دیاکو حسینی، تحلیلگر مسائل بینالملل: مفاد تفاهم اخیر به گونهای است که گویا آمریکا با یک ابرقدرت همتراز خودش تفاهمی را امضا کرده است/ این تفاهم بسیار بیشتر از اینکه به نفع آمریکا باشد، به نفع ایران است
یک تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: برای حل دائمی منازعات خود با آمریکا، باید بر سر همه مسائل با این کشور گفتوگو کنیم که البته فعلا امکان و ارادهای برای آن وجود ندارد. بنابراین، من فکر نمیکنم به صرف حل مسأله هستهای، ما وارد دوره عادیسازی روابط با آمریکا شویم.
دیاکو حسینی با اشاره به امضای تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا، اظهار کرد: مفاد این تفاهم به گونهای است که گویا آمریکا با یک ابرقدرت همتراز خودش تفاهمی را امضاء کرده است. این نشان میدهد که آمریکا به هیچ وجه نتوانسته به اهداف خود از جنگ دست یابد و لذا تلاش کرده ایران را برای امضای تفاهم متقاعد کند. بنابراین، این تفاهمی کاملا متوازن است و حتی میتوان گفت بسیار بیشتر از اینکه به نفع آمریکا باشد، به نفع ایران است و همچنین انعکاسی است از آنچه در میدان جنگ رخ داد؛ یعنی توانایی ایران برای دفاع از خود و تابآوری نظام حکمرانی ایران در برابر حملات، توانایی تهاجمی ایران در سطح منطقه و همچنین توانایی چالشناپذیر ایران برای کنترل تنگه هرمز.
وی ادامه داد: این وضعیت عملاً منجر به شکست استراتژیک آمریکا و اسرائیل علیرغم موفقیتهای تاکتیکی آنها شد. حداقل در تاریخ متأخر، این بیسابقه است که آمریکا با یک قدرتی که به لحاظ نظامی و اقتصادی از خودش کوچکتر است، چنین توافقی که به نفع طرف مقابل (یعنی ایران) محسوب میشود را امضاء کند. در تاریخ اخیر، من چنین چیزی را سراغ ندارم. این از یک طرف نشاندهنده نتیجه فاجعهباری است که در این جنگ برای آمریکا ایجاد شده و از طرف دیگر، دست بالاتر ایران به لحاظ استراتژیک را نشان میدهد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه این تفاهم در چهارچوبهای کلی خود، یک شکست برای آمریکاست، گفت: وعده لغو تحریمها و محاصره دریایی، صدور مجوز فروش نفت ایران و اعلام آمادگی برای ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری به منظور بازسازی ایران، نشانههای شکست آمریکا در رسیدن به اهداف خودش است. بنابراین، توافق نهایی نیز در صورت حصول، برای آمریکا بهتر از برجام نخواهد بود و حتی این احتمال وجود دارد که برای ایران بهتر از برجام باشد.
مشکلات اقتصادی ما با معافیتهای تحریمی ۶۰ روزه حل نخواهد شد
حسینی با اشاره به اینکه در بند ۱۰ سند تفاهم، آمریکا نسبت به صدور معافیتهای تحریمی موقت برای صادرات نفت ایران متعهد شده است، افزود: به دلیل چندین دهه تحریم خصوصا از سال ۲۰۱۸ و آغاز تحریمهای حداکثری، اقتصاد ایران آسیبهای شدیدی دیده است. بنابراین، صرفا فروش نفت در این دوره ۶۰ روزه که البته احتمالا قابل تمدید خواهد بود، کمک شگفتانگیزی به اقتصاد ایران نخواهد کرد. اقتصاد ما به دلیل اشکالات ساختاری، دچار بیماریهای مزمن هم هست و بنابراین، صرف ورود درآمدهای نفتی، مشکلات اقتصادی ما را به سادگی رفع نخواهد کرد. البته همین که آمریکا پذیرفته ایران بتواند نفت خود را بفروشد و مبادلات بانکی مربوطه را انجام دهد، یک اتفاقات بسیار مثبت است و میتواند حداقل برای کوتاهمدت، یک فضای تنفسی را برای ایران ایجاد کند.
وی با اشاره به بندی دیگر از این توافق که بر رفع تمامی تحریمهای ایران تأکید دارد، عنوان کرد: رفع تحریمهای اولیه و ثانویه چندان در دسترس به نظر نمیرسد. ممکن است مذاکرات بر سر این موضوع بسیار طول بکشد و شاید حتی به شکست بیانجامد، زیرا با وجود امضای تفاهم، همچنان خصومت بین ایران با آمریکا و اسرائیل به قوت خود باقی است و لذا بسیار دشوار است که صرفا به دلیل توقف برنامه غنیسازی ایران و خروج یا رقیقسازی اورانیوم غنیشده، دولت و کنگره آمریکا لغو کلیه تحریمها اعم از اولیه و ثانویه را بپذیرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه مسئله هستهای فقط یکی از مناقشات بین ایران و آمریکاست، اضافه کرد: مسائل موشکی، پهپادی و گروههای مقاومت، از دیگر موارد مورد مناقشه است که طبق بند ۱۳ این تفاهم، در مذاکرات نیز گفتوگویی در مورد آنها نخواهد شد و به همین شکل باقی خواهد ماند. لذا احتمالا آمریکا از خود خواهد پرسید که چرا باید تحریمها را علیه ایرانی بردارد که همچنان به دنبال نابودی اسرائیل است. بنابراین، با شروع مذاکرات، مخالفتها در آمریکا خصوصا نسبت به لغو تحریمها بسیار شدید خواهد شد.
به نظر نمیرسد این تفاهم بتواند منجر به حل ریشهای مناقشات ایران و آمریکا شود
حسینی با بیان اینکه بسیار دشوار است که فکر کنیم این تفاهم میتواند منجر به حل ریشهای مناقشات ایران و آمریکا شود، اظهار کرد: اگر توافق نهایی حاصل گردد، میتواند نقطه عطف جدیدی در روابط ایران و آمریکا باشد؛ خصوصا که در بندی از این تفاهم، بر خروج نیروهای نظامی آمریکا از اطراف ایران تأکید شده است. این به معنای خروج نیروهای آمریکایی از خلیجفارس است که در صورت تحقق، یک اتفاق استراتژیک بزرگ در موازنه بینالمللی محسوب میشود.
وی ادامه داد: البته به نفع آمریکا هم هست که از منطقه خارج شود و رابطه بهتری با ایران داشته باشد، زیرا در این صورت میتواند تمرکز خود بر چین را افزایش دهد. اما سابقه تاریخی از یک طرف و تلاش نیروهای سیاسی حاضر در آمریکا از طرف دیگر، باعث تردید در احتمال تحقق این امر میشود، زیرا اسرائیل و بخشی از اعراب نسبت به حضور آمریکا در منطقه برای مهار قدرت ایران تمایل دارند. در چنین شرایطی، احتمال حصول توافق و رسیدن به آن نقطه عطف، بسیار کمرنگ است، اما در صورت انجام، وارد فصل جدیدی در روابط ایران و آمریکا خواهیم شد.
ترامپ چارهای جز پذیرش توان موشکی و منطقهای ایران ندارد
این تحلیلگر مسائل بینالملل در خصوص اینکه آیا موافقت ترامپ با مذاکرات صرفا هستهای، به معنای پذیرش توان موشکی و منطقهای ایران از سمت اوست، گفت: ترامپ چارهای جز این ندارد. آمریکا در تمام این مدت تلاش کرد ذخایر موشکی ایران را نابود کند، اما در عمل، ایران تا آخرین روز جنگ حتی شتاب حملات خود را هم کم نکرد و طبیعتا هرگز این توان خود را کنار نخواهد گذاشت و آمریکا هم چارهای جز پذیرش این واقعیت ندارد. در مورد نیروهای مقاومت نیز همین طور است؛ حداقل از هفتم اکتبر به بعد، اسرائیل با تمام قوا تلاش کرد نیروهای مقاومت را از بین ببرد، اما حتی در غزه هم علیرغم نسلکشی بیسابقه، نتوانست حماس را نابود کند و حزبالله هم که جای خود دارد.
حسینی با بیان اینکه بنابراین من فکر نمیکنم که هدف آمریکاییها از مذاکرات، حلوفصل مناقشات موشکی و منطقهای نیز باشد، عنوان کرد: شاید آمریکاییها امیدوارند با بهبود روابط فیمابین و ایجاد همکاریهای اقتصادی دوجانبه، ایران انگیزه کمتری برای حمایت از نیروهای مقاومت داشته باشد و به راهحلهای سیاسی برای حل مسأله مقاومت و اسرائیل روی بیاورد. لذا اکنون مهمترین مهمترین اولویت ترامپ، خروج یا آن طور که در متن تفاهم آمده، حداقل رقیقسازی اورانیوم غنیشده است. تأسیسات هستهای ایران نیز به دلیل حملات، عملا از کار افتاده و تا چندین سال قابل استفاده نیست.
احتمالا پس از حلوفصل مناقشات هستهای، ترامپ بر سر مسائل منطقهای و موشکی بازگردد
وی ادامه داد: بنابراین، اصلیترین تمرکز ترامپ بر حلوفصل ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران است. اما اگر ترامپ بتواند این مسئله را حل کند و همچنان مسائل گروههای مقاومت باقی مانده باشد، احتمالا دوباره به فشار بر ایران بر سر مسائل منطقهای باز خواهد گشت و این بار خیالش هم راحت است که ایران اورانیوم غنیشده ندارد و نمیتواند بمب اتم بسازد و لذا فشارهایش به ما بیشتر خواهد شد. بنابراین، من فکر نمیکنم آمریکا کلا از چالشهای موشکی و خصوصا منطقهای با ایران چشمپوشی کند، زیرا اسرائیل چنین اجازهای را به آن نمیدهد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه به نظر میرسد ترامپ میخواهد پس از حل مسئله ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، دوباره به سایر موضوعات بازگردد، افزود: همین باعث میشود ما چندان به آینده این تفاهم خوشبین نباشیم. به طور کلی اگرچه اکنون لابی صهیونیستی تضعیف و از محبوبیت اسرائیل در آمریکا کاسته شده، اما همچنان قویترین لابی خارجی در ایالات متحده محسوب میشود و تا کنون در هر پروندهای توانسته دولتهای آمریکا را با خود همراه کند. بنابراین تا مسئله ایران و اسرائیل حل نشود، من امیدی ندارم که رابطه ایران و آمریکا عادی شود.
حسینی با اشاره به اظهارات اخیر نتانیاهو مبنی بر اینکه اسرائیل امنیت خود را مستقل از خواستههای آمریکا دنبال میکند، بیان کرد: اسرائیلیها با طرح این اظهارات، میخواهند سابقهای را شکل دهند که در آینده هم به آن استناد کنند؛ آنها میخواهند این نظر خود را تثبیت کنند که اسرائیل بخشی از این تفاهم نیست و تعهدی هم به آن ندارد. فکر نمیکنم آمریکاییها هم چندان با این موضوع مخالف باشند، زیرا میخواهند دست اسرائیل را در آینده باز نگه دارند تا هر بار احساس کند امنیتش در خطر است، بتواند اقدام کند.
وی با بیان اینکه من فکر میکنم ترامپ این اراده را دارد که تا زمان خروج یا رقیقسازی اورانیوم غنیشده ایران، اسرائیل را کنترل کند، ادامه داد: اما پس از آن، احتمالا ترامپ دست نتانیاهو را در رابطه با ایران و حزبالله باز خواهد گذاشت و اسرائیل نیز میتواند با طرح مجدد این ادعا که هرگز جزو توافق ایران و آمریکا نبوده، اقدامات مدنظر خود را انجام دهد. در آن روز، آمریکا نیز مجددا به موضوع گروههای مقاومت باز خواهد گشت و حتی ممکن است مسائل موشکی و پهپادی را در دستور کار قرار دهد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به اینکه پس به نظر میرسد این ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد برای ما نوعی بازدارندگی ایجاد کرده و بنابراین چطور باید در مورد آن تصمیم گرفت، گفت: باید بازدارندگی را تعریف کنیم؛ اگر منظورمان جلوگیری از حمله نظامی است، دو جنگ اخیر نشان داد این ذخایر نمیتواند برای ما بازدارندگی ایجاد کند. ما اکنون تنها در حال حل مسأله هستهای خود با آمریکا هستیم، بدون اینکه به سایر مناقشات بپردازیم. برای حل دائمی منازعات خود با آمریکا، باید بر سر همه مسائل با این کشور گفتوگو کنیم که البته فعلا امکان و ارادهای برای آن وجود ندارد. بنابراین، من فکر نمیکنم به صرف حل مسئله هستهای، ما وارد دوره عادیسازی روابط با آمریکا شویم.
ترامپ برای حصول توافق نهایی اراده جدی دارد
حسینی در خصوص اینکه برخی معتقدند ترامپ به این تفاهم صرفا به عنوان یک تاکتیک برای خروج از بحرانهای فعلی نگاه میکند و قصد امتیازدهی برای حصول توافق نهایی را ندارد، اظهار کرد: خواندن ذهن ترامپ بسیار سخت است، اما به نظرم او واقعا علاقه دارد که این بحران را خاتمه دهد و این علاقه تنها از انتخابات کنگره ناشی نمیشود، بلکه باید کاملا برای ترامپ روشن شده باشد که هیچ افقی از پیروزی نظامی بر ایران وجود ندارد. ویژگیهای جغرافیایی ایران، اراده کشور به مقاومت و همچنین هزینههای بالای جنگ برای آمریکا، باعث شده که حتی اگر ترامپ تصمیم به اعزام نیروی زمینی هم به ایران میگرفت، باز هم نمیتوانست به پیروزی برسد. بنابراین، هدف ترامپ این است که از طریق دیپلماسی، هم به جنگ با ایران خاتمه دهد و هم بتواند ادعا کند که به توافقی بهتر از برجام رسیده است.
وی ادامه داد: لذا علیرغم اینکه ذهنخوانی ترامپ بسیار سخت است، اما من احساس نمیکنم او به تفاهم حاصلشده به چشم ابزاری برای عملیات فریب نگاه کند. البته حتی در حین مذاکره نیز احتمال بالاگرفتن تنشها وجود دارد. ضمن اینکه اسرائیل نیز تمام تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا جلوی توافق نهایی را بگیرد یا اطمینان پیدا کند که این توافق، منجر به گشایشهای اقتصادی قابل توجهی برای ایران نخواهد شد. در مجموع، مذاکرات پیشرو استعداد بالایی برای شکست دارد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در تشریح سناریوهای ممکن در صورت شکست مذاکرات، بیان کرد: سناریوی نخست، از سرگیری جنگ است که البته بعید به نظر میرسد، زیرا آمریکا از طریق جنگ، افقی برای رسیدن به دستاوردهای بهتر ندارد. سناریوی دوم، تداوم فشارهای اقتصادی و اشکالی از محاصره دریایی است. سومین سناریو که به نظرم محتملترین محسوب میشود، این است که آمریکا تصمیم بگیرد دست اسرائیل را برای خرابکاری، ترور و حملات سایبری در ایران باز کند و خودش هم فشار اقتصادی را افزایش دهد.