواهان جلوگیری از شر است، اما قادر نیست؟ پس او قادر مطلق نیست. آیا قادر است، ولی خواهان نیست؟ پس او بدخواه است. آیا هم قادر است و هم خواهان است؟ پس از کجا شر می‌آید؟ آیا نه قادر است و نه خواهان؟ پس چرا او را خدا می‌گوییم؟»

آرنت با اشاره به دادگاه آدولف آیشمن، مسئول «اداره امور مربوط به یهودیان» در حکومت هیتلر، از ابتذال شر می‌گوید و اینکه افراد نمی‌توانند به واسطه مامور و معذول بودن، از مسئولیت عمل غیراخلاقی شانه خالی کنند.

در همین زمینه، ویکتور فرانکل، روانپزشک و نویسنده کتاب معروف «انسان در جستجوی معنا»، از اهمیتِ یافتن معنای زندگی در شرایط سختی چون اردوگاه آشویتس که امثال آیشمن پدید آورده بودند، می‌گوید.

6

 آیشمن در سال ۱۹۶۱ در دادگاه بین المللی

پنجره ششم؛ سیمون وی، پیکری نحیف در جنگی بزرگ

فردوس‌آرا در این پنجره از عارفی مسیحی و فعال اجتماعی به نام سیمون وی نام برد که در قرن بیستم در فرانسه، نگاه الاهیاتی جدیدی را نمایندگی می‌کرد. او با جثه‌ای کوچک، برای اینکه رنج کارگران را درک کند به میان کارخانه‌ها و کارهای سخت و ستیزهای سیاسی می‌رفت و از شفقت می‌گفت. او دینداری بود که می‌گفت باید برای کم کردن رنج انسان‌ها وارد میدان عمل شد و منتظر مداخله خدا نماند. اینکه شخصی چند رکعت نماز بخواند و مدعی باشد که خدا طرف او را می‌گیرد و پیروز میدانش می‌کند، با تفکرات سیمون وی فاصله دارد که معتقد بود مگر ما در نظام کائنات چه کسی هستیم که خداوند به نفع ما وارد شود؟

بدین ترتیب نوعی مسئولیت انسانی درباره رنج آدم‌ها را از منظری دینی  ترویج می‌کرد.

7

سیمون وی

پنجره هفت؛ آلبر کامو سکوت ملکوت

این پژوهشگر فلسفه در آخرین پنجره، از نگاه آلبر کامو، نویسنده فرانسوی قرن بیستم، به رنج‌های زندگی پرداخت و با اشاره به داستان‌های او همچون «طاعون» و «افسانه سیزیف»، بر عصیان این نویسنده نسبت به سکوت ملکوت در قبال رنج آدمیان تاکید کرد. کامو در عصر تاریک ظهور فاشیسم در اروپا، به مبارزه‌ی بدون امیدِ به پیروزی معتقد بود، به اینکه او به عنوان نویسنده اگرچه شاید موفق نباشد اما باید از «آزادی و حقیقت» بنویسد و همچون  سرنوشت محتوم سیزیف که باید سنگی را به قله‌ای برساند و سنگ به پایین بغلتد و او محکوم ابدی تکرار دوباره این کار است، محکومیم در میانه هر وضعیت هرچند تاریک و پوچ، از ارزش‌های انسانی بگوییم و دفاع کنیم هرچند در افق پیش‌رو تکرار مکررات رنج دیده شود.

88

کامو

به نظر نگارنده، تلاش فردوس‌آرا در به دست دادن کورسوهای امید به زندگی در میانه وضعیت واقعا تراژیک این روزهای‌مان، بسیار قابل تامل است. در وضعیتی که خشونت و سوگِ بجامانده اعتراضات داخلی و رنج‌های ناشی از جنگ خارجی از سویی و از سوی دیگر حکومتی که بر اساس نوع خاصی از نگرش به انسان و جهان، نوعی ویژه از حکومت‌داری را ترویج می‌کند، مردم به تماشا نشسته‌اند و در حال ‌و روزی ناخوش، گاهی سرنوشتی سیاه برای خود به تصویر می‌کشند، گفتن از «زندگی» به شیوه‌های گوناگون، همچون روشی که فردوس آرا بدان پرداخت، شاید بتواند ما را این‌بار، واقعا از وضعیت حساس و البته خردکننده کنونی، به سلامت عبور دهد.

منبع: خبر فوری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید