دانشجویانی که در دانشگاه «گیر» میکنند؛ دانشگاههایی با طولانیترین مسیر فارغالتحصیلی
بخشی از دانشجویان بیش از سنوات مجاز در دانشگاه میمانند، این پدیده به نام «رسوب دانشجویی» شناخته میشود. این وضعیت در مقطع دکتری بحرانیتر است و حدود ۹۰ درصد دانشجویان دکتری در موعد مقرر فارغالتحصیل نمیشوند.
هر سال هزاران داوطلب کنکور در رقابتی فشرده برای تصاحب صندلیهای دانشگاهها تلاش میکنند. این صندلیها قرار است نقطه آغازی برای مسیر حرفهای و علمی آنها باشد، با این حال در سوی دیگر این رقابت، بخشی از این صندلیها سالها در اختیار دانشجویانی باقی میماند که فراتر از سنوات مجاز در دانشگاهها میمانند؛ پدیدهای که در آموزش عالی به عنوان «رسوب دانشجویی» یا «ماندگاری بیش از حد» شناخته میشود.
این وضعیت در تحصیلات تکمیلی پررنگتر است، به صورتی که بخش بزرگی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی نمیتوانند در موعد قانونی از پایاننامه یا رساله خود دفاع کنند و روند تحصیلشان طولانی میشود.
بر اساس آئیننامههای وزارت علوم؛ سنوات مجاز برای مقطع کاردانی و کارشناسی ارشد دو سال (۴ نیمسال) و برای مقاطع کارشناسی چهار سال (۸ نیمسال) و دکتری تخصصی حداقل سه سال (۶ نیمسال) و حداکثر چهار سال (۸ نیمسال) است. اما در عمل بسیاری از دانشجویان فراتر از این چارچوب زمانی در دانشگاه میمانند.
هر ترم اضافهتر از این سقف، به افزایش هزینههای نظام آموزش عالی، فشار بر بودجه عمومی و اشغال ظرفیتهای رفاهی مانند خوابگاهها منجر میشود. نمونهای از پیامدهای این وضعیت، تصمیم سال گذشته رئیس دانشگاه تهران برای توقف خدمات رفاهی رایگان به دانشجویان سنواتی بود که اعتراض دانشجویان را به همراه داشت. همچنین رئیس دانشگاه تهران عنوان کرده بود که قرار است در ظرفیت پذیرش به دانشگاه به تعداد دانشجویان سنواتی نیز توجه شود.
در همین زمینه مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی با تحلیل دادههای موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، وضعیت رسوب دانشجویی را در میان بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ دانشآموخته ۵ سال تحصیلی اخیر بررسی کرده است.

وضعیتی حاد در دوره دکتری تخصصی
تکاندهندهترین بخش یافتههای این گزارش مربوط به مقطع دکتری تخصصی (Ph.D) است. بر اساس دادهها؛ ۹۰ درصد دانشجویان این مقطع بیش از ۸ نیمسال (۴ سال) در دانشگاه باقی میمانند و تنها ۹ درصد آنها موفق میشوند در موعد مقرر فارغالتحصیل شوند.
میانگین زمان تحصیل در این مقطع به ۱۱.۷ ترم (بیش از ۵ سال و نیم) رسیده است. به عبارت دقیقتر، دانشجویان دکتری به طور متوسط ۳.۷ ترم (حدود یک سال و نیم) بیش از سنوات مجاز در دانشگاه میمانند و نوعی ماندگاری و رسوب را در دوره دکتر تخصصی شاهد هستیم.

نکته عجیب این است که برای حدود ۴۰ درصد از دانشجویان دوره دکتری تخصصی زمان ماندگاری و رسوب در این مقطع بیش از ۶ سال طول میکشد و ترم سیزدهم به بعد دانش آموخته میشوند.
این ماندگاری در رشتههای فنی و مهندسی با میانگین ۱۲.۲۹ ترم، به مراتب طولانیتر از گروههای علوم انسانی و هنر است.

موضوع مهم دیگر؛ وجود تفاوت در میزان ماندگاری دانشجویان در دانشگاههای مختلف است. این مسئله میتواند به سیاستها و اقدامات داخلی دانشگاه در فرآیند آموزش و پژوهش دوره دکتری تخصصی مربوط باشد.
اگرچه ممکن است اینگونه تصور شود که بالا بودن سطح درآمد و نرخ اشتغال در تهران، دانشجویان را بر اساس هزینه- فایده، به سمت طولانی کردن دوران تحصیل سوق میدهد، اما شواهد آماری چیز دیگری نشان میدهد.
برای نمونه دانشگاههای تهران و صنعتی شریف به ترتیب با میانگین ۱۱.۳۳ و ۱۱.۱۹ ترم، در زمره بالاترین نرخهای ماندگاری قرار دارند، اما مقایسه دادهها نشان میدهد که دانشجویان دکتری در دانشگاه ایلام با میانگین ۱۰.۴۰ ترم، رسوب بیشتری نسبت به دانشگاه صنعتی امیرکبیر در تهران با متوسط ۱۰.۱۵ ترم دارند. این تناقض آماری نشان میدهد که عوامل ساختاری و سیاستهای آموزش و پژوهشی درون هر دانشگاه، در طولانی شدن تحصیل دانشجویان نقش دارد.

بررسی متوسط میزان ماندگاری (رسوب) دانشجویان دکتری تخصصی در زیر نظامهای مختلف آموزش عالی نشان میدهد که موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی بیشترین ماندگاری را دارند و دانشگاه پیام نور کمترین میزان رسوب دانشجویان را دارند.

سد ۷۰ درصدی سنوات در کارشناسی ارشد
حدود ۷۰ درصد دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دچار رسوب شده و نمیتوانند در ۴ ترم، تحصیل خود را به پایان برسانند. میانگین ماندگاری در ارشد ۵.۵۴ ترم ثبت شده است. بررسیها نشان میدهد که حدود دو سوم دانشجویان ارشد (۶۷ درصد) بیش از حد سنوات مجاز در دانشگاه میمانند و دچار رسوب میشوند و حدود ۳۳ درصد از آنها در سنوات مجاز یا قبل از آن فارغالتحصیل میشوند. همچنین ۲۷ درصد (حدود یکچهارم) دانشجویان بیش از ۶ ترم در تحصیل باقی میمانند و دچار رسوب جدی میشوند.

در این مقطع دانشجویان علوم انسانی با میانگین ۵ ترم، حدود یک ترم زودتر از دانشجویان گروههای فنی و پایه فارغالتحصیل میشوند.

بررسی متوسط ماندگاری در دانشگاههای مختلف نشان میدهد که دانشگاه فردوسی مشهد با میانگین ۶.۶۹ ترم بیشترین میزان ماندگاری را در مقطع کارشناسی ارشد دارد و دانشگاه بوعلی سینای همدان با ۴.۳۶ ترم کمترین میزان ماندگاری و رسوب را داشته است.

در مقطع کارشناسی ارشد دانشجویان دانشگاههای دولتی وابسته به وزارت علوم بیشترین رسوب را دارند و دانشجویان دانشگاه پیام نور کمترین میزان رسوب را داشتهاند.
میزان رسوب در مقاطع پایه
میزان رسوب دانشجویان در دوره کارشناسی حدود ۸ ترم است؛ یعنی تا حدودی با سنوات مجاز تحصیل برابر است. با این وجود ۷۰ درصد از دانشجویان مقطع کارشناسی در خلال ۸ ترم یا زودتر به تحصیلات خود پایان میدهند و تنها ۳۰ درصد ماندگاری بیش از سنوات مجاز دارند. به عبارت دقیقتر ۴۰ درصد از دانشجویان در موعد مقرر (۸ ترم) دانشآموخته میشوند و حتی ۳۰ درصد از آنها قبل از ۸ ترم کارشناسی را به پایان میرسانند. تنها ۱۵ درصد از دانشجویان کارشناسی مدت تحصیلشان به ترم دهم به بعد کشیده میشود. بنابراین میتوان گفت که در این مقطع تحصیلی رسول خفیف دانشجو را داریم.

دانشجویان فنی و مهندسی در مقطع کارشناسی رسوب بیشتری نسبت به سایر گروهها دارند و به طور متوسط تحصیلات آنها به ترم نهم کشیده میشود و دانشجویان علوم انسانی به طور متوسط زیر ۸ ترم دانشآموخته میشوند.
میزان رسوب دانشجویان در بین دانشگاههای مختلف متفاوت است؛ به گونهای که این میزان از ۷.۹ ترم در دانشگاه الزهرا تا ۱۰.۰۴ ترم در دانشگاه صنعتی امیرکبیر متغیر است.

در بین زیرنظامهای مختلف نیز دانشگاه ملی مهارت بیشترین میزان رسوب و دانشگاههای فرهنگیان و جامع علمی کاربردی کمترین میزان ماندگاری را در مقطع کارشناسی ثبت کردهاند.

مقطع کاردانی
اگرچه میانگین میزان ماندگاری دانشجویان کاردانی کمی بیشتر از ۴ ترم است، ولی حدود ۴۰ درصد از آنها در ۴ ترم دانشآموخته میشوند و حتی حدود ۸ درصدشان قبل از ۴ ترم به تحصیلات خود پایان میدهند. یعنی نزدیک به ۵۰ درصد این دانشجویان در موعد مقرر یا قبل از آن دانشآموخته میشوند و ۵۰ درصد دچار رسوب میشوند و میتوان گفت که این رسوب ملایم است.

میزان ماندگاری دانشجویان کاردانی در گروه علوم پایه به طور معنادار بالاتر از سایر گروههاست و از میزان متوسط نیز فاصله بسیاری دارد.

جنسیت در رسوب دانشجویان موثر است؟
دادههای ثبتی تفاوتهای معناداری را بر حسب جنسیت نشان میدهند. در تمامی مقاطع، میزان ماندگاری پسران بیش از دختران است. به عنوان مثال در مقطع کارشناسی، میانگین ماندگاری پسران ۸.۴۷ ترم و دختران ۷.۹۶ ترم است. جالب اینجاست که در مقطع دکتری، تفاوت جنسیتی به حداقل میرسد (۱۱.۷۱ ترم برای مردان در مقابل ۱۱.۴۹ ترم برای زنان)، که فرضیه «عمدی بودن رسوب پسران برای تعویق سربازی» را در سطوح عالی تحصیل منتفی میکند.
علل رسوب؛ از چالشهای فردی تا مشکلات ساختاری
دلایل زیادی برای رسوب دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی بهویژه تحصیلات تکمیلی مطرح میشود. از مشروط شدن دانشجو در مقاطع کاردانی و کارشناسی تا طولانی شدن (یا طولانی کردن) فرایند انجام رساله در مقاطع تحصیلات تکمیلی؛ به تعویق انداختن سربازی برای دانشجویان پسر، استفاده از امکانات خوابگاهی برای دانشجویانی که همزمان با تحصیل، در بازار کار مشغول هستند و به لحاظ مسائل مالی ترجیح میدهند به جای فارغ التحصیلی و اسکان در بیرون از خوابگاه، از امکانات خوابگاه تا حد امکان استفاده کنند.
گاهی رسوب به دلیل جلوگیری از اتفاقات پس از تحصیل (از قبیل سربازی ، ازدواج اجباری، بازگشت به منزل یا شهر و روستای محل سکونت و ...) است و بیشتر بر قصد و نیت عمدی دانشجو اشاره دارند. گاهی مقررات آموزشی- پژوهشی دانشگاهها نیز میتواند مقصر باشد. بهطور مثال، لزوم چاپ کردن یک یا چند مقاله برای دفاع از رساله میتواند ماندگاری را به دنبال داشته باشد.
برخی پژوهشگران دلایل رسوب دانشجویی را در سه دسته کلی طبقهکردهاند؛ دسته اول عوامل آموزشی و سازمانی است که ۴۰ درصد از موارد را شامل میشود. دسته دوم عوامل فردی و خانوادگی هستند که ۴۸ درصد از موارد را شامل میشود و دسته سوم عوامل اجتماعی و اقتصادی است که ۱۲ درصد از موارد را شامل میشود.
تداوم این وضعیت از نظر مالی، باعث تحمیل هزینه اضافی بر نظام بودجهریزی آموزش عالی و کاهش بازگشت سرمایه انسانی میشود. از نظر آموزشی، تجمع بیش از حد دانشجویان در مرحله پایاننامه، کیفیت نظارت اساتید را کاهش داده و کیفیت پژوهشها را نیز کاهش میدهد. همچنین از منظر اجتماعی، طولانی شدن دوران تحصیل باعث تأخیر در ازدواج، استقلال مالی و ورود به بازار کار شده و فشارهای روانی مانند ناامیدی و افسردگی را در میان جوانان به دنبال دارد. به طور کل؛ ماندگاری و رسوب دانشجویان مسئلهای چند لایه است که فراتر از کلاس و درس، با ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی جامعه گره میخورد و نیازمند توجه جدی سیاستگذاران است.
راهکارهای پیشنهادی
مرکز پژوهشهای مجلس برای برونرفت از این وضعیت، راهکارهای عملیاتی زیر را پیشنهاد داده است:
* تمرکز بر مقاطع پایه: با کاهش یک ترم از مقطع کاردانی میتوان میزان دانشآموختگی دانشجویان را حداقل تا ۸۴ درصد افزایش داد (کاهش رسوب دانشجو به ۱۶ درصد) و کاهش یک ترم در دوره کارشناسی نیز منجر به کاهش ۱۵ درصدی رسوب دانشجویان میشود.
* پایش هوشمند: در مقاطع پایه (کاردانی و کارشناسی)، دلیل اصلی ماندگاری، «مشروط شدن دانشجو» است؛ استفاده از فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی برای پیشبینی عملکرد تحصیلی و معرفی دانشجویان در معرض مشروطی به دفاتر مشاوره میتواند کمککننده باشد.
* تسهیل فرآیند دکتری: در مقاطع تحصیلات تکمیلی، «طولانی شدن» یا (طولانی کردن) فرآیند تکمیل پایاننامه و رساله، علت اصلی رسوب دانشجو در دانشگاه است. بنابراین تسهیل و تسریع فرایندهای تدوین پایاننامه و رساله، منوط نکردن دفاع از رساله دکتری به «چاپ» مقاله و اکتفا به «پذیرش» یا سایر دستاوردهای پژوهشی برای تسریع در فارغالتحصیلی میتواند به کاهش سنوات کمک کند.
* هدایت تحصیلی: الزامی کردن ورود به مقاطع دکتری با موضوع پژوهشی مشخص و پیشفرض نیز از دیگر راهکارهای کمک کننده در این شرایط است.
رسوب دانشجویی در ایران تنها ناشی از مشکلات فردی دانشجویان نیست، بلکه میتواند نشانه وجود مشکلات ساختاری در نظام آموزش عالی باشد. وقتی ۹۰ درصد دانشجویان دکتری نمیتوانند در زمان مقرر فارغالتحصیل شوند، یعنی توازنی میان انتظارات آموزشی و واقعیتهای اجرایی وجود ندارد. اصلاح این روند نیازمند یک اراده جدی برای بازنگری در آییننامهها و همچنین تقویت نظامهای حمایتی و مشاورهای در دانشگاههاست تا از هدررفت سرمایههای انسانی و مادی کشور جلوگیری شود.