درباره زرتشت، دهقانزادهای از شمال غرب ایران
تحلیل خطشناسی الفبای اوستایی نشان میدهد که این خط در زمان ساسانیان اختراع شده است.
کتاب «زندگی و اندیشه زرتشت» به کوشش علی دهباشی از سوی انتشارات دیدآور منتشر شد. این کتاب مجموعهای ارزشمند از مقالات و جستارهای برجستهترین پژوهشگران، ایرانشناسان و فرهنگدوستان است که با نگاهی ژرفکاوانه زوایای گوناگون زندگی و شخصیت زرتشت و نیز باورها و کیش او را از زمینههای فرهنگی و اجتماعی تا تحولات تاریخی، واکاوی کردهاند.
این کتاب دعوتی است به شناخت میراثی کهن؛ برای آنان که میخواهند با آگاهی، عمق این آیین کهن ملی را در آیینه اندیشه و قلم بزرگان فرهنگ ایرانزمین نظاره کنند.
درباره متون آیین زرتشتی در این کتاب مقالات پراهمیتی آمده است. «اوستا» کتابی است که یکدست نیست و دانشمندان دین زرتشتی تحقیقات وسیع و گستردهای درباره چگونگی تدوین این کتاب نگاشتهاند و مطالعات جدید دیدگاههای محققان را دگرگون کرده است. تحلیل خطشناسی الفبای اوستایی نشان میدهد که این خط در زمان ساسانیان اختراع شده است.
![]()
علی دهباشی در مقدمه کتاب نوشته است:
«سرزمین ما ایران زادگاه دین زرتشتی است و دین رسمی ایرانیان در دوران باستان زرتشتی بوده است. پس از غلبه یونانیان، دین زرتشتی مورد هجوم عناصر یونانی و سامی قرار گرفت. تغییراتی که در مذهب زرتشت اتفاق افتاد از دوران هخامنشی آغاز شد و به مرور زمان دچار تحول شد. در دوران حمله اسکندر آماج حملات سپاهیان اسکندر قرار گرفت و در دوران سلطنت ساسانیان مجددا تغییراتی تازه در این آیین رخ داد و در همین دوران است که به اوج نفوذ و قدرت خود رسید.
بنا بر روایات تاریخی زرتشت دهقانزادهای بوده است که در شمال غرب ایران متولد شده است. در پانزده سالگی به تعلیمات درخشانی دست یافت. روایات اغراقآمیزی درباره او وجود دارد که عاری از حقیقت است. دینی که زرتشت به وجود آورد یک آیین اخلاقی بود که مبنای ادیان توحیدی گذشته بود. وی خدای واحد و یکتا را اهورامزدا نام داد. درواقع زرتشت با توجه به موقعیت اجتماعی خود این نامگذاری را انجام داد. اساس این آیین بر روی این اصل استوار شده است که در صحنه زندگی درونی انسانها عرصه میدان نبرد دائمی بین خیر و شر است و در متون زرتشتی تفاسیر گوناگونی از خیر و شر ارائه شده است.
در دین زرتشتی ابتدا سلسله مراتب مقامات مذهبی به شکل امروزی وجود نداشت. در آیین اولیه زرتشتی هر فردی در تمام رفتار و کردار خود آزاد بوده و احکام اخلاقی را اجرا میکرده است. بعدها قوانینی در ابعاد گسترده در این دین تدوین شده که قابل بررسی است. پس از ظهور اسلام گروهی از زرتشتیان به هند مهاجرت کردند و در سواحل غربی این کشور مستقر شدند و به پارسیان هند شهرت یافتند. پارسیان هند بخش مهمی از اوستا را از متن پهلوی به سانسکریت ترجمه کردند. زرتشتیان از سال ۱۶۴۰ شهر بمبئی را مرکز خود قرار دادند و در جامعه هند نفوذ فراوان پیدا کردند.»
«ایدئولوژی جامعه ماد» نوشته فریدون شایان، «فرهنگ ایران باستان خاوری» نوشته اونا کار کلیما و عیسی شهابی، «زادن زرتشت» نوشته دکتر احسان یارشاطر، «چکیدهای از زندگی اساطیری زرتشت» نوشته ژاله آموزگار و احمد تفضلی، «زندگی زرتشت» نوشته دکتر مهرداد بهار و دکتر محمد معین، «مدرک تازهای مربوط به زندگی زرتشت» نوشته سیدحسن تقیزاده و احمد آرام، «زرتشت در تاریخ» نوشته هنریک بنیزیگ و سیفالدین نجمآبادی، «چهره زرتشت در شاهنامه فردوسی» نوشته ظاهر امراری، «زمان زرتشت» نوشته استاد ابراهیم پورداود، ذبیح بهروز و سیدحسن تقیزاده، «درباره مبدا گاهشماری زرتشتی» نوشته همایون صنعتیزاده، «دین مزدیسنی یا زرتشتی» نوشته دکتر محمدجواد مشکور، «دین زرتشتی» نوشته هیوم و عبدالرحیم گواهی، «زرتشت و دین او و آیین زرتشت» نوشته استاد ابراهیم پورداود، «زرتشت پیامبر» نوشته والتر هینس و عبدالرحمن صدریه، «زرتشت و تعلیم او و ساسانیان و آیین زرتشت» نوشته دکتر عبدالحسین زرینکوب، «دیدی نو از دینی کهن» نوشته دکتر فرهنگ مهر، «آتش زرتشت» نوشته کیخسرو شاهرخ، «یشت چیست؟» نوشته علیاکبر جعفری بخشی از مقالات کتاب را دربردارد.
«کیان در گاتاها و یشتها»، نوشته کریستن سن و ذبیحالله صفا، «پیشگوییهای زرتشت» نوشته صادق هدایت، «تاملات زرتشتیان درباره پیشگویی رستاخیز و معادشناسی زرتشتی بنا بر متون فارسی میانه» نوشته تورج دریایی و مهرداد قدرت دیزجی، «کیش زرتشت و اسلام» نوشته مری بویس و همایون صنعتیزاده، «برای روان انتقال اندیشههای زرتشتی به اسلام» نوشته شاکه و مرتضی ثاقبفر، «خوراکهای آیینی و سنتی زرتشتیان در ایران» نوشته مهوش سروشیان، «لباس زرتشتیان ایران» نوشته سیمین دانشور، «توضیح چند واژه آیین زرتشت» دکتر جهانگیر اوشیدری، «تاریخچه واژه گبر» نوشته گارنیک آساطوریان، «اهورامزدا در ارمنستان» نوشته دکتر پرویز رجبی، «مقام زن در اوستا» نوشته موبد رستم شهزادی، «زرتشت و ایرانشناسان این روزگار» نوشته دکتر فتحالله مجتبایی، «راهنمای انتقادی و کتابشناختی دین زرتشتی» نوشته پانائیتو و حسن رضایی باغبیدی، «تاثیر جهانبینی زرتشت بر شعر و ادب عرفان پارسی» نوشته توران شهریاری از دیگر مقالههای کتاب است.
زادن زرتشت
احسان یارشاطر در مقالهای با نام «زادن زردشت» نوشت:
«از روزی که اهریمن بدنهاد، نخستین بار به جهان هرمزد حمله برد، هرمزد تا سه هزار سال به ساختن و پرداختن جهان ما مشغول بود و اهریمن از بیم پیروزی هرمزد و شکست خویش در قعر دوزخ مدهوش افتاده بود. در سه هزار سال دوم، اهریمن با دیوان و پریان به جهان ما هجوم آورد و آفریدگان هرمزد را به آفات اهریمنی آلود و تاریکی و بیماری و درد و نیاز و خشم و دروغ و جانوران زیانکار را به این جهان آورد و آب و خاک و گیاه و حیوان و مردم را آزار کرد. در سه هزار سال سوم، هرمزد برای رهایی از این آفتها زردشت را به این عالم فرستاد و آیین خود را به او سپرد تا مردمان را به نیکی رهبر باشد و جهان را به راستی و پاکی و آبادانی از شر اهریمن آزاد کند و پیروزی هرمزد را به انجام رساند.»
چکیدهای از زندگانی اساطیری زردشت
ژاله آموزگار و احمد تفضلی در مقالهای با عنوان «چکیدهای از زندگانی اساطیری زردشت» چنین نوشتهاند:
«زردشت همانند آدمیان دیگر از سه عنصر اصلی تشکیل شده است: فر، فروهر و جوهر تن. فره یا خره همان موهبت ایزدی است که تجلی ظاهری آن نور است. همراهی آن با مردمان موجب نیکبختی و جدایی آن از آنان سبب بدبختی است. فروهر روح پاسبان آدمی است، پیش از تولد وجود دارد و پس از مرگ نیز باقی میماند و در صورتی که بازماندگان برای او نیایش کنند و هدیه تقدیم دارند، خشنود میگردد و از خانواده حمایت میکند. جوهر تن صورت مادی یا جسم آدمی است. آفرینش هر کدام از این عناصر تشکیلدهنده زردشت بهگونهای اساطیری توصیف شده است. فره زردشت از ازل جزئی از اورمزد بوده و در پیش او قرار داشته است تا بعدها در هنگام مقدر با عناصر دیگر ترکیب شود. فروهر او در پایان سه هزاره اول از دوران دوازده هزارساله جهان همراه با دیگر آفریدگان مینویی آفریده شد. به روایت دینکرد، امشاسپندان زردشت را به صورت مینویی آفریدند و فروهر او را که دارای دهان و زبان سخنگو و دارای سری گرد بود، در میان او نهادند. اورمزد جوهر تن او نیز در عالم مینو آفرید تا آن را بعدا از طریق باد و ابر و باران به گیاهان منتقل کند و سپس از طریق شیر گاوانی که در میان آن گیاهان چرا کردهاند، وارد تن پدر و مادرش شود.»
آتش زرتشت
کیخسرو شاهرخ در نوشتهای با نام «آتش زرتشت» میگوید:
«سخن در باب آن آتشی که زرتشتیان معتقدند که زرتشت به همراه داشت و بیدود بود و کسی را نمیآزرد و بر گنبدی نشانده به خودی خود افروخته بود و زوال نداشت. نخست کنایه از آتش حقیقت مذهب مزدیسنی است که ابدا تیرگی و دود و آلایش در آن نیست و برای فروزش آن آلات و ادوات مصنوعی لازم ندارد و جز فروغبخشی آن را کاری نیست.
سراسر تابش حقیقت نور معرفت است و بر هر مزدیسنی و زرتشتی واجب است که آن آتش را بر فراز گنبد قلب خویش روشن داشته دل خود را آتشکده آن آتش سازد و با حرارت حقیقتآمیز آن خود و اطرافیان را گرم و از نور بیزوال و بیدودش خویش و بیگانه را روشن و به جاده حقیقتشناسی دلالت کند.»
لباس زرتشتیان ایران
زندهنام سیمین دانشور در نوشته «لباس زرتشتیان ایران» چنین نوشته است:
«نقش لباس زنان زرتشتی، از روی لباسهای یکی از خانوادههای قدیمی ایران تهیه شده است که معلوم نیست از چه زمانی در میان زرتشتیها معمول بوده است. شاردن که در سال ۱۶۶۶ یعنی به اغلب احتمال در زمان شاه سلیمان به ایران مسافرت کرده هنگام عبور از یزد با بعضی از موبدان زرتشتی ملاقات کرده و در یادداشتهای خود نوشته است که وضع مادی زرتشتیها بسیار رقتآور بوده است و تصویری از یک زن پارسی داده که از آن چنین استنباط میشود که از زمان شاه سلیمان تا به امروز تغییر مهمی در لباس زنان زرتشتی روی نداده است ولی از لباس مردان زرتشتی در زمان قدیم عکس یا تصویری در دست نیست.
پارچه لباس کنونی پارسی از کج است که در یزد بافته میشود و از قطعات قرمز و زرد و سبز تهیه میشد. پارسیها عقیده دارند که این رنگها علامت پرچم ایران در زمان قدیم بوده است، آستین پیراهن بسیار ساده و به اصطلاح امروزی راسته است و در لب آن گاهی یراق اضافه میشود. یقه پیراهن از جلو و عقب باز است و چاک بلندی دارد. در زیر پیراهن، شلوار بلندی از رنگهای مختلف بر تن میکنند که مچهای آن چیندار و بسته است. برای پوشاندن سر، ابتدا لچکی از زری بر سر میکنند و به وسیله دو بند آن را به زیر گلو میبندند. سپس روی لچک یک مکنو بر سر میکنند.»
زمان پیدایش زرتشت
فرهنگ مهر در مقاله «دیدی نو از دینی کهن» نوشته است:
«زمان پیدایش زرتشت و تبلیغ دین بهدرستی روشن نیست. ایرانیان میگویند که او در زمان ویشتاسب، پدر داریوش میزیسته است. ولی این امر فوقالعاده مورد تردید است... تاریخ پیدایش هرچه باشد، تردیدی نیست که زرتشت پیامبری بوده است که دین کهن ایرانیان را تغییر داد. چون بیشتر پژوهندگان طرفدار تاریخ سنتی، مبنای کار را روی مقارن بودن اشو زرتشت با ویشتاسب، پدر داریوش و یا براساس تاریخ حمله اسکندر به ایران قرار دادهاند، نتیجه کار آنان یکی است.
اختلاف چند ده سال بین آنان ناشی از آن است که برخی آن تاریخ را تاریخ تولد زرتشت میدانند و بعضی آن را تاریخ برگزیده شدن او به پیامبری دانستهاند. در حالی که اصل موضوع بیاساس و مورد تردید کلی است. به نظر میرسد که ساسانیان مایل بودند شروع تاریخ سلطنت خود را با آغاز هزاره یازدهم که گفته میشد، زمان ظهور هوشیدر، نخستین نجاتدهنده بعد از زرتشت بود، برابر کنند و با این کار بر اعتبار اردشیر بابکان بیفزایند.»
خوراکهای آئینی زرتشتیان
مهوش سروشیان در مقالهای با نام «خوراکهای آیینی و سنتی زرتشتیان در ایران» که به کوشش کتایون مزداپور تنظیم شده مینویسد:
«اصطلاح قدیمی پلو هفترنگ را که شادروان مادرم با تعریض و شوخی به کار میبرد، فقط وقتی میشود فهمید که به آثار قدیمی، مثل کتاب آشپزی دوره صفوی مراجعه کنیم که در آن زردپلاو و پلاو سرخ و سیه پلاو و سبز پلاو یاد شده است. در پخت و پز آیینی، توجه خاص به بوی خوراک است و در درجه اول بوی نان است که بهویژه آن را سهم و بهره روان میشمارند. اصطلاح بربو نهادن برای همین خوردنیها به کار میرود و هرچه تهیه میشود و آن را بر سر سفره آیینی میآورند و یا اصلا در برگزاری گاهنبار و مراسم درگذشتگان میپزند، برای نهادن بَرِبوی و به منظور آن است که روانهای رفتگان از بوی آن بهره برند.»
زن در اوستا
موبد رستم شهزادی در مقاله «مقام زن در اوستا» چنین نوشته است:
«در ایران باستان، مقام زن در جامعه بسیار بالا بوده و زن در بسیاری از شئون زندگی با مرد همکاری میکرد. بنا بر نوشته کتاب نیرنگستان پهلوی زنان میتوانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی با مردان شرکت کنند.
یا خود به تنهایی به انجام اینگونه کارها بپردازند. زنان حتی میتوانستند در اوقات معینی به پاسداری آتش مقدس پرداخته و طبق کتاب مادگان هزار دادستان به شغل وکالت و قضاوت مشغول کردند. در فروردین یشت و دیگر یشتها و همچنین شاهنامه و دیگر حماسههای باستانی این سرزمین اسامی بسیاری از این زنان نامدار و پهلوان و میهنپرست و دیندار که به واسطه کارهای مفید و نیکشان در گروه زندهروانان جاوید، درآمدهاند و بر روان فرهمند آنان درود فرستاده میشود. زن در ایران باستان حتی به مقام شاهی نیز میرسیده است. در اوستا هرجا از روان مردان پاک و پرهیزکار سخنی در میان است، بلافاصله روان چنین زنانی را نیز به یادآورده و به روانشان درود میفرستد.»
واژه آئین زرتشت
دکتر جهانگیر اوشیدی در مقالهای با نام «توضیح چند واژه آیین زرتشت» نوشته است:
«برخی بر آن گماناند که لفظ مزدا از دو واژه مه به معنای بزرگ و رَدا به مفهوم دانا ترکیب شده است که به عنوان صفت دنبال واژه اهورا میآید. پژوهندگان بسیاری بر این عقیدهاند که برای شناخت صحیح اهورامزدا و صفات و نامها و یگانگی او مطالعه اوستای کهن یعنی گاتاها و برخی یشتها نتایج درستتری به دست میدهد، زیرا در بخشهای اوستای متاخر که نشانگر دگرگونیهایی در آیین زرتشتی و صور بعدی این کیش است، مفاهیمی وارد شده است که با روح تعالیم و مقاصد پیامبر مغایرت دارد. پیش از اشورزرتشت اهورهها خدایان قبیلهای بودند و هر قبیله دارای خدای بزرگ واحدی بود لیکن اشوزرتشت نوید داد که در جهان سروری دانا و خدایی یگانه وجود دارد که آفریدگار و منشا نیکی و راستی و پشتیبان همه مردمانی است که از میان دو راه نیک و بد راه نیک را انتخاب میکنند.»
اهورامزدا در ارمنستان
زندهنام دکتر پرویز رجبی در مقاله «اهورامزدا در ارمنستان» میگوید:
«یزدانشناسی ارمنستان مانند تاریخ این سرزمین، پیوند تنگاتنگی با دینهای ایران باستان دارد. این پیوند از دوره اشکانیان به بعد نقش تعیینکنندهای پیدا میکند. در این دوره است که با حضور شاهزادگان اشکانی در ارمنستان و فرمانروایی گاهبهگاه آنان، آرمازد (هرمزد، اهورامزدا) در کنار ایزدان محلی و ایزدان ایرانی اندکی دگرگونشده حضوری فعال دارد.
مثلا تیرداد فرمانروای ارمنستان، برای حاصلخیزی خوب به درگاه اهورمزدای توانا که پدر همه خدایان است و مهر پسر و آناهیتا و ناینا دختران اویند نیایش میکند. اهورامزدا آسمان و زمین را آفریده است و قوس و قزح کمربند اوست. ارمنیان در نوروز برای اهورامزدا و دخترش آناهیتا جشن میگرفتند. از مجسمه برنزی دیگری از آرمازد نیز یاد میشود که کلاهخودی تا روی گوشها بر سر و شمشیری بر دست داشته است.»
کتاب «زندگی و اندیشه زرتشت» به کوشش علی دهباشی در ۱۲۱۶ صفحه با قیمت دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان از سوی انتشارات دیدآور منتشر شد. عکس روی جلد از یوریک کریم مسیحی است.