فولاد قد کشید، سیاست انرژی باید تغییر کند

سال ۱۴۰۴ برای فولاد ایران سالی معمولی نبوده است. از یک‌سو محدودیت‌های برق و گاز مثل سال‌های قبل بر سرِ تولید سایه انداخت، از سوی دیگر آمار ۹ماهه انجمن فولاد می‌گوید محصولات میانی ۷/۴ درصد رشد کرده‌اند و تولید آهن اسفنجی ۱۲/۲ درصد بالا رفته است؛ در حالی‌که هر بار افت فشار گاز یا خاموشی برق می‌تواند بسیاری از واحدها را از مدار تولید خارج کند. این اعداد در چنین شرایطی یعنی فولادسازان، با همه ضعف‌های سیاست‌گذاری، تا حد زیادی برای حفظ ماشین تولید جنگیده‌اند.

فولاد قد کشید، سیاست انرژی باید تغییر کند

نمونه روشن این نوع مدیریت را می‌توان در فولاد خوزستان دید؛ جایی که همزمان با تشدید ناترازی انرژی و عدم مدیریت مناسب در استان، به‌جای عادت‌کردن به «خاموشی اجباری»، از قبل برای روزهای سخت برنامه‌ریزی شد. تملک نیروگاه ۵۴۰ مگاواتی خلیج فارس، برنامه‌ریزی و پیگیری نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی، زمان‌بندی تعمیرات در دوره‌های اوج بار و افزایش بهره‌وری داخلی، مجموعه تصمیم‌هایی بود که ثبات نسبی بخشی از تولید و حفظ جایگاه صادراتی شرکت را ممکن کرد. فولاد خوزستان با درک واقعیت‌های جدید و تحمل بخشی از خسارت‌ها به این جمع‌بندی رسیده است که اگر خود برای تأمین انرژی پیش‌قدم نشود، هر تابستان و زمستان باید هزینه توقف تولید و از دست رفتن بازار را بپردازد.

در سطح ملی اما تصویر همچنان نگران‌کننده است. رشد ۱۲/۲ درصدی آهن اسفنجی در برابر افزایش تنها ۲/۳ درصدی تولید گندله، هشدار می‌دهد که اگر برای معدن، حمل‌ونقل و تنظیم‌گری فکری نشود، خوراک واحدهای احیا به گلوگاه بعدی تبدیل خواهد شد؛ همان‌گونه که انرژی به گلوگاه اصلی شد. در چنین وضعی، حرکت شرکت‌هایی مانند فولاد خوزستان به سمت تکمیل زنجیره از معدن تا انرژی، بیش از آن‌که یک انتخاب لوکس توسعه‌ای باشد، شبیه «دفاع شخصی» بنگاه در برابر نااطمینانی‌های سیاستی است.

از این‌جا به بعد، مسئله دیگر صرفاً در سطح کارخانه حل نمی‌شود. فولادسازان آنچه در توان مدیریتی خود بوده انجام داده‌اند؛ نیروگاه خریده‌اند، انرژی پاک را وارد برنامه کرده‌اند، بهره‌وری را بالا برده‌اند و با هزینه خود برای تاب‌آوری شبکه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. اکنون نوبت مدیران حوزه انرژی و سیاست‌گذاران بالادستی است که نگاه خود به صنایع بزرگ را اصلاح کنند؛ از دیدن آن‌ها به‌عنوان «مصرف‌کننده مزاحم» فاصله بگیرند و نقش‌شان را به‌عنوان موتور اشتغال، ارزآوری و سرمایه‌گذاری به رسمیت بشناسند. اگر در سیاست‌های برق و گاز و قراردادهای پایدار انرژی تجدیدنظر نشود، این رشد ۷/۴ درصدی به‌جای آغاز یک روند پایدار، فقط یک استثنای موقتی در کارنامه فولاد ایران خواهد بود.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید